رادیو تراژدی
برای شنیدن رادیو تراژدی و خرید کتاب تراژدی به وبسایت ما سر بزنید Radiotragedy.com ارتباط با ادمین @radiotragedy_admin
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام رادیو تراژدی
کانال رادیو تراژدی (@radiotragedy) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 296 مشترک است و جایگاه 2 824 را در دسته کتب و رتبه 24 155 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 296 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 05 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -84 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -6 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 26.24% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.92% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 3 490 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 453 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 24 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند radiotragedy.com, مهرپویا, رادیو, عباس, وبسایت تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“برای شنیدن رادیو تراژدی و خرید کتاب تراژدی به وبسایت ما سر بزنید
Radiotragedy.com
ارتباط با ادمین
@radiotragedy_admin”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 06 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 06 ژوئیه | +1 | |||
| 05 ژوئیه | 0 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | +63 |
| 2 | موانع کوچک و بزرگی بر سر راه انتشار این شمارهی مجلهی تراژدی بود. خوشبختانه امروز بستهی جدید مجلهی تراژدی از چاپ دراومد و فردا دست خودمون میرسه. از همین فردا روند ارسال رو شروع میکنیم.
از شما که در طرح پیشخرید شرکت کردید متشکریم!
مطالب این شماره را تماشا کنید.
خرید بستهی جدید تراژدی با تخفیف ۱۰ درصدی
Radiotragedy.com | 3 956 |
| 3 | «گوش بریده» داستانی پرخون است. روایت چند آدم بخت برگشته که در گرفتاری روزگار فرورفتهاند. وقتی باخت برایشان بیمعنا شده، آن بالاترین یا خطرناکترین یا مهیجترین کار زندگیشان را رقم میزنند. گوش بریده داستان اسب دزدی است. آنهم نه در تگزاس سال ۱۸۴۵ بلکه در ایران سال ۱۴۰۵.
ریشههای داستان و برخی از مهمترین حوادث آن واقعی و شگفتآور است. بیخ گوش همه ما گوشهای زیادی بریده میشود. اما خیلیها بیخبراند.
هر اسب و هر بلیت مسابقه اسبدوانی داستانی تیره و تار دارد. آدمهای زیادی جان برسر رویای برد دادهاند و چابکسواران بسیاری، «گوش بریده» شدهاند. گوش بریده یعنی چه؟ باید کتاب را بخوانید.
همان صفحات اول تکلیفتان را روشن میکند. داستان «گوش بریده» یک کتاب مصور است. به قول فرنگیها، «مانگا»ست. این کتاب دومین تجربه این گروه در تولید مانگا ست و امیدواریم مطالعه آن برای شما رضایتبخش باشد.
نوشتهی بهراد مهرجو و طراحی ساناز سهیلی
گوشبریده را با تخفیف در بستهی جدید کتاب تراژدی بخرید.
Radiotragedy.com | 4 181 |
| 4 | از کتاب جدید تراژدی
خرید بستهی جدید تراژدی با تخفیف ۱۰ درصدی از وبسایت ما
Radiotragedy.com | 3 388 |
| 5 | باد استغنای خداوند
محمد رضاییراد
...کاش آن زمان از باران عکس میگرفتم؛ از ابر، از برف، از تگرگ، از ستارهها عکس میگرفتم از ماه، ستارههای کهکشان راه شیری، از هر آنچه در آسمان بود تا روزی به کودکانمان بگوییم اگر دیدید قطرههای آب از آسمان به سمت زمین میآیند نترسید، نگریزید. نام آن باران است. اگر روزی لکههای سفید و سردی را دیدید در آسمان که رقصکنان به زمین میآیند و زمین را سفید میکنند از آن نترسید. به آن بگویید برف. به آن بگویید ابر، به آن یکی بگویید تگرگ. اگر دیدید آبِ زیادی بر زمین جاری است نترسید، اسمش را بگذارید رود، بگذارید چشمه، بگذارید جویبار. اگر دیدید این ستونهای چوبی سوخته و سیاه، روزی برگ دادند و سبز شدند اسمش را بگویید درخت...
از کتاب جدید تراژدی
پیشخرید از وبسایت ما
Radiotragedy.com | 3 685 |
| 6 | درست در لحظهای که قلمِ پَرِ توماس هابز در میانهی سدهی هفدهم میلادی بر کاغذ میلغزید تا در کتاب سترگ خود، لویاتان، بنویسد: «انسان، گرگِ انسان است»، شاید خود او هم تصور نمیکرد که این تعبیر تلخ، به شناسنامهی ابدی تمدن بشری بدل شود…
هابز این جمله را نه از سر کینتوزی، بلکه از سر ترسی واقعگرایانه نوشت؛ ترسی که از تماشای ویرانههای جنگ داخلی انگلستان برخاسته بود. امروز پس از گذشت قرنها، گویی ما هنوز در آن «وضعیت طبیعی» و در آن جنگِ همه علیه همه ایستادهایم، با این تفاوت که دندانهایمان را با نبوغ تکنولوژیک تیزتر کردهایم.
از مقدمهی کتاب جدید تراژدی
برای پیشخرید بستهی جدید کتاب تراژدی با تخفیف ۱۰ درصدی به وبسایت ما سر بزنید
radiotragedy.com | 3 395 |
| 7 | سحر آزاد: ذوق هنری پروانه اعتمادی در دبیرستان کشف میشود؛ جایی که جلال آلاحمد به عنوان معلم در دبیرستان «شاهدخت» مچش را میگیرد. جلال، پروانه را مشغول کشیدن طراحی سیاهقلمی از خودش در حاشیهی کتاب فارسی میبیند و وقتی متوجه این موضوع میشود، بهمن محصص را به عنوان معلم سرخانه به خانه اعتمادی میفرستد؛ امری غریب که شاید برای بهمن محصص کمتر میتوان تصور کرد.
اینگونه، پروانه اعتمادی در پانزده شانزدهسالگی یگانه شاگرد مستقیم بهمن محصص میشود. آنطور که خودش گفته، محصص با عصای آبنوس دستهنقره و سر تراشیده و چشمهای آبی و لهجهی غریبش آمد. در حالی که دهها بچهی قدونیمقد از سر کوچهی معاونالسلطان تا در خانهی پروانه به دنبالش روان بودند. محصص وارد خانه شد و دستور داد دو تابلوی بزرگ رنگ روغن روی مخمل را به خاطر بنجل بودن از دیوارها بردارند. پروانه به یاد میآورد که تا پیش از دیدن محصص تمام شناختش دربارهی نقاشی، محدود به آثار چاپ شده روی جلد و وسط مجلدهای هفتگی مرسوم آن روزها یا بروشورهای پزشکی پدرش بوده است.
پروانه البته خاطرهی جالب دیگری هم از کلاسهایش با محصص تعریف کرده است:
محصص روزهایی که با من کلاس داشت، با دوست یا همراهی میآمد و در طول مدت طراحی من با آنها صحبت میکرد. خب درست است که دستهایم کار میکردند ولی گوشهایم هم بیکار نبودند. خودش بعدها میخندید و میگفت پاکت پول را که دریافت میکرد، با همراه، به کافه نادری میرفتند و خرج میکردند.
پیشخرید بستهی جدید کتاب تراژدی با تخفیف
radiotragedy.com | 3 717 |
| 8 | از کتاب جدید تراژدی ⬇️ | 3 380 |
| 9 | پیشفروش کتاب تراژدی از سر گرفته شد🌞
در روزهای اخیر مخاطبان رادیو تراژدی با مشکلاتی در درگاه پرداخت مواجه شده بودند. با همکاری تیم فنی، امکان خرید و همچنین ثبتنام در سایت دوباره فراهم شده است.
از سعهی صدر شما شپاسگزاریم🌱
برای خرید بستهی جدید کتاب تراژدی با تخفیف ۱۰ درصدی به وبسایت ما سر بزنید
radiotragedy.com | 4 749 |
| 10 | «گوش بریده» داستانی پرخون است. روایت چند آدم بخت برگشته که در گرفتاری روزگار فرورفتهاند. وقتی باخت برایشان بیمعنا شده، آن بالاترین یا خطرناکترین یا مهیجترین کار زندگیشان را رقم میزنند. گوش بریده داستان اسب دزدی است. آنهم نه در تگزاس سال ۱۸۴۵ بلکه در ایران سال ۱۴۰۵.
ریشههای داستان و برخی از مهمترین حوادث آن واقعی و شگفتآور است. بیخ گوش همه ما گوشهای زیادی بریده میشود. اما خیلیها بیخبراند.
هر اسب و هر بلیت مسابقه اسبدوانی داستانی تیره و تار دارد. آدمهای زیادی جان برسر رویای برد دادهاند و چابکسواران بسیاری، «گوش بریده» شدهاند. گوش بریده یعنی چه؟ باید کتاب را بخوانید. همان صفحات اول تکلیفتان را روشن میکند.
داستان «گوش بریده» یک کتاب مصور است. به قول فرنگیها، «مانگا»ست. این کتاب دومین تجربه این گروه در تولید مانگا ست و امیدواریم مطالعه آن برای شما رضایتبخش باشد.
نوشتهی بهراد مهرجو و طراحی ساناز سهیلی
گوشبریده را با تخفیف در بستهی جدید کتاب تراژدی بخرید.
زمان انتشار و ارسال: هفتهی پایانی خردادماه
Radiotragedy.com | 4 495 |
| 11 | ای وطن، من مادرت نیستم.
پس چرا هر بار
چیزی آزارت دهد،
اینگونه در دامانم مویه میکنی؟
طبیعی است روزنامهنگاری که جنگ و مصیبتهایش را در کشور خودش از نزدیک دیده، چنین شعری بنویسد. دنیا میخائیل که آشوری و اصالتاً عراقی است حالا در آمریکا ادبیات درس میدهد؛ اما اسطورههای سرزمین اجدادی و تاریخ معاصر آن در شعرهایش رد پای عمیقی به جا گذاشته است.
اگر جهان مثل قالیچهی پرنده
صاف و تخت بود،
اندوهمان آغازی میداشت
و پایانی.
این مجموعهای است از شعرها و طرحهای دنیا میخائیل که با ترجمهی فرزانه سالمی یکی از اعضای تیم رادیو تراژدی منتشر شده است.
او هزاران فرسنگ را
برای رسیدن به جرعهای چای
که با دستِ خودم ریخته باشم
طی میکرد.
میهراسم از اینکه چای سرد شود:
چایِ سرد از مرگ بدتر است.
پیشخرید بستهی جدید کتاب تراژدی
Radiotragedy.com | 3 685 |
| 12 | شمارهی تازهی مجلهی تراژدی منتشر میشود
ایرانی شکست نمیخورد
بعد از تأخیری طولانی دوباره تصمیم گرفتیم مجله را منتشر کنیم؛ در روزهای جنگ و در ایامی که گرانی طاقتها را کم کرده. اما شاید خواندن این شمارهی تراژدی که هم از جنگ میگوید هم زندگی کمک کند به امیدواربودن، به طاقت آوردن. در این شماره سیدمحمد بهشتی، محمد رضاییراد، راد قنبری، مهدی ربی، الهام فلاح و ... از جنگ نوشتهاند. کنار این مطالب نوشتههایی هم هست درباره هابز و قرارداد اجتماعی، ریشههای نفرت و آنچه ما را از هم دور کرده و قصه یک اسباببازی فروش. روایت سرگذشت شگفتانگیز و شنیدهنشدهی ترانهسرای «لبیروت» به خوانندگی فِیروز، زندگی و کار ناصر تقوایی و شرح حال پروانه اعتمادی هم بخشی دیگر از مطالب این شماره است. اما صفحات ماجرا اینبار اختصاص دارد به درگیری شاعران در فیلم «آرامش در حضور دیگران» و البته مطلبی ویژه دربارهی یک ترور: گروه المنتقم که کمتر ازشان حرف زده شده.
دو داستان هم داریم؛ یکی از موتویوکی شیباتا و دیگری از کاوه شجاعی.
این شماره به ناچار قیمت را بالا بردهایم. اما شاید خواندن مطالب و ضمیمههایش جبران مافات کند.
Radiotragedy.com | 3 540 |
| 13 | آغاز پیشفروش بستهی جدید کتاب تراژدی
Radiotragedy.com | 3 589 |
| 14 | رادیو_تراژدی_۶۶_معینالتجار_بوشهری.mp3 | 5 645 |
| 15 | اپیزود جدید
معینالتجار بوشهری: مرد دریا
#پادکست | 4 799 |
| 16 | رادیو تراژدی - ویژه جنگ ۳ (1).mp3 | 3 052 |
| 17 | شمارهی سوم ویژهی جنگ
امدادگران داوطلب هلال احمر پدیدههایی استثناییاند. کسانی که مشاغل مختلف دارند اما در روزگار سختی، کار و زندگیشان را رها میکنند تا کنار مردم باشند. شاید این شماره تبلیغاتی به نظر برسد. چه باک! تبلیغ آدم حسابیها همیشه مفید است. این شمارهی «رادیو تراژدی» اختصاص دارد به گفتوگو با امدادگران هلال احمر و زندگیشان؛ همه جوان همه با انگیزه. هر کدام روایتی داشت از جنگ که دردناک بود و در عین حال، حالِ خود امدادگران قابل تحسین. روایت آنها از جنگ متفاوت است با روایتهایی که تا کنون شنیدهاید، همانطور که زندگیشان هم نامتعارف است. این گفتوگو درست یک شب قبل از آتشبس در چادر هلال احمر برگزار شد و تصویری دقیقتر از تهرانی ارائه داد که ۳۷ روز زیر بمب و موشک دوام آورده بود؛ شاید یک دلیلش همین جوانها بودند که در کمترین زمانِ ممکن خودشان را به محل حادثه میرساندند.
طبعاً شنیدنش را به همه توصیه نمیکنیم. اما تاریخِ این روزها هم نباید فراموش شود؛ تلخهایش، دلخوشی آدمها و امید به اینکه همیشه کسی هست به دادمان برسد.
این شماره با کمک دکتر خالدی، سخنگوی هلال احمر، و دکتر امیر صدری ممکن شد. از هر دوشان سپاسگزاریم.
@radiotragedy | 0 |
| 18 | شمارهی سوم ویژهی جنگ
#پادکست | 2 602 |
| 19 | آرشیو کامل پادکستهای رادیو تراژدی در فیدیبو قرار گرفت
https://fidibo.com/channel/30000426-radio-tragedy-رادیو-تراژدی | 2 705 |
| 20 | ادامه از 👆
من فکر میکنم یکی از خطاهای بزرگ هر جامعهای این است که نسل جوان خود را فقط وقتی بخواهد که هزینه بدهد، اما وقتی نوبت به سهم داشتن در آینده میرسد، او را کنار بزند. جوانان فقط برای تحملِ سختیها نیستند؛ برای ساختن فردا هستند. و اگر قرار باشد ایرانی بهتر، آرامتر، عاقلانهتر و انسانیتر ساخته شود، بدون تردید باید این نسل در جدی گرفته شود، نه در حاشیه.
در دل همهی تلخیهایی که دیدهایم، در دل ترسها، تهدیدها، خشمها و اندوههایی که جنگ و فشار بر این کشور تحمیل کرده، هنوز میتوان به یک حقیقت تکیه کرد: ایران تا وقتی جوانانی دارد که با همه تفاوتهایشان هنوز دل در گرو این سرزمین دارند، کاملاً بیآینده نیست. هنوز میتوان امیدوار بود، هم به مومنان انقلابی هم به کسانی که شبیه این گروه نیستند. نه امیدی کور و بیپایه، بلکه امیدی سختبهدستآمده، واقعی و مسئولانه.
اگر امروز از من بپرسند امیدت به چیست، شاید دیگر نتوانم مثل سالهای دور از آرمانهای بزرگ و وعدههای درخشان حرف بزنم. اما با اطمینان میگویم که امید من به نسل جوان است؛ به نسلی که باید آن را فهمید، باید به آن اعتماد کرد، باید برایش جا باز کرد، و باید پذیرفت که فردای ایران، اگر قرار است ساخته شود، با دستهای _همین_ نسل ساخته خواهد شد. جوانان فقط سختیها نیستند؛ برای ساختن فردا هستند. و اگر قرار باشد ایرانی بهتر، آرامتر، عاقلانهتر و انسانیتر ساخته شود، بدون تردید باید این نسل در جدی گرفته شود، نه در حاشیه.
در دل همهی تلخیهایی که دیدهایم، در دل ترسها، تهدیدها، خشمها و اندوههایی که جنگ و فشار بر این کشور تحمیل کرده، هنوز میتوان به یک حقیقت تکیه کرد: ایران تا وقتی جوانانی دارد که با همه تفاوتهایشان هنوز دل در گرو این سرزمین دارند، کاملاً بیآینده نیست. هنوز میتوان امیدوار بود، هم به مومنان انقلابی هم به کسانی که شبیه این گروه نیستند. نه امیدی کور و بیپایه، بلکه امیدی سختبهدستآمده، واقعی و مسئولانه.
اگر امروز از من بپرسند امیدت به چیست، شاید دیگر نتوانم مثل سالهای دور از آرمانهای بزرگ و وعدههای درخشان حرف بزنم. اما با اطمینان میگویم که امید من به نسل جوان است؛ به نسلی که باید آن را فهمید، باید به آن اعتماد کرد، باید برایش جا باز کرد، و باید پذیرفت که فردای ایران، اگر قرار است ساخته شود، با دستهای همین نسل ساخته خواهد شد.
@radiotragedy | 0 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
