fa
Feedback
اِغما

اِغما

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
1 558
مشترکین
+124 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
"برای من او در عینِ حال یک زن بود و یک چیزِ ماورا‌ءبشری با خودش داشت. قلبم ایستاد. جلوی نفسِ خودم را گرفتم. می‌ترسیدم که نفس بکشم و او مانند ابر یا دود ناپدید شود. سکوتِ او حکمِ معجزه را داشت مثل این بود که یک دیوارِ بلورین میانِ ما کشیده بودند.. نه، اسم او را هرگز نخواهم برد، چون دیگر او با آن اندامِ اثیری، باریک و مه‌آلود، با آن دو چشمِ درشتِ متعجبِ درخشان که پشت آن زندگی من آهسته و دردناک میسوخت و میگداخت، او دیگر متعلق به این دنیای پست درنده نیست –نه، اسم او را نباید آلوده به چیزهای زمینی بکنم–" صادق هدایت

"جراتِ حرف در هُرمِ دیدار حل شد.." (هزاربارم شده این کلیپ رو میذارم..)

شبیهِ ترانه‌های جنوبی گرم و گیرایی..

"در آن لحظه چشمِ تو باید می‌آمد و به تماشای خود می‌نشست. کاش در آن لحظه زمین و زمان آینه می‌شد و تو، آن حیوانِ پرستیدنی زیبا را که برهنه و ناب و بدوی در بستر من بود می‌دیدی، تا برای همیشه از رنگ‌ها می‌گریختی و چشم و لبت را آزاد می‌کردی. چشم و لبِ خود تو؛ طبیعتی متناسب که همیشه قربانیِ صنعتی نامناسب است. با این رنگ‌هایی که چشم و لب تو را می‌پوشانند هرگز نمی‌توانم آشتی کنم. ولی هرگز این را به تو نمی‌گویم.." شب یک شب دو بهمن فرسی

"تشنه‌ی جزئیاتِ تو بودم.."

"در من هزار عاشق بی‌قراری می‌کنند.."

"پری دریایی پسرِ شناگری یافت و برای خودش پسندید بدنش را به بدنش چسباند خندید؛ او را با خودش پایین کشید.. و در خوشبختی ظالمانه از یادش رفت که حتی عاشقان هم غرق می‌شوند.." ویلیام باتلرییتس

"میوه رسیده‌ای که بوی عشق می‌دهد با پوستی اِغواکننده، ظریف، تند، مثل گلِ‌ سرخِ چیده‌شدن.."

اگه اینجام روزی ۷۹۶ تا پست ارسال میشد و از در و دیوار و شعاع سوراخ لایه اوزون و تورم گینه شمالی و دعوای عجیب زن و شوهر فیلیپینی و روشی علمی و عجیب برای وارد رابطه شدن و رفع لکه‌های پوستی به روش دکتر صفدریان و اینجا کلیک کن برا ورود به دنیای شعر و هنر با کانال پرهام و روزمره‌های نازخاتون دختری در جنگل و با یک پیام دوست‌دختر دوست‌پسرت را اسیر خود کن گذاشته میشد احتمال صدی به نود استقبال شدیدی صورت میگرفت.. من باید چه کیفیت درخوری ارائه بدم که رضایت‌ برخی عزیزان رو به هراه داشته باشه دقیقاا؟!!! میخواید هرروز صب‌بخیر ظهربخیر بنویسم با یه عکس از خودم در کلبه‌ای تو جنگل‌های استوایی کنار شومینه در حالِ خوردنِ اسپرسو سوبل در حین تورق کتاب چگونه در بیست‌روز خوشبخت شویم به همراهِ پادکست‌هایی از مجتبی شکوری، بعد الکی مثلا حواسمم نیست؟!

"به تو فکر می‌کنم و موهای تو در باد.."

"این خنده‌ای که توی چشم‌هاش تو حرف‌هاش، تو صورتش پخش شده، آدم رو نگه می‌داره و نمی‌ذاره پاشه بره شهر، پی کارش، پی منتظری‌هاش، پیِ تعهداش، پی زندگیش. آدم میشینه به حرف‌هاش گوش می‌کنه بعد به خنده‌هاش فکر می‌کنه.." نامه مرتضی کیوان به محمدعلی فرزانه

"اِی معشوقی که سرشار از زنانگی هستی.."

.

"دلُم میخواس زیرِ ستاره‌های آسمونِ جنوب ببوسُمِت.."

"چند هزار بار ببوسمت تا جبران شود آن تنها بوسه‌ای که باید؛ امّا جرئت نکردم از لبانت بگیرم؟! " مدیا کاشیگر

"بویِ موهات.."

"با داغِ بوسه‌ها؛ لبِ هم آشنا کنیم.."

"می‌دانم شبی در اتاق خوابی به‌زودی انگشت‌هایم سُر می‌خورند میانِ موهایی نرم و تمیز و آهنگ‌هایی که از هیچ رادیویی پخش نمی‌شود.." چارلز بوکوفسکی

"مرا بچسبان به موهایت.."

اِغما - آمار و تحلیل کانال تلگرام @eghmay