﮼روحِ زمان✨
رفتن به کانال در Telegram
1 617
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-1430 روز
آرشیو پست ها
1 617
من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم، اما همیشه در آخر کار آن را از یاد میبردم. آن کس که تصور میکرد که من از او نفرت دارم چون میدید که با لبخندی صمیمی به او سلام میگویم غرق در شگفتی میشد و نمیتوانست باور کند. در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا بی غیرتیام را تحقیر میکرد، بی آنکه فکر کند که انگیزه ی من ساده تر از اینها بوده است، من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم.
#آلبر_کامو / سقوط
- روحِ زمان
1 617
من به یه آقایی گفتم نه و شدم دختر بد و بی جنبه و نمک نشناس! من از خودم در مقابل دوستی که غصه و غممو مسخره کرد دفاع کردم و شدم یه دختر بداخلاق! محیط کار من برای آقایونی که میخوان باهام آشنا بشن ورود ممنوعه و من شدم دختر پر افاده ای که گارد داره! من گفتم کار کردن و کار یادگرفتن تو این کشور واجب تره شدم کسی که داره جوونارو از راه به در میکنه و نمیذاره درس بخونن! من سکوت کردم در مقابل آدمی که بحث کردن باهاش بی فایده ست و شدم ترسویی که بحث کردن بلد نیست! من شانس آشنا شدن باکسی رو که حدس میزدم شاید بشه دوسش داشته باشمو از خودم نگرفتم و رفتم جلو و شدم یه دختر بی فکر..!
بذارید این بار من از شما سوال بپرسم؛ من توی جای اشتباهی پرت شدم یا آدما؟ من مال قصه ها نیستم! یه بیان دیگه از یه زاویه دیگه با یه لجهه دیگم اما تافته جدا بافته هم نیستم...
- روحِ زمان
1 617
من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم، اما همیشه در آخر کار آن را از یاد میبردم. آن کس که تصور میکرد که من از او نفرت دارم چون میدید که با لبخندی صمیمی به او سلام میگویم غرق در شگفتی میشد و نمیتوانست باور کند. در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا بی غیرتیام را تحقیر میکرد، بی آنکه فکر کند که انگیزه ی من ساده تر از اینها بوده است، من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم.
#آلبر_کامو / سقوط
- روحِ زمان
1 617
من به یه آقایی گفتم نه و شدم دختر بد و بی جنبه و نمک نشناس! من از خودم در مقابل دوستی که غصه و غممو مسخره کرد دفاع کردم و شدم یه دختر بداخلاق! محیط کار من برای آقایونی که میخوان باهام آشنا بشن ورود ممنوعه و من شدم دختر پر افاده ای که گارد داره! من گفتم کار کردن و کار یادگرفتن تو این کشور واجب تره شدم کسی که داره جوونارو از راه به در میکنه و نمیذاره درس بخونن! من سکوت کردم در مقابل آدمی که بحث کردن باهاش بی فایده ست و شدم ترسویی که بحث کردن بلد نیست! من شانس آشنا شدن باکسی رو که حدس میزدم شاید بشه دوسش داشته باشمو از خودم نگرفتم و رفتم جلو و شدم یه دختر بی فکر..!
بذارید این بار من از شما سوال بپرسم؛ من توی جای اشتباهی پرت شدم یا آدما؟ من مال قصه ها نیستم! یه بیان دیگه از یه زاویه دیگه با یه لجهه دیگم اما تافته جدا بافته هم نیستم...
- روحِ زمان
1 617
نگران اومدن پاییز باشم؟ مگه تو باغ ما گلی باقی مونده؟ لالههای وطن توی زمستون از دست رفتن...
1 617
با انسانها
نیک باش، عزیزِ من!
اما کمرنگ، رقیق و بسیار دور.
چرا که هیچ موجودی، به اندازهی آدمیزاد
نمیتواند از خوبی، پشیمانت کند.
- روحِ زمان
1 617
نومید نشوی از دراز شدن ظلمت
که چون تاریکی دراز آید، بعد از آن، روشنایی دراز آید...
- روح زمان
1 617
با انسانها
نیک باش، عزیزِ من!
اما کمرنگ، رقیق و بسیار دور.
چرا که هیچ موجودی، به اندازهی آدمیزاد
نمیتواند از خوبی، پشیمانت کند.
- روحِ زمان
1 617
با انسانها
نیک باش، عزیزِ من!
اما کمرنگ، رقیق و بسیار دور.
چرا که هیچ موجودی، به اندازهی آدمیزاد
نمیتواند از خوبی، پشیمانت کند.
1 617
اَمن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد
و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید
و روزنهی نور و امیدی شوید
در بینهایتِ تاریکی...
- روحِ زمان
1 617
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی
گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم
باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آندلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق
#عماد_خراسانی
- روحِ زمان
