Eastern arnalds ☕🚬
رفتن به کانال در Telegram
889
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
آیا آرامش رو بدست میاریم روزی ؟
نمیدونم نظری ندارم .
امروز یه دوستی میگفت ببین همین امسال اگه شرایط عوض بشه و شرایط خوب بشه زمان زیادی از زندگیمون مونده که میتونیم تو روزای خوب سپری کنیم .
داشتم حین صحبتش فکر میکردم که خب من تو این ۳۰ سال که دارم فکر میکنم خیلی بیشتر از یه آدم نرمال ۳۰ ساله تحت فشار بودم تو زندگی ، نمیدونم میتونم منظورم برسونم یا نه ، ولی میزان استرسی که تحمل کردیم از نظر روانی خیلی بیشتر بوده ، نیاز هام نیاز های یه آدم ۳۰ ساله است ، ظاهری ۳۰ ساله شاید باشم (اونم شاید ولی خب تقریبا ریشام رو که چک میکنم هر روز یه تار سفید جدید داره) ولی ذهنه از لحاظ خستگی و سلامت مال یه آدم ۳۰ ساله نیست .
چند وقتیه به صورت دائم استرس دارم
هر شب با استرس میخوابم با استرس بیدار میشم .
من فکر میکنم این بدن و ذهنی که اکثر ما داریم خیلی خسته است و لیاقتمون این نیست واقعا .
برای هممون آرزوی آرامش و سلامت دارم .
امیدوارم از این شرایط همبگذریم 🖤
در خلوتِ روشن با تو گریستهام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خواندهام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشقترینِ زندگان بودهاند.🚬🖤
#بیکلام
@easternarnalds
من و همسالانم جوانی نکرده پیر میشویم.
گفتم: آینده پاداش این مشقتها را خواهد داد.
گفت: سالهایی را که از دستمان رفته
چه کسی به ما پس میدهد؟🚬🖤
#بیکلام
@easternarnalds
و فهمیدم آدم میتواند،
هرگز کسی را ندیده باشد و نشناسد،
اما با اندوه و زخمِ او؛
قلبش هزاران تکه بشود🚬🖤
#بیکلام
@easternarnalds
Repost from Hαмιd ѕαlιмι
تمام ویدیوهای حمید مهدوی را دیدهام. هرکدام را چندبار. بله، گریه کردم. بله، مدتهاست نخوابیدهام. دیشب هم بیدار ماندم و آتشنشان محبوب مرده را نگاه کردم. مرده نه، کشتهشده. فرق میکند آدم چطور دنیایی را که دوست دارد ترک کند. فرق میکند.
حمید خیلی شبیه ما بوده. اهل اینستا، ترندباز، با ویدیوهای بسیار بامزه. یک آدم خیلی معمولی، با حقوق ناکافی، با رویاهای معمولی، با قلبی روشن و غمگین. زنده و مومن به زندگی. لابد برای همین چیزها در آن بزنگاه آتش و خون، انتخاب کرده کسی را به دوش بگیرد و از مهلکه نجاتش بدهد. بعد هم که کشته شده. چه پایان نامناسبی برای فیلمنامهی زیبای زندگی یک مرد مهربان.
"شمایل" مهم است. رنج و سوگ و خشم و فقدان و غیاب، از طریق ساختن شمایلها درونی میشود. همانطور که هربار در عزاهای بزرگ جمعی ناچاریم چیزی را به عنوان شمایل روزگار جانکاهی که میگذرانیم انتخاب کنیم. من اینبار و اینجا میخواهم خود را به او وصله کنم، به آتشنشان مشهدنشین، با زندگی و مرگ باشکوهش. به درد دیدن ویدیوی مادر ناگهان پیرشدهی او، در نوازش عکس پسر رشید و خوشقلبی که از او گرفته شد.
بالابلند، خورشید هر صبح به مزار تو سلام خواهدکرد. اما کاش زنده بودی، و در ویدیوی بعدی دوباره میتوانستم ببینمت.
همین.
@hamid59salimi
یه دوست قدیمی دارم که باهمکه از قضا همکار هم شدیم باهم ، مدتی هست باهم از سرکار برمیگردیم ، قدیما که برمیگشتیم از سرکار به سمت خونه میگفتیم، میخندیدم خلاصه زمانجالبی بود این برگشتن باهم .
چند وقتی بود جفتمون پریشون بودیم و زیاد حوصله نداشتیمو یه بار ازش پرسیدم چی شدی ؟
برگشت بهم گفت یه جوری شده تو خونه ای حالت خوب نیست ، نگران کارت هستی که از دستش ندی ولی رمق کار کردن نداری ، پیش دوستاتی دوست داری زودتر تموم شه تنها شی ، میری تو خیابون قدم بزنی چهره مردم رو میبینی حالت بدتر میشه دلت میخواد خونه باشی، تنها میشی حالت بد میشه میخوای از خونه بزنی بیرون
خلاصه چندوقتیه خیلی چیزا سرجاش نیست یا بهتر بگم حالمون انگار سرجاش نیست .
خودم عمیقا یه حسی دارم که دیگه انگار شبیه قبل نمیشم ، ناراحتم ، شدیدا عصبانیم .
میدونین چی میگم ؟
انگار نیست دیگه
انگار آدمای سابق نیستیم
انگار درست نیست دیگه
سرجاش نیست آقا
سرجاش نیست
اینجوری نباید میشد ، باید میشد ؟
نمیدونم
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
مثل درد که مانده است
مثل آرزوی آزادی 🚬🖤
ما را نیز لبخندی خواهد بود.
شاید در راه است
شاید لحظهای یادش رفته
شاید
شاید...🚬🖤
#بیکلام
@easternarnalds
