کافه رمان | 𝐂𝐚𝐟𝐟𝐞𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧
رفتن به کانال در Telegram
به نام خدای رنگین کمون ها 🤍🌈 _منبع رمان های جدید تلگرام💞🕊 🦋♡ رمان های 2026 ♡🦋 گپ کافه رمان:🐈⬛♥️🪭 https://t.me/+OUYPzhGSRhg4NDRk تبلیغات🌱⭐️ : @Ittssaii
نمایش بیشتر9 425
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+487 روز
+23830 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+112
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+421
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '26
+557
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+615
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+524
در 5 کانالها
Get PRO
مه '26
+251
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+111
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+46
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+111
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+219
در 10 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+157
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+318
در 23 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+386
در 45 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+796
در 43 کانالها
Get PRO
اوت '25
+262
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+422
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+294
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+305
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+317
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+305
در 27 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+363
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+578
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+778
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+855
در 41 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+912
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+725
در 49 کانالها
Get PRO
اوت '24
+868
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+517
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+317
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+323
در 50 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+265
در 46 کانالها
Get PRO
مارس '24
+381
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+267
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+325
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+285
در 52 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+98
در 44 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+14
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+161
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+399
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+95
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+39
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+160
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+17
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+137
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+24
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+29
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+20
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+30
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+38
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+49
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+48
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+26
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+31
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+43
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+62
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+63
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+46
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+85
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+59
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+111
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+89
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+150
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+368
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+385
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 اکتبر | +13 | |||
| 07 اکتبر | +19 | |||
| 06 اکتبر | +21 | |||
| 05 اکتبر | +7 | |||
| 04 اکتبر | +17 | |||
| 03 اکتبر | +15 | |||
| 02 اکتبر | +12 | |||
| 01 اکتبر | +8 |
پستهای کانال
Repost from N/a
‼️توجه‼️ پارت واقعی رمان، کپی از اون ممنوع«ـ حالا فهمیدی چجوری میتونم مریضت کنم؟ آب دهنم رو قورت دادم و گفتم: ـ من به این راحتی مریض نمیشم. با شیطنت گفت: ـ اِ اینجوریه؟ پس دلت چیزای سختتر میخواد؟ هنوز فرصت نکرده بودم حرفش رو هضم کنم که داغی و خیسی لباش رو، روی ...🫣🤭😈» 🔥 بعضی بازیها وقتی شروع میشن، دیگه راه برگشتی ندارن... 📖 «دلآرا» | پارت ۱۴۴
https://t.me/+G7A9YABZJnAzZmU0 https://t.me/+G7A9YABZJnAzZmU0۱۲ظهر پاک
| 2 | - دوست دختر منی و میری با اون بیشرف میرقصی؟
چنگم رو به دست عضلانیش که از شدت عصبانیت رگهای دستش متورم شده، میزنم.
- توروخدا دیدار، اونجوری که فکر میکنی نیست.
چشمهای سرخ شدهش و رگ متورم شقیقهش ترس به دلم میندازه.
- الان سکته میکنی بدبختم میکنی... توروخدا آروم باش واست توضیح میدم.
چنگش به موهای پشت سرم درد داشت اما لب گزیدم.
- چی رو میخوای توضیح بدی بیشرف ها؟ رقصیدنت بغل اون حـ..ـرومـ...ـزاده توضیح میخواد؟
- مجبور شدم بخدا... نمی...
چنگ دست دیگهش به چونهم و بالا کشیدن تنم کنج مغازهش، مانع ادامه حرفم شد.
- فقط من میتونم باهات توی همچین فاصلهای باشم.
فشاری به گردنم اورد و با چسبیدنم به تنش، لبش رو چفت لبم کرد🔥🫢
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
۶صبح پاک | 412 |
| 3 | sticker.webp | 491 |
| 4 | #یک_بغل_تنهایی cafferoman333.pdf | 490 |
| 5 | sticker.webp | 479 |
| 6 | #وداع_آخر cafferoman333.pdf | 485 |
| 7 | صیغه اربابی که میگن عقیمه حاملس😱🔞
_برام مهم نیست متاهلی اردشیرخان، من عاشقتم و پر و بال این عشق رو با بچهای که تو رحمم میکاشتی بهش جون دادم!
همونطور که حواسش به پر و پاچه لختم بود، رو به قابله اخم کرد:
_ولی من که عقیمم.
قابله جلو اومد و سر خم کرد:
_مژده بدین ارباب، خانوم کوچیک از شما باردارن و عقیم بودنتون دروغی بیش نیست.
https://t.me/+vL8udosl1bVhMmI8
https://t.me/+vL8udosl1bVhMmI8
۱۹:۳۰پاک | 188 |
| 8 | ❤️ رمان : #بازندهی_عشق
❤️ نویسنده : #سلوا_قاسمی
❤️ ژانر : #عاشقانه
❤️ خلاصه :
داستانی با حرفای ناگفته؛ با حسرت هایی که درک نشدند، با چشمانی که همدیگر را پرسیدند و با دل هایی که همدیگر را پس زدند.
با پا گذاشتن به آن مجلس، آشنایی را می بیند که غریبه شده، غریبه ای را می بیند که روزی تمام سلول هایش اورا می شناختند، حالا با گذشت زمان و پیدایش دشمنی ها ، دوباره سد راه همدیگر شدند... | 702 |
| 9 | ❤️ رمان: #غرق_جنون
❤️ نویسنده: #هانیه_کریمی
❤️ ژانر: #عاشقانه #ازدواج_اجباری #کمی_انتقامی #درام #غمگین #اروتیک #بزرگسالان
❤️ خلاصه:
زندگی من از روزی آغاز شد
که تو را دیدم
و بازوانت
راه دهشتناک جنون را
بر من سد کرد
و تو سرزمینی را نشانم دادی
که در آن تنها بذر نیکی میپاشند ... | 692 |
| 10 | -آخرش زن خودم میشی.
مهکامه هینی کشید و سمت عقب چرخید.سروش بی تعادل سمتش آمد:
-آخرش تنها مردی که تو دل وامونده تو میمونه منم.
-چی داری میگی؟!
موبایل رو با حرص از دستش کشید و به صفحه چتش با دیدار نگاه کرد و پوزخند زد:
-انقدر بدبختی که موس موسشو میکنی ببخشتت؟ اونم چون فهمیده من همخونت شدم؟ انقدر عقده عشق دوست پسرتو رو داری؟
با حرص دست مشت شدهش رو سمت صورت ترسیده مهکامه برد و گردنش رو گرفت:
-من عاشقتم دختر...من دارم واسه داشتنت له له میزنم بی انصاف چرا به چشمت نمیام. اون حروم زاده چی داره اخه؟
مهکامه به نفس زدن افتاد و وحشن زده گفت: سروش دیوونه شدی؟ چته؟
-من دیوونه بودم. دیوونه نگات...
سرش رو تو گردنش فرو برد و بوسه های داغش رو روی پوستش کاشت. نفس داغش رو به سینهش پاشید:دیوونه عطر تنت... .
پیشونی داغش رو به پیشونی مهکامه چسباند و دستهاش رو دور کمر باریکش قفل هم کرد:
- دیوونه لبات....میخوامت مهکامه.بفهم؟
عطش داغش با چشیدن لب های مهکامه داغ تر شد و کمر مهکامه را به دیوار چسباند و محکم تر لبهایش را بوسید که همان موقع زنگ آیفون به صدا درآمد و نگاه مهکامه به تصویر دیدار رسید و ....
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
۱۴:۳۰پاک | 278 |
| 11 | ‼️زن خودمو ول کردم و عاشق برده اجباری برادرم شدم ❌😈
https://t.me/+vL8udosl1bVhMmI8
واسه اولین بار چشمهای خیسشو قایم نکرد :
«مهتاب، من بهت خیانت کردم.»...
این جمله، ضربهی نهایی رو به احساساتش زد و مثل خنجری تو قلب خودش و بچه تو شکمش رفت ،با مشت هاش اونو هل می داد و فریاد می کشید:
«خفه شو اردشیر! تو حتی حرمت بچهمون رو هم نگه نداشتی!»
یهو گرمی یه چیزی رو زیر پاهاش حس کرد و .....🩸💔
https://t.me/+vL8udosl1bVhMmI8
راز کثیف یه زن و دو برادر زخمی تر از گرگ ،
داستان دختری که بخاطر بدهی پدرش طعمه ی بوسه های داغ و رابطه ی اجباری با یه برادر میشه اما اون یکی که خودش متاهله عاشقش شده و میخواد باهاش ...💋🤫🤫
🚫 زیر خواب یکی شدم اما نمیدونستم برادرش بهم چشم داره و ازم میخواد ....❌
۸صبح پاک | 456 |
| 12 | _باید محرم بشیم!
نگاه مهکامه به پشت سر سروش رسید: چی؟!
- مگه نمیخوای بری تهران؟ تنها راهش اینه یه صیغه محرمیت بخونیم.
- که چی؟! میخوای از گیر افتادنم تو این خونه سوء استفاده کنی سروش؟
سمت مهکامه چرخید:
- فعلا کسی که سواستفاده کرد تو بودی! تنها دلیلی که بابات میذاره من ببرمت تهران اینه که بگیم داریم ازدواج میکنیم. یه صیغهست... نترس!
مهکامه نفس عمیقی کشید: بعدش چی؟
سروش لبخند یک طرفهای زد: هیچی میبرمت دیدن دوست پسرت بعد که برگشتیم اصفهان یه مدت گذشت همه چی رو بهم میزنیم. میگیم تفاهم نداریم.
اما میترسید بعد این خطبه محرمیت هیچ چیز مثل قبل نشود.
- باشه.
یکباره مهکامه را بین بازوهای خودش چسبیده به قفسه سینهاش دید و دلش بازی درآورد.
- ممنونم سروش. برای اینکه همیشه هوامو داری!
پسره دختر خالش رو صیغه میکنه تا ببرتش تهران دیدن دوست پسرش اما خودش عاشق دخترس و نمیخواد این محرمیت رو باطل کنه تا بتونه دلشو به دست بیاره❤️🔥❤️🩹❌
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
https://t.me/+I5o3Fsd-ZWMzMTc0
۱۷:۳۰پاک | 293 |
| 13 | sticker.webp | 1 075 |
| 14 | 🌸💐ســـوپــ🎁ــرایــ🫶🏼ــز💐🌸
💛رمان: #آرامش_ابدی_من | آرامش ابدی من🍭
🚜نویسنده: #ققنوس🍿
🌱#3650_ص🌱
💛ژانر: #عاشقانه🌈 #درام☔️ #اجتماعی🌾
#جدید☕️🧁
🚜خلاصه:🛼
یارا همیشه فکر میکرد مشکل، خودشه...
حملههای عصبی، وابستگیهای نصفهنیمه و آرامشی که فقط تو موسیقی پیدا میکرد.
تا شبی که ورق زندگیش برمیگرده...
وقتی بین خودش و کسانی که بزرگش کردن گیر میکنه...
اگر خودش رو انتخاب کنه، کسایی رو از دست میده که از پدر و مادر براش عزیزترن.
و اگر اونها را انتخاب کنه، باید به سمت بزرگترین ترس زندگیاش بره...
و حالا یارا، با تمام شکنندگی روحیش، درست وسط این شرط مرگبار قرار گرفته.
نه عشق براش امنه، نه از گذشتهاش میتونه فرار کنه..
🆔@Cafferoman33 | 1 057 |
| 15 | sticker.webp | 1 011 |
| 16 | 🌻رمان : #نبض_ممنوعه
🌻 نویسنده : #ZAR
🌻 ژانر :#عاشقانه
#بزرگسال /#خشن /#مافیایی /#اروتیک
🌻 تعداد صفحات:1959
🌻خلاصه :
پدرام، رئیس بیرحم یکی از مرگبارترین مافیای بینالمللی تجارت اعضای بدن، مردیست که دنیا او را هیولا میداند و او خودش را ناجی...
او به هیچکس رحم نکرده؛ نه دشمنانش، نه دوستان قدیمی، ...اما همهچیز با ورود یک دختر شروع میشود.
کمند، دختری مرموز با گذشتهای خاموش و نگاهی که نه التماس دارد، نه ترس.
او گروگان است؟ جاسوس؟ طعمهای در یک بازی بزرگتر؟
وقتی قاتل و قربانی روبهروی هم بایستند، چه چیزی خطرناکتر است؟ انتقام؟یا دل باختن؟
🆔@Cafferoman33
____
📣دوستان ری اکت فراموش نشه 🙏⚘️ | 1 016 |
| 17 | _تو مگه بدهکار نیستی مرد حسابی؟! پیشنهاد از این بهتر برای تو و خانوادت ؟! دخترت رو صیغه ارسلانم می کنم؛ وارث بیاره برم زن عقدی پسرم می شه؛ چی از این بهتر؟!❌
از پشت دیوار به پدرم که سر به زیر انداخته و مقابل خان جرعت صحبت نداره نگاه می کنم.
_چی بگم خان آقا؟! شما همیشه بهتر از ما صلاحمون رو می دونید؛ هر چی خیره...‼️
و این یعنی تایید به خواسته خان؛ یعنی قبولی صیغه شدن من و یعنی... زن داداش مردی شدن که فکر می کردم اون قراره برای خواستم پا پیش بذاره...
مردی که نمی دونستم چطور باید با وجود عشقش همسر برادرش بشم و برای دور انداخته نشدنم پسری براش به دنیا بیارم...⛔️🖤
https://t.me/+vL8udosl1bVhMmI8
https://t.me/+vL8udosl1bVhMmI8
هشدار‼️
رمان دارای صحنه های دلخراش می باشد؛ لذا کسانی که ناراحتی قلبی و روحیه حساس دارند جویین نشوند❌
۹صبح پاک | 254 |
| 18 | sticker.webp | 1 193 |
| 19 | #هوروش cafferoman333.pdf | 1 169 |
| 20 | sticker.webp | 1 127 |
