2 686
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
2 686
میدونم اگه نباشم نهایت اندوهت چند ساعته. اما نمیدونم ته وجودت، گاهی اوقات دلتنگم میشی یا نه.
2 686
مشکل از اون جایی شروع میشه که بیخودی به آدمها زمان میدی. زمان بیشتر برای تخریب کردن خودت. زمان زیاد برای آزار دادن خودت. تو شاید نفهمی ولی چیزی که داری هزینه میکنی وقت و روانته. هردو رو داری از دست میدی که چی؟ که بمونن؟ میمونن؟ نکنه فکر کردی زمان و روان تو برای کسی مهمه!
2 686
تا یه جایی واسه کم کردن فاصلهها تلاش میکنی. ببینی راه نداره، میری دنبال اینکه چجوری میشه فاصله هارو بیشتر کرد. انقدر بیشتر که عملاً دیگه ارتباطی وجود نداشته باشه.
2 686
آدم اتفاقهایی که تو یه بُهت عمیق هلش میده رو هیچوقت فراموش نمیکنه. فرقی هم نمیکنه خوب باشه یا بد.
2 686
اشکال نداره اگه یه جاهایی از زندگی انقدر خستهای و حال بدی داری که فقط میخوای بیحرکت بمونی، که فکر میکنی زمان نمیگذره و تو جایی گیر کردی که راه نجاتی هم ازش نیست و نه تنها مسیر سادهتر نمیشه، حتی بدتر هم میشه. اشکال نداره اگه میخوای ادامه ندی، اگه حس میکنی کم آوری. اگه حس میکنی همهچیز طاقتفرساس. میخوام بهت بگم اشکالی نداره اگه در حال تجربهی این احساسات هستی.
2 686
حس میکنم گاهی اوقات نیاز دارم بدترین خودم باشم و حوصله نداشته باشم و از همه متنفر باشم و بعدش واقعا تموم شه این حسها، انگار هیچوقت نبودن.
2 686
وقتی زیاد تلاش کرده باشی تا زخمها و تروماهات رو التیام بدی و واسش کلی وقت گذاشته باشی، دیگه هر آدمی رو تو زندگیت راه نمیدی تا راحت بتونه تلاشی که برای آرامشت کردی رو بهم بزنه. برای همین تو انتخاب آدما سختگیرتر از قبل میشی، چون میدونی بهاش رو چجوری دادی و دیگه راحت از دستش نمیدی.
2 686
تنها بودن فقط تا اونجایی که باعث میشه رو خودت و هدفات تمرکز کنی خوبه، دیگه بعدش که باعث میشه دورت خلوت باشه و آدمای باکیفیت پیشت باشن عالیه.
2 686
گاهی وقتها، بعدِ قرار گرفتن تو بعضی شرایط، فکر میکنی که حالت خوبه و با همچی کنار اومدی ولی اینطوری نیست، تو فقط عادت کردی که همهچی رو نادیده بگیری ولی ذهنت و روانت هیچوقت قرار نیست که عادت کنن. برای همینه که همهی تلاششونو میکنن تا اونی که باید رو نشونت بدن. برای همینه که به خودت میای و میبینی که حالت بده.
