928
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-1330 روز
آرشیو پست ها
928
روزی باشد که دروغها راست به نظر آید،
راستها دروغ
روزی باشد که فنا بیاید
روزی باشد که دیوارها نایستد
روزی باشد که پاکی آماج تهمت شود
چشمه اشک شما خشک نشود
و تشویش قلب شما کاستی نگیرد
روزی باشد که راستی به هزار دست بمیرد
روزی باشد که راستی خود را به آتش بیفکند
روزی ـ که آن ـ امروز است!
نمایشنامه ندبه
#بهرام_بیضایی🖤🖤
928
تصنیف اصفهان
ایرج بسطامی
آلبوم: بوی نوروز
شعر: منسوب به ناصرالدینشاه
آهنگساز: علیاکبر شیدا
@SaghareJan
928
تصنیف اصفهان
اثری از: ایرج بسطامی
آلبوم: بوی نوروز
شعر: منسوب به ناصرالدین شاه
آهنگساز: علیاکبر شیدا
@SaghareJan
928
نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت
سه پیراهن سَلَب بودهست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پرخون، دوم شد چاک از تهمت
سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر
رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی
نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟
#رودکی
سَلَب: پوشش، جامه
928
نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت
سه پیراهن سَلَب بودهست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پرخون، دوم شد چاک از تهمت
سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر
رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی
نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟
#رودکی
#ن
سَلَب: پوشش، جامه
928
نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت
سه پیراهن سَلَب بودهست یوسف را به عمر اندر
یکی از کید شد پر خون، دوم شد چاک از تهمت
سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر
رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی
نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟
#رودکی
#ن
سَلَب: پوشش، جامه
928
توبه و پرهیز کردم ننگرم زین بیش من
زلفِ جانآویز را یا چشمِ رنگآمیز را
با چنان زلف و چنان چشمِ دلآویز اِی عجب
جای کی مانَد درین دل توبه و پرهیز را؟
#سنایی
#ت
928
«غزل ۴۰۶ جناب حافظ»
@SaghareJan
🎙ساقی مهدیپور
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حبابوار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال میبستم
که قطرهای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
یلداتون مبارک❤️
928
«غزل ۴۰۶ جناب حافظ»
@SaghareJan
🎙ساقی مهدیپور
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حبابوار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار
کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خیال میبستم
که قطرهای ز زلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کز این شکار فراوان به دام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
یلداتون مبارک❤️
928
دلتنگیهای آدمی را
باد ترانهای میخواند
رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده میگیرد
و هر دانهی برفی،
به اشکی نریخته میماند...
سکوت
سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت
حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من
#مارگوت_بیکل/
برگردان: #احمد_شاملو
928
برفِ نو برفِ نو سلام سلام!
بنشین، خوش نشستهای بر بام
پاکی آوردی ای امیدِ سپید!
همه آلودگیست این ایام
#احمد_شاملو
928
«غزل ۲۷۵ سعدیِ جان»
@SaghareJan
🎙ساقی مهدیپور
نگفتم روزه بسیاری نپاید
ریاضت بگذرد سختی سر آید
پس از دشواری آسانیست ناچار
ولیکن آدمی را صبر باید
رخ از ما تا به کی پنهان کند عید
هلال آنک به ابرو مینماید
سرابستان در این موسم چه بندی
درش بگشای تا دل برگشاید
غلامان را بگو تا عود سوزند
کنیزک را بگو تا مشک ساید
که پندارم نگار سروبالا
در این دم تهنیتگویان درآید
سواران حلقه بربودند و آن شوخ
هنوز از حلقهها دل میرباید
چو یار اندر حدیث آید به مجلس
مغنی را بگو تا کم سراید
که شعر اندر چنین مجلس نگنجد
بلی گر گفته سعدیست شاید
بیت ۳ «عید»: عید فطر
«هلال آنک...»: نگاه کن! هلال عید ابرویش را نشان میدهد.
بیت ۸ « مُغنی»:سرودخوان، نوازنده و مطرب
928
حکایتِ باران بیامان است
اینگونه که من دوستت میدارم
شوریدهوار و پریشان باریدن،
بر خزهها و خیزابها،
به بیراهه و راهها تاختن،
بیتاب، بیقرار
دریایی جُستن،
و به سنگچین باغِ بستهدری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بیقرار است
اینگونه که من دوستت میدارم...
#شمس_لنگرودی
928
به من گفتی که جورِ من نهان میدار از مردم
تو هم نوعی جفا میکن که بتوان داشت پنهانش
#هاتف_اصفهانی
#ب
928
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخهها؟
به من بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زادهام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیمهاست بر درختها
به من بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
به من بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زادهای
تو ای که گفتنت پریدن پرندههاست
به من بگو، بگو،
تو را که زاده است؟
به من بگو
#رضا_براهنی
928
«بارون»
@SaghareJan
•خواننده: محمدرضا شجریان
•آهنگساز: کیهان کلهر
•شاعر: علی معلم
•آلبوم: شب، سکوت، کویر
•انتشار: آذرماه ۱۳۷۷
928
در این سرما و باران یار خوشتر
نگار اندر کنار و عشق در سر
نگار اندر کنار و چون نگاری
لطیف و خوب و چست و تازه و تر
در این سرما به کوی او گریزیم
که مانندش نزاید کس ز مادر
در این برف آن لبان او ببوسیم
که دل را تازه دارد برف و شکر
مرا طاقت نماند از دست رفتم
مرا بردند و آوردند دیگر
#مولانا
928
ای دل همیشه عاشق و همواره مست باش
کان کس که مست عشق نشد هوشیار نیست
با عشق همنشین شو و از عقل برشکن
کو را به پیش اهل نظر اعتبار نیست
#عبید_زاکانی
#الف
928
روی تو کافتاب را ماند
آسمان را به سر بگرداند
مرکب عشق تو چو برگذرد
خاک در چشم عقل افشاند
زلف شبرنگ و روی گلگونت
میکند هر جفا که بتواند
عشقت آتش فکند در جانم
این چنین آتشی که بنشاند
گر دلم بستدی و دم دادی
آه من از تو داد بستاند
#عطار
