fa
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

رفتن به کانال در Telegram
1 157
مشترکین
-124 ساعت
-77 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
🔹غزه و استقبال ماه مباک رمضان #رمضان_کریم #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🏷️ قرآن، کتابی سازنده و تحول‌آفرین! ✍️ سیدآقا حفیظی؛ فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات قرآن‌کریم، این کتاب آسمانی، به عنوان هدیه‌ای از سوی خداوند متعال به بشر نازل شده است تا راه‌نمایی باشد برای زندگی‌ای سرشار از آرامش و سعادت. این کتاب مقدس، با هدف تغییر و تحول در سیرت و صورت زندگی انسان‌ها نازل شده و پیامی روشن به همه ما می‌دهد: «ای انسان! اگر به دنبال زندگی واقعی و ماندگار هستی، به سوی من بیا؛ زیرا در کلام من، راهی وجود دارد که تو را به کمال می‌رساند.» تاریخ نشان می‌دهد که قرآن، نخستین منبعی بوده است که به مردان بزرگ تاریخ عزت، شجاعت و شهامت بخشیده است. این کتاب الهی بود که شخصیت‌هایی چون ابوبکر، عمر، سنوار و هنیه‌ها را به رهبرهایی تبدیل کرد که نام‌شان دشمنان را به لرزه در می‌آورد و آن‌ها را در تصمیم‌گیری‌های‌شان دچار تردید می‌کرد. اگر بخواهیم درباره افرادی که تحت تأثیر آموزه‌های قرآن قرار گرفته‌اند تحقیق کنیم، شاید نتوانیم همه نام‌ها را در یک پژوهش بگنجانیم؛ زیرا عظمت تأثیر قرآن بر زندگی انسان‌ها فراتر از آن است که در کلمات بگنجد. موضوع قرآن تنها محدود به عبادت و مناسک دینی نیست؛ بلکه به دنبال ساختن جامعه‌ای سالم و پویا است. قرآن می‌خواهد قاریانش در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بهترین‌ها باشند. این کتاب به ما می‌آموزد که چگونه می‌توانیم بهترین سیاست‌مداران، رهبران و نوآوران را پرورش دهیم و در عرصه اقتصادی نیز با برنامه‌ها و فرمول‌های کارآمد، به پیشرفت و توسعه دست یابیم. در تاریخ، هارون الرشید یکی از خلیفه‌هایی بود که با تکیه بر اصول قرآن، توانست جامعه‌ای آباد و بدون فقر ایجاد کند. او نشان داد که با پیروی از آموزه‌های قرآنی، می‌توان به رفاه اجتماعی دست یافت. بنابراین، برای پیشرفت و سازندگی واقعی، باید فراتر از صرف خواندن قرآن برویم و به عمق معانی و مفاهیم آن توجه کنیم. با کسب دانش از این کتاب مقدس و عملی کردن آن در زندگی‌مان، می‌توانیم آثار سازنده‌اش را در زندگی خود مشاهده کنیم. #نویسندگان_مدرسه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

راستی با خدا... ــــــــــــــــــــــــــــــــ آن‌که با خدا راست است و درست رفتار می‌کند، همه با او راست خواهند بود و درست
راستی با خدا... ــــــــــــــــــــــــــــــــ آن‌که با خدا راست است و درست رفتار می‌کند، همه با او راست خواهند بود و درست رفتار خواهند کرد؛ حتی اطفال خردسال و حیوانات بی‌زبان و جمادات بی‌جان. با ارسال پیام زندگی به دیگران، شما نیز یاور خیر باشید! #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

🏷️ همیار قلم! ✍️ سیدآقا حفیظی؛ فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات اگر روزی عازم سفر در پهنای این جهان شوم، دوست دارم با کاروانی از نویسندگان و شاعران همراه باشم که با افتخار قلم در دست دارند. آنان به زیبایی‌های زمین و زمان نگاه می‌کنند و داستان‌ها و اشعار خود را بر صفحه‌های سفید می‌نویسند. هر کلمه‌ای که از قلم‌شان می‌چکد، مانند آواز پرندگان به دل می‌نشیند و لحظات شگفت‌انگیزی را رقم می‌زند. اگر روزی تاکسیران این شهر باشم، دوست دارم سواری‌ام قلم به دستی باشد تا حرف دلم را از این فقر و بیچارگی به جهان قصه کند و حالم را بازگو نماید؛ چون اوست که قلمش به جهان وصل است و پیغام‌رسانی می‌کند. اگر روزی کشتیران دریا بشوم، افرادی را حمل کشتی‌ام خواهم کرد که وسیله‌ی همراه‌شان قلم است تا برایم از صدای شرشر آب تصویر دل‌انگیزی بسازند و با خواندن آن، خاطرات دریا را زنده کنم. اگر روزی سرطبیب این دیار شوم، به همکارانم خواهم گفت که علاوه بر تجویز دوا، باید یاد بگیریم که چگونه با قلم، روح بیماران را تسکین دهیم؛ چون نوشتن می‌تواند آرامش‌بخش باشد و به درمان روح کمک کند. اگر شب‌نشینی ترتیب دهم، مهمانانی را دعوت می‌کنم که هر یک قصه‌ای برای گفتن دارند. با هم به دنیای کلمات سفر خواهیم کرد و از قلم‌های‌شان خواهیم شنید که چگونه زندگی را به تصویر کشیده‌اند. #نویسندگان_مدرسه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🏷️ تازه بیندیشیم! ✍️ عبدالرحمن عزام «برنامۀ خوبی که اکنون با سختی اجرا شود، از برنامۀ فوق‌العاده خوبی که هفتۀ آینده اجرا شود بهتر است.» «برنامۀ خوبی که اکنون با سختی اجرا شود، از برنامۀ فوق‌العاده خوبی که هفتۀ آینده اجرا شود بهتر است.» «برنامۀ خوبی که اکنون با سختی اجرا شود، از برنامۀ فوق‌العاده خوبی که هفتۀ آینده اجرا شود بهتر است.» «برنامۀ خوبی که اکنون با سختی اجرا شود، از برنامۀ فوق‌العاده خوبی که هفتۀ آینده اجرا شود بهتر است.» «برنامۀ خوبی که اکنون با سختی اجرا شود، از برنامۀ فوق‌العاده خوبی که هفتۀ آینده اجرا شود بهتر است.» بندهای بالا همه یکی بودند؟ یک مطلب به تکرار نشر شده بود؟ این‌کار برای شمای مخاطب خسته‌کن و چندش‌آور بود؟ چنگی به دل نزد؟ انتظار داشتید هر بند حاوی پیامی باشد و بتوان از آن درس جدیدی گرفت؟ و... و... اما؛ حرف و حدیث ما با دیگران نیز چنین است؛ اگر هر روز کتاب جدیدی نخوانیم و اندیشهٔ جدیدی نیاموزیم و دستاورد تازه‌ای نداشته باشیم تا با دیگران شریک سازیم. بله بدون این، حرف و حدیث ما برای دیگران تکراری و خسته‌کن و چندش‌آور است و چنگی به دل نمی‌زند. خود دانید! #یادداشت_های_آزاد #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

پرسیده اند: از طلای که زنها به حیث زینت استفاده می کنند هم زکات لازم است؟ و اگر لازم است از 90 گرام طلا چقدر زکا آن می شود؟ الجواب در مذهب امام ابوحنیفه رح از طلای مورد استفاده خانم ها در زینت هم اگر به نصاب برسد و یک سال قمری بر آن بگذرد و قرضی نداشته باشند که آن را از نصاب کم کند لازم می شود. و مقدار زکات از یک نصاب یا بالاتر از نصاب -چه طلا باشد یا نقره یا پول نقد و..- دو و نیم درصد است مثلاً اگر به ارزش یک لک می رسید دو و نیم هزار و این به راحتی با ماشین حساب دانسته می شود. تذکر: اصل در این است که هر مالی که از آن زکات داده می شود از سر خود آن زکات داده شود (مثلاً از نصاب طلا، از خود آن طلا کاسته شده زکات داده شود؛ اما پرداخت قیمت آن و یا آن را به مواد غذایی یا لباس مورد نیاز فقیر تبدیل کردن و به نیت زکات بدو دادن هم صحیح می شود.

🏷️ سکوت و اهمیت آن! ✍️ سیدآبا حفیظی،؛ فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات سکوت، یکی از مفاهیم عمیق و مهم معنوی در دین مبین اسلام به شمار می‌رود و به عنوان ابزاری برای نجات و رسیدن به اوج قله‌های تعالی تلقی می‌شود. اگر به ادیان آسمانی دیگر نیز نظر افکنیم، خواهیم دید که سکوت به عنوان یک عبادت محسوب می‌شود و نمادی از افتخار و عزت برای صاحبانش در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال، در قرآن‌کریم در مورد حضرت زکریا علیه‌السلام آمده است که وقتی در سن پیری صاحب فرزندی می‌شود، از این نعمت شگفت‌زده می‌گردد و می‌گوید: «پروردگارا! برای من نشانه‌ای قرار ده تا علم من به یقین و اطمینان تبدیل شود.» خداوند به او پاسخ می‌دهد: «نشانهٔ تو آن است که تا سه روز با مردم سخن نگویی، مگر از طریق اشاره.» (آل عمران، آیه 41) در سورهٔ مریم نیز هنگامی که از حال حضرت مریم یاد می‌شود، او ناامیدانه می‌گوید: «ای کاش چنین حالتی برایم واقع نمی‌شد و من امروز فراموش می‌شدم.» اما خداوند متعال می‌خواهد تا قدرت خود را به بشر نشان دهد و می‌فرماید: «ای مریم، به اشاره به آنان بگو: من برای خداوند رحمان، روزهٔ سکوت نذر کرده‌ام، بنابراین امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت.» (مریم، آیه 26) چنانچه در متون اسلامی به بررسی سکوت پرداخته شود، در می‌یابیم که این مفهوم گاهی به عنوان نشانه‌ای از نادانی و بی‌خردی و گاهی به عنوان علامت خردمندی تلقی می‌شود. خداوند در سورهٔ بقره در وصف منافقان می‌فرماید: «منافقان (از شنیدن حق) کر و (از گفتن حق) گنگ و (از دیدن حق) کورند، پس ایشان (به سوی حق) باز نمی‌گردند.» (بقره، آیه 18) همچنین در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «و مثل کافران همچون کسی است که به حیوانی که جز صدایی نمی‌شنود بانگ زند؛ اینان کران، لالان و کورانند و از این رو نمی‌اندیشند.» (بقره، آیه 171) از این آیات روشن می‌شود که سکوتی مذموم است که حقی را بپوشاند و از بیان آن خودداری کند. پیامبر اسلام صلى الله عليه وسلم نیز به ما می‌آموزد که سکوت علامت نجات است: «مَنْ صَمَتَ نَجَا/ هرکس که سکوت اختیار کند، اهل نجات خواهد بود». همچنین در جای دیگر فرموده‌اند: «گفتن سخن خوب بهتر است از سکوت کردن و سکوت نمودن بهتر است از ابراز سخنان زشت و بیهوده.» ایشان همچنین فرموده‌اند: «هرکسی که شش چیز را برای من ضمانت دهد، من بهشت برین را برایش ضمانت خواهم داد؛ و از جمله این‌ها حفظ زبان و شرمگاه است.» (مسند احمد) و تأکید دارند که هر کس دو عضو بدنش را حفظ نماید، در حقیقت نجات یافته است. خداوند در چندین جای کتابش ما را به تفکر و اندیشیدن دعوت می‌کند که این خود از آثار سکوت است. «لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ» (بقره، آیه 219)، «أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ» (انعام، آیه 50)، «لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (اعراف، آیه 176). همه این سخنان ارزش سکوت را بیان می‌کند؛ به جای پرحرفی و لهوگویی، باید سکوت کرد تا از مشکلات دنیا و گرفتاری‌های آخرت نجات یافت و جان و آبروی سالم به سر برد. چنانکه قدیم گفته‌اند: «اگر متوجه زبان و گفتارمان نباشیم، زبان سرخ سر سبز را از دست خواهد داد.» همچنین توصیه شده است: «صد بار بیندیش و یک بار بگو!» بنابراین، زمانی که صحبت می‌کنیم، باید با خود بیندیشیم که آیا این سخن دردی را دوا می‌کند، قلبی را شفا می‌بخشد یا مشکلی را حل می‌نماید؟ یا برعکس، موجب شکنندگی دل‌ها و ایجاد مشکلات تازه‌ای خواهد شد؟ در جایی که نیاز به گفتن حق است، باید سخن گفت و در جایی که نیازی به حرف زدن نیست، بر دهان مهر سکوت زد. #نویسندگان_مدرسه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

لام علیکم و.. 💓مژده! 📚دوره‌های حدیث مبارک نبویِ مدرسه احیاءالعلوم آغاز می‌یابد. ♦️ثبت‌نام: از اول حوت سال۱۴۰۳ 🔸تاریخ‌شروع‌درسها: ۱۵ حوت.(هفته اول رمضان‌المبارک)🌙 ♦️مکان ثبت‌نام ودرسها: بالاتر از برامان، مقابل تلار کینگ، اول کوچه ملاسیان- بخش اناث مدرسه احیاءالعلوم. ☑️تایم‌ثبت‌نام برادران: ۲ تا ۳ بعد از ظهر. 🔸تاریخ امتحان ورودی: ۱۲ حوت تایم صبح. ✅تایم‌ثبت‌نام‌خواهران: ۹ تا ۱۲ صبح. 🔑دوره تمهیدی یک‌ساله جهت آماده‌سازی به دوره‌های حدیث، برای برادران وخواهرانِ واجد شرایط نیز در نظر است. 💓بشتابید که پذیرش محدود است.

ارزشِ عمر... ــــــــــــــــــــــــــــــــ ارزش عمر انسان به طول آن نیست؛ بلکه به کارهای مفیدی است که در خلال این عمر انجا
ارزشِ عمر... ــــــــــــــــــــــــــــــــ ارزش عمر انسان به طول آن نیست؛ بلکه به کارهای مفیدی است که در خلال این عمر انجام شده است. با ارسال پیام زندگی به دیگران، شما نیز یاور خیر باشید! #پیام_زندگی @Payame_Zendegi

🏷️ زندگی به من آموخت! ✍️ سیدآقا حفیظی؛ فارغ مدرسه احیاءالعلوم هرات زندگی به من آموخت که هرگاه از ادامه‌ی مسیر حیات احساس خستگی می‌کنی، به گذشته‌ات بنگر. می‌دانی که با پا گذاشتن در این مسیر باید مراحل متعددی را سپری کنی تا به مرحله‌ی دلخواهت برسی. پس صبور باش و عجله نکن! زندگی به من آموخت که هر ایستگاه عمر، مراحل خاص خود را دارد؛ بنابراین، هرگاه از ایستگاهی عبور کردی، تلخی آن ایستگاه گذشته را شیرین‌تر و شیرینی رسیدن به ایستگاه بعدی را تلخ‌تر خواهی دید. زندگی به من آموخت که به گذشته بنگر تا شاکر داشته‌هایت باشی. به یاد داشته باش که از هیچ آغاز کردی و اکنون به چه چیزی تبدیل شده‌ای و چه کارهایی انجام داده‌ای و در حال حاضر چه کسی هستی! زندگی به من آموخت که شب هرقدر تاریک باشد، تا زمان طلوع روشنی نرسد، هرگز طلوع نخواهد کرد. پس از تاریکی دلسرد نشو و برای آرامش و راحتی خود از آن لذت ببر و آن را به جای شر، خیر بپندار! زندگی به من آموخت که خودت عصای خود باش! زیرا عصای فکری دیگران نمی‌تواند بار مشکلات و نیازهای تو را تحمل کند. وزن مشکلات و نیازهایت تنها برای خودت مشخص است، پس از فکر خود برای خود عصایی بساز! #نویسندگان_مدرسه #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🔸 اندرزهای زندگی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اندرزِ یازدهم! خودت را با دست خود بساز، زیرا جز تو هیچ‌کس نخواهد توانست این کار را انجام دهد، و هیچ نوشته‌ای جز حاصل تفکر تو نخواهد بود. این تفکر زمانی سودمند خواهد بود که مسیرهای درست کاشت، مراقبت و پرورش را طی کنی. عرب‌ها در مَثلی چنان‌چه نابغه ذبیانی گفته است، می‌گویند: «رَجُلٌ عِصَامِیٌّ/مردی خودساخته.» نابغه ذبیانی می‌گوید:
نَفسُ عِصامٍ سَوَّدَت عِصاما وَ عَلَّمَتهُ الکَرَّ وَ الإِقدامَا وَ صَیَّرَتهُ مَلِکاً هُماما حتَّی عَلا وَ جَاَوَزَ الأَقواما
نفس عصام بود که عصام را به بزرگی رساند و او را دلیری و شجاعت آموخت و او را به پادشاهی بلند مرتبه تبدیل کرد، تا جایی که بر دیگران فائق آمد و از همه بالاتر رفت.
📖 هذه سبیلی #اندرزها @ayman_Alotoom

اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
اندیشه‌های ناب #پیام_هفته #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🏷️ کتاب بخوانید! ــــــــــــــــــــــــــــــــ در سال ۱۹۸۴ میلادی دانش‌آموز صنف ششم بودم که پدرم کتاب «رجال حول الرسول» نوشتۀ نویسندۀ مصری خالد محمد خالد را به من داد و خواست آن را بخوانم. قرار شد بعد از به پایان رساندن کتاب، مباحث آن را با هم مناقشه کنیم. این کار اندکی ترس و اضطراب به دلم راه انداخته بود و دلهره داشتم که چطور کتابی را که حدود ۵۰۰ صفحه دارد، با پدرم مورد مناقشه قرار دهم. مطالعۀ کتاب را آغاز نمودم. اسلوب و روش و طرز بیان کتاب، مرا به خود شیفته ساخت. کتاب، به شکل متفاوتی زندگی‌نامۀ صحابه را مورد بررسی قرار داده بود و از یک صحابی در بیشتر از ده صفحه بحث نمی‌نمود؛ تا جایی‌که بعضی از کبار صحابه فقط در دو یا سه صفحه مورد بررسی قرار گرفته بودند؛ و این خود عاملی برای مجذوب شدنم به این کتاب و باعث مطالعۀ مستمر آن گردید. یکی از نکته‌های ناب درین کتاب این بود که برای هر یک از اصحاب، لقبی در عنوان بحث می‌گذاشت و سپس بدون مبالغه، به روایت مهم‌ترین مواقف زندگی وی همراه با بیان حکمت‌ها و فواید این مواقف می‌پرداخت. هر یک از القابی که وی بر یاران پیامبر گذاشته بود، اختراع و انتخاب خودش بود و سپس دیگر مؤلفان و نویسندگان به این امر پرداختند. لقب «نخستین سفیر اسلام» را برای نخستین بار او بر مصعب بن عمیر گذاشت و سپس این لقب شایع شد و دیگر نویسندگان نیز در معرفی حضرت مصعب، آن را به کار گرفتند. به هر حال، من کتاب را طی یک هفته به پایان رساندم و پاره‌ای از بندهای آن را که برایم جالب بود، با صدای بلند می‌خواندم و به علت تأثیر شایانی که بر من گذاشته بود، گاهی فریاد می‌زدم. اینک می‌دانم چرا پدرم این کتاب را برای مطالعه‌ام انتخاب کرده بود. او از من به عنوان یک نوجوان می‌خواست بر منوال این بزرگان تربیه شوم و من هم از زندگی این بزرگ‌مردانِ جاوید، صبر و اراده و تصمیم و مبارزه در راه اندیشه را فرا گرفتم. سپس پدرم در باب مضمون و محتوای کتاب با من به مناقشه پرداخت و این امر برایم از مطالعۀ آن مفیدتر واقع شد و از خلال این مناقشه دانستم که فکر و اندیشه با مشارکت با دیگران زیباتر می‌شود. هم‌چنان از خلال آن ارزش گفت‌وگو و احترام به دیدگاه دیگران را فرا گرفتم و از برگ‌های این کتاب، انسان دیگری بیرون آمدم. بعد از مطالعه و مناقشۀ کتاب، پدرم به عنوان جایزه، یک دینار به من هدیه داد. فکر کنید، یک دیناااار! البته یک دینار در آن‌زمان ارزش والایی داشت. راستش را بگویم، بعد از اخذ این دینار، بیشتر به مطالعه و کتاب‌خوانی علاقمند شدم و از آن زمان تا کنون حدود ۳۵ سال است که می‌گذرد و من همیشه حلاوت و گوارایی آن را تاکنون به یاد دارم و اگر امروز به من هزار دینار هم داده شود، آن حلاوت را برایم نخواهد داشت. پدران این نکته را می‌بایست مورد توجه قرار دهند که یک دینار کفایت می‌کند تا از فرزندشان فرد کتاب‌خوانی همیشگی بسازد؛ لذا هرگز جایزه را دست کم نشمارید، هر چه می خواهد باشد.   ✍️ ایمن العتوم #کتاب_بخوانید @ayman_Alotoom

🏷️ وعده‌ی خداوند... ✍️ محمد عاکف فاضلی؛ طالب العلم صنف نهم مدرسه احیاءالعلوم هرات رخداد‌های تاریخی همواره در چرخه‌ی بازگشت قرار دارند. واقعه‌ی صلح حدیبیه بار دیگر روی خواهد داد؛ همان‌گونه که مشرکان با بستن پیمان صلح حدیبیه، در نهایت در برابر مسلمانان شکست را پذیرفتند، غزه نیز، به خواستِ خداوند، این سرنوشت را تجربه خواهد کرد و در برابر صهیونیست‌ها به پیروزی دست خواهد یافت. وعده‌ی خداوند محقق خواهد شد: {نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ} به زودی شاهد خواهیم بود که خداوند پیروزی را به آنان بخشش خواهد کرد. #پیام_طالب‌العلم #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

Repost from الفباء
ــــــــــــــــــــــــــــــــ 📚 معرفی کتاب 📖 کتاب: یک روز با پیامبر! 👤 مؤلف: عبدالوهاب الطریری 🖨️ ناشر: انتشارات قدس 🗓️ موضوع: نگاهی به زندگی روزانۀ پیامبر «یک روز با پیامبر» کتابی است در خور که به هدف نگاه به زندگی روزانۀ پیامبرِ اسلام تحریر یافته است و نویسنده در آن به لحظه‌ها و روزهای مختلفی از زندگی ایشان پرداخته و زوایای متعددی از حالات ایشان را در روز و شب‌های مختلف زندگی روشن ساخته است. نوع نگاه به زندگی پیامبر در این کتاب، متفاوت است؛ طوری‌که به جای پرداختنِ محض به سیر عمودی حیات پیامبر، مقاطع افقی حیات نبوی به نمایش گذاشته شده و ما همراه با پیامبر، زندگی را از صبح آغاز کرده، لحظه‌به‌لحظه با ایشان در خانه و کوچه و مسجد همراهیم و عمل‌کردهای مختلف یک روز ایشان را زندگی می‌کنیم. نویسنده که خود هم ادیبی است توانا و هم مؤرخی است دانا، روایت را با احساس عجین کرده و معجونی مختلط از دقتِ روایت و شیرینی ادب تقدیم خواننده می‌نماید تا مرور این زندگی و فراز و فرود و تلخ و شیرینش، احساس خستگی و ملالت به بار نیاورد و بلکه خواننده بیدار و هوشیار در برگ‌برگ این کتاب، گاهی بخندد و گاهی بگرید، گاهی بگوید و گاهی سکوت کند، گاهی بایستد و گاهی بنشیند و لحظه‌لحظۀ آن را برای خود راه‌گشا یافته و برود تا خود این زندگیِ زیبا را زندگی کند. نویسنده، کتاب را با فرازی ادبی آغاز می‌کند و دست ما را می‌گیرد و با خود و پیامبر به شهر نخل‌ها می‌برد و چشمان ِما را به روی زندگی باز می‌کند؛ او می‌نویسد:
«در شهر نخل‌ها، شهر دل‌های بیدار و زنده، قلب او آرام می‌گیرد و از چشمان زیبایش برق شادی می‌جهد. این مکان، جای او است، مدینه شهرش و اهالی آن اهل او هستند. به مدینه داخل شد و هر چه را که در آن بود، روشن و نورانی کرد. ساکنان مدینه و هر چه در آن بود، او را گرامی داشته و به دوستی برگزیدند. این احد است کوهی گرامی، که او را دوست دارد و او نیز آن را دوست دارد. این کوچه‌ها و این مسجد و آن حجره‌های کوچک که در کنارش قرار دارند، با قدم‌های مبارک او آشنا هستند؛ این مردانِ باوفا که پیرامون او حلقه زده و او را احاطه کرده‌اند، دوستش می‌دارند و او نیز آنان را دوست می‌دارد؛ از یک‌سو با آنان ملاقات می‌کند و از جانبی با پروردگارش خلوت می‌نماید.»
نویسنده در قسمتی از مقدمه‌اش بر کتاب می‌نویسد:
«از طریق سیرۀ روزانه، با ساعاتی از یک روز پیامبر همراه می‌شویم و گویا سادگی و حرکت بی‌پردۀ یک زندگی مؤثر سترگ و جدی، متوازن و کمال یافته را با چشم سر در حیات مبارک او به مشاهده می‌نشینیم؛ پویایی و جوشش زندگی را در ساعات پیاپی این روز مشاهده کرده و می‌نگریم که چگونه حتی لحظه‌ای هم در زندگی او بدون فایده سپری نمی‌شود. پیامبر رحمت در هر ثانیه، با زندگی تعامل می‌نماید؛ در خانه، مسجد، کوچه‌های شهر، خانۀ یاران، روی حصیری که نشسته است، کنار سفرۀ غذا و بستر خواب.»
او می‌گوید:
«در این صفحات با صبح و شام حیات رسول‌الله زندگی می‌کنیم؛ با او به بازارهای مدینه می‌رویم، از غذایش می‌خوریم، صدای مهربانش را در وقت تعلیم و هم‌چنین ندای آرامش‌بخشش را هنگام نماز می‌شنویم؛ بر روی حصیر ساده‌ای که می‌نشست، می‌نشینیم و از غذای اندکش که ایثار می‌کرد، می‌خوریم.»
✍️ عبدالرحمن عزام 📖 ماهنامهٔ معرفت؛ شمارهٔ ۲۶۴ #کتابستان #معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم @Alefba99 | الفباء

پرسیده اند: زنی جوانیست که بر اثر بیماری توانایی روزه گرفتن رمضان را ندارد،‌ .همچنین حکم کسانیکه توانایی روزه گرفتن ندارند؟ ♦️الجواب: یک فرد جوان که به اثر عارضه بیماری یا ضعف جسمی شدید، توان روزه گرفتن نداشته باشد، روزه را افطار می کند و اگر امید بهبودی اش در آینده می فت به امید قضا آوردن، صبر می کند و اگر امید نبود در جریان رمضان یا بعد از آن به عوض روزه های فرضی اش، فدیه می دهد. فدیه عبارت است از طعام دادن به مسکین است. 🔸تذکری در باره طعام دادن مساکین: می تواند غذا یا قیمت غذای ده مسکین را به ایشان اهدا کند و یا یک مسکین را به مدت ده روز از خانه اش غذا دهد و یا در عوض 5 صاع گندم (هر صاع 36 سیر هرات می شود) به فقرا توزیع کند. ✍️ضیاء احمد فاضلی

و می فرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[آل عمران:139] (سست و غمگین نشوید، و شما سربلند هستید؛ اگر واقعاً مومن باشید!) و می فرماید: "وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا" [آل عمران:120] (و اگر صبر پیشه کنید و پرهیزگار باشید، مکر و حیلة آنان، هیچ زیانی به شما نمی رساند.) 🔸درس ها و پیام ها: یقیناً، پیروزی ملت مسلمان افغان در برابر ارتش سرخ شوروی که به یک معجزه شبیه بوده مملو از درس های ایمانی و پیام های امیدوارکننده است که هرگز نباید فراموش ملت ما گردد، چنان چه حقایقی را به قرار زیر ثابت نمود: اول این که: هیچ قدرتی مادی نمی تواند حریف نیروی ایمان، توکل و یقین به خداوند گردد. دوم این که: صدق ایمان و قوت یقین، برای انسان شهامتی می بخشد که شاهان جهان از آن محروم اند و نتایجی را به بار می آورد که اسباب مادی از آن عاجز اند. سوم این که: هرگز، محورهای چون: قوم، سمت، زبان و حزب نمی تواند افغان ها را از پراکندگی و تفرق نجات بخشد؛ بلکه تنها اسلام ناب محمدی(ص) که نماد محبت، همبستگی، آزادگی، عدالت، اعتدال، رشد و اعتلا است که می تواند همگی را یک پارچه و متحد بدور هم جمع گرداند و ملت ما برای حل مشکل تفرقة ملی، و رهایی از ذلت و بدبختی هایی که تا کنون دامنگیر آن بوده است، هیچ راهی جز چنگ زدن به حقیقت اسلام ندارد. در اخیر باید خاطر نشان ساخت که اگر آن همه جهاد و فداکاری ملت مسلمان ما بعد از سرنگون ساختن پرچم کمونیزم و به پیروزی رسیدن جهاد برحق ملت، با سوء مدیریت و خودکامگی و تمامیت خواهی برخی عناصر داخلی و توطئه های دشمنان خارجی –که به نفرین خالق و خلق گرفتار اند- به خیانت مواجه شد، نباید، خدای نخواسته لکه ای در نگاه ما به جهاد مقدس و شهدای جانفدای ما ایجاد کند و نباید به دهن کجی های برخی جریان های خود فروخته که در تلاش اند این افتخارات بزرگ تاریخی ما را در سطح جهان زیر سوال ببرند، گوش داد. خداوند منان، جهاد و شهادت و از خود گذری های ملت ما را بپذیرد و ما را توفیق دهد که با برآوردن آرمان هایی که به خاطر تحقق آن، این همه فداکاری را متحمل شدند، واجب شرعی و دَین ملی خود را در قبال ملت شهیدداده و فداکار خویش ادا نماییم.

ملت ما در این مقطع تاریخی، نه تنها از علوم و آگاهی های روز، محروم و بیگانه بود؛ بلکه در عرصة دینی نیز دچار حالت پریشان کننده یی قرار گرفته بود. چنان چه دینداری وی، به اموری عبادی مانند نماز و برخی مراسم شکلی خلاصه شده فعالیت های دینی –جز در چارچوب مدارس؛ آن هم با روشی که با دنیای وقت همخوانی نداشت و برای یک عدة محدودِ منزوی از جامعه خاص شده بود- وجود نداشت. سیاست را از دین جدا میدانست و باور همگانی این بود که انسان دیندار کسی است که کنج و زاویه یی را اختیار کرده به کار کسی کاری نداشته باشد. چیزی به نام امر به معروف و نهی از منکر از بین رفته بود و –طوری که قصه می کنند- در شب های رمضان، صدای رقاصه های گمراه کننده، مانع نماز تراویح مردم ما در مساجد قرار می گرفت؛ اما این احساس وجود نداشت که یک بار در برابر آن از جانب همین نماز گزاران متدین، «نه» گفته شده و مخالفتی ابراز شود. قرآن مجید فقط کتاب تبرک و بوسه زدن قرار گرفته بود. فراموش نمی کنم این سخن تلخ یکی از کهنسالان را که می گفت: بسیاری از مردم در آن زمان خبر نداشتند که قرآن مجید به غیر از این الفاظی که از آن تبرک می جستند معنایی هم داشته باشد. در مساجد، بیشتر کهنسالان حضور داشتند و به ندرت جوانی دیده می شد؛ جوانان دین را متعلق به دوران پیری دانسته زندگی شان را بر سر کوچه ها، عبث و بیهوده سپری می کردند، زنان از اولین معلومات ضروری دین خود آگاهی نداشتند. به راستی، ملتی که فهم دینی اش این همه نابسامان شده و دین را بی ارتباط به زندگی اجتماعی، سیاسی و تمدنی خویش بداند، چرا این همه نزد دشمنان طعمة غافل و لقمة سهل الهضم تلقی نگردد. ب- عوامل خارجی: موجودیت زمینه های داخلی که تجاوز را برای دشمن آسان می کرد، سبب شد تا استکبار جهانی از خارج نیز برای اشغال افغانستان برنامه ریزی کند، چنان چه کرملین، برای اشغال افغانستان نیاز به مهره هایی از خود این مردم داشت تا توسط آن ها، استراتیژی ها و برنامه هایش را در افغانستان دنبال نماید. از همین رو، به بهانة تحصیل، هزاران فرزند خالی الذهن ما را که از حقایق دینی و تربیت اسلامی کمترین بهره را نگرفته بودند، به دیار شان برده، روح الحاد و ستیز با ارزش های دینی و ملی را در ذهن و روان شان زرق نمود و از آن ها عناصری دین ستیز، وطن فروش و بیگانه پرست بار آورد؛ چنان چه همین تحصیل کرده ها بعد از ورود به کشور و جابجایی در پست های کلیدی، رفته رفته سبب تأسیس احزاب دین ستیز کمونستی و به دست گرفتن اختیارات کشور و در نهایت به پیروزی رساندن کودتای کمونستی در این خطه شدند؛ کودتایی که خواستار حذف دین و آزادگی، از قاموس زندگی این ملت شد و توسط ایادی دلباختة خود، هر گونه صدای آزادی خواهی را خفه و کشور را در بحر خون فرزندانش به تلاتم در آورد و سرانجام شد آن چه شد. 🔸بیداری و قیام ملت ما: سر انجام کودتای کمونیستی صورت گرفت؛ کودتایی که تهاجم نظامی ارتش سرخ را زمینه سازی کرد. ملت ما هرچند دیر به خود آمد؛ اما از آن جا که احساس تدین و آزادگی، چون خون در قلبش می تپید و به هیچ قیمتی حاضر نبود از دین و آزادگی خود بگذرد، به مصاف دشمن رفت و هرچند اشغالگران، با شعار تأمین اموری حیاتی؛ چون: «کور، کالی و دودی» (خانه، لباس و غذا)، به سراغ او آمده بودند و تا حدی، آن ها را تأمین هم می کردند؛ اما ملت آزادة ما به هیچ وجه حاضر نشد، به خاطر اشباع شکم و شهوات خویش، از آن همه ارزش هایش گذشته و به غلامی تن دهد. 🔸پیروزی ملت ما و عوامل آن: ملت مسلمان ما بعد از 14سال جهاد بی امان، با اهدای ملیون ها شهید، مجروح و آواره و با پرداخت بهایی که کمتر ملتی آن را برای آزادیش پرداخته است، به پیروزی رسید و سر انجام ارتش سرخ شوروی بعد از 10 سال کشتار و ویرانی، به شکست تن داده و در26 دلو سال1367 پا به فرار گذاشت. و اما آن چه برای ما مهم و حیاتی است، طرح این سوال است که چه اموری سبب پیروزی ملت ما بر دشمنی که در عالم ظاهر به هیچ وجه با وی قابل مقایسه نبود، قرار گرفت؟ این سوالی است که اگر از انصاف و واقعیت نگذریم، جوابی غیر از این ندارد که همانا، ایمان راسخ، توکل قوی به خداوند، غیرت دینی، وحدت و یکپارچگی ملی و صبر و پایداری کم نظیرِ ملت ما بود که وی را شایستة پیروزی در برابر چنین حریفی ساخت. تاریخ اسلام نیز بهترین شاهدی است و واضح می رساند که هرگاه ملتی بر محور ایمان جمع شده و با کنار گذاشتن همه تفاوت ها، دست در دست هم گذارند و با عطش به استقبال شهادت یا پیروزی روان شده و در عرصه های کارزار از خود صبر و پایداری نشان دهند، هیچ قدرتی بر ایشان پیروز شده نمی تواند، چنان چه الله متعال می فرماید: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»[محمد:7] (ای مومنان! اگر شما [دین] الله را یاری کنید، خداوند شما را پیروز می گرداند و قدم های شما را محکم و استوار می سازد).

🔶یادی از روز تاریخی و پر افتخار 26 دلو ✍️ ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم یادبود و تجلیل از افتخارات تاریخ، برای هر ملت و امتی، یکی از امور مهم و حیاتی شمرده می شود. ملت ها با یادبود و تازه داشتن روزهای تاریخی خود، احساس هویت و عزت را در خود زنده ساخته، در برابر مشکلات پایدار و در میدان کارزار استوار می مانند؛ از آن، همت شان بالا می گیرد، آرزوهای شان شکوفا می شود، بر دشمنان شان فایق می آیند و در میان ملت ها، سروری و سربلندی پیدا می کنند. از همین رو، الله متعال پیامبرش حضرت موسی را به یادبود و احیای ایام الله «روزهای پرافتخار تاریخ بنی اسرائیل» دستور می دهد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»[ابراهیم:] (همانا ما موسی را با آیات مان به پیامبری برانگیختیم [و به وی گفتیم] که قومت را از تاریکی ها به روشنی بیرون آور و روز های خدا را به یاد ایشان ده!) تا از این طریق حضرت موسی ملت بنی اسرائیل را که آن همه در برابر ستم فرعونیان، ذلیل و زبون شده و به پستی خوی گرفته بودند و روح آزاد منشی و عزتمندی در ایشان مرده بود، بیدار و بدیشان، قلبی تپنده، روحیة قوی، و آرزوهای بالا، ببخشد و آنان را از آن زندگی ذلت بار و فلاکت زده نجات داده و به حیات آبرومند و زندگی سعادتمند برسانند. بادقت به آن چه گفته آمد، پی می بریم که چقدر برای ما ضرور است تا با یادبود و احیای افتخارات بزرگ تاریخ خود، احساس عزت و قوت را در کالبد همدیگر خویش دمیده و روحیة امید، نشاط و پویایی را در رگ رگ وجود مان ایجاد نماییم و برای دست یافتن به یک آیندة درخشان، از پاننشینیم. این از یک سو، از جانب دیگر، تاریخ برای ما بزرگترین رهنما و استادی است که می باید از آن بیاموزیم، تجربه حاصل نمائیم و آیندة درخشانی را بر سایه های بلند آن بنا سازیم. بی تردید، یکی از پر افتخارترین روزهای به یاد مندی تاریخ معاصر کشور ما، 26 دلو (سالروز فرار ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) از کشور ماست؛ روزی که یک بار دیگر، بعد از چهارده قرن، خاطرة پیروزی های بدر و حنین، و قادسیه و یرموک تکرار شد و سپاه باطل با همه طمطراق و قوتش در برابر سپاه حق با همه تواضع و زهدش به زانو در آمد و تاریخ بشر، شاهد یک پیروزی عظیم در برابر یک دشمن بس بزرگ برای ملت آزادة ما بود. راستی! انگیزه های آن تجاوز بی شرمانه چه بود؟ زمینه های داخلی و خارجی آن از چه قرار بود؟ سبب قیام و رمز پیروزی ملت ما در چه بود؟ وظیفه و مسؤولیت ما در برابر آن چی است؟ این ها و امور دیگر چیزهایی هستند که –به اذن الله- در این مقال به صورت کوتاه و فشرده -به قرار زیر- بدان ها می پردازیم: 🔸انگیزه های این تجاوز: شکی نیست، موقعیت بس ارزندة جغرافیایی کشور ما که می توانست از یک سو عبورگاهی سهل، برای ارتش سرخ در رسیدن به آب های بحر هند قرار گرفته و نیز از این جغرافیا بر کشورهای مهم منطقه اشراف و تسلط پیدا کند و از جانب دیگر، دست یابی به آن همه منابع دست نخوردة طبیعی موجود در این سرزمین، اموری است که وی را به طمع اشغال این سرزمین انداخت؛ درست آنچه که در گذشته نیز بارها در طول تاریخ، باعث طمع ورزی مستکبران جهان و حمله بر کشور عزیز ما شده است. 🔸زمینه های تحقق این تجاوز: بدون شک، یک مجموعه عوامل داخلی و خارجی، زمینه های تحقق این تجاوز را فراهم نمود و سبب شد تا ارتش سرخ شوروی، ارادة تجاوز ننگینش بر کشور عزیز ما را عملی نماید که به قرار زیر به شرح آن ها می پردازیم: الف-عوامل داخلی: مهم ترین عوامل داخلی آن به قرار زیر است: 1️⃣ بخواب رفتگی و ضعف شعور سیاسی ملت ما: این حقیقت تلخی است که ملت ما در آن روزگار هیچ آگاهی نسبت به اوضاع سیاسی کشور و دوست و دشمن خود نداشت. حکام خود کامه از مدت ها پیش، ملت ما را یک ملتی بی اراده و به خواب رفته بار آورده بودند، تا در برابر بهره کشی و خودکامگی¬های آنان، کمترین حرکتی از خود نشان نداده و همواره سر تسلیم فرو داشته باشد. این از یک سو، از جانب دیگر، ملت ما در این مقطع از تاریخش از شرایط و اوضاع جهان به انزوای کامل قرار داشت و در برابر تحولات زمان، در یک بی تفاوتی عجیب به سر می برد. از کاروان علم و دانش روز، هم به شدت عقب مانده بود؛ تا آن جا که احساس و درک این محرومیت را هم از دست داده بود. روشن است که چنین ملتی به خواب رفته که به شکاری غافل شباهت داشت، طمع مستکبری چون اتحاد جماهیر شوروی را بر انگیزد تا آن جا که وی را برای خود یک طمعة کاملاً آماده و غافل پنداشته و به وی حمله ور شود. 2️⃣ ضعف و تجزیة روحیة دینی:

ــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ چندکارگی... ✍️ عبدالرحمن عزام روزها و هفته‌ها می‌گذرند و با نگاه به خود، می‌بینیم هیچ کار کارایی انجام نداده‌ایم؛ نه این‌که نخواسته باشیم و یا ایده و انگیزه‌ای برای انجام نداشته باشیم، که داریم؛ ولی، نه یک کار، که چند کار. یکی از عوامل عمدۀ کم‌کاری، چندکارگی است. این امر هم انگیزۀ انجام را پایین می‌آورد و هم پروسۀ کار را به درازا می‌کشاند؛ چون انگیزه‌ها و تلاش و تقلاها روی چند کار تقسیم می‌شود و به جای داشتن یک شهر آباد، گویا ده شهر نیمه‌آباد داریم که نمی‌شود از هیچ‌کدام استفاده کرد. به تعبیری دیگر، بسان کمپیوتری که هم‌زمان ده برنامه رویش باز کنیم و او با پایین آمدن سرعت کار، نتواند از عهدۀ هیچ‌کدام بربیاید و در نتیجه متوقف شود. مشکل دیگر این امر، این است که هیچ یک از آن کارهای در حال انجام، به درستی به پیش نمی‌روند و به انجام نمی‌رسند؛ کیفیت، قربانی کمیت می‌شود و این برای مخاطب و کسی که کار برایش انجام می‌شود، مطلوب و رضایت‌بخش نخواهد بود. یک نویسنده وقتی چند پروژه در حال کار داشته باشد، نمی‌تواند هم‌زمان همه را به درستی و با اتقان به پیش ببرد؛ لذا از کیفیت کارش کاسته می‌شود و او نمی‌تواند محتوای درخور و مخاطب‌پسندی تولید کند و به زعم مخاطب چون نویسنده به مخاطب ارزش قایل نشده و برای نوشته‌اش وقت کافی نداده، وی نیز محتوایش را به دیدۀ قدر نمی‌نگرد و پشت پایش زده، به آن سو می‌اندازد. با بیان نمونه‌ای دیگر، امید که این مفهوم روشن‌تر شود؛ «مادر ترزا» زمانی در پاسخ به یک تجربۀ ذهنی، جواب جالبی داده بود که برای یادداشت امروزی ما مصداق کابردی و مفیدی است. «تصور کنید در موقعیت بحرانی و شدیدی قرار دارید و از غذای بسیار اندکی برخوردارید و چشمان ده کودک گرسنه و در حال مرگ، برای سیر شدن به دستان شما دوخته هستند. اگر غذا را به ده قسمت تقسیم کنید، ظاهرا عدالت را رعایت کرده‌اید، اما به علت مقدار بسیار کم غذا، هم‌چنان هر ده کودک می‌میرند.» شما چه خواهید کرد؟! مادر ترزا در پاسخ این تجربۀ ذهنی گفته بود که ترجیح می‌دهد یکی از کودک‌ها کاملا سیر شود و زنده بماند؛ تا این‌که هر ده تای آن ها تلف بشوند. این تجربه گر چه تصور آن هم ذهن انسان را به درد می‌آورد، برای ما اندرز ارزشمندی دارد که با استفاده از آن، می‌توانیم به جای ابتلا به چندکارگی و صرف توان در چندین عرصۀ بی‌نتیجه، آن را در زمینه‌ای خاص به کار ببریم تا دستاورد مهم و مفید و ملموسی داشته باشیم. #یادداشت_های_آزاد #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa