fa
Feedback
عباس تافته

عباس تافته

رفتن به کانال در Telegram

آشفتگیه دیگه؛ باید ببخشید.

نمایش بیشتر
1 596
مشترکین
+824 ساعت
+247 روز
+10330 روز
آرشیو پست ها
از راه دور آمده بودم ببینمت مهمان‌نواز، پنجره را بی‌هوا نبند... #عباس_تافته

مست خیال بود که از کوچه غیب شد در ناگهان خط مقدم ظهور کرد 🎥 شعرخوانی #محمد_حجی‌_زاده          اینستاگرام 🎞 #انجمن_ادبی_آغاز🎙 🆔 @anjoman_adabi_aghaz ♨️

نگو کجای جهانی، که من شبی خود را درست در بغلت جا گذاشتم رفتم... #عباس_تافته

از بخت بد نپرس که طوفان درست شد وقتی عصا به شانه دریا گذاشتم #عباس_تافته

دوستان عزیزم، هر کودک پنج ساله‌ای اگر میکروفون را به دهانش بچسباند و صدایش را به اعماق دیافراگمش ببرد و زمزمه‌گونه شعری را بخواند، می‌تواند مثل شما ادعای گویندگی کند. گلوی خودتان را اذیت نکنید و پشت میکروفون ادا درنیاورید. با تشکر!

گیسو به هم بریز و جهان را ز هم بپاش معشوقه بودن است و بریز و بپاش‌ها...
حسین زحمتکش

به غیر نام تو در سینه‌ام نمی‌چرخد اگر قبول نداری مرا، بگرد مرا...

شیرین شده تنت آنقدر که پیراهنت چاک برداشته وقتی نگاه میکنم به تو احساس میکنم برای خودم کسی شده‌ام تو بی‌دلیل زیبایی چون لبخندی در جنگ... #مهدی_آخرتی

هر چی آرزوی خوبه مال تو

پیام صوتی00:30

کسی سراغی از آغوش من نمی‌گیرد به این لباس پر از تار عنکبوت قسم

دست و پایی بود، اینجا گم نکردم؟

اما من دهان هر که بدی از تو گفت را بستم که برخلاف تو، من روی عشق حساسم!
#عباس_تافته

من تشنۀ لب‌های تو ام، دست کم این بار لبخند بزن تا دهنم آب بیفتد... #عباس_تافته

از تازه‌ای... یک‌عمر نشستم لب این برکه، که یک بار تصویر تو ای ماه، به قلاب بیفتد #عباس_تافته

#سه_راه_ادبیات 🫀

گر تو هم چون ما پریشان حال و تنهایی بیا جمع، جمع مردم تنهاست می‌آیی بیا #فاضل چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶، پژوهشسرای ثابت مشت
گر تو هم چون ما پریشان حال و تنهایی بیا جمع، جمع مردم تنهاست می‌آیی بیا #فاضل چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶، پژوهشسرای ثابت مشتاق دیدار 🌱 .

. دستت به گیسوان رهایش نمی‌رسد از دوردست‌ها به نگاهی بسنده کن #سجاد_سامانی ایهام "دوردست" خیلی خوش نشسته! ٫

در حسرت گرفتن دستی که سرد نیست گشتیم ما، نبود... شما هم نگرد، نیست! درکم نمی‌کنند ، چه بهتر سفر کنم جای درخت سبز که در باغ زرد نیست در بین کوی ناشنوایان به طور قطع جایی برای ساز زنِ دوره گرد نیست! مانند شمس، یکه و تنهای قونیه باید رها کنم... دلم اهل نبرد نیست یک مولوی میان شما نیست، بگذریم... گشتیم ما، نبود... شما هم نگرد، نیست! #عباس_تافته #از_گذشته‌ها

"غم را به هزار شیوه انشا کردن " این قصهٔ "شاعری"ست نقطه، سر خط. #عباس_تافته