fa
Feedback
اشعاری از شعرای مکتب خانه عشق

اشعاری از شعرای مکتب خانه عشق

رفتن به کانال در Telegram

اشعار خوب شاعران سه گروه مکتب ، مشق و دورکعت عشق توسط هیات داوران انتخاب و در جهت انتشار به این کانال هدایت می شود .به کانال اشعار به روز شاعران وطنمان ایران بپیوندید .

نمایش بیشتر
559
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-330 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئن '25
ژوئن '25
+9
در 0 کانال‌ها
مه '25
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+29
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+13
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+30
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+25
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+22
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+14
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+16
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+2 246
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 820
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 ژوئن0
20 ژوئن0
19 ژوئن0
18 ژوئن0
17 ژوئن+1
16 ژوئن+1
15 ژوئن0
14 ژوئن+2
13 ژوئن0
12 ژوئن0
11 ژوئن0
10 ژوئن+1
09 ژوئن0
08 ژوئن+1
07 ژوئن0
06 ژوئن0
05 ژوئن0
04 ژوئن0
03 ژوئن0
02 ژوئن+1
01 ژوئن+2
پست‌های کانال
خوابیدن روی بازوان قطاری که آمدن را بلد نیست سخت است و حرف زدن با چمدانی که دهانش  را قفل زده تا من رفتن را از درز لبانش  بو نکشم /سخت تر من خستگی ام را به آب می دهم و در رگ های  گرسنه ام کمی خون تزریق می کنم تا قلب ام   نمیرد امروز مسیر خنده را از پیراهنت بو کشیدم و گریه های نازکم  را در واگن بغلی آتش زدم تمام توانم بر این است که تمام راه های نرفته را با تو بروم  و در مسیر دوست داشتن از خواستنت کوتاه نیایم تمام سعی من دیدن توست و تمام مشغولیت ذهنی ام / ملاقات دستاهایمان  با هم است       دوست دارم وقتی صدایت  را می بوسم تو درختی باشی که  روی تنت تمرین تبر دارم ... #پرستو_تبریزی https://t.me/golchinmaktab

2
خوابیدن روی بازوان قطاری که امدن را بلد نیست سخت است و حرف زدن با چمدانی که دهانش  را قفل زده تا من رفتن را از درز لبانش  بو نکشم /سخت تر من خستگی ام را به آب می دهم و در رگ های  گرسنه ام کمی خون تزریق می کنم تا قلب ام   نمیرد امروز مسیر خنده را از پیراهنت بو کشیدم و گریه های نازکم  را در واگن بغلی آتش زدم تمام توانم بر این است که تمام راه های نرفته را با تو بروم  و در مسیر دوست داشتن از خواستنت کوتاه نیایم تمام سعی من دیدن توست و تمام مشغولیت ذهنی ام / ملاقات دستاهایمان  با هم است دوست دارم وقتی صدایت  را می بوسم تو درختی باشی که  روی تنت تمرین تبر دارم ... #پرستو_تبربزی https://t.me/golchinmaktab
1
3
. اين سكوت هر جایی را جمع كن به صدای گنجشكانی گوش بسپار كه از باران های بسيار سيرابند با چينه دانی پر از حرف بر تن تاكی خسته ... حتی از شكاف همين ديوار كه روز با چشمان ميشی نظاره گر است اين سكوت را بشكن ! جان گياهی سبز شود ابرها ببارند روی دست زمين از گلوی خشكيده سطر سطر اين كلمه ها در ريه های شعر ... آه انگار نه انگار كه در پيراهن باغچه عطر گلی كمياب می شود . #فرزانه_صیاد https://t.me/golchinmaktab
202
4
درِ کوچکی در سمتِ چپِ سرم باز می‌شود هر بار که چشم می‌بندم و ابرها بی‌هیچ پنجره‌ای درونم عبور می‌کنند من با کلیدهایی در مشت در سکوت زندگی می‌کنم و افکارم را هر شب به ماه می‌سپارم جهان ،از جایی آغاز می‌شود که دیگران آن را خیال می‌نامند #فرشته_امیری #سورئالیست‌ها https://t.me/golchinmaktab
171
5
#جوک به تخم و ترکه‌یِ شعر چه رویا نسلش خشکیده، کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ای خوابیده، چاه‌هایِ نفت ته کشیده، یا خرمگسی به هیکل زندگی شاشیده ... شعر باید بزند به کوچهٔ علی‌چپ؛ برقصد در خیال ملیح موهرها، دست بکشد رویِ بنفشِ لاوندرها، از دیوارِ آفتاب بالا برود وُ کمانچه بزند با کمانِ نازکِ ماه، شعر را چه/ به تاریخچه‌یِ منحوسِ آه  ...؟ شعر باید بزند به کوچهٔ علی‌چپ ... #شادیہ_‌غفارے به روایت سانسورچی‌ها https://t.me/golchinmaktab
160
6
من پر از زمزمه های برفیم عطش جهنم تو رو می‌خوام روبروم بشین و مرگمو ببین بذا آب شه توی حجم تو صدام چه حرارتی توو چشمات خوابیده تو یه استوای گرمی واسه من من یه لندن پر از ابرم و مه به هوای خسته‌ام سری بزن منو از سینه‌ی ابرا بتکون هُرم دستای تو امید منه از چی می‌ترسی؟ منو آتیش بزن نور چشمای تو خورشید منه جنگل چشم کسی رو نمی‌خوام گرمی کویر تو خواهشمه موج ماسه‌های گرم تو هنوز بهترین قسمت آرایشمه خط بزن ابر سیاهو از هوام بذا آفتابی بشم کنار تو به امید اینکه سمت من بیای عمر من رفته در انتظار تو تو یه تقدیر جدیدی واسه من تو که چشمات همه دنیای منه تو که واسه داشتنت دستای من خودشو به آب و آتیش می‌زنه #داریوش_جلینی https://t.me/golchinmaktab
264
7
درسینه هزارویک سیاوش دارم ایرانـی‌ام و کمـان آرش دارم ای ابرهه‌ی زمانه نزدیک نشو ماننـد ابابیلـم و آتـش دارم... #پرویز_شالی رباعی از «مجموعه رُز سیاه» https://t.me/golchinmaktab
198
8
. تویی شکارچی اما منم بدون قرار شکار چشم تو هستم بیا برای شکار به غیر جاده‌ی بی بازگشتِ آغوشت برای عاشقِ دلخسته نیست راه فرار نبرد با تو عزیزم چنان معاشقه است نبرد تن به تنم با حریر و عطر بهار بیا به سنت هجرانِ عشق پشت کنیم به وصل سُنّت تازه بیاوریم به بار در آوریم به ناز و نوازش و لبخند بدون غائله از روزگار خویش دمار درست لحظه‌ی بوسه بهشت را دیدم به کیمیای لبانت حجاب رفت کنار ✍️ #محمد_فرخ‌طلب_فومنی 📚 حریر و عطر بهار https://t.me/golchinmaktab
184
9
✰⊱╌•✾•#چارانه•✾•┈⊰✰ با دست گره‌خورده و همدوش خودم در مجلس بزم عیش ، همنوش خودم عریان تعلقات هستم ای‌عشق ! آغوش تو هست عین تن‌پوش خودم #نیلوفربهراد https://t.me/golchinmaktab
150
10
از اول صبح جام و پیمانه و می تار و دف و تنبور و هم آوایی نی از صبح که نه که خواب دیدم با او حرف و سخن و نکته پنهانی وی من بودم و او بود و شب و جام شراب هی خوردم و هی بوسه به لب هایش هی مستی و خرابی و شب و روز همین یوسف که نه مست جام اوپی در پی خوش بود هم آغوشی و آواز و طرب دیدار من و دو چشم او باشد کی #یوسف_حمزه https://t.me/golchinmaktab
127
11
خدا که رفته دوباره جهان درست کند دو باره آدم و حور جنان درست کند بهانه بر سر یک دانه گندمش کم بود دوباره قصه صد امتحان درست کند برای آنکه رود دود هیزمش در چشم دوباره دوزخ و نار و دخان درست کند به هم زند همه کائنات و در آخر برای عده محدود نان درست کند دوباره روی زمین یک خلیفه ی دیگر کنار دین خودش هم دکان درست کند چه بغض ها که به جا مانده در درون گلو بجای چاره چرا استخوان درست کند بنا به مصلحتی که، به ما چه مربوط است برای دزد خودش نردبان درست کند #محمدزارع https://t.me/golchinmaktab
120
12
خدا که رفته دوباره جهان درست کند دو باره آدم و حور جنان درست کند بهانه بر سر یک دانه گندمش کم بود دوباره قصه صد امتحان درست کند برای آنکه رود دود هیزمش در چشم دوباره دوزخ و نار و دخان درست کند به هم زند همه کائنات و در آخر برای عده محدود نان درست کند دوباره روی زمین یک خلیفه ی دیگر کنار دین خودش هم دکان درست کند چه بغض ها که به جا مانده در درون گلو بجای چاره چرا استخوان درست کند بنا به مصلحتی که، به ما چه مربوط است برای دزد خودش نردبان درست کندخدا که رفته دوباره جهان درست کند دو باره آدم و حور جنان درست کند بهانه بر سر یک دانه گندمش کم بود دوباره قصه صد امتحان درست کند برای آنکه رود دود هیزمش در چشم دوباره دوزخ و نار و دخان درست کند به هم زند همه کائنات و در آخر برای عده محدود نان درست کند دوباره روی زمین یک خلیفه ی دیگر کنار دین خودش هم دکان درست کند چه بغض ها که به جا مانده در درون گلو بجای چاره چرا استخوان درست کند بنا به مصلحتی که، به ما چه مربوط است برای دزد خودش نردبان درست کند #محمدزارع @zardyni #محمدزارع https://t.me/golchinmaktab
1
13
. آن دروغت آتشی بر راه شد  یارِ  پاک از این رَوش آگاه  شد یار چون آهن بُود ما تکه چوب     یار می داند بسی حالاتِ خوب شعلهٔ آتش بر آهن چون نسیم  می دهد بر او جلا چون زر و سیم چوب را سوزاند و خاکش کند   همچو گَردی پخشِ افلاکش کند جسم ما آن چوب شد عقلت‌کجاست  هر عمل  چون  بازتابی  نقلِ ماست خوب ها بین در عمل گل داده‌اند   در عمل بر راه چون پُل بوده اند کی توان فرهاد بودن را چشید تلخ کامش جورِ شیرین می کشید عشق آمد تا  بپالاند  جهان   راه یابد ذات بر اصلی گران کی توان دریا به کام آید زِ کید مرغ و ماهی یک مکان آری به صید این محال است آدمی باخوب وبد     هر دو باشد راه را کامل رَود این مشو چون فعلِ عبدانی دروغ   عهد بندی جان و پیمانی دروغ نَفس گر بندی‌‌به حق‌ پس پاک باش    پس جدا از آبِ حَیوان دیده پاش نورِ حق گر شد درونت شعله ور   هر دو عالم چون جویی کوتاه پَر پاکی از دل می‌تراود نه از نقاب   چون دو آئینه کند نقشت بر آب بنده گر بر راستی  پایی نهاد   می‌رسد پران به یک دم بر مراد در طریقت صدقِ نَفست بازگوست  چشمِ یار آن‌ چشم پاکِ پاک‌جوست #رضاحیدری 🌱 https://t.me/golchinmaktab
135
14
با عشق ؛ غصه‌های دلم را تباه کن یلدای سرد و تار مرا چون پگاه کن هر لحظه در مسیرِ دلم عاشقانه‌ای شب‌گریه‌های تلخ مرا قاه‌قاه کن اصلاًحضور سبزِ تو یعنی که نوبهار جانا کویر ذهن مرا پر گیاه کن در لحظه‌لحظه‌های دلم جاوِدانه‌ای یادی از این بُریده نفَس گاه گاه کن تنها دلیل حالِ خرابم عبور توست فکری به حالِ عاشقِ بی‌سرپناه کن #علی_خوش‌قامت https://t.me/golchinmaktab
113
15
. «شاخه سبز امیدی داشتم» شاخه سبز امیدی داشتم، خشکید و رفت گلبن باغ بهاری داشتم، نازید و رفت از برای بدرقه یک کاسه آبی به دست من نرفته، آب را پشت سَرم پاشید و رفت در سفر همپای پای کاروان بودم ، ولی .. چابک آمد پشت اسبی از برم تازید و رفت مطمئن بودم ندارد جز منَش دلدار ، یار بی وفا انداخت ام در ورطه ی تردید و رفت هر شبم بیدار ماندم تا سحر با چشم ِ باز روز ِ روشن بی هوا جان مرا دزدید و رفت ماه را چشم انتظار بوسه بودم هر غروب در میان خون خود، خورشید من غلتید و رفت کودکی بودم من و محصول عمرم خشت ِ خام آینه وار آمد و بر طفل ِ من خندید و رفت! آمده فصل ِ خزان روزگارت ای #سپهر صد سوال بی جواب این زندگی ،پرسید و رفت ... #سپهرA_Roohi https://t.me/golchinmaktab
152
16
💐🌾🍀🌼🌷🍃🌹🍃🌷🌼🍀 🍃🌺🍂                              🌾☘                                              🌷 کمال بی نیازیها بوَد این به عقلت تکیه باشد جای هر دین که دین اکنون بوَد ابزار تاراج از این ایران ما تا چین و ماچین خصوصا دین و ادیانی پر از کین که باشد مملو از احکام خونین ره هموار ما را می کَنَد چاه خرافاتی که بر ما گشته تلقین کند بدتر ز *حنظل روز شیرین رسوم دین ،عزاداری دیرین بخواهد برده باشی دین،؛ نباشی شوی آماج خشم و تیر و نفرین به ید قلادهء تهمت بگیرند ولیِ دین و آن عُمالِ *گَرگین به هر انسان حق گو آن ببندند کنارش ضرب و شتم و قتل و توهین اگر این دور دوار آسیابی است همیشه مردمند آن سنگ زیرین چو دین ابزار ظلم ظالمی گشت خودش بر نفی خود گردد *براهین تعصب گر رهِ فکرم به من بست شود دین بر تنِ عقلم چو زوبین خلاصه دین بوَدخوب آن زمانی که باشد عقل حاکم بر موازین          #مهردادپورانیان«پورِ مهر» 🌷 🌾☘            🍃🌺🍂 💐🌾🍀🌼🌷🍃🌹🌿🌼🌷🍀 *گَرگین:کسی که به بیماری گَری مبتلا هست است،حیواناتی که جَرَب دارند،شِپِشو((کنایه از آدمایی ظاهر تَر‌وتمیزی ندارن)) *حنظل:میوهء گیاهی که بسیار تلخ و بدمزه هست،هنداونهء ابوجهل *براهین:برهانها،دلایل،ادلهء عقلی https://t.me/golchinmaktab
142
17
خوابیده اند قرن ها بر دوش من آنجا که هر گام نوایی خاموش از شکستن زنجیر دیروز است به بند می کشد زمان مرا با طناب های نامرئی و من  می اندیشم  به طلوعی که ردپایش بر بال پرندگان  پیداست گر چه دست هایم در اسارت زمان است  اما خیالم شتاب می گیرد از میان خاطره ها جایی که دانه ها در دل خاک نفس می کشند و نگاهشان رو به نور می خوانند مرا با تنی خسته لبخند می زنم به فرداهای نیامده میان بودن ها و نبودن ها رفتن ها و ماندن ها  نفس و نَفَس جایی که واژه ها زنده اند زیبا ، زمزمه گر ، زبانه زن می روم  چرا که امید همیشه پیش از من قدم  برمی دارد ...... #مریم_پارسا https://t.me/golchinmaktab
269
18
. سقوط آزاد از چشم های تو را دوست دارم می خواهم بدانم که آدم ها وقتی از آشیان عشقی پرواز می کنند چگونه اند بال‌هایشان چقدر باز می شوند به کجا کشیده می شود پایشان و چشم شان به کدام سوست و آیا در آن لحظه اشکی از چشم خاطره ای جاری می شود یا امید دیدار دوباره ای از نگاهی #جمشید_آزادیفر_جاوید https://t.me/golchinmaktab
246
19
پشت تریبون نگاهت دستپاچه می‌شوم آنگاه که مردم چشمانت ناگفته ها را از نگاهم می‌خوانند #علی_مولایی https://t.me/golchinmaktab
205
20
می‌ترسم حتی از آینه که شمعدان‌ها هم طاقچه‌بالا گذاشته‌اند و مادربزرگ دندان‌های جدیدی را با تمام حرف‌ها که حرف بود در تلاطم دهان به کرسی نشاند آن‌قدر که در محال ملافه‌های چروکیده‌ عقربه به هیچ دستی پا نداد تا آشوب کابوس‌های شب‌زده را گردن بزند سراب ساعت‌های عقب‌مانده‌ای‌ام که در خیابان روزمرگی دور‌‌ می‌زند وقتی از تب آفتاب برید و تا پیراهنِ چهارخانه‌ی فصل فرسنگ‌ها فاصله گرفت. انگار هوای هیچ چشمی نای گریه ندارد که ابرها برگردند جلو خبر را بگیر راه نیفتاده نمی‌دانم این پنجره با کدام زن قرار گذاشته که دخترم حرف‌هایم را شطرنجی می‌کشد من که از این‌همه زندگی حکم برائت گرفته‌ام امتحان/ امتحان/ امتحان... به جای این‌همه سطر یکی حکم آزادی‌ام را امضا کند. #مهری_ذبیحی_اترگله بیداد موریانه‌ها (ویژه‌ی شعر زن) https://t.me/golchinmaktab
168