fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

رفتن به کانال در Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

نمایش بیشتر
1 364
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
به گمانم آدم‌ها تا وقتی هستند، خانه‌ی‌ِشان قلبِ توست و وقتی ترکت می‌کنند خانه‌یِ‌شان می‌شود ذهنِ تو.

Repost from موومان
میزان علاقه ام به هر کتاب رابطه مستقیم با تعداد هایلایت ها و خط کشی های توی کتاب داره.

این اما ها ، اما ها ، اما ها؛ اولین عامل مرگ در جهانن.

تمام وجودم "خواستنِ آرامشو" فریاد میزنه؛ اما صدای آرامش تو فریادِ سکوت گم شده ...

تو این دنیای به این بزرگی فقط یه چیز رو میتونم تضمین کنم ، همه اونایی که بهشون فکر می‌کنی و غصه‌شون رو میخوری نه به فکرتن ، نه غصه‌تو میخورن.

یه‌وقتایی تو زندگی حقایقی هستند که نه توی کتابی خوندی، نه از کسی شنیدی و نه تو فیلمی دیدیشون صرفاً طبق هرآنچه که تا به حال تجربه کردی و دیدی باورشون داری یعنی حاصل تمام چیزاییه که از سر گذروندی و فقط خودت میدونی.برای همینه که نمیتونی برای اثباتش دلیلی بیاری فقط یه اشاره ای بهش می‌کنی و ازش رد میشی.امروز که داشتم اپیزود آخر 'هندونه چشمک زن' رو می‌دیدم به یه دیالوگی برخوردم که چند ساعت ذهنم رو به خودش مشغول کرد:زندگی پر از انواع استعاره‌ست، تفسیر فقط به عهده گیرنده‌ست؛ هیچ جواب درستی وجود نداره؛ هیچ جواب درستی وجود نداره! اما ما باید بدونیم که چطور تفسیر کنیم باید یاد بگیریم چی خوبه و چی بد حتی به نظرم درست و غلط وجود داره اما هرکس با توجه به میل خودش دست به تفسیر درست بودن و غلط بودن مسائل میزنه. اما ماهیت حقیقت رو که نمیشه تغییر داد!

هیچ معیاری نمی‌تونه اندازه بگیره که کی بیشتر درد میکشه و هیچ‌کس حق نداره که درد دیگران‌ رو قضاوت کنه. ما‌ هم وظیفه نداریم که به همه این قضیه‌ رو بفهمونیم ؛ میدونی....اگه آسیب دیدی فقط بپذیرش،چون فقط تو میدونی که چقد درد داری...

بعضی وقتا خوندنِ جمله های کتابم و تصور کردنشون کافی نیست، دلم میخواد برم توی فضای اون کتاب زندگی کنم که همه ی اتفاقا رو با چشمای خودم ببینم.

ولی انگار رضایت ربطی به وضعیت نداره، شاید بیشتر یه تصمیمه، تصمیمی گوشه‌ی جمجمه‌ی کوچیکت. سَبیدو

Repost from متالیکا
هربار که با شنیدن یه موزیکِ فوق العاده‌، تنم‌ مور مور میشه و ناخودآگاه اشکام سرازیر، بیشتر مطمئن میشم که من به اینجا و این کالبد‌ تعلق ندارم.

یه وقتایی که سرم داغ می‌کنه به این فکر میکنم که کلا نباید خیلی به دنبال معنا بود،انگار که از بیخ و بن این جهان نه معناداره نه بی‌معناست؛ فقط "هست" و این بودن رو باید زیست!

فرومیر، آی، ای شمعک، فرومیر، آی، که نباشدزندگانی هیچ الّا سایه‌ای لغزان و بازی‌های بازی‌پیشه‌ای نادان که بازد چندگاهی پرخروش و جوش نقشی اندرین میدان و آنگه هیچ! زندگی افسانه‌ای‌ست کز لبِ شوریده ‌مغزی گفته آید سربه‌سر خشم و خروش و غرّش و غوغا، لیک بی‌معنا! مکبث؛ویلیام شکسپیر

رنج بی معنا یکی از دهشتناک‌ترین ترس‌های بشریه زندگی اساساً دردناکه، اما رنج بی گناهان معنا و نتیجه‌ ای نداره و انگار زندگی در دید اونها حتی معنای کلی خودش رو هم باخته. درد و عذابی رو که بشه برای اون معنا و حاصلی پیدا کرد، دست کم در اغلب اوقات می‌شه تحملش کرد.اما دردی که خالی از معناست تحمل ناپذیر و از بین برنده‌ست.

Repost from N/a
photo content

بعضی آدما میان سر راهت تا بهت یادآوری کنن چقدر قوی هستی.

می‌شنیدم ، صدای روح سرکشم بود، قلبم با واهمه‌های جنگجویی تنها به جستجوی حیاتی به عمق یک پرتگاه بود و حقیقت در آبگینه یک لحظه مالیخولیایی چراغ‌های قلب را خاموش کرد نمایان شد دروغ، مانند خدایی که مشعل‌اش را در هزارتویی تاریک می‌افروخت.