fa
Feedback
کتابسار

کتابسار

رفتن به کانال در Telegram

معرفی کتاب در حوزه های علوم تجربی،انسانی،اجتماعی، تکامل(فرگشت)،مغز و علوم اعصاب، آگاهی،خطاهای شناختی و ادراکی، اقتصاد رفتاری،تفکر نقادانه،ادبیات و‌ رمان..و فایلهای از دکتر مکری،مقالات و گزیده کتاب صوتی https://t.me/+yQluACuhZRA2NjBk

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام کتابسار

کانال کتابسار (@ketaabsaar) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 689 مشترک است و جایگاه 18 771 را در دسته آموزش و رتبه 29 484 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 689 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 16 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -169 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -9 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 11.10% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً N/A% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 187 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 0 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مغز, سوگ, خطا, نویسنده, کتاب تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
معرفی کتاب در حوزه های علوم تجربی،انسانی،اجتماعی، تکامل(فرگشت)،مغز و علوم اعصاب، آگاهی،خطاهای شناختی و ادراکی، اقتصاد رفتاری،تفکر نقادانه،ادبیات و‌ رمان..و فایلهای از دکتر مکری،مقالات و گزیده کتاب صوتی https://t.me/+yQluACuhZRA2NjBk

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 17 ژوئن, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کرده‌اند.

10 689
مشترکین
-924 ساعت
-447 روز
-16930 روز
آرشیو پست ها
+1
🇵🇹موسیقی پرتغال the love #PERLA

نیومده دوباره وقت رفتن رسید.... مراقب خودتون باشید.❤️

💡وقتی خشم، ترس و امید هم‌زمان در ما زندگی می‌کنند ‌ این روزها بسیاری از ما مردم ایران انگار هم‌زمان چند زندگی مختلف را تجربه می‌کنیم. صبح ممکن است با خشم بیدار شویم، ظهر درگیر اضطراب اقتصادی باشیم، عصر از آینده بترسیم و شب با دیدن یک خبر یا تصویر، روزنه‌ای از امید را حس کنیم. ‌ ⛔️ این ترکیب متناقض از هیجانات عجیب نیست. در شرایطی که آینده مبهم، فشار اقتصادی شدید، فرسودگی روانی جمعی و بی‌اعتمادی مزمن وجود دارد، ذهن انسان دقیقاً به همین شکل واکنش نشان می‌دهد. ‌ 📚 یکی از ایده‌های مهم کتاب از نو این است که انسان‌ها فقط با اتفاقات بیرونی آسیب نمی‌بینند و گاهی از ناتوانی در شناخت و تنظیم هیجاناتشان فرسوده می‌شوند. ‌ ‼️وقتی ندانیم دقیقاً چه احساسی داریم یا چرا چنین احساسی داریم، ذهن به‌تدریج از حالت تعادل خارج می‌شود، در نتیجه تصمیم‌ها افراطی‌تر، واکنش‌ها تندتر و امید شکننده‌تر می‌شود. 📝ما تا وقتی نتوانیم احساساتمان را نام‌گذاری کنیم، تقریباً نمی‌توانیم آن‌ها را مدیریت کنیم. ‌ 📖 برای مطالعه کامل این مقاله و آشنایی با راهکارهای مدیریت احساسات به لینک سربزنید: https://ttr.ir/71x1r6 نشر نوین

پیام تبریک سال نو، تازه امروز ۶ خرداد ۱۴۰۵ در کانال ارسال شده... بگذریم..... درود بر همه ی همراهان و همدلان کانال کتابسار امیدوارم حال همتون خوب باشه و با همه ی فراز و نشیبها، همچنان به زندگی امیدوار.....❤️🙏

سال نو مبارک امیدوارم همگی در صحت و سلامتی باشید. با آرزوی سالی سرشار از اتفاقات خوب برای ایران و ایرانیان❤️🌱
سال نو مبارک امیدوارم همگی در صحت و سلامتی باشید. با آرزوی سالی سرشار از اتفاقات خوب برای ایران و ایرانیان❤️🌱

مراقب خودتون باشید. به امید روزهای بهتر برای ایران و ایرانیان❤️🙏

🔹لودویگ فون میزس (Ludwig von Mises) با نام کامل «لودویگ هاینریش الدر فون میزس» در سال ۱۸۸۱ میلادی به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۳ میلادی درگذشت. او فیلسوف و اقتصاددان مکتب اتریش و از متفکران برجستۀ لیبرالیسم کلاسیک بوده است. بیش از همه به خاطر کارهایش در زمینه کنش‌شناسی شناخته می‌شود. در دانشگاه وین حقوق خواند و پس از گرفتن مدرک دکترای حقوق از این دانشگاه، در اتاق بازرگانی و مشاغل وین مشغول به کار شد. 🔹در دهۀ ۱۹۲۰ میلادی به دولت اتریش مشاورۀ اقتصادی داد؛ همچنین در دانشگاه وین و مؤسسۀ عالی مطالعات بین‌المللی ژنو درس داد و علاوه‌بر تدریس رسمی، جلساتی خصوصی هم برگزار کرد. در دورانی که مشاور اقتصادی دولت اتریش بود، بر نوع سیاست‌گذاری‌های این دولت مؤثر بود و دیدگاه‌های لیبرالیستی کلاسیک خود را به دولت تسری داد. با بحرانی‌شدن اوضاع اروپا و درگیری جنگ جهانی دوم در پایان دهۀ ۱۹۳۰ میلادی، در سال ۱۹۴۰ بارِ سفر بست و به آمریکا رفت و تا پایان عمر آنجا ماند. 🔹با کمک صندوق «ویلیام فولکر» که حامی اقتصاددانان لیبرالِ مهاجر بود، توانست در دانشگاه نیویورک تدریس کند. حق‌التدریس او را نه دانشگاه بلکه «لورنس فرتیگ» می‌داد که روزنامه‌نگاری لیبرال بود و در هیئت‌امنای دانشگاه نیویورک عضویت داشت. از شاگردان او می‌توان به «فریدریش آگوست فون هایک»، «اوسکار مورگنشترن» و «اریک فوگِلین» اشاره کرد. 🔹او را بیش از همه برای نوشتن کتاب‌های تئوریک تأثیرگذاری چون کنش انسانی، سوسیالیسم، نظریه و تاریخ و چندین اثر مطرح دیگر می‌شناسند؛ اما او همچنین در مجموعه درس گفتارهایی که سال ۱۹۵۹ در آرژانتین ایراد شدند، با زبانی غیرتخصصی که برای اهالی کسب‌وکار، استادان و معلمان و دانشجویان سایر رشته‌ها قابل‌استفاده باشد به تشریح رئوس اندیشه اقتصادی خود پرداخت. 🔹او در تجزیه و تحلیل تئوری خود با زبانی ساده بسیار چیره‌دست بود. واقعیت‌های مهم تاریخی را با اصول اقتصادی تشریح می‌کند. نشان می‌دهد که چطور سرمایه‌داری نظام سلسله مراتبی اروپای زمان فئودالیسم را از هم پاشاند و پیامدهای سیاسی روی کارآمدن انواع مختلف دولت‌ها را حلاجی می‌کند. از دیگر رئوس کار او بررسی نارسایی‌های سوسیالیسم و دولت رفاه است و نشان می‌دهد که چطور مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان با آزادی در نظام سرمایه‌داری می‌توانند مقاصد خود را برآورده سازند. @ketaabsaar

لودویگ فون میزس @ketaabsaar
لودویگ فون میزس  @ketaabsaar

بریده‌هایی از کتاب لیبرالیسم 🔸تمایل مردم زمانهٔ ما به این‌که به محض نپسندیدن چیزی خواستار ممنوعیت آن چیز از سوی حکومت شوند، و آمادگی آن‌ها برای پذیرش چنین ممنوعیت‌هایی حتی وقتی با مضمونشان اصلاً موافق نیستند، نشان می‌دهد ذهنیت بندگی تا مغز استخوانشان نفوذ کرده است. به سال‌ها خودتربیتی نیاز است تا رعیت به شهروند تبدیل شود. انسان آزاد باید بتواند تحمل کند همنوعانش به گونه‌ای متفاوت از آنچه او درست می‌پندارد زندگی و عمل کنند و باید این عادت را ترک کند که تا چیزی را نپسندید، پلیس را صدا بزند. 🔸همهٔ پیشرفت‌های بشر همواره به این نحو انجام شده است که اقلیتی کوچک از ایده‌ها و رسوم اکثریت روی گرداندند تا این‌که در نهایت مثال آن‌ها دیگران را به پذیرش تجدد واداشت. 🔸در نوعی نظم اجتماعی که بر همکاری مسالمت‌آمیز استوار است، جایی برای این ادعای کلیساها نیست که تعلیم و تربیت جوانان را مال خود کنند. کلیساها باید و می‌توانند مجاز به هر آن چیزی باشند که هوادارانشان داوطلبانه به آن‌ها واگذار کرده‌اند، اما در ارتباط با اشخاصی که نمی‌خواهند با این کلیساها کاری داشته باشند، نباید مجاز به چیزی باشند. 🔸همان کلیساها و فرقه‌هایی که وقتی دست برتر را دارند از تعقیب دگراندیشان خسته نمی‌شوند، در جایی که خود را در اقلیت می‌بینند دست‌کم برای خودشان خواستار رواداری می‌شوند. اما این درخواست رواداری با آن درخواست رواداری که لیبرالیسم مطرح می‌کند سرسوزنی یکسان نیست. لیبرالیسم بر اساس اصول خواستار رواداری است، نه بر اساس فرصت‌طلبی. 🔸حکومت باید چنان ساماندهی شود که فرد بر بستر آن و در چارچوب فضای عملی که با قوانین آن پدید آمده است، بتواند آزادانه حرکت کند. شهروند نباید چنان در تنگنا نهاده شده باشد که وقتی متفاوت از حاملان دستگاه حکومت می‌اندیشد تنها با این دو گزینه روبرو باشد که یا نابود شود یا دستگاه حکومت را ویران کند. 🔸به محض این‌که اصل عدم مداخلهٔ دستگاه حکومت در همهٔ مسائل زندگی فرد کنار نهاده می‌شود، به این‌جا می‌رسیم که باید زندگی را تا ریزترین جزئیات قاعده‌مند و محدود کرد. 🔸اما در جامعه‌ای که حقوق و وظایف هر یک از لایه‌ها متفاوت است، استقرار دائمی صلح ناممکن است. کسی که بخشی از مردم را از حقوقی محروم می‌کند، همواره باید گوش‌به‌زنگ باشد که محروم‌شدگان دیر یا زود برای حمله به امتیازیافتگان متحد شوند. امتیازات طبقاتی باید برچیده شود تا نبردها سر حقوق طبقاتی پایان یابد. @ketaabsaar

در بخشی از کتاب لیبرالیسم می‌خوانیم: 🔸فیلسوفان، جامعه‌شناسان و اقتصاددانان در قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم برنامه‌ای سیاسی را تدوین کردند که ابتدا در انگلستان و ایالات متحد، سپس در قارۀ اروپا و در نهایت در دیگر بخش‌های دنیای آباد کم‌تر یا بیشتر به خط‌مشی سیاست عملی تبدیل شد. 🔸این برنامه در هیچ‌جا و هیچ زمانی به طور کامل به اجرا درنیامد. حتی در انگلستان که آن را میهن لیبرالیسم و الگوی کشوری لیبرال توصیف می‌کنند، هیچ‌گاه این توفیق حاصل نشد که همۀ مطالبات لیبرالیسم اجرا شود. در همه‌جای دیگر دنیا همیشه تنها بخش‌هایی از برنامۀ لیبرال برگرفته شد و دیگر بخش‌های آن، که اهمیت کم‌تری هم نداشت، یا از ابتدا رد شد یا دست‌کم پس از اندک زمانی دوباره انکار شد. 🔸در واقع تنها با قدری اغراق می‌توان از این سخن گفت که دنیا روزی روزگاری عصری لیبرال را تجربه کرده است. لیبرالیسم هیچ‌گاه نتوانست تأثیرگذاری کامل خود را شکوفا کند. با این حال، همین استیلای متأسفانه بسیار کوتاه و بسیار محدودِ ایده‌های لیبرال کافی بود تا چهرۀ کرۀ زمین را دگرگون کند. 🔸شکوفایی اقتصادی باشکوهی آغاز شد. با گسسته شدن زنجیر از نیروهای مولد انسانی، میزان ابزارهای معیشتی چندبرابر شد. در آستانۀ جنگ جهانی ـ جنگی که هم خود نتیجۀ سال‌ها مبارزه‌ای حاد علیه روح لیبرال بود و هم سرآغاز مبارزه‌ای بس حادتر علیه اصول لیبرال بود ـ جهان بسیار پرجمعیت‌تر از هر زمانی تا پیش از آن بود و هر یک از ساکنان دنیا می‌توانست بسیار بهتر از آنچه در سده‌های پیش از آن ممکن بود، زندگی کند. 🔸رفاهی که لیبرالیسم ایجاد کرده بود، مرگ‌ومیر کودکان را که در سده‌های پیشین بی‌محابا تاخت‌وتاز کرده بود، کاهش چشمگیری داد و از طریق بهبود شرایط زیست، متوسط طول عمر را افزایش داد. این‌طور نبود که این رفاه فقط نصیب لایۀ نازکی از برگزیدگان شود. در آستانۀ جنگ جهانی زندگی یک کارگر در کشورهای صنعتی اروپا، ایالات متحد آمریکا و قلمروهای فرادریایی انگلستان بهتر و زیباتر از زندگی یک نجیب‌زاده در گذشته‌ای نه چندان دور بود. او هم می‌توانست به میل خود بخورد و بیاشامد، هم می‌توانست آموزش بهتری برای فرزندانش تدارک آورد، هم اگر می‌خواست می‌توانست در حیات معنوی مردمش مشارکت کند و هم اگر استعداد و نیروی کافی در اختیار داشت می‌توانست بدون دشواری‌ زیادی به لایه‌های بالاتر ارتقای درجه پیدا کند. 🔸در میان مردانی که در رأس هرم اجتماعی ایستاده بودند، اتفاقاً در کشورهایی که بیشترین راه را در مسیر لیبرالیسم پوییده بودند، اکثریت نه از آنِ کسانی که از رهگذر تولد در خانواده‌ای ثروتمند و بلندمرتبه امتیاز یافته‌ بودند، بلکه از آن کسانی بود که با اتکا به توان خود و با بهره‌گیری از شرایط مساعد، توانسته بودند از مناسباتی محقر به جایگاه بالایی برسند. @ketaabsaar

بخشی از کتاب لیبرالیسم 🔸«همهٔ تمدن‌های قدیمی‌تر یا نابود شده‌اند یا دست‌کم دچار رکود شده‌اند؛ آن هم بسیار پیش از آن‌که به آن سطح از تکامل مادی رسیده باشند که تمدن مدرن اروپا رسیده است. جنگ‌های خارجی و داخلی کشورها را نابود کرده است. هرج‌ومرج شبکهٔ تقسیم کار را دچار پسرفت کرد، شهرها، تجارت و کسب‌وکار دچار زوال شدند و با افول مبانی اقتصادی، پالودگی اخلاقی و فکری جای خود را به بی‌سوادی و بی‌فرهنگی می‌داد. 🔸اروپاییان عصر جدید توانستند پیوند اجتماعی افراد و ملت‌ها را بسیار بیشتر از آنچه تا هر زمان پیش از آن در تاریخ وجود داشت، تراکم بخشند. این اثرگذاریِ همان ایدئولوژی اجتماعی لیبرال بود که از اواخر سدهٔ هفدهم همواره روشن‌تر و واضح‌تر تکامل می‌یافت و پیوسته بیش از پیش بر افکار نفوذ می‌یافت. همهٔ آن کارهای معجزه‌آسایی که به شاخصهٔ زندگی مدرن ما بدل شد، بر شالوده‌ای استوار است که لیبرالیسم و کاپیتالیسم ایجاد کردند. 🔸اما اینک نسیم مرگ بر چهرهٔ تمدن ما وزیدن گرفته است. افرادی نامتخصص به بانگ رسا اعلام می‌کنند همهٔ تمدن‌ها از جمله تمدن ما باید نابود شوند، زیرا به گفتهٔ آن‌ها این قانونی گریزناپذیر است. در گوش مردم می‌خوانند که ساعت مرگ اروپا فرا رسیده است؛ و حرفشان هم پذیرفته می‌شود. همه‌جا حال و هوای خزان حس می‌شود. اما تمدن مدرن اگر خود را تسلیم نکند، نابود نخواهد شد. دشمن خارجی نمی‌تواند آن را نابود کند؛ یعنی مانند آن‌که زمانی اسپانیایی‌ها تمدن آزتک‌ها را نابود کردند، زیرا هیچ‌کس روی زمین حریف این پرچمداران تمدن مدرن نخواهد شد. تنها دشمنان داخلی می‌توانند به خطری برای آن تبدیل شوند. این تمدن تنها زمانی ممکن است بمیرد که ایدئولوژی جامعه‌ستیز و ضدلیبرال ایده‌های لیبرال را به زیر کشد. 🔸پیوسته بیش از پیش این شناخت جا می‌افتد که پیشرفت مادی تنها در جامعهٔ لیبرال‌ـ کاپیتالیستی امکان‌پذیر است. البته لیبرالیسم‌ستیزان به صراحت به این واقعیت اذعان نمی‌کنند، اما وقتی وضعیت ایستای کنونی را به منزلهٔ وضعیتی ایدئال ستایش می‌کنند، به طور غیرمستقیم می‌توان پذیرش این واقعیت را نیز از زبان آن‌ها شنید. 🔸می‌گویند درست است که پیشرفت‌های مادی واپسین نسل‌های بشر خیلی خوب بوده و فوایدی را بنیان نهاده است، اما دیگر بس است. می‌گویند این شتاب و تقلای کاپیتالیسم مدرن باید جای خود را به عافیتی بی‌تنش بدهد. می‌گویند فرد باید برای تأمل در احوال خویشتن مهلت بیابد و بنابراین لازم است سازوکار اقتصادی دیگری جایگزین کاپیتالیسم شود که به این شکلِ بی‌آرام و قرار پی نوآوری نباشد. کسانی که رویکرد اقتصادی رمانتیک دارند دیده به سوی قرون‌وسطا می‌چرخانند؛ آن هم نه به آن قرون‌وسطا که زمانی واقعاً وجود داشته است، بلکه به تصویری خیالی نظر دارند که هیچ‌گاه وجود نداشته است. آن‌ها به شرق می‌نگرند؛ البته باز هم نه شرقی راستین، بلکه به تصویری رؤیایی از شرق که ساختهٔ تخیلات آن‌هاست. می‌گویند انسان‌ها بدون این فناوری و سواد مدرن چقدر خوشبخت بودند! چطور توانستیم چنین سهل‌انگارانه از این بهشت چشمپوشی کنیم!» @ketaabsaar

در بخشی از کتاب لیبرالیسم می‌خوانیم: 🔸معمولاً جامعه‌ای را که اصول لیبرال در آن به اجرا درآمده است، جامعۀ کاپیتالیستی، و این وضعیت اجتماعی را کاپیتالیسم می‌نامیم. از آن‌جا که ما همه‌جا در سیاست اقتصادی تنها به‌طور تقریبی به لیبرالیسم نزدیک شده‌ایم، وضعیتی که امروز در جهان حکم‌فرماست، تنها تصویر ناقصی از آنچه نوعی کاپیتالیسم تکامل‌یافته می‌توانست معنا دهد و به اجرا درآورد، برایمان ترسیم می‌کند. اما همچنان کاملاً موجه است اگر زمانه‌مان را عصر کاپیتالیسم بنامیم، زیرا هر آنچه ثروت دوران ما را آفریده است، ریشه در نهادهای کاپیتالیستی دارد. این‌که تودۀ بزرگی از مردم عصر ما امروزه می‌توانند زندگی و معیشتی داشته باشند که فراتر از زندگی و معیشتی است که چند نسل پیش‌تر برای ثروتمندان و ممتازان جامعه امکان‌پذیر بود، تنها مرهون ایده‌های لیبرالیستیِ زنده‌مانده در جامعه و محتوای کاپیتالیستی جامعه‌مان است. 🔸البته در زبان عوام‌فریبانه این قضیه کاملاً طور دیگری جلوه داده می‌شود. اگر کسی به این زبان گوش دهد گمان می‌کند تمام پیشرفت‌های فنونِ تولید منحصراً به نفع لایه‌ای نازک تمام می‌شود و در مقابل، توده‌ها فقیر و فقیرتر می‌شوند. اما تنها با دمی تأمل می‌توان دریافت که نتایج همۀ ابداعات صنعتی و فنی بر بهبود تأمین نیازهای توده‌ها اثر می‌گذارد. همۀ صنایع بزرگی که محصولات آماده تولید می‌کنند، به طور مستقیم، و همۀ صنایعی که محصولات نیمه‌آماده و ماشین‌آلات تولید می‌کنند، به طور غیرمستقیم برای بهروزی توده‌های گستردۀ مردم کار می‌کنند. چه تحولات صنعتی بزرگ دهه‌های اخیر و چه تحولات صنعتی بزرگ سدۀ هجدهم که با تعبیری نه چندان مناسب «انقلاب صنعتی» نامیده می‌شود، در وهلۀ نخست تأمین بهتر نیاز توده‌ها را باعث شده است. توسعۀ صنعت پوشاک، تولید ماشینی انواع کفش و صنعت مواد غذایی بر حسب سرشت خود به نفع گسترده‌ترین توده‌های مردم تمام شده است. همۀ این صنایع باعث شده است که امروز توده‌ها بهتر از هر زمانی تا پیش از این می‌خورند و می‌پوشند. اما تولید انبوه نه فقط به خوراک، مسکن و پوشاک، بلکه به دیگر نیازهای انبوه نیز رسیدگی می‌کند. @ketaabsaar

کتاب لیبرالیسم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟ علاقه‌مندان به کتاب‌های اقتصادی و فلسفی، و همچنین دوست‌داران حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی، مخاطبین اصلی این کتابند. 🌱🌱🌱 فهرست کتاب لیبرالیسم یادداشت مترجم یادداشت نویسنده بر نسخهٔ انگلیسی کتاب مقدمه: چشم‌اندازی تاریخی از لیبرالیسم و دستاوردهای آن به دست داده و از لیبرالیسم، رفاه مادی، عقل‌باوری و هدف لیبرالیسم، لیبرالیسم و کاپیتالیسم و ریشه‌های روانی لیبرالیسم‌ستیزی سخن گفته است. ۱. مبانی سیاست لیبرال: درمورد مالکیت، آزادی، صلح، برابری، نابرابریِ شرایط درآمد و دارایی، مالکیت خصوصی و اخلاق، حکومت و دولت، دموکراسی، نقد نظریۀ زور، برهان فاشیسم، حدود فعالیت دولت، رواداری و حکومت و رفتار ضداجتماعی سخن گفته است. ۲. سیاست اقتصادی لیبرال: درمورد سازماندهی اقتصاد، مالکیت خصوصی و منتقدان آن، مالکیت خصوصی و دولت، اجراناپذیری سوسیالیسم، مداخله‌گری، کاپیتالیسم، کارتل‌ها و انحصارگری‌ها و لیبرالیسم و همچنین از بوروکراتیک‌سازی سخن گفته است. ۳. سیاست خارجی لیبرال: درمورد مزرهای حکومت، حق تعیین سرنوشت، مبانی سیاسی صلح، ناسیونالیسم، امپریالیسم، سیاست استعماری، تجارت آزاد، آزادی جابجایی، ایالات متحد اروپا، جامعۀ ملل و نیز دربارۀ روسیه سخن گفته است. ۴. لیبرالیسم و احزاب سیاسی: از دکترین‌پرستی لیبرال‌ها، احزاب سیاسی، بحران نظام پارلمانی و ایدۀ پارلمان رسته‌ای - صنفی یا اقتصادی، احزاب منافع ویژه و لیبرالیسم، تبلیغات حزبی و دستگاه حزبی و این پرسش که آیا «لیبرالیسم حزب سرمایه‌داران است؟»، سخن گفته است. ۵. آیندهٔ لیبرالیسم: درمورد آیندۀ لیبرالیسم سخن گفته است. پیوست یادداشت‌ها @ketaabsaar

چرا باید کتاب لیبرالیسم را بخوانیم؟
🔹مطالعهٔ این کتاب کمک می‌کند با لیبرالیسم به‌عنوان یک فلسفهٔ سیاسی و اجتماعی که بر آزادی فردی، حقوق بشر، دموکراسی و بازار آزاد تأکید دارد، آشنا شوید.کتاب لیبرالیسم، به عنوان یکی از آثار مهم و خواندنی در حوزه اندیشه سیاسی و اقتصادی شناخته می‌شود. کتاب لیبرالیسم، به عنوان یکی از متون کلاسیک در تبیین فلسفه لیبرال، خوانندگان را با مبانی نظری، اصول و مفاهیم کلیدی این مکتب فکری آشنا می‌کند. 🔹میزس در این اثر، به تشریح مفاهیمی مانند آزادی فردی، مالکیت خصوصی، حاکمیت قانون، نظم خود به خود بازار و محدودیت نقش دولت در اقتصاد می‌پردازد.  میزس در کتاب لیبرالیسم، ضمن تبیین مبانی نظری این مکتب فکری، به بررسی تاریخچه اندیشه لیبرال نیز می‌پردازد. او در این اثر، به اندیشه‌ها و نظریات متفکران برجسته لیبرال از جمله جان لاک، آدام اسمیت، و ژان باتیست سِی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه ایده‌های این متفکران در شکل‌گیری و تطور مکتب لیبرالیسم نقش داشته‌اند. 🔹یکی از وجوه برجسته کتاب لیبرالیسم، نقد میزس بر مکاتب فکری مخالف لیبرالیسم، به خصوص سوسیالیسم، است. میزس در این اثر، به بررسی تناقضات و نقص‌های نظری سوسیالیسم می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این مکتب فکری در عمل، به نتایج نامطلوبی از جمله تمرکز قدرت در دست دولت، سرکوب آزادی‌های فردی و ناکارآمدی اقتصادی منجر می‌شود. 🔹با مطالعه کتاب لیبرالیسم، خوانندگان می‌توانند درکی عمیق‌تر از ریشه‌های مشکلات اقتصادی و اجتماعی جوامع مختلف به دست آورند. میزس در این اثر، نشان می‌دهد که چگونه مداخلات دولت در اقتصاد و نقض اصول لیبرالی، می‌تواند به بروز مشکلاتی مانند فقر، نابرابری، تورم و بیکاری منجر شود. درک مبانی نظری و فلسفی لیبرالیسم، می‌تواند به خوانندگان در اتخاذ تصمیم‌گیری‌های آگاهانه‌تر در زمینه‌های مختلف، از جمله مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، کمک کند. 🔹 مطالعه کتاب لیبرالیسم، به افراد این امکان را می‌دهد تا با دیدگاهی انتقادی به رویدادها و مسائل مختلف نگاه کنند و راه‌حل‌های مبتنی بر اصول لیبرال را برای چالش‌های پیش روی خود ارزیابی کنند. @ketaabsaar

درباره‌ی کتاب لیبرالیسم 🔹میزس هم‌صدا با دیگر متفکران مکتب اتریش، می‌گوید که میان انواع آزادی‌ها -اعم از آزادی‌های سیاسی، مذهبی و مدنی، اقتصادی و ...- نمی‌توان از این حیث که کدام مهم‌تر یا ارزشمندتر است، داوری کرد. اما در این باب که کدام‌یک از این آزادی‌ها می‌تواند سنگ‌بنایی برای تحقق دیگر آزادی‌ها باشد، می‌توان با قطعیت حکم داد. این حکم از این قرار است که آزادی اقتصادی، که تعریف ساده‌ی آن عبارت است از آزادی دنبال کردن منافع فردی اقتصادی در یک بازار آزاد از دخالت‌های دولتی، به این سبب که می‌تواند تضمین‌گر آزادی‌های سیاسی و مدنی باشد، مهم‌ترین نوع آزادی است. میزس می‌گوید لیبرالیسم با تصدیق حق مالکیت و با دفاع از حق شهروند در پی گرفتن منافع شخصی خود در یک بازار آزاد و رقابتی، ضرورتاً آزادی‌های سیاسی و مدنی شهروند را نیز به رسمیت می‌شناسد. 🔹نویسنده‌ی کتاب لیبرالیسم، مثل تمام متفکران لیبرال، منکر ضرورت وجود نهاد دولت نمی‌شود، اما صراحتاً تأکید می‌کند که دولت مطلوب لیبرال‌ها، دولتی کوچک با وظایفی محدود -تأمین امنیت شهروندان و نظارت بر حفظ آزادی‌های فردی- است. میزس جابه‌جا در کتاب پیش رو و همچنین در سایر آثار خویش، در باب خطرها و تهدیدات دولت‌های بزرگ و مداخله‌گر هشدار می‌دهد.کتاب لیبرالیسم علی‌رغم خصلت چکیده‌وار خود، بخش‌های متنوعی دارد و طبعاً به مباحث گوناگونی نیز می‌پردازد. شاید یکی از جذاب‌ترین بخش‌های این کتاب، آن‌جایی باشد که میزس در باب نسبت تفکر لیبرال با موازین سیاست بین‌الملل سخن می‌گوید و نحوه‌ی عملکرد سیاست‌های لیبرالی در منازعات فراملی را توضیح می‌دهد. 🔹او همچنین، در فرازهایی جنجالی از اثر خود، به اهمیت تاریخی و ژئوپلوتیک سرزمین روسیه و علل استیلای تفکر آزادی‌ستیزانه بر اذهان مردم این کشور سخن می‌گوید.یکی دیگر از نکات مهمی که میزس در کتاب لیبرالیسم مطرح می‌کند این است که اصول مکتب لیبرالیسم، اگرچه تا حد زیادی در بسیاری از کشورها -من‌جمله انگلستان و آمریکا- پیاده شده‌اند، هرگز به طور تمام و کمال به اجرا درنیامده‌اند. میزس تصریح می‌کند که سنجش موفقیت‌های اقتصادی و سیاسی جوامع، با بررسیدن میزان نهادینه‌شدن هنجارهای لیبرال در جوامع مورد کاوش، قابل تخمین است.
درباره‌ی مجموعه‌ی ایدئولوژی‌پژوهی
🔹کتاب حاضر به مجموعه‌ی ایدئولوژی‌پژوهی نشر پارسه تعلق دارد که دبیری آن با مهدی تدینی است. مهدی تدینی فاشیسم‌پژوه و مترجم پرکاری است که با یادداشت‌های تحلیلی خود در صفحات مجازی، دنبال‌کنندگان نسبتاً پرشماری را جذب کرده است.هدف وی از راه‌اندازی مجموعه‌ی ایدئولوژی‌پژوهی، شناساندن مبانی ایدئولوژی‌های سیاسی به مخاطبین فارسی‌زبان بوده است. به اعتقاد او، بهترین راه برای شناخت ایدئولوژی‌های سیاسی -از فاشیسم و کمونیسم تا لیبرالیسم- مواجهه‌ی مستقیم با متون متفکران اصیلی است که در آثار یا عملکرد خود، به نحوی ایدئولوژی‌های مذکور را طرح‌ریزی و صورت‌بندی کرده‌اند. @ketaabsaar

درباره‌ی کتاب لیبرالیسم 🔹کتاب لیبرالیسم یکی از آثار مهم و خواندنی لودویگ فون میزس، فیلسوف، جامعه‌شناس و اقتصاددان برجسته‌ی اتریشی است. میزس در این اثر که به تعبیر مترجم، مهدی تدینی، می‌تواند مانیفست لیبرالیسم تلقی شود، به صورت چکیده‌وار اصول اقتصادی مدنظر لیبرال‌ها و نظام سیاسی مطلوب آن‌ها را توصیف می‌کند. این اثر بی‌شک منبعی عالی -اگر نگوییم عالی‌ترین منبع- برای به دست آوردن شناختی کلی در باب مکتب لیبرالیسم است. 🔹در میان متفکران لیبرال‌ قرن بیستم، لودویگ فون میزس (Ludwig von Mises)، نویسنده‌ی کتاب لیبرالیسم (Liberalism)، از بسیاری جهات نامی مهم و برجسته به شمار می‌رود. میزس اتریشی در سال ۱۸۸۱ به دنیا آمد و به سال ۱۹۷۳ از دنیا رفت. او در طول عمر نسبتاً طولانی خود، آثار بسیاری به رشته‌ی تحریر درآورد و البته، درسگفتارها و سخنرانی‌های فراوانی نیز ایراد کرد که برخی از کتاب‌هایش عملاً صورت مکتوب آن‌ها به شمار می‌روند. تمام جد و جهد فکری این متفکر و اقتصاددان بزرگ، دفاع از آزادی فردی و به دست دادن یک صورت‌بندی قدرتمند و موجه از مبانی فکری مکتب لیبرالیسم بود. 🔹با مطالعه‌ی کتاب لیبرالیسم فون میزس درمی‌یابیم که او از حیث فکری، بیشتر به متفکران لیبرالیسم کلاسیک -از جمله جان استوارت میل و آدام اسمیت- شباهت دارد تا لیبرال‌های سده‌ی بیستم و بیست‌ویکم. اگرچه برخی از آرای میزس و پیروان او، بر طرز فکر هواخوان مکتب لیبرتارینیسم که اکنون در آمریکا طرفداران بسیاری دارد، بسیار اثر گذاشته‌اند. 🔹کتاب لیبرالیسم یکی از ساده‌خوان‌ترین و البته، موجزترین آثار میزس است. او در این اثر -که به زعم مهدی تدینی، مترجم فارسی کتاب، می‌توانست مانیفست لیبرالیسم نام بگیرد- به شکلی چکیده‌وار و گذرا، چهارچوب‌های کلی اندیشه‌ی لیبرال را توصیف می‌کند و تدقیق مباحث و پرداختن به جزئیات را به کتاب‌های تخصصی‌تر خود وامی‌گذارد. 🔹لودویگ فون میزس در این اثر لیبرالیسم را از سه منظر فلسفی، اقتصادی و سیاسی بررسی می‌کند و عمده‌ی حجم مطالب را به دفاع از تلقی لیبرالی از نظم اقتصادی اختصاص می‌دهد. چنان‌که میزس -همنوا با هایک- می‌گوید، لیبرالیسم صرفاً نظامی سیاسی – اقتصادی در میان سایر نظام‌های سیاسی – اقتصادی بدیل نیست، بلکه به گواه تاریخ و تجربه، لیبرالیسم بهترین و کارآمدترین سیستم سیاسی – اقتصادی‌ست و هرگونه تخطی از اصول آن، زیان‌‌بار و فاجعه‌ساز خواهد بود. 🔹میزس البته در قامت یک ایدئولوگ قلم نمی‌زند و کورکورانه از یک «ایسم» در برابر ایسم‌های دیگر دفاع نمی‌کند. او به عنوان متفکری عقل‌گرا سخن می‌گوید و حتی‌الامکان از ورود به مباحث انتزاعی اجتناب می‌کند و گزاره‌های خود را با شواهد آماری و مفروضات پذیرفته‌شده‌ی علمی همراهی می‌کند. 🔹اصل اساسی لیبرالیسم از نظر لودویگ فون میزس، ضرورت پاسداری از انواع آزادی‌های فردی است. بنیان یک نظم لیبرال، بر حقوق و قوانینی استوار است که نه‌ تنها آزادی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شهروند را به رسمیت می‌شناسند، بلکه مهم‌تر از آن، از این آزادی‌ها در برابر قدرت‌های کوچک و بزرگ، دفاع می‌کنند. @ketaabsaar

معرفی کتاب لیبرالیسم اثر لودویگ فون میزس 🔹کتاب «لیبرالیسم» اهمیتش را نه فقط از نویسنده‌‌ی شهیرش بلکه از ادبیات و ایجازش می‌گیرد که بالاخره برای اهالی اندیشیدن، به صورت مختصر و مفید مشخص می‌شود این لیبرالیسم که می‌گویند و قرن‌هاست جهان و صاحبانش با تکیه بر آن جهان را اداره می‌کنند، در ساحت‌های مختلف فلسفه، اقتصاد، علوم اجتماعی، سیاست، فرهنگ و ... چه می‌گوید و چه می‌خواهد. «لودویگ فون میزس» در کتاب «لیبرالیسم» با ادبیات و لحنی ساده و قابل فهم برای عموم، حتی آن‌هایی که حوزه‌های نظری جایی در مطالعه‌شان ندارند، جنبه‌های مختلف و به‌هم‌‌پیوسته‌ی سپهر اندیشه‌ی لیبرال را روشن می‌کند، از مالکیت خصوصی و بازار آزاد تا مسئله‌ی روابط فردی، اجتماعی و بین‌المللی و جنگ و ... .خواندن این کتاب برای هر دو طیف هواداران و مخالفان لیبرالیسم راهگشا و جالب توجه است و با وجود حجم بسیار کمش، می‌تواند بسیاری از نقطه‌های کور این نظرگاه در اذهان را روشن کند و گره‌گشای گره‌های کور نهفته در شناخت آن باشد. 🌱🌱🌱 نکوداشت های کتاب لیبرالیسم 🔹بیانیه ی کلاسیک «میزس» در دفاع از جامعه ای آزاد. Amazon 🔹یکی از الهام بخش ترین کتاب هایی که درباره ی مفهوم آزادی نوشته شده است. Barnes & Noble 🔹دفاعی پرشور از خردگرایی. Thrift Books 🌱🌱🌱 قسمت هایی از کتاب لیبرالیسم 🔸افراد معتاد به الکل و مواد مخدر، با رفتارشان فقط به خودشان آسیب می رسانند؛ اما کسی که قوانین اخلاقی حاکم بر زندگی انسان در جامعه را زیر پا می گذارد، نه فقط به خودش بلکه به همه آسیب می زند.   🔸سرکوب از طریق نیروی خشونت آمیز، همیشه اعترافی به ناتوانی در استفاده از سلاح های کارآمدتر عقل است-کارآمدتر چون فقط آن ها، نویدبخش موفقیت نهایی هستند.  🔸در نبرد میان زور و ایده، دومی همیشه برتری می یابد. @ketaabsaar

عنوان: لیبرالیسم نویسنده: لودویگ فون میزس مترجم: مهدی تدینی ناشر: کتاب پارسه @ketaabsaar
عنوان: لیبرالیسم نویسنده: لودویگ فون میزس مترجم: مهدی تدینی ناشر: کتاب پارسه @ketaabsaar

📓📔📒📕📗📘📙 #معرفی_یک_کتاب 📓📔📒📕📗📘📙 @ketaabsaar