ما حیوانات we animals
رفتن به کانال در Telegram
روزنهای در وجدان عمومی ما برای جهانی میجنگیم که در آن هیچ موجود زندهای بهعنوان کالا مورد استفاده قرار نگیرد. اینستاگرام: https://www.instagram.com/weanimals_f/ فیسبوک: https://www.facebook.com/weanimals.f/
نمایش بیشتر1 075
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
🔴 میتوان یک انقلابی مارکسیست بود و ذهنی آکنده از عواطف انسانی داشت.
t.me/weanimals
🔴 🔴 ماشین تبلیغاتی غرب میتواند تمام تلاشش را بکند تا این جنگ را به جنگ «دفاع از خود» تبدیل کند، اما حتی قادر به معجزه نیست. میلیون ها نفر در حال حاضر واقعیت جاری در آن را میبینند. با تشدید بربریت ارتش اسرائیل در فلسطین، میلیونها نفر دیگر به آن پی خواهند برد.
t.me/weanimals
Repost from euronews یورونیوز
💢نتایج یک تحقیق: فیلهای آسیایی کودکان مردهشان را دفن و با صدای بلند عزاداری میکنند
یک مطالعه تازه که روی فیلهای آسیایی انجام شد، نشان داد که این حیوانهای عظیمالجثه در برخورد با مقوله مرگ رفتاری مشابه انسانها از خودشان نشان میدهند یعنی میتوانند بچههای مردهشان را دفن کنند و پس از آن با صدای بلند عزاداری میکنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، دانشمندان هندی در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ رفتار فیلها را در منطقه بنگال هند مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که این حیوانها، فرزندان مردهشان را به مکان مناسبی منتقل و در زمین دفن میکنند.
نتایج این پژوهش که این هفته در مجله «تریتند تاکسا» منتشر شده حاکی از آن است که محققان از طریق روشهایی شامل مشاهده دقیق، عکاسی دیجیتال، یادداشتهای میدانی و معاینه پس از مرگ، متوجه شدند که فیلهای بزرگسال، بچهفیلهای مرده را به حالت درازکش دفن میکنند.
بیشتر بخوانید: https://bitly.ws/3eIfK
@euronewspe
🔴 مارکو مائوریتزی و ترجمهی فارسی «فراتر از طبیعت»، که به درخواست او برایش ارسال شد.
t.me/weanimals
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
ما در زمان بحران زندگی میکنیم. اما بحران به امری عادی تبدیل شده است. بحران همهجا هست. بحران اقتصادی است. بحران محیطزیستی است. بحران همهگیری بود و امروز بحران جنگ است. بحران همهجا هست چون بحران هنجار است، این عادی بودنِ ماست، در مکانیسم انباشت سرمایهداری تعبیه شده است. این شیوهی تولید سرمایهداری است که بحران را به وجود میآورد. ما همیشه این را میدانستیم و باز هم همیشه ما را شگفتزده میکند.
__________
👈متن کامل
🔴 با پوزش ، لطفاً چند مورد اشتباه را تصحیح فرمایید:
1- نام لویی آلتوسر در دو جا به اشتباه آلتوسو آمده است.
2- نام لِوی استروس در دو جا اشتراوس و جایی دیگر استراوس آمده.
3- در توضیح شمارهی 58 مقدمه در صفحهی 47، واژهی contra بهشکل ترجمه نشده آمده که این شائبه را ایجاد میکند که نام سینگر است. این توضیح را کلاً به شکل زیر تصحیح کنید:
58 برخلاف نظر سینگر 1999. این ایده که طبیعت یک مفهوم رابطهای و تجربی است، تا یک جوهر ایستا، تقابل میان ساختگرایی ذهنی و زیستگرایی عینی را [در بحث سینگر] موضوعی فاقد کارایی میکند.
t.me/weanimals
🔴 منتشر شد:
«فراتر از طبیعت ـ آزادی حیوانات، مارکسیسم و نظریهی انتقادی»
نویسنده: مارکو مائوریتزی
ترجمه: حسن کلینی
ناشر: انتشارات شوند
مطالعهی این کتاب را به هر پیکارگر عدالت اجتماعی، و تمام کسانی که رؤیای دنیای بهتری عاری از بهرهکشی از انسان و حیوان در سر دارند مؤکداً توصیه میکنیم.
▫️بخشی از پاسخ کوتاه نویسنده بابت انتشار ترجمهی فارسی کتاب:
نمیدانید چقدر از این بابت سپاسگزار و خوشحالم!! این واقعا مهم است که ببینیم عرصهی مبارزهی ضدگونهپرستیِ مارکسیستی درحال رشد است و من سهم کوچک خود را در همهی اینها ایفا میکنم.
از توجه و تعهد شما سپاسگزارم و بابت آن قدردانی مینمایم. مهمتر از همه، اینکه صحنهی ایتالیا واقعاً ملالآور است و واداشتن افراد به انجام هر نوع کار تئوریکِ جدی امری بسیار مشکل.
تصور من این است که بدترین زمان برای تفکر و اندیشه است و هنوز هم ما نیاز مبرم داریم که دیدگاهها و نقشههایمان را تغییر دهیم و دوباره در برابر قدرتها دور هم جمع شویم.
t.me/weanimals
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
معرفی کتاب: برای اینکه اهمیت کتاب مارکو مائوریتزی فیلسوف ایتالیایی برای بسط مارکسیسم حیوانگرا و انتقال مفهوم آن به مارکسیستها بهدرستی نشان داده شود، انجام مقایسهای مقتضی بهنظر میرسد. بخشهایی از این کتاب برای مارکسیسم حیوانگرا همان معنایی را دارد که «تزهایی دربارهی فویرباخ» یا «ایدئولوژی آلمانی» برای تکامل ماتریالیسم تاریخی بهعنوان یک کل.
____________
👈متن کامل
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
اگر وگنیسم را نهفقط بهعنوان یک رژیم غذایی یا سبک زندگی، بلکه بهعنوان پیامد یک سیاست همبستگی که در جهت لغو استثمار و سرکوب همهی موجودات زنده است بفهمید، در این صورت اساساً با سیاستهای سرکوب دولتی در تضاد است.
______________
👈متن کامل
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
بحث اصلی مارکسیستی در برابر پذیرش و گنجاندن این حقیقتِ ساده که طبیعت کار انجام میدهد در نظریهی ارزش چیست؟ اگر بخواهم این را با زبان مارکس بیان کنم: آیا بدیهی نیست که «زمان کارِ اجتماعاً لازم» برای یک شیشه عسل نهفقط با کار زنبورداران بلکه توسط کار زنبورها نیز تعیین میشود؟
___________
👈متن کامل
🔴 ترجمهی ایتالیایی متن گفتوگوی کانال «ما حیوانات» با داریو مانی، مارکسیست ایتالیایی و کنشگر آزادی حیوانات.
به امید گسترش هرچه بیشتر گفتمان آزادی حیوانات.
https://www.redongreen.it/2023/10/24/il-socialismo-e-la-sfida-della-liberazione-animale/
t.me/weanimals
Repost from حقوق حیوانات
ادامه از متن قبلی:
.
او با این جملات ساده، آب پاکی را بر روی دست همهٔ آنهایی میریزد که با مطلقگرایی و مطرح کردن آرمانهای بزرگ و تحقق نیافتنی یا دور از دسترس، «اخلاق» را به مفهومی مجرّد و انتزاعی یا با وعده و وعید بهشت و دوزخ و نکیر و منکر، آن را به بدهبستانی شرمآور تبدیل کردهاند و آشکارا یا با بهانههای رنگارنگ به اصطلاح «معنوی» از زیر بار مسئولیت خود در برابر زمین و زمینیان شانه خالی میکنند و با سهلانگاریها، بیتفاوتیها و ظلمهای بیبدیل خود این سیاره را به جهنمی عینی و واقعی تبدیل میکنند...
.
او الف تا یای «اخلاق» را با همین جملهٔ ساده ادا میکند:
آب را گل نکنیم...
به راستی کسی که آب را گل نمیکند چون نگران کفتری است که از آن آب میخورد یا سیرهای که در آن بال میشوید یا درویشی که در آن نان خشک فرو برده است یا زن زیبارویی که در آن مینگرد:
- مگر میتواند با تهمتهای ناروا، آب زندگی کسی را گلآلود کند؟
.
- مگر میتواند دانسته به کسی ظلم کند و حق کسی را بخورد؟ دزدی کند؟ سر کسی کلاه بگذارد؟ به انسان یا حیوانی آسیب برساند؟ کسی را شکنجه کند یا بکشد؟
.
- مگر میتواند با صحبتهای ناروا و ناحق در آتش کینه بدمد و گروهی را در مقابل گروه بیدفاع دیگر بشوراند؟
.
- مگر میتواند با غیبت و سخنچینی آب یک دوستی را گلآلود کند؟
.
- مگر میتواند با نفرتپراکنی، موجبات خشونت و ظلم در برابر یک قوم یا گروه را فراهم کند یا همه را به یک چوب براند؟
.
- مگر میتواند سخنی براند بدون آنکه پیامدهای آن برای دیگران را چند بار در ذهن خود بالا و پایین کرده باشد؟
.
- مگر میتواند در آتش یک جنگ نفت بریزد؟
.
- مگر میتواند از حملهٔ بیرحمانهٔ یک گروه به یک کنسرت موسیقی و کشتار و گروگانگیری مردم بیدفاع حمایت کند؟
.
- مگر میتواند حامی دوآتشهٔ حکومتی باشد که سرزمینهای مردم دیگر را گرفته و آنها را در تنگنا قرار داده است؟
.
- مگر میتواند جنگ در جایی دیگر یا هر چیز دیگر را بهانهای قرار دهد برای عمل نکردن به وظایف ساده و بدیهی انسانی خود در زمان و مکان حاضر؟ وظایف ساده در قبال پرندهای اسیر، حیوانی زخمی، همسایهای گرسنه، درختی که دارد خشک میشود، حیواناتی که هر روز برای غذا و پوشاک او شکنجه و کشته میشوند...
.
- مگر میتواند....
.
و چه زجر عظیمی است «فهمیدن» در میان کسانی که نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند و چه خوش میسراید سهراب این زجر عظیم را:
«باید امشب بروم
من كه از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت كردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
كسی از دیدن یك باغچه مجذوب نشد
هیچكس زاغچهای را سر یك مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یك ابر دلم میگیرد
وقتی از پنجره میبینم حوری
دختر بالغ همسایه پای كمیاب ترین نارون روی زمین
فقه میخواند...»
.
به راستی، اگر ما از تمام آن کتابهای نازک و قطور نثر و نظم، موزون و ناموزونِ سراسر پند و اندرز، فقط به همین یک جملهٔ «آب را گل نکنیم» اکتفا و عمل میکردیم، صلح و آرامش و سعادت روی زمین جاری نبود؟
Repost from حقوق حیوانات
«آب را گل نکنیم»، شعری جهانشمول از شاعری برای همهٔ اعصار و فصول
(نوشتهٔ تالین ساهاکیان)
.
نقل است که شاملو در انتقاد به شعر «آب را گل نکنیم» سهراب گفته بود:
«وقتی انسانها چنین در ویتنام قتل عام میشوند چگونه میشود نگران آب خوردن یک کبوتر بود؟»
.
و سهراب پاسخ داده بود:
«انسانی که نگران آب خوردن یک کبوتر نباشد، همان انسانی است که به راحتی آدم میکشد.»
.
البته من راهی برای راستیآزمایی این نَقل ندارم و شخصاً برای شاملو احترام زیادی قايلام ولی مهم نیست چه کسی به شعر سهراب انتقاد کرده است. مسئلهٔ مهمتر و بسیار مهمتر آن است که این نگرش، چیزی است که هر روز با آن روبرو هستیم و آن را عیناً زندگی میکنیم.
.
به عنوان کسی که عاشق شعر و ادبیات است، فکر میکنم ماهیت برخی از اشعار طوری است که ما را عاشق آهنگ یا مفهوم شعر میکند، ماهیت برخی دیگر از اشعار طوری است که ما را نه عاشق شعر بلکه ستایشگر شخصیت شاعر میکند و دستهٔ سومی از اشعار هم وجود دارند که ما را همزمان عاشق شعر و شاعر میکنند. برای من، سهراب سپهری، جزو شعرایی است که در دستهٔ سوم قرار میگیرند.
.
شعر بیتکلّف او با آن درک عمیق از هستی و بینیاز از ستایش و تایید شدن، چنان بیآلایش است که جز از یک روح پاک و قلمی که با خودش صادق است نمیتواند آمده باشد... او معنای زندگی را با ذره ذرهٔ وجودش دریافته است. بنابراین، از پیچ و تاب دادن گفتار یا استفاده از کلمات سنگین و دهانپرکن و منطبق با بازار و مُد ادبیات بینیاز است و آن را با سادهترین واژگان چنان عمیق توصیف میکند که لاجرم تا مغز استخوان خواننده رسوخ میکند و در آن مینشیند.
.
در جامعهٔ بشری که در همهٔ زمانها برای اکثریت عوامش، «اخلاق» فقط زمانی معنا و مفهوم پیدا میکند که خودشان در مقام قربانی باشند و اکثریت خواص و روشنفکرانش، «اخلاق» را به کلمات قلنبه سلنبه و نگاه از بالا به پایین و پیچیدن نسخههای پرطمطراق در سطح کلان و انتزاعی تنزل دادهاند و خود را بالاتر و برتر از آن میدانند، که کلامشان را در خدمت به وظایف سادهٔ انسانها در قبال درخت و حیوان و آدمهای حی و حاضر و در دسترس به کار گیرند، او چکیدهٔ اخلاق را در چند جملهٔ ساده بازگو میکند:
.
«آب را گل نکنیم
در فرودست انگار کفتری می خورد آب
یا که در بیشه ای دور سیره ای پر می شوید
یادر آبادی کوزه ای پر می گردد
آب را گل نکنیم
شاید این آبروان
می رود پای سپیدار تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید نان خشکیده فروبرده در آب
زن زیبایی آمد لب رود
آب را گل نکنیم
روی زیبا دو برابر شده است...»
ادامه در پایین 👇👇👇
