أهواك..
رفتن به کانال در Telegram
•| کمیل رضازاده.. «أهواك» یعنی «دوستت دارم».. https://t.me/HarfChatBot?start=6933c5b7a6a0
نمایش بیشتر383
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+87 روز
+3130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+17
در 3 کانالها
ژوئن '26
+60
در 4 کانالها
Get PRO
مه '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+7
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+41
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+11
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+35
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+28
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+38
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '25
+28
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+32
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+32
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+35
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+67
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+105
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '250
در 6 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+38
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+30
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '240
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+70
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+31
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+42
در 3 کانالها
Get PRO
مه '24
+25
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+39
در 5 کانالها
Get PRO
مارس '24
+109
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+39
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '240
در 10 کانالها
Get PRO
دسامبر '230
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '230
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '230
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '230
در 0 کانالها
Get PRO
مه '230
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '230
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '230
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '230
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '220
در 0 کانالها
Get PRO
مه '220
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '220
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+202
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 ژوئیه | +2 | |||
| 13 ژوئیه | 0 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | +1 | |||
| 09 ژوئیه | +3 | |||
| 08 ژوئیه | +2 | |||
| 07 ژوئیه | +3 | |||
| 06 ژوئیه | +1 | |||
| 05 ژوئیه | 0 | |||
| 04 ژوئیه | +1 | |||
| 03 ژوئیه | +1 | |||
| 02 ژوئیه | +1 | |||
| 01 ژوئیه | +2 |
پستهای کانال
لا تصالح
ولو توَّجوك بتاج الإمارة
كيف تخطو على جثة ابن أبيكَ ..؟
وكيف تصير المليكَ ..
على أوجهِ البهجة المستعارة؟
كيف تنظر في يد من صافحوك..
فلا تُبصر الدم..
في كل كف؟
#أمل_دنقل
| 2 | بدون متن... | 17 |
| 3 | أحب_يديك،_فايا_يونان_Ohebbou_Yadayka_Official_Video_Faia.mp3 | 44 |
| 4 | VaziateSefid-Music-01.mp3 | 72 |
| 5 | سبحان من فطم بفاطمة من أحبّها من النار | 102 |
| 6 | نماز آقارو که یادتون نرفت؟ | 102 |
| 7 | هرچند که از آینه بیرنگتر است
از خاطر غنچهها دلم تنگتر است
بشکن دل بینوای ما را ای عشق!
این ساز شکستهاش خوشآهنگتر است
#سیدحسن_حسینی | 361 |
| 8 | أما بعد..
اشتقت إليك سيدي.. | 124 |
| 9 | چرا برعکس شد... | 1 |
| 10 | . | 140 |
| 11 | بدون متن... | 152 |
| 12 | دلی داشتم، شانهبرشانه رفت
دریغا که خورشید این خانه رفت
دریغا از آن شور شیرین، دریغ
از اینجا، از این داغ سنگین، دریغ
از اینجا که غم روی غم میرسد
و اندوه و دریا به هم میرسد
از اینجا که کوه است و پژواک غم
و جنگل که سر برده در لاک غم
از اینجا که از دیده خون میرود
و ماتم ستون در ستون میرود
از اینجا که قامت، دوتا کردهام
خبر را لباس عزا کردهام
خبر، فرصت تیغ با سینه بود
خبر، پتک سنگین در آیینه بود
خبر آمد و هر چه بر پا شکست
خبر آمد و پشت دریا شکست
خبر، تیشه بر ریشهٔ جان گرفت
خبر، از دلم بود و باران گرفت
خبر آمد و چشم این خانه رفت
دلی داشتم شانهبرشانه رفت
دلم رفت و شیون تماشایی است
و دیگر غم اینجا، غم اینجایی است
غم و غربت و من به هم آمدند
شب و شهر و شیون به هم آمدند
در این شور و شیون کسی گم شده است
و در سینهٔ من کسی گم شده است
دریغا ستونهای این سینه سوخت
و یک شهر در سوگ آیینه سوخت
بیا سوز ماتم که میخواهمت
خرابم کن ای غم که میخواهمت
خرابم کن ای غم، که بارانیام
سزاوار آوار و ویرانیام
خرابم کن امشب شکستن سزاست
غریبانه با غم نشستن سزاست
سزاوار دردم؛ صدایم کنید
به دردآشنا، آشنایم کنید
به آنان که شیپور شیون زدند
خبر را چون آتش به خرمن زدند
به آنان که کاری گران کردهاند
و بر شانه تشییع جان کردهاند
به آنان که در خود خجل ماندهاند
به آنان که در سوگ دل ماندهاند
به آنان که آیینه گم کردهاند
و خورشید در سینه گم کردهاند
به آنان که بیگاه پژمردهاند
و بر شانه چشم مرا بردهاند
نمی بینم او را، خدایا کجاست؟
و آن چشم محراب و معنا کجاست؟
خبر آمد و چشم این خانه رفت
دلی داشتم شانهبرشانه رفت
#محمدرضا_عبدالملکیان | 175 |
| 13 | رَضينا بِما يَرْضىٰ عَليٌّ لَنا بِهِ
وَإنْ كانَ فيما يَأْتي جَدْعُ المَناخِرِ
#النجاشي_الحارثي | 156 |
| 14 | امشب هی دارم از خودم این سوالو میپرسم.. یعنی دیگه نیست؟ یعنی رفت؟ یعنی تموم؟ | 180 |
| 15 | شام غریبان است.. | 195 |
| 16 | دیگه رفت.. | 209 |
| 17 | از غم نمیداند بگرید یا بخندد
عالم نمیداند بگرید یا بخندد
بر زخمِ از تیغ برادر مانده بر جا
مرهم نمیداند بگرید یا بخندد
یا خاک یا خورشید، تقدیری جز این نیست
شبنم نمیداند بگرید یا بخندد
اینجا برادر را برادر میفریبد
رستم نمیداند بگرید یا بخندد
تبریک میگویند اما با کنایه
مریم نمیداند بگرید یا بخندد
آهستهتر! قابیلیان مشغول کارند
آدم نمیداند بگرید یا بخندد
إسمع!... جهان گوشش بدهکار کسی نیست
إفهم!... نمیداند بگرید یا بخندد
پیچیده حیران دور تابوت شهیدی
پرچم نمیداند بگرید یا بخندد
قلبم گواهی میدهد داری میآیی
شوقم نمیداند بگرید یا بخندد
#مهدی_جهاندار | 201 |
| 18 | تقریبا از وقتی شعرنوشتن و بازی با وزن را بلد شدم، خودم را در محضرتان میدیدم. میکروفن در مقابلم است. شما در فاصله نسبتا نزدیک قرار دارید. نامم خوانده میشود. چشمهاتان به من میافتد. منتظرید شعرم را شروع کنم. بارها در خیالاتم به این فکر کردهام قبل از شعرخوانی چه بگویم؟ بگویم سلام فلانی را رساندم؟ بگویم آرزو داشتم شما را ببینم؟ سالها به این فکر میکردم چه بگویم. این اواخر به این نتیجه رسیدم که فقط یک جمله بگویم. «سلام آقا. فقط میخواستم بگم دوستتون دارم».. چه لحظه شیرینی میشد.. چهقدر به شعرهایی که قرار است بخوانم فکر کردم. این رباعی یا آن رباعی؟ این غزل یا آن غزل؟ در خلوتم چهقدر رباعیهایم را خواندم و واکنش شما را حدس زدم. چه خیالاتی داشتم.. دو سه سال امید داشتم دعوت شوم، اما حتی برای حضور هم دعوتم نکردند. آخ که چهقدر گله دارم از این مردم. از این مردم رانتباز مافیازده که همهچیز را به لجن کشیدهاند حتی چیز مقدسی به نام شعر.
۱۳ اسفند ۱۴۰۴، امیدم از همهوقت بیشتر بود. پس از مدتها فراخوان عمومی داده بودند برای حضور در مراسم. ۹ اسفند شد و شما رفتی. بعد فهمیدم باز هم دعوت نشده بودم.. داغ دیدنتان بر دلم ماند.. تا اینکه آمدید مصلی و برنامهای فراهم شد برای شعرخوانی. فقط میخواستم شرکت کنم و صدایم را بهتان برسانم. بگویم آقا! من هم هستم. منی که شاید از شعرهایم خوشتان میآمد اگر یکعده در کارشان منصف بودند. صدایم را بلند کردم که شعرم را بشنوید. فقط به شما نگاه میکردم و فقط شما را میدیدم. شعرم را خواندم. منتظر بودم احسنتی چیزی بگویید. اما.. راستی. شعرم را دوست داشتید آقا؟ صدایم را شنیدید آقا؟ مرا هم دیدید آقا؟.. | 191 |
| 19 | وصال دوست به جان گر میسرت گردد
بخر که دیر به دست اوفتد چنین ارزان
کدام روز دگر جان به کار بازآید
که جانفشان نکنی روز وصل بر جانان؟ | 178 |
| 20 | پا شید بریم نماز آقا... | 191 |
