fa
Feedback
number one

number one

رفتن به کانال در Telegram

call it obsession, we call it number one energy ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌ ♡︎‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌@toxicftsbot @bpinkshouse ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ t.me/liascoer

نمایش بیشتر
2 648
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-97 روز
-12130 روز
آرشیو پست ها
Repost from further apart

خانومی ها دوست دارید درمورد برند پوما و تاثیر رزی به عنوان سفیر اصلی این برند پست بذارم براتون؟ اگر موافق بودین ری اکشن بوس بدین برم بپزم

امیدوارم از خوندنش لذت ببرید ‌ ‌🤍

sticker.webp0.00 KB

رزی: ‌ ‌دقیقاً بعضی وقت‌ ها با خودم فکر می‌کنم " چرا وقتی پای بقیه وسطه اینقدر درک‌ کننده و مهربونم، اما وقتی نوبت خودم میرسه اینقدر سخت میگیرم؟ " فکر میکنم مهمه که خودت رو هم با آغوش باز بپذیری و برای خودت هم ارزش قائل بشی. این روزها سعی می‌کنم با احساسات و سلیقه‌ های خودم همدلی کنم. مثلاً به خودم بگم " خب من دوستش دارم، که چی؟ چه اشکالی داره؟ " یا " طبیعیه که این موضوع ناراحتم کرده باشه. " دارم یاد میگیرم همون درک و مهربونی‌ای رو که خیلی راحت نثار بقیه میکنم، به خودم هم بدم، اینکه به احساساتم حق بدم، سلیقه ‌هام رو قضاوت نکنم و با خودم مثل کسی رفتار کنم که واقعاً دوستش دارم، نه مثل کسی که باید مدام ازش ایراد بگیرم.

💭 ‌ ‌برای اینکه واقعاً خودت رو عمیق‌ تر بشناسی، روش یا راه خاصی داری؟ رزی: ‌ ‌راستش برای من بیشتر از اینکه اضافه کردن فکر های جدید باشه، رها کردن اون‌ هاست. من آدمی ‌ام که خیلی به خودش سخت‌ میگیره. هر تصمیمی که میگیرم، بلافاصله ده تا فکر، قضاوت و دلیل دیگه پشت سرش صف میکشن. انگار ذهنم هیچوقت متوقف نمی‌شه. وقتی این اتفاق میوفته، به جای اینکه دنبال اون فکر ها راه بیوفتم و بیشتر توشون غرق بشم، سعی می‌کنم آروم از خودم بپرسم " چرا دارم اینطوری فکر می‌کنم؟ "و واقعاً به جوابی که از درونم میاد گوش بدم. خیلی میتونم با این حرف ارتباط بگیرم، بارها پیش میاد که با بقیه مهربونیم، اما با خودمون نه.

photo content
+1

رزی: اینقدر اتفاق ‌های مختلف افتاده که واقعاً سخته همه رو تو یه جمله یا حتی یه کلمه خلاصه کنم. خیلی زود به شلوغی و مشغول بودن عادت کردم، اما زندگیم انگار هر هفته یه رنگ جدید به خودش می‌گرفت، مثل یه رنگین‌ کمون که مدام تغییر میکنه. بعد از منتشر شدن آلبوم rosie هم زندگیم تغییرات زیادی کرد. فعالیت‌ های سولوم که تموم شد، نوبت کامبک و تور بلک‌پینک رسید و همه این اتفاق‌ ها برای من مثل یه نعمت بزرگ بودن. اون دوره برای من فرصتی بود که دوباره بفهمم جایگاهم توی بلک‌پینک چیه و چه نقشی توی این گروه دارم. همینطور این فرصت رو داشتم که ببینم وقتی کنار اعضا هستم چطور بهترین نسخه خودم شکوفا میشه و اون بخش از شخصیت من چطور پررنگ ‌تر و قوی‌ تر میشه. از سن کم کارآموزی رو شروع کردم و سال‌ ها به عنوان یه آرتیست سخت تلاش کردم، برای همین فکر می‌کردم تصویر کاملاً روشنی از " رزیِ بلک‌پینک " دارم، اما بعد از فعالیت‌ های سولوم، حس می‌کنم حتی بیشتر از قبل خودم رو شناختم. بعد از اینکه تور تموم شد، بیشتر وقتم رو به تنهایی گذروندم و مدام از خودم پرسیدم " الان دقیقاً کی هستم؟ " اون دختری که با بلک‌پینک دبیو کرد، کسی که دو سال پیش روی آلبوم سولوش کار میکرد و کسی که الان اینجا نشسته، هر کدوم آدم ‌های متفاوتی هستن. شاید چون هنوز توی دهه بیست زندگیم هستم، اما حس می‌کنم همچنان توی مسیر شناختن خودمم. انگار هنوز دارم لایه‌ های مختلف خودم رو کشف میکنم و هر بار با نسخه جدیدی از خودم رو به ‌رو میشم.

💭 ‌ ‌توی حدود یک سال گذشته اتفاق‌ های خیلی زیادی برات افتاد، از اولین آلبوم سولو گرفته تا تور جهانی، مراسم‌ های بزرگ و جوایز و کلی اتفاق دیگه، حالا که اون طوفان یه کم آروم ‌تر شده و فرصت کردی نفسی تازه کنی، وقتی به اون دوران نگاه میکنی چه حسی داری؟

𓈒ིུ♡ ྀ
+1
            𓈒ིུ♡ ྀ

photo content
+1

photo content
+1

photo content
+1

رزی: ‌ ‌برای یه مدت خیلی طولانی، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ هام این بود که به افکار و احساسات خودم اعتماد کنم. مدام با خودم فکر میکردم " واقعاً درباره این موضوع حق با منه؟ " و دائماً خودم رو زیر سؤال میبردم، ‌اما چند وقت پیش یه شخصی یه حرفی بهم زد که توی ذهنم موند. گفت وقتی نسبت به خودت مطمئن نیستی، بعضی وقت‌ ها باید اول باورش کنی و بر همون اساس جلو بری. کم‌ کم خودت به اون اعتماد به نفس می‌رسی و درش رشد میکنی. برای همین این روز ها وقتی توی استودیو روی آلبومم کار میکنم، سعی می‌کنم با همین طرز فکر جلو برم. چون قراره این موسیقی در نهایت با آدم‌ های زیادی به اشتراک گذاشته بشه، طبیعیه که بیش از حد به همه چیز فکر کنم. اما به جای اینکه ذهنم درگیر واکنش بقیه بشه، سعی می‌کنم روی این تمرکز کنم که دقیقاً چه حسی دارم و چه چیزی توی ذهنم می‌گذره. در نهایت من هم یکی از همین آدم‌ هام. بخشی از همین جامعه ‌ام. اگر بتونم چیزی رو صادقانه برای خودم درک کنم و بیانش کنم، احتمالاً آدم‌ های دیگه هم می‌تونن باهاش ارتباط بگیرن. این روزها یه تلاش آگاهانه هم می‌کنم که به سلیقه‌ های بقیه احترام بذارم و کنار آدم‌ ها از چیزهایی که دوست دارن لذت ببرم. جالبه که دقیقاً همونجا، یه حس واقعی از آزادی و رهایی پیدا کردم. انگار هرچی بیشتر دست از قضاوت کردن برداشتم و اجازه دادم آدم‌ها خودشون باشن، خودم هم آزاد تر شدم.

photo content
+1

photo content
+1

photo content
+1

photo content
+1

💭 از روی پست‌های اینستاگرامت اینطور به نظر میرسید که یه دوره آروم و پر از تأمل رو پشت سر می‌ذاری. رزی: راستش دقیقاً برعکس، بین برنامه ‌های مختلف و آماده کردن آلبوم، حسابی سرم شلوغ بوده. من از اون آدم ها هستم که مدام به جلو حرکت می‌کنن و خیلی اهل برگشتن و نگاه کردن به گذشته نیستن. با این حال میدونم فن‌ها کنجکاون بدونن حالم چطوره، برای همین خیلی وقت‌ ها میرم سراغ گالری و سوشال مدیام رو آپدیت میکنم. وقتی اینقدر درگیر زندگی و کار باشی، همیشه متوجه اتفاقاتی که داری تجربه میکنی نمیشی، اما وقتی بعداً به عکس‌ هام نگاه میکنم، با خودم میگم " وای، واقعاً این همه لحظه و تجربه قشنگ رو زندگی کردم. " ‌ ‌دلم میخواد تک‌ تک لحظه ‌های زندگیم رو با آگاهی کامل زندگی کنم و قدرشون رو بدونم، اما الان حس میکنم هنوز درگیر شناختن خودمم. هنوز دارم یاد می‌گیرم چطور بین چیز هایی که دوستشون دارم و مسئولیت‌ هایی که روی دوشم هست تعادل برقرار کنم، و اینکه در کنار همه این‌ ها دقیقاً چه جور زندگی ‌ای می‌خوام برای خودم بسازم. فکر کنم هنوز توی مسیر یاد گرفتن و کشف کردنش هستم.

💭 به نظر می‌رسه فن‌ ها هم همین حس رو داشتن. اجراها واقعاً نشون داد که بلک‌پینک چه هماهنگی و قدرت خاصی کنار هم داره. از وقتی تور تموم شده، وقتت رو چطور می‌گذرونی؟ رزی: ‌ ‌در حالی که دارم برای آلبوم جدیدم آماده میشم، بخش بزرگی از انرژیم رو گذاشتم روی اینکه بفهمم دقیقاً چی دوست دارم و چه جور آدمی هستم.