es
Feedback
عباس تافته

عباس تافته

Ir al canal en Telegram
1 388
Suscriptores
+524 horas
+317 días
+10030 días
Archivo de publicaciones
. آغاز🩵

وقتی زدم به موی تو دزدانه دستبرد دل باخت در کشاکش موی تو، دست برد #عباس_تافته

ممنونم از لب تو که خیرش به ما رسید... #حسین_زحمتکش
+1
ممنونم از لب تو که خیرش به ما رسید... #حسین_زحمتکش

یک بار نام غیر تو بر این زبان گذشت یک عمر می‌شود که دهان آب می‌کشم #عاصی_خراسانی

خودم تار و تصویر آیینه تار دو تارم، دوتاری خراسانی‌ام... #عباس_تافته | @abbas_tafteh
خودم تار و تصویر آیینه تار دو تارم، دوتاری خراسانی‌ام... #عباس_تافته | @abbas_tafteh

یک مشت گرد و خاک روی دامنت بود یا لَیْتَنی... یا لَیْتَنی کُنتُ تُراباً... #ابوالفضل_پوراسماعیل

به مادرم که بعد رفتنش بیشتر بزرگم کرد: ملحفه‌های سفید خانه را دور ریختم چادرنماز کهنه ات را هم... آن‌ها که تو را در کفن‌ ندیدند نمی‌دانند چه مرگم است! از وقتی لباس هایم بوی اسپند تو را ندادند زود به زود به دستگیرۀ در می‌گیرند و پاره می شوند لیوان ها بیشتر از دستم سُر میخورند و دست و پایم بیشتر از قبل زخم می شود سپر بلای خانه که نباشد همین است مرا ببخشید اگر موقع راه رفتن کمی قوز میکنم چند سال است کسی شانه‌ام را نتکانده این روزها بی قرارتر از همیشه‌ام ازین اتاق به آن اتاق سردرگم یک جا که بنشینم جای خالی تو آوار می شود روی سرم... بعد از تو به سیگار پناه نبردم مویم مثل برادرم سپید نشد خطی روی پیشانیم نیفتاد لکنت زبان نگرفتم... تنها دلم شکست... هنوز حرف که می‌زنم صدای خرده شیشه می آید... نمی‌شود یک بار که کلید می‌چرخانم پشت در به استقبالم بیایی؟ اصلا مگر نمی‌گویند دعای یتیم ها می‌گیرد؟ آنقدر دلتنگ سر گذاشتن به روی زانوی تو‌ام که هر شب منتظر مرگ می‌نشینم تا تو را به بالینم بیاورد... به خدا قسم که روز قیامت نامه اعمالم را زیر بغل می زنم و به دنبال تو می‌دوم هراسان درست مثل کودکیم که آستینت را در بازار گم‌ کرده بودم.... مرا ببخش که وقتی خاکت را گل می‌کردند تازه از آب و گل در آمدم... قد کشیدم بزرگ شدم... خیلی بیشتر از سنم خیلی وقت‌ها یک نفر زیر خاک می‌رود اما دو نفر می‌میرند میخواهم چارستون بدنم را سپر سنگ مزارت کنم تا کسی روی نامت پا نگذارد هر چه باشد ته تغاری ها بیشتر روی مادرشان حساس اند... #عباس_تافته

۵٫۵٫۵ دل سوی تو آورده پناه از غم دنیا این طفل یتیم است، در آغوش بگیرش... #فاضل پنجمین سالگرد مامانمه شما و منتی و فاتحه‌ای🖤
۵٫۵٫۵ دل سوی تو آورده پناه از غم دنیا این طفل یتیم است، در آغوش بگیرش... #فاضل پنجمین سالگرد مامانمه شما و منتی و فاتحه‌ای🖤

تنهایی در اتوبوس چهل‌وچهار نفر است تنهایی در قطار هزار نفر... #غلامرضا_بروسان

کابل و تهران، دوشنبه، اصفهان یک خانه است نقشه را باور نکن جغرافیایم فارسی‌ست #حمید_تقدیمی

ما گذشتیم ولی کاش نفهمی هرگز معنیِ از دهنِ آینه افتادن چیست تو دعا کن که فقط گریه‌ی شعرم_آهم_ تا رسیدن به تو یادش برود دامن چیست..! #سید_حسین_حجازی

سر شاعر برای شعر شدن درد می‌کرد سر خود را شکافت، دردسرش را درآورد #عباس_تافته

سرِ شب شور چشم‌های ترش را درآورد غم عمری‌ یتیمی‌اش پدرش را درآورد... #عباس_تافته

. چرا همین‌که به تو بوسه داد لال شدی؟ پسر! زبان به تو دادند استفاده کنی! #عباس_تافته

با رود فرقش چیست وقتی که با کش نبستی موی لختت را؟ با گل چه فرقی می‌کنی وقتی پیراهن قرمز تنت باشد؟ #عباس_تافته

پر می‌زنم از این‌طرف خانه آن‌طرف روزی که از تو شعر بگویم قناری‌ام! #عباس_تافته

در اقلیم شعـر🩵 جای دو پادشاه در اقلیم عشق نیست این سینه جای خاطرۀ توست یا نفس! #عباس_تافته
+1
در اقلیم شعـر🩵 جای دو پادشاه در اقلیم عشق نیست این سینه جای خاطرۀ توست یا نفس! #عباس_تافته

«دعوتنامه» . حضور شما فرهیخته گرامی موجب دلگرمی و خرسندی ما خواهد بود . کانون ادبی منظومه ‌و انجمن ادبی آغاز مشهد
«دعوتنامه» . حضور شما فرهیخته گرامی موجب دلگرمی و خرسندی ما خواهد بود . کانون ادبی منظومه ‌و انجمن ادبی آغاز مشهد

. رونمایی کتاب «سه راه ادبیات» گزیده شعر جوان خراسان . شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ باغ کتاب تهران به میزبانی: امیرع
. رونمایی کتاب «سه راه ادبیات» گزیده شعر جوان خراسان . شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ باغ کتاب تهران به میزبانی: امیرعلی سلیمانی با سخنرانی: زهیر توکلی با حضور: اعضای انجمن ادبی آغاز مشهد @saken_sarzamin_del