644
مشترکین
-124 ساعت
-27 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
644
Repost from دیرپای خُجَسته
مادر #آرمیتا_عباسی الآن اومد کتابفروشی و دورهی پنج جلدی دوندهی هزارتو رو گرفت. وقتی گفت برای دخترم آرمیتا میخوام، حیرتزده شدم. بیاختیار اشک مادر در اومد. گفت فردا قرار ملاقات دادن بالاخره؛ تنها سرگرمیش اونجا کتاب خوندنه، مشتری خودتون بود و زیاد میومد نشر چشمه کتاب میخرید. گفت برای هشت بهمن براش دادگاه بریدن. بیاختیار پرسیدم چهکاری از طرف ما نیازه؟ گفت فقط هشتگ و اطلاعرسانی و خود آرمیتا تو تماس تلفنی گفت: مامان نذار هشتگها کم بشه.
لطفاً تا میتونید صدای #آرمیتا_عباسی باشید. نمیدونید چه لحظات غمانگیزی بود، گفتگو با مادر. اما خودش گفت امیدمونو از دست ندادیم جفتمون.
هشتگ یادتون نره.
644
اسمش را بگذر نوشتههای غم و غرور.
چرا که این روزها با چشمانی خیس از اشک
بسیار بر ایرانی بودن خودم مغرورم…
644
یادم اومد اونروز صبح یه خانم مسنی اومد به منو عسل گفت که چقدر موهاتون قشنگه عاقبت به خیر شید و همینجور ادامه بدید😭🤍
644
رنج نباید تو رو غمگین کنه، این همونجاییه که اکثر مردم اشتباه میکنن!
رنج قراره تورو بیدار کنه...
چون انسان زمانی بیدار میشه که زخمی بشه.
قراره تورو آگاه کنه به این که چیزی درون تو نیاز به تغییر داره. رنجت رو تحمل نکن، درکش کن. این فرصتیه که طبیعت بهت داده تا بیدار بشی.
اگه حس میکنی توی مکان تاریکی مدفون شدی و فقط درد میکشی، بدون که تو یه بذر کاشته شده هستی. اینجا نقطه ی دگرگونی، رشد، قوی شدن و سبز شدن توئه.
