fa
Feedback
شهرزاد

شهرزاد

رفتن به کانال در Telegram

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم، سبز خواهم شد، می‌دانم.

نمایش بیشتر
3 281
مشترکین
-224 ساعت
-117 روز
+9430 روز
آرشیو پست ها
Arian-Band-Gole-Aftab-Gardoon-128.mp36.10 MB

دوستی گفت کتاب «تصویر یک زن» را بخوان؛ به «ایزابل» شباهت داری. هر چه بیشتر می‌خوانم، بیشتر به این شباهت‌ها پی می‌برم؛ مثلا در این صفحه و در گفت‌و‌گوی «رالف» با «ایزابل».

photo content

در قفسه‌های یک مغازه‌ی خاک‌خورده‌ی دست دوم فروشی، دنبال کتاب جنایی می‌گشتم. کتابِ « یک اندوه گذرا» را هم، از همین قفسه‌ها کشف کرده بودم. فروشنده که دیگر من را می‌شناخت «معمای آقای ریپلی» را معرفی کرد؛ گفت"بدون هیچ حرفی لذتش را خواهی برد" درست هم گفت؛ حالا به جرئت می‌گویم"بهترین کتابِ جنایی‌ای‌ست که تا اینجا خوانده ام."

photo content
+1

ایزابل از کودکی خانه‌ی مادربزرگش را خیال‌انگیز می‌دانست. در پشت خانه ایوانی بود مجهز به یک تاب که مایه لذت تکان‌دهنده‌ای بود؛ و در آن سوی ایوان باغ درازی بود که از راه سراشیبی به اصطبل منتهی می‌شد و دارای درختان هلویی بود که منظره مأنوس آن‌ها چندان باورکردنی نبود. ایزابل در فصول مختلف در خانه مادربزرگش مانده بود ولی تمام دیدارهایش از آن خانه یک نوع طعم هلو داشت. پ.ن: از توصیفات فوق‌العاده‌ی کتابِ «تصویر یک زن» که این روزها مشغول خواندنش هستم.

photo content
+1

photo content

صبح.mp35.72 MB

شب‌های روشن؛ شب چهارم(آخر).mp322.68 MB

شب‌های روشن؛ شب سوم (2).mp315.08 MB

شب‌های سوم و چهارم را هم به زودی ضبط می‌کنم. در گوش دادن به شب دوم، صبوری به خرج بدهید چون شخصیت داستان خیلی پرحرف است.

داستان ناستنکا.mp322.32 MB

شب‌های روشن؛ شب دوم.mp334.65 MB

شب‌های روشن؛ شب اول.mp326.66 MB