٫٫پیچَک
رفتن به کانال در Telegram
-هرچیزی که شرح حال باشد.🤍✨ *گاهی از اعماق قلبش مینویسد ... محتاجم به کلمات : http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-UYFAOojOHlR0
نمایش بیشتر289
مشترکین
+124 ساعت
-67 روز
-2330 روز
آرشیو پست ها
290
Repost from N/a
تو همون شخصیتی میشدی که نویسنده اول قصه خیلی معمولی معرفیش میکرد، اما هرچه داستان جلوتر میرفت، میفهمیدی نمیشه به این راحتی از کنارش گذشت.
تصور میکنم توی یک فیلم، نقش کسی رو داشتی که بلد است در میان روزهای تکراری، برای خودش دنیای کوچیکی بسازه؛ دنیایی با قواعد خودش، با آدمهای انتخابشده و با چیزهایی که شاید برای دیگران اهمیتی نداشته باشن، اما برای او معنای خاصی دارن.
شخصیتی که لازم نیست همیشه حرف مهمی بزنه یا اتفاق بزرگی رقم بزنه تا در خاطر بمونه. گاهی همین تفاوتهای کوچیک، همین نگاه متفاوت به زندگی و همین جزئیاتیه که از دیگران پنهان میمونه و قصهاش رو جذاب میکنه.
نقشت در داستان؟ آن شخصیت دوستداشتنی و کمی غیرقابلپیشبینی که حضورش به قصه جان میده؛ کسی که حتی وقتی از صحنه بیرون میره، خواننده هنوز منتظره دوباره برگرده.
و اسم رمانت شاید این بود:
آدمی که شبیه هیچکدام از تصورهای من نبود.
برای: https://t.me/pechake
