fa
Feedback
حضرت ابوالمعانی "بیدل"

حضرت ابوالمعانی "بیدل"

رفتن به کانال در Telegram

✅ کانالی ویژه‌ی اشعار بیدل 💟 گر اهلِ سخنْ بیدل! سامانِ‌ غنا خواهند، چون نسخهٔ اشعارت، ‌گنجینه نمی‌باشد *** معنی‌ بلندِ من فهمِ تند می‌خواهد سیرِ فکرم آسان نیست، کوهم و کُتل دارم

نمایش بیشتر
3 074
مشترکین
-224 ساعت
+147 روز
+5830 روز
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+29
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+143
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+157
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+169
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+129
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+118
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+86
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+84
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+53
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+72
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+63
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+71
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+64
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+84
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+91
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+72
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+80
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+71
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+99
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+75
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+117
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+175
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+137
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+166
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+165
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+180
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+183
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+150
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+219
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+205
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+166
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+143
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+132
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+148
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+107
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+86
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+57
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+80
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+81
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+270
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
07 سپتامبر0
06 سپتامبر+2
05 سپتامبر+6
04 سپتامبر+4
03 سپتامبر+9
02 سپتامبر+4
01 سپتامبر+4
پست‌های کانال
اشک یک لحظه به مژگان بار است فرصتِ عمر، همین مقدار است زندگی عالم آسایش نیست نفس آیینه این اسرار است بس‌که ‌گرم است هوای گلشن غنچه این‌جا سر بی‌دستار است شیشه‌ساز نم اشکی نشوی عالم از سنگ‌دلان‌، کُه‌سار است خشت داغی‌ست عمارت‌گر دل خانهٔ آینه یک دیوار است می‌کشی سرمهٔ عرفان نشود بینش از چشمِ قدح، دشوار است هم‌چو آیینه اگر صاف شوی همه جا انجمن دیدار است گوش ‌کو تا شود آیینهٔ راز نالهٔ ما نفس بیمار است درد گل‌کرد ز کفر و دین شد سبحهٔ اشکِ مژه‌، زنار است نیست گرداب‌صفتْ آرامم سرنوشتم به خط پرگار است از نزاکت سخنم نیست بلند از صدا ساغرگل را عار است غافل از عجزِ نگه نتوان بود آسمان‌ها گره این تار است نکشد شعله سر از خاکستر نفس سوختگان هموار است بیدل از زخم بُوَد رونقِ دل خنده ٔ‌گلْ نمکِ گل‌زار است #بیدل 💕 @bidele_dehlawy .

2
. هیچ‌کس در چهار دیوار جسد آسوده نیست یارب این منزل کدامین خانه ویران طرح کرد #بیدل 💕 @bidele_dehlawy .
670
3
. دوش سیلابِ  خیالت می‌گذشت از خاطرم خانه‌ی دل بر سرِ ره بود ویران ڪرد و رفت #بیدل_دهلوی 💕 @bidele_dehlawy
1 398
4
. محبت‌پیشه‌ای از نقشِ بی‌دردی تبراکن همین داغ است اگر زیبنده باشد دل‌نشینی را #ابوالمعانی_بیدل 💕 بیدل می‌گوید: اگر محبت‌پیشه هستی، از آسودگی و بی‌دردی دوری کن؛ زیرا همین داغِ عشق است که شایستهٔ جای گرفتن در دلِ عاشق است. دلی که می‌خواهد منزل‌گاهِ عشق الهی باشد، باید به سوز، داغ و دردِ محبت آراسته شود، نه به آسایش و بی‌تفاوتی. @bidele_dehlawy
945
5
دیوان و چهارعنصر بیدل، عبدالقادربن عبدالخالق دست‌‌نویس شمارهٔ ۱۳۵۵س کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی، نستعلیق هندی، کاتب محمّدعالم‌بن آخوند ملّامحمّدیوسف نمنگانی، بی تا (ق ۱۲ ه‌ق)، ۵گ، ۱۷س. @donyaye_katab 📚 .
839
6
. با هرکه طرف گشته‌ام آرایش اویم آیینه‌ام و خاصیت جنگ من این است #بیدل💕 @bidele_dehlawy .
1 234
7
بوطیقای بیدل عبدالغفور آرزو @donyaye_katab 📚 .
1 319
8
. بیدل! اگرچه نیست جهان جای خنده، لیک نتوان به پیشِ مردمِ بی‌غم گریستن #بیدل_دهلوی 💕 @bidele_dehlawy
1 646
9
مقایسه انسان کامل از دیدگاه بیدل و حافظ #عبدالغفور_آرزو @donyaye_katab 📚 . .
1 480
10
. دوش سیلابِ  خیالت می‌گذشت از خاطرم خانه‌ی دل بر سرِ ره بود ویران ڪرد و رفت #بیدل_دهلوی 💕 @bidele_dehlawy .
1 600
11
. در قیدِ جسم تا کی افسرده بایدت زیست؟ ای دانه، سبزبختی‌ست از خاک سرکشیدن! #بیدل_بزرگ 💕 بیدل در ظاهر دانه‌ای را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: «تا چه زمانی می‌خواهی زیر خاک، خاموش و افسرده بمانی؟ خوش‌بختی و سرسبزی تو در این است که از خاک سر برآوری و جوانه بزنی.» اما در حقیقت این خطاب متوجه انسان است، نه دانه. «در قیدِ جسم تا کی افسرده بایدت زیست» «قید جسم» یعنی اسارت در تن، تعلقات مادی، خواسته‌های نفسانی و محدودیت‌های عالم ظاهر. «افسرده زیستن» کنایه از زندگی‌ای است که در آن استعدادهای روحی و معنوی انسان شکوفا نشده‌اند؛ زندگی‌ای بیهوده، بی‌ثمر و بی‌هدف. بیدل از انسان می‌پرسد: تا کی می‌خواهی تنها در محدودهٔ تن، عادت‌ها، ترس‌ها و دلبستگی‌های مادی محصور بمانی و زندگی‌ای خاموش و بی‌ثمر داشته باشی؟ «ای دانه، سبزبختی‌ست از خاک سرکشیدن» «سبزبخت» یعنی خوش‌اقبال و سعادتمند. دانه تا زمانی که زیر خاک پنهان است، استعدادش نهفته مانده است. اما هنگامی که پوستهٔ خود را می‌شکند و از دل خاک سر برمی‌آورد، زندگی حقیقی‌اش آغاز می‌شود. بنابراین، خوش‌بختی دانه در شکستن پوسته و بیرون آمدن از تاریکی است. در این‌جا، دانه نماد روح انسان است. خاک، عالم ماده و تعلقات دنیوی است. پوستهٔ دانه، می‌تواند نماد جسم و وابستگی‌های نفسانی باشد. و سبز شدن، شکوفایی روح و رسیدن به کمال است. بیدل می‌گوید: اگر دانه بخواهد همیشه سالم و دست‌نخورده بماند، هرگز گیاه نمی‌شود. باید پوسته‌اش شکسته شود و از دل تاریکی خاک راهی به سوی نور پیدا کند. همین‌گونه، انسان نیز تا از زندان جسم و دلبستگی‌های صرف مادی فراتر نرود، به حیات حقیقی دست نمی‌یابد. در مصراع دوم بیت نکته‌ای ظریف وجود دارد. بیدل نمی‌گوید «از خاک بیرون آمدن»، بلکه می‌گوید: «از خاک سرکشیدن» «سر کشیدن» در فارسی هم به معنای سر برآوردن است و هم نوعی شور، جسارت و سرپیچی را در خود دارد. به طور خلاصه در این بیت بیدل انسان را به ترک رکود و شکوفایی فرامی‌خواند و می‌گوید: ای انسان! تا کی در زندان تن و تعلقات، پژمرده و خاموش خواهی ماند؟ سعادت تو در این است که همچون دانه، پوستهٔ محدودیت‌ها را بشکافی و به سوی حیات برتر و سرسبزی روح سر برآوری. @bidele_dehlawy .
1 649
12
با سلام دوستان و همراهان نهایت گرامی! امشب قرار است شرح این بیت را با شما به‌ اشتراک بگذارم؛ پیش از آن، خوش‌حال می‌شویم شما نیز نظر و دیدگاه خود را درمورد این بیت با ما شریک سازید. سپاس از همراهی همه‌ی شما عزیزان. 🌷
1 381
13
. در قیدِ جسم تا کی افسرده بایدت زیست؟ ای دانه! سبزبختی‌ست از خاک سرکشیدن #بیدل_‌دهلوی 💕 @bidele_dehlawy .
1 498
14
. 🔹قوانین گروه "دوستداران حضرت ابوالمعانی بیدل" دوستان عزیز 🌿 🔶 برای حفظ فضای مطلوب گروه، لطفاً به چند نکته توجه داشته باشید: • از آن جایی که این گروه ویژه‌ی اشعار بیدل است، مطالب و گفت‌وگوها باید مرتبط با شعر، اندیشه و آثار بیدل باشد. • از ارسال مطالب نامرتبط، تبلیغات، پیام‌های زنجیره‌ای و محتوایی که ارتباطی با موضوع گروه ندارد خودداری کنید. • در بیان دیدگاه‌ها، احترام به نظر دیگران را حفظ کنید؛ اختلاف برداشت‌ها طبیعی است و می‌تواند به غنای گفت‌وگو بیفزاید. • شما می‌توانید ابیات و اشعار بیدل، برداشت‌ها و تأملات شخصی، تحلیل‌ها و همچنین مطالب مرتبط با زندگی، آثار و اندیشهٔ بیدل را در گروه به اشتراک بگذارید. سپاس از همراهی و همکاری شما در حفظ فضای صمیمی و پربار این جمع. 🌸 .
1 616
15
. گر به این ساز است آهنگ تغافل‌های ناز جوهر آیینه را زنجیر مجنون می کنی! (بیدل دهلوی - نسخه کابل) واژهٔ «ساز» در دیوان بیدل معانی مختلفی دارد از قبیل قصد، شیوه، آلت موسیقی و... در بیت فوق در معنای شیوه استعمال شده است که با آهنگ ایهام تناسب دارد؛نمونه دیگر این کاربرد ترکیب ساز حیا در بیت زیر: اینقدر گستاخ رویی دور از ساز حیاست کاش مژگان بشکند جوهر به چشم آینه تغافل:عامدانه توجه نکردن. تغافل‌های ناز از لحاظ دستور اضافهٔ نشویی است که مراد این است که مضاف الیه باعث پیدایش مضاف می گردد و مفهوم این ترکیب چنین است که ناز معشوقانه عامل و علت بی توجهی است. در گذشته آینه را از آهن تهیه می کردند و آنقدر صیقل می زدند تا شفاف گردد از این رو بر اثر صیقل زدنِ روشنگر،خطوط و امواجی بر روی آینه پدید می آمد که به آن جوهر آینه می گفتند. در بیت مذکور بیدل خطوط آینه را به زنجیر تشبیه کرده است که در ابیات دیگر او نیز سابقه دارد: مرد را کسب هنر دامِ رهِ آزادگی‌ست موجِ جوهرْ آبِ جویِ تیغ را زنجیرِ پاست ترکیب زنجیر مجنون از لحاظ دستوری اضافهٔ تخصیصی است چرا که در گذشته جنون زدگان را به بند زنجیر در می آوردند. بیت در وصف تغافل بیش از اندازهٔ معشوق است که از سر ناز حتی گوشهٔ‌چشمی به آینه ندارد و به آن بی توجهی می کند؛ این مضمون نیز در دیوان بیدل مسبوق به سابقه است: از حسن در این بزم امید نگهی نیست ای آینه خون شو به تماشای تغافل در ادامه شاعر می گوید که بی‌توجهی معشوق به آینه باعث می شود که آه از نهاد جوهر آن بلند شود و مانند زنجیر اهل جنون به ناله در آید. (نالهٔ زنجیر نیز تصویر پرتکراری است در سبک هندی و مراد صدای آن حین تکان خوردن است). این تصویر نیز در دیوان بیدل تکرار شده است: زان جلوه یک مژگان زدن آیینه را غافل شدن دارد چو زنجیر جنون جوشاندن از جوهر صدا امیرحسین حسینی @bidele_dehlawy .
1 446
16
نظری بر عرفان #بیدل جناب  عبدالغفور رجا @bidele_dehlawy .
1 523
17
. چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است هر لب که سخن‌سنج نباشد لب بام است گویند بهشت است همان راحت جاوید جایی که به داغی نتپد دل چه مقام است؟ #حضرت_بیدل شرح بیت اول «نظر» در زبان عرفانی فقط دیدن ظاهری نیست؛ بلکه بصیرت، درک حقیقت و دیدنِ باطنِ امور است. بیدل می‌گوید چشمی که از این بینش و آگاهی بی‌بهره باشد، نه ابزار رهایی، بلکه «حلقهٔ دام» است؛ یعنی چیزی که انسان را گرفتار می‌کند. چنین چشمی: فقط ظاهر را می‌بیند، فریب رنگ و نقش دنیا را می‌خورد، به جای آن‌که راهنما باشد، عامل اسارت می‌شود. در عرفان، چشم اگر به حقیقت باز نشود، خود به دامِ خواهش‌ها، تعصب‌ها و توهمات تبدیل می‌شود. «سخن‌سنج» یعنی کسی که پیش از گفتن، ارزش و حقیقت سخن را بسنجد. «لب بام» کنایه از جای خطرناک است؛ یک قدم بی‌احتیاطی از لب بام مساوی سقوط است. بیدل می‌گوید زبانی که بدون تأمل و شناخت سخن بگوید، مانند ایستادن بر لبهٔ بام است؛ هر لحظه ممکن است انسان را به سقوط بکشاند. یعنی: چشمِ بی‌بصیرت دام است، زبانِ بی‌تأمل خطر سقوط. در واقع بیدل دو نعمت بزرگ انسان، یعنی «دیدن» و «گفتن» را مطرح می‌کند و می‌گوید هر دو باید با آگاهی همراه باشند. بیت دوم «گویند بهشت است همان راحت جاوید» مردم بهشت را جای آسایش ابدی می‌دانند؛ جایی که رنج و اندوهی در آن نیست. بیدل این تعریف رایج را نقل می‌کند تا بلافاصله آن را از زاویه‌ای عارفانه به چالش بکشد. «جایی که به داغی نتپد دل چه مقام است؟» «داغ» در زبان بیدل فقط غم نیست؛ نشانهٔ عشق، اشتیاق، طلب، سوز و بی‌قراریِ روح برای حقیقت است. او می‌پرسد: اگر جایی باشد که دل در آن هیچ شوقی نداشته باشد، هیچ سوزی نداشته باشد، هیچ اشتیاقی در آن نجوشد، اصلاً ارزش آن مقام چیست؟ از نگاه عارف: زندگیِ دل به تپیدن است، تپیدنِ دل به عشق است، و عشق بدون سوز و داغ معنا ندارد. بنابراین بیدل می‌گوید بهشتی که در آن شورِ طلب و آتشِ عشق نباشد، برای عاشق چندان مطلوب نیست. در عرفان، مقصد نهایی فقط «آرامش» نیست؛ بلکه حضور در عشق الهی است. عارف حتی در وصال نیز از حرکت بازنمی‌ایستد، زیرا حقیقت الهی بی‌نهایت است و اشتیاق او پایان ندارد. به همین دلیل بیدل می‌پرسد: اگر دل دیگر نتپد، اگر شوقی باقی نماند، اگر آتش طلب خاموش شود، آن مقام هر چه باشد، چگونه می‌تواند کمال حقیقی باشد؟ @bidele_dehlawy .
1 710
18
. چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است هر لب که سخن‌سنج نباشد لب بام است گویند بهشت است همان راحت جاوید جایی که به داغی نتپد دل چه مقام است #بیدل 💕 @bidele_dehlawy .
1 485
19
. جان فدای معجز ساقی که پیش از می‌کشی نشئه در سر می‌دود چون مو ز خط ساغرش #بیدل_بزرگ 💕 @bidele_dehlawy .
1 653
20
sticker.webp
1 752