آیماه.
رفتن به کانال در Telegram
اینجا هیچ مخاطبی جز خودم ندارد. ″با اسم آیما کپی کنید″
نمایش بیشترإيران141 419دسته بندی مشخص نشده است
1 776
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
1 776
اگر ماه بودم به هرجا که بودم سراغ تورا از خدا میگرفتم، اگر ابر بودم دلم را بر سر رویت میچکاندم، اگر سنگ بودم به هرجا که بودی سر رهگذر تو جا میگرفتم، اگر خاک بودم به زیر پاهای تو آرام خودم را میرساندم،اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی به لب بام من مینشستی، اگر سنگ بودی به هرجا بودی مرا میشکستی، اگر خاک بودی به صد وعده شاید در چشم من بوسه ای مینشاندی.
1 776
از من تا من قبل دیدن تو فاصله هاست، شاید کیلومترها مسافت و من نمیدانم چرا به هرشخص نیاز داریم از ما دور ایستاده، من در اینجا و محبوب در آنجا، قلب در اینجا و یار در قلبی که بیتاب محبوس شدن در اغوشیست که نداشته، من بودن هارا پس زده ام تا نبودن تورا سرمه به چشمانم بکشم، از کسی مراقبت میکنم که در آینه به او قول دادم یک روز خیره در چشمانت دوستت دارم را زمزمه کند، از شما عذرمیخواهم که در خواب هم در فکر بوسیدن شما هستم،دیشب خواب دیدم یکبار دیگر لبانم بر روی چشمان زیبای شماست، زیبارو چطور آنقدر دل فریبی که دوری از شماهم مرا کمی سرد نمیکند؟من دلبسته بودن شما در فرسنگ ها دورتر از خود هستم، روزی دستانی که گوشی را قاب میگیرد صورت شمارا لمس میکند به شما قول میدهم هم سلولی جهان من.
1 776
بوی تورا میدهد تمام تن و جانم، خوانده بودم تنت وطنم است چ زیبا میگفت، من برای بوسیدن دوباره چشمانت درخواب، برای راه رفتن های شباهنگام در شب، شمردن نفسهایت در کنار گوشم بی تابم، خوابی که هیچوقت درکنارم نداشتی، بوسه ای که هیچوقت نیامدی و من طعم بهشت را نچشبیدم و راهی که هیچوقت باهم طی نکردیم، معشوقِجان من سراسر پر از دلتنگی شمام، شمایی که نه میدانید قلبب به شما داده شده نه احساسی، به خواب میروم و باردیگر در خواب غم هایتان را میبوسم، من دلتنگم،حتی دلتنگ بدوش کشیدن تمام دردهایت.
1 776
مدتیست گوشه ای از اتاق خوب رفیقیست مرا در خود جای میدهد و روزی هزاران بارهم مرا با طعنه خورد نمیکند، منزوی شده ام، اتاقم بوی مرگ و میدهد من جسدی با روحی مرده شده ام،مرده ای که حتی جایی برای دفن شدن هم ندارد، گاهی فکر میکنم شایسته کمی آرام گرفتن هستم؟آن هم در آغوش شو اما ترس برم میدار، اگر طعم اغوشم را نخواهی بچشی چه؟اگر موهایم بوی معطری که به مشامت خوش بیاید ندهد چه؟ اگر در راهی که آخرش من هستم اواسطش دل به دیگری دادی؟ مدتهاست در کنج اتاق به تو فکر میکنم گویا تنهایی راحت تر میتواند عاشقم باشد.
1 776
به کدام آدمیزاد بگریزم که بوی تورا بدهد؟دستان چه کسی به رویم باز میشود که انگشتانش از جنس آرامش باشد و لحنش پر از دوست داشتن؟آغوشش به سوی غیر باز نشود و من پر از لذتی باشم بنام مالکیت، مالک بودن یک جای کوچک اما حیاتی برای زنده ماندن، آغوشت مرا در خود حل میکند و یک بار دیگر احیاء میشوم از این جهانی که کدر بودنش قلبم را میترساند.
