fa
Feedback
⌊اِغـمٰـاء⌉

⌊اِغـمٰـاء⌉

رفتن به کانال در Telegram

پشتِ هیچستانم، آدم اینجا تنهاست. http://t.me/HidenChat_Bot?start=864851695 لطفا دستنوشته های منو کپی نکنید🌱 (N.j)

نمایش بیشتر
660
مشترکین
-124 ساعت
-57 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
صدای فریاد در خانه می‌پیچید. نادیده‌اش گرفت — همان داستان‌های همیشگی. گفت: «عادت کرده‌ام دیگر.» غذا را در بشقاب کشید، به اتاقش برد. در تنهایی، در سکوتی که تمنا می‌کرد اما نداشت. قاشقِ اول: لرزشِ دست. قاشقِ دوم: خیره شدن به فرش. قاشقِ سوم: سوزشِ چشم از اشک. غذا را پس زد. الان فقط باید سعی می‌کرد عمیق‌تر نفس بکشد. نفس بکشد. همین. N.j

فقر و بدبختی، حسِ شفقت را از مردم گرفته است. حتی خانواده‌ هم دیگر مثلِ قبل دلسوز نیست. N.j

بالاخره، با این گیر و بهانه‌های الکی، کار خودت را کردی. خودت را از چشمانم انداختی. الان خوشحالی؟ من که امیدوارم باشی. اما می‌دانی؟ تو همان اندک دلخوشی‌ای را که داشتیم، از هر دوی ما گرفتی :) N.j

زیباترین آدم‌هایی که می‌شناسم، کسانی هستند که به تأثیر حرف‌شان بر قلبِ دیگران فکر می‌کنند و بعد سخن می‌گویند.

چرا انقدر بی شرف هستید و اجازه مرخصی بچه های مردم رو تو این شرایط جنگی نمیدید؟ تا کی باید خون جوان های ما بخاطر حماقت و جهل شما ریخته بشه؟ #سرباز💔

غم انگیز ترین چیزی که آدم می‌تونه از خودش بپرسه اینه که "چرا اونقدری که من حواسم به همه هست، هیچ‌کس حواسش به من نیست." -دیاکو.

Dou Panjereh گوگوش - دو پنجره Googoosh.m4a4.48 MB

دیشب تا صبح از دندان درد خوابش نبرد. دائم از این پهلو به آن پهلو می‌چرخید، یا بی‌هدف در خانه پرسه می‌زد. درد در کل فکش می‌پیچید، چنان که فراموش کرده بود ریشه اصلی‌اش از کجاست. خوب این حس را می‌شناخت. می‌دانست وقتی درد زیاد می‌شود، کل وجود آدم را پر می‌کند. با خودش گفت: «بگذار سعی کنم از آن لذت ببرم!» تلاشی احمقانه، و البته بی‌فایده. سپس خواست آن را نادیده بگیرد — اما زندگی بار دیگر ثابت کرد درد را نمی‌توان نادیده گرفت. N.j

آه... خیلی آسیب دیدم خیلی... به گونه ای که هر کسی نزدیکم میشود خنجری نامرئی را قایم کرده در زیر لباسش میبینم. فقط میخواهم روزها، و ماه ها و سالها به حال خودم باشم یک گوشه بنشینم و قبل از اینکه جانم به لب برسد زخم هایم را ببندم. N.j

آه... خیلی آسیب دیدم. خیلی. به گونه‌ای که هر کسی نزدیکم می‌شود، خنجری نامرئی را که زیر لباسش پنهان کرده، می‌بینم. فقط می‌خواهم روزها، و ماه‌ها، و سال‌ها به حال خودم باشم. یک گوشه بنشینم، و پیش از آنکه جانم به لب برسد، زخم‌هایم را ببندم. N.j

لقمهٔ آخر را قورت داد. کمی بیشتر طول کشید، نمی‌دانست چرا. کاسهٔ غذا را توی سینک گذاشت. و پرسید: «چرا همهٔ این‌ها اتفاق افتاد؟» و زد زیر گریه. گریه‌ای یهویی و ویران‌کننده ، مانند طوفانی که در لحظه خانه ای را از جا می‌کند. طفلک دلش آنقدر پر بود که اضافی‌اش، وسط روز، از چشمانش بی‌اجازه می‌چکید. N.j

« سرانجام برای هر کس در زندگی لحظه‌ای پیش خواهد آمد که به تنهایی عمیق خود در این دنیا ایمان بیاورد .»

«سرانجام برای هر کس در زندگی لحظه‌ای پیش خواهد آمد که به تنهایی عمیق خود در این دنیا ایمان بیاورد .»

«سرانجام برای هر کس در زندگی لحظه‌ای پیش خواهد آمد که به تنهایی عمیق خود در این دنیا ایمان بیاورد .»

چقدر آدم ها کسل کننده ان کتاب هارو ترجیح میدم

و در آخر هر آن چیزی را که دوست داشتم، رها کردم.

𝓢𝓮𝓷𝓭 𝓶𝔂 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓽𝓸 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓷𝓮𝔀 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓻

Adele Send My Love.mp33.54 MB