1 149
مشترکین
-624 ساعت
-127 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
+9
دیدار از کتابخانهها
دوشنبه؛ 19 سنبلۀ ۱۴۰۳ خورشیدی
اساتید و طلاب مدرسه احیاءالعلوم هرات ضمن برنامههای هفته کتاب، از کتابخانۀ پوهنتون غالب، انتشارات قدس، نشر اقصی و تعدادی دیگر از کتابخانهها و کتابفروشیهای شهر هرات دیدن کردند.
#هفتهکتاب۱۴۰۳
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from الفباء
برگی از کتاب
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
درس چهارم/ سیدرس از سیسال زندگی
آسمان شو، ابر شو، باران ببار!
«زندگی بسی کوتاهتر از آن است که در تصور ما میگنجد. چشم تا باز کنیم، عمرمان میگذرد. تا متوجه شویم و دَوروبَر خود را به خوبی بنگریم، میبینیم که زمانی بلند بر ما گذشته و ما همچنان در همان قدمهای نخستین زندگی قرار داریم.
اگر نچُخیم، جا میمانیم. باید تلاش مضاعف انجام دهیم تا از چند صباحی را که در این خاکدان به سر میبریم، کمال استفاده و بهره را ببریم. جهد بورزیم تا راه و رسم زندگی را پیدا کنیم و با خموپیچهای مسیر زندگی آشنا شویم. کسانی را که پیشتر از ما بودهاند و چند پیراهنی بیشتر از ما کهنه کردهاند، ملاقات کنیم و در صحبت آنان بنشینیم و از آنان در مورد تجربیات زندگیشان بپرسیم. آنان سخنانی دارند که نظیر آن را نه در کتابها میتوانیم پیدا کنیم و نه هم در فضاهای مجازی. هر چه زودتر اگر با راه و رمز زندگی آشنا شویم، به همان میزان، بهتر و بیشتر میتوانیم از زندگی بهره ببریم.
ولعِ خیررسانی داشته باشیم و چونان ابر بهاری، بر همه یکسان باران خیر و خوبی ببارانیم. جامعۀ ما، جامعهای سخت نیازمند است. در اینجا کوچکترین کار، بزرگترین اقدام دانسته میشود. هرکدام ما به فراخور وسع و توان و ظرفیتها و داشتههای خود برای بِه شدن دنیا و آخرت مردم خود تلاش کنیم.
دلِمان بسوزد به کسانی که ارجمندترین متاع خویش را که همانا عمر آنان است، به رایگان صرف اموری میکنند که نه بهرهای برای دنیای آنان دارد و نه هم ذخیرهای برای آخرت آنان. خاطرمان تیره شود به خاطر زنان و مردانی که «بد» زندگی میکنند و هنوز که هنوز است، نحوۀ بهرهوری از این چند صباح زندگانی را نمیدانند.»
#برگی_از_کتاب
#سیدرسزندگی
@Alefba99 | الفباء
هفته کتاب و کتابخوانی گرامی باد!
۱۷ لغایت ۲۲ سنبله
هفته کتاب؛
گامی در راستای احیای فرهنگ کتابخوانی
#هفته_کتاب
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
+9
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
آغاز هفته کتاب
شنبه؛ ۱۷ سنبلۀ ۱۴۰۳ خورشیدی
هفتهٔ کتاب برنامهای است که به هدف احیاء فرهنگ کتابخوانی همهساله از سوی بخش فرهنگی مدرسه برای طلاب و دانشآموزان این مدرسه طی یک هفته با برنامههایی بر محور کتاب و کتابخوانی برگزار میگردد.
هفتهٔ کتاب سال روان، امروز شنبه هفدهم برج سنبله با ایراد سخنانی توسط استاد مولوی ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه در محفلی که به هدف آغاز این هفته دایر گردیده بود، آغاز گردید که در آن استاد به جایگاه کتاب در زندگی، اهمیت و ارزش کتابخوانی و اهداف هفتۀ کتاب اشاره کرده و برگزاری این هفته را در مدرسه، قابل قدر و درخور تحسین دانستند.
متعاقبا هدایایی که از سوی بخش فرهنگی مدرسه برای اساتید و دستاندرکاران این مدرسه در نظر گرفته شده بود، برای اساتید تقدیم شده و برنامه با بیان شعارهای برجستۀ این هفته، به پایان رسید.
🔸 شعار هفته کتابِ سالِ روان؛
▫️کتابخوانی؛
▫️کتابدانی؛
▫️ کتابداری.
#هفتهکتاب۱۴۰۳
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
+5
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
آغاز هفته کتاب
شنبه؛ ۱۷ سنبلۀ ۱۴۰۳ خورشیدی
هفتهٔ کتاب برنامهای است که به هدف احیاء فرهنگ کتابخوانی همهساله از سوی بخش فرهنگی مدرسه برای طلاب و دانشآموزان این مدرسه طی یک هفته با برنامههایی بر محور کتاب و کتابخوانی برگزار میگردد.
هفتهٔ کتاب سال روان، امروز شنبه هفدهم برج سنبله با ایراد سخنانی توسط استاد مولوی ضیاءاحمد فاضلی مسؤول مدرسه در محفلی که به هدف آغاز این هفته دایر گردیده بود، آغاز گردید که در آن استاد به جایگاه کتاب در زندگی، اهمیت و ارزش کتابخوانی و اهداف هفتۀ کتاب اشاره کرده و برگزاری این هفته را در مدرسه، قابل قدر و درخور تحسین دانستند.
متعاقبا هدایایی که از سوی بخش فرهنگی مدرسه برای اساتید و دستاندرکاران این مدرسه در نظر گرفته شده بود، برای اساتید تقدیم شده و برنامه با بیان شعارهای برجستۀ این هفته، به پایان رسید.
🔸 شعار هفته کتاب امسال؛
▫️کتابخوانی؛
▫️کتابدانی؛
▫️ کتابداری.
#هفتهکتاب۱۴۰۳
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from تقویم و تاریخ
ششم سپتمبر
در چنین روزی از سال ۸۰۶ میلادی، «محمد بن میمون» ملقب به «سُکَّرِی/شکرفروش» دیده از دنیا فرو بست.
امام ذهبی در باب لقب محمد بن میمون در سیر أعلامالنبلاء نوشته است:
«وی را بدان جهت که شکر فروشد، سُکَّرِی ننامیدند؛ بلکه برای آن سُکَّرِیاش گفتند که کلامی گیرا و گوارا بسان شکر داشت.»محمد بن میمون سُکَّرِی انسانی فقیه، عالم و محدث بود و به کرم و زهد خویش شهرت شایانی یافته بود. هرگاه کسی از دوستان یا همسایگانش بیمار میشد، محمد بن میمون نگاه میکرد او برای دوای درد و بهبودی بیماریاش چه مبلغی به مصرف میرسانید، سپس همان مقدار از مال خویش کنار مینهاد تا به پاس صحت و شکرگزاری سلامتیاش صدقه کند که خداوند او را از آن رهانیده بود. وی همچنان به حسن همجواری و همسایگی خویش شهرت یافته بود؛ لذا همه اهل محله وی را دوست میداشتند؛ تا جایی که باری یکی از همسایگانش خانۀ خود را به چهار هزار درهم به فروش گذاشت، وی را گفتند: خانهات به این مبلغ نمیارزد. وی در پاسخ به آنان گفته بود: دو هزار برای بهای خانه و دو هزار برای همسایگی ابوحمزه محمد بن میمون است. هنگامی که محمد بن میمون از این امر آگاه شد، مبلغ مذکور (چهار هزار درهم) را برای همسایهاش فرستاد و از وی خواست تا در خانهاش بماند و به جای فروش خانه، با این مبلغ حل مشکل نماید. وی با همه ثروت و مال و منالِ دست داشتهاش، انسانی زاهد و پارسا بود و از غذا و طعام و نوشیدنی اندکی بهره میبرد؛ تا جایی که خود از خویش میگوید:
«هیچگاه شکم سیر غذا نخوردهام، مگر آنگاه که بر سفرهام مهمانی نشسته بوده است، آن وقت هم به اندازۀ کفایت غذا خوردهام تا مهمان راحت باشد و غذا صرف نماید.»کرم و بخشش و حسن همجواری و زهد، اوصافی است که در زندگی بسیاری از بزرگان دیده میشود، اما نشده است کسی برای گیرایی و گوارایی سخنش، سُکَّرِی/ شکرفروش لقب یافته باشد. آیا تاکنون از ما کسی با خود اندیشیده است اگر مردم بخواهند نام و لقب ما را تغییر دهند، چه نام و نشانی بر ما میگذارند؟! #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
پنجم سپتمبر
در چنین روزی از سال ۶۳۴ میلادی، «خالد بن ولید» و «ابوعبیده بن جراح» شهر دمشق را فتح نمودند؛ طوری که هر کدام از ناحیهای وارد شهر شده و در میانۀ شهر هر دو به هم رسیدند و آواز اذان الله اکبر دراندم درانجا بالا گرفت و برای همیشه این آوای ملکوتی دران طنینانداز خواهد بود.
فتح دمشق، عظمت این دین و چگونگی تربیت مردان آن را نشان میدهد. حضرت ابوبکر صدیق تمایل به فرماندهی خالد بن ولید داشت و حضرت عمر مایل به زعامت ابوعبیده بن جراح بود؛ به باور من، دلیل این امر این میتواند باشد که ابوبکر صدیق مردی بس نرم و متواضع بود؛ لذا بران بود تا نرمی و تواضع خویش را با عزم و جدیت خالد متوازن سازد؛ در حالی که عمر فاروق خود انسانی جدی و قاطع بود و میخواست این جدیت و قاطعیت خویش را با نرمی و بردباری ابوعبیده متعادل سازد. صدیق اکبر در خلقوخوی خویش بسان ابوعبیده بود و فاروق اعظم نیز همانند خالد، لذا ابوعبیده ابوبکر، و خالد عمر را در تعادل و توازن، تکمیل نمینمودند.
ابوبکر، خالد را فرماندۀ لشکر داشت و حضرت عمر بعد از به خلافت رسیدن، در نخستین فرمان نظامی خویش، ابوعبیده را به جای خالد فرماندۀ نیروهای ارتش نمود.
این از بعد روانی و درونی این قضیه بود، و گر نه هر یک از این چهار صحابۀ بزرگوار، در انجام امور خویش توجیه معقول و معمول خودش را داشت، و اختلاف هویتِ این سیاره است و نمیتوان همه انسانها را همانند هم قرار داد.
مهمترین امر در فرمان عزل خالد بن ولید، خود خالد بود و زیباترین امر در عهدهداری زعامت توسط ابوعبیده، خود ابوعبیده بود؛ هنگامی که خالد فرمان عزل خویش را دریافت نمود، گفت: «من برای عمر که نمیجنگم؛ بلکه برای خدای عمر است که میجنگم.» سپس به مبارزۀ خویش در زیر پرچم اطاعت از ابوعبیده ادامه داد. این موقف خالد، در واقع زیباترین پیروزی را رقم زد؛ پیروزی بر نفس و خود. این است اطاعت از فرماندۀ عمومی نیروهای مسلح در مدینه که بدون مناقشه و مجادله توسط خالد پذیرفته شد.
هنگامی که ابوعبیده فرمان فرماندهی ارتش را به دست گرفت، برای خالد گفت: «لاحولولاقوةالابالله، این فرمان امیرالمؤمنین است و میبایست اجرا گردد. اما تو به نزد من، همان خالد پیش از این هستی، بدون تو ممکن نیست و از تو نمیتوان چشم پوشید و بدون رأی و نظر تو، هیچ تصمیمی گرفته نخواهد شد.»
چه زیبا دینی است این دین و چه نیکو مردانی است این مردان!
رضیالله عنهم اجمعین
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
چهارم سپتمبر
در چنین روزی از سال ۱۸۹۸ میلادی «رابرت لاکوست» دیده به دنیا گشود.
رابرت لاکوست در سمت وزارت مستعمرات دولت فرانسه قرار داشت و در خلال اشغال الجزائر توسط فرانسه، فرماندهی عمومی این کشور به قبضۀ قدرت وی بود.
نقشۀ رابرت لاکوست و استعمارگران فرانسوی برای مردم الجزائر، دوری کامل شان از قرآنکریم بود؛ طوری که بتوانند قرآن را از ذهن و ضمیر این مردم دور نمایند؛ لذا برای تحقق این خواسته، دهها دختر الجزائری را گزینش کرده به مدارس و مکاتب فرانسوی فرستادند و لباس و یونیفرم فرانسوی پوشانیدند و آنان را از فرهنگ فرانسوی خویش آکنده ساختند؛ اما بعد از یازده سال و در همایش فارغالتحصیلی این دانشآموزان، همین دختران الجزائریِ دانشآموختۀ مکاتب فرانسه، همه با حجاب و لباس ملی الجزائری به برنامه حضور یافتد.
این امر، خشم رسانههای فرانسوی را بر انگیخت و مطبوعاتشان تیتر زدند: «فرانسه مگر در خلال این سالها در الجزائر چه میکرد؟!» لاکوست در پاسخ به آنان گفت:
«من چه کنم هنگامی که قرآن از فرانسه تواناتر است؟!»بدون شک سختترین شکستی که یک ملت میتواند دچار آن شود، شکست و عقبگرد فرهنگی و اخلاقی است؛ زیرا شکستهای نظامی و خسارت و زیان مالی و اقتصادی قابل جبران است؛ اما اگر ملتی هویت خویش را باخت، به راستی دچار شکست غیرقابل جبرانی گردیده است. همۀ دولتهای استعماری توانستند از فرزندان ما برای خویش نیرو بسازند؛ این امر در همۀ کشورهای اسلامی که مدتزمان زیادی چکمۀ استعمار بر خاکشان نهاده بود، تحقق یافته است؛ اما این جماعت خودفروخته و هویتباخته، با تناسب به فرزندان برومند و تودۀ امتمان، بسیار کماند و هرگز با قاطبۀ فرزندان استعمارستیز امت که به باورها و هویت دینی و ملی خویش افتخار میکنند، قابل مقایسه نیستند. اما اینکه امروزه میبینیم آوازۀ همین گروه کم و اندک همهجا را فرا گرفته است، برای آن است که رسانهها را به دست دارند و برای آنان به عنوان سردمداران غربگرایی، اجازه دادهاند تا بوقوکرنای رسانههای جمعی را به دست گیرند و ستون صفحات مطبوعات را به اختیار داشته باشند؛ اما درین میان یک حقیقت ثابت و غیرقابلتغییری وجود دارد که «قرآن از فرانسه و آمریکا قویتر است و این پیام درستین دین، تا جایی خواهد رسید که آفتاب و مهتاب و شب و روز رسیدهاند.» باذن الله #تقویم_تاریخ @taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
سوم سپتمبر
در چنین روزی از سال ۱۵۶۹ میلادی، «شهاب الدین خفاجی» دیده به دنیا گشود.
شهاب الدین خفاجی از شعرای عصر عثمانی بود و تصنیفات عدیدهای در زمینۀ ادبیات و زبان داشت که مشهورترین کتابهای وی «شفاءالعلیل» و «طراز المجالس» بود. خفاجی علاوه بر شعر و ادب، در فقه و قضاء نیز تبحر داشت؛ تا جایی که در زمان زمامداری «سلطان مراد عثمانی»، عهدهدار منصب قضاوت مصر بود.
خفاجی در شفاءالعلیل مینویسد:
«مرد ثروتمندی در بصره زندگی میکرد، اما به غایت بخیل بود و با همۀ ثروتمندیاش، از سخاوت بیبهره بود و با بخالت تمام، بر خود و خانوادهاش خساست روا میداشت؛ تا جایی که هرگز کسی درهم و دینار وی را ندیده بود، و هرگاه درهمی از کیسه بیرون میکشید، گویا فرزندی از خانه بیرون نموده و راهی گورستان کرده است.
باری همسایهای وی را به صرف طعام دعوت کرد و از مهمان خویش با کباب و گوشت بریان پذیرایی نمود.
مهمان به فراوانی نان خورد و آب نوشید. سپس دوباره به خوردن آغاز کرد و نان خورد و آب نوشید؛ تا جایی که احساس میکرد معدهاش در حال انفجار است و حالاست که از شدت پرخوری شکمش بترقد؛ لذا بر خود از مرگ ترسید و در پی همسایۀ طبیبش فرستاد تا او را راهی نماید.
طبیب بر بالین وی حضور یافت و احوالش پرسید.
مرد ثروتمند گفت: کباب فراوانی خوردهام و آب بسیاری نوشیدهام و احوالم چنین است که میبینی!
طبیب نگاهش کرد و گفت: حرفی نیست، برخیز و آنچه خوردهای قیء کن، دوباره خوب خواهی شد.
مرد گفت: کبابی که خوردهام قیء کنم، واقعا تو طبیب جاهل و نادانی هستی! هرگز چنین نخواهم کرد؛ اگر چه به بهای پاره شدن شکمم باشد.»
شیخ «سعد العتیق» در تعلیقی بر بخل میگوید: «هیچگاه دخترت را به عقد انسان بخالتپیشه در نیاور؛ زیرا اگر چنین کنی، گویا او را پیش از آتش، در آتش انداختهای. وی را هرگز به مرد بخیلی به ازدواج نده؛ اگر چه تمام شب را در یک رکعت نماز به قیام سر کند. بخیل جز خود، کسی را دوست ندارد. متاسفانه مردم هنگام تحقیق به نیت ازدواج، از دین شخص میپرسند؛ اما جویای چگونگی اخلاق وی نمیگردند.
مبادا درین تحقیق از نمازش بپرسی و پرسش در باب خوی و سرشت وی را فراموش کنی!
خداوند به کمک خانوادهای برسد که عهدهدار آن، مرد بخیلی است.
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
Repost from تقویم و تاریخ
یکم سپتمبر
در چنین روزی از سال ۷۴۲ میلادی، «شارلمانی» امپراتور روم دیده به دنیا گشود.
شارلمانی سواد خواندن و نوشتن نداشت؛ اما ارزش این دو را به درستی می دانست و بنا به همین امر، در آن زمان که مطبعه و چاپخانهای وجود نداشت، کمیسیونی متشکل از نویسندگان و نسخهبرداران تشکیل داد تا کتابها را رونویسی کنند و بدین منظور مکتبۀ «آخن» را که دران زمان به عنوان مشهورترین کتابخانه در زمین شناخته می شد، اساس گذاشت.
برای همین است که گفتهاند: «انسان شریف کسی است که در پی اعطای چیزی به دیگران است که خود از آن محروم بوده است.» و نیکو سخنی است که «انسانها در تلاشاند تا نداشتههای خود را هر طور شده، جبران نمایند و بدیل و عوض آن را به دست آورند؛ لذا اگر کسی از داشتن چیزی محروم بود، در پی فرصت است تا از آن بهرهمند گردد، اگر چه از خلال دیگران باشد؛ مانند به آغوش گرفتن فرزندان خواهر، توسط زنی که خود از مادرشدن و فرزند داشتن محروم است و در پی آن است تا از این مجری، حس مادرانگی خویش را زنده نگه دارد.»
شارلمانی انسانی روشنضمیر و پیشتاز از عصر خویش بود و دران روزگار وی چالشی را شناسانی نمود که ما اکنون در عصر و قرن خویش با آن دست و پنجه نرم میکنیم.
هنگامی که شارلمانی دید خطاب و گفتمان دینی دران زمان، زبان صعب و سختی را به خدمت گرفته است، زبانی که مملو از واژگان سخت و سخیفی است که از تداول زبان عامیانه افتاده و جز در دل کتابها، در مکالمههای روزمره مورد استفاده قرار نمیگیرد؛ و دید طبقۀ رجال دین، به زندگی مرفه دل داده و از منظر بالا به مردم نگاه میکنند؛ حتی نصیحت و ارشادشان نیز از باب خودبرتربینی و ما بهتران بود و مردم را با دیدی تحقیرآمیز دیده و خطاب میکردند، وی درین هنگام فرمانی صادر کرد تا از خلال آن، بتواند طبقۀ رجال دینی را علاوه بر علوم تخصصیشان اعم از فهم انجیل، آداب عبادت، روش مطالعه و تلاوت متون مقدس به فراگیری علوم غیرتخصصی ملزم نماید؛ لذا فراگیری شعر و ادبیات را در نصاب آموزشی کلیسا گنجانید تا با بهرهوری از ادبیات و ارتباط با پدیدههای احساسی و عاطفی، خوی و سرشت واعظان نرم و در تعامل خویش با مردم از در تواضع و فروتنی در آیند تا تکبر و گردن فرازی؛ همچنان دستور داد کشیشهای معابد، خواندن و نوشتن را به فرزندان مردم آموزش دهند تا این امر، تلنگری باشد به گوششان که دیگر طبقات مردم روم نیز انسان هستند و دوشادوش رجال دینی میتوانند از مزیتهای انسانی برخوردار باشند و در تعامل با آنان میبایست به جای نگاه از بالا به پایین، نگاه برادرانه و برابرانه داشت.
تودهای از مردم مریضاند و در پی آناند تا با محروم گذاشتن دیگران از آنچه خود محروم بودهاند، از زندگی انتقام بگیرند؛ حالانکه عدهای دیگر که انسانهایی شریف و با نجابتاند، در پی آنند تا دیگران از آنچه ایشان محروم گشتهاند، بهرهمند و برخوردار گردند و با خود سوگند وفاداری یاد میکنند که تا پای جان، نگذارند تلخی ناکامیها و محرومیتهایی که به کام وی رسیده است، دیگران را دُژکام نماید.
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
Repost from 🇦🇪جهان معلومات/همراه باغزه🇦🇪
فعالان حامی #فلسطین، با راهاندازی یک کمپین در فضای مجازی، از مسلمانان سراسر دنیا خواستهاند، امشب [ جمعه] در مساجد و خانههای خود "نماز شب" اداء کنند و "با دعا و نیایش"، با "قلبی واحد و صدایی واحد در زمان واحد" برای "نصرت و پیروزی اهل #غزه در برابر هجوم وحشیانه #صهیونیستها" دعا کنند.
Repost from مدرسه دینی شهـدای غیـبتان-هرات
هدیه از طرف بخش فرهنگی مدرسه احیاء العلوم هرات برای دانشآموزان مدرسه دینی شهدای غیبتان
کتاب: رهنمودهای نویسندگی
نویسنده: استاد عبدالرحمن عزام
ما را در صفحات اجتماعی همراه باشید!
واتساب
انستاگرام
💠💠💠💠💠
جهت ارتباط با ما:
@shohadaghaibatan100
0728480990
🔘🔘🔘
@shohadaghaibatan
Repost from مدرسه دینی شهـدای غیـبتان-هرات
+5
سیر علمی دانشآموزان صنف ششم و هفتم مدرسه دینی شهدای غیبتان
امروز چهارشنبه، چهاردهم سنبله ۱۴۰۳ دانشآموزان صنف ششم و هفتم مدرسه دینی شهدای غیبتان به عنوان سیرعلمی، سفری داشتند به مدرسه خوشنام و پرافتخار افغانستان #احیاءالعلوم_هرات
در این سفر دیدن نمودند از فضای سبز مدرسه، مسجد، کتابخانه، بخش فرهنگی و میدان فوتبال مدرسه.
همچنان دقایقی از نصایح سودمند استاد عبدالرحمن «عزام» استاد مدرسه احیاء العلوم هرات، نیز بهره بردند.
ما را در صفحات اجتماعی همراه باشید!
واتساب
انستاگرام
💠💠💠💠💠
جهت ارتباط با ما:
@shohadaghaibatan100
0728480990
🔘🔘🔘
@shohadaghaibatan
🔰شرح حدیثی از ریاض الصالحین(19)
♦️عنوان: بهترین صدقه کدام است؟
💓ابوهریره (رض) روایت می کند که مردی از پیامبر (ص) چنین پرسید:
«أيُّ الصَّدقةِ أعْظمُ أجْراً؟ قال: أنْ تَصَدَّقَ وأنْت صحيحٌ شَحيحٌ تَخْشى الْفقرَ، وتأْمُلُ الْغنى، ولا تُمْهِلْ حتَّى إذا بلَغتِ الْحلُقُومَ. قُلت: لفُلانٍ كذا ولفلانٍ كَذَا، وقَدْ كان لفُلان». [صحیح البخاری، حدیث:1419]
🔸ترجمه:
کدام صدقه پاداشی بیشتر دارد؟ پيامبر (ص) فرمودند: صدقه اي كه آن را در زمان تندرستي و هنگامي كه حرص جمع آوري مال داري و از فقر مي ترسي و اميد به ثروتمند شدن داري, بدهي؛ نه اينكه منتظر بماني تا لحظات مرگت، فرا رسد آنگاه بگويي: به فلاني اينقدر بدهيد و به فلاني آن قدر؛ در حالي كه در آن لحظه، خود بخود مال، تعلق به ديگران دارد [چه تو وصیت نمایی یا ننمایی].
🔸کلمات کلیدی:
شَحيحٌ: بخل شدیدِ آمیخته با حرص.
تأْمُلُ: آروز ببری.
ولا تُمْهِلْ: به تأخیر مینداز.
بلَغتِ الْحلُقُومَ: نفس به حلقوم رسد.
🔸فواید ایمانی و تربیتی:
این حدیث مبارک، بر فواید زیر دلالت دارد:
1. این که صحابة کرام از همت بلندی که داشتند همواره در پَی بهترین ها بودند؛ از همین رو، این صحابی بزرگوار از پرثواب ترین صدقه می پرسد.
2. بهترین درمان زخمِ بخالت و حرص دنیا، همانا دادن صدقه است؛ بی تردید، گاه مال دنیا چون مار در دل می پیچید و در آن می چسبد؛ پس برای رهایی دل از بند و نجات از زهر آن، لابد باید آن را از دل بر کند و از آن دور ساخت؛ لذا، صدقة مداوم برای چنان قلبی، چون کیمیا است.
3. هر چند هر صدقه ای با ارزش و موجب پاداش است؛ اما صدقات، همه در اهمیت و پاداش شان یک سان نیستند.
4. هدف از اعطای صدقه در اسلام، تنها برآورده شدن حاجت نیازمندان و یا نصرت اسلام نیست؛ بلکه یکی از اهداف مهم آن، تزکیه و تطهیر نفسِِ خودِ صدقه دهنده است.
5. همان طور که میزان افضلیت صدقه به میزان درمان بخشی او به دهندة مال –چنان چه بیان شد- مربوط می¬شود به همان گونه میزان افضلیت آن به میزان اهمیتی که محل صدقه دارد و به میزان تاثیری که در آن می¬گذارد نیز بستگی دارد؛ و روشن است که مصلحت اسلام و نجات و حفظ مسلمان ها از شر کفار بالاترین مصلحت است؛ از همین جهت الله متعال در مورد اهمیت صدقه¬ای که در چنین راهی داده می شود فرموده است: «..كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ». [البقرة: 261] ([صدقه ای که در جهاد راه خدا پرداخت می شود] به دانه ای می ماند که از آن هفت خوشه و از هر خوشه صد دانه بروید؛ خداوند به هر کس بخواهد [و لایق ببیند] آن را برایش چند برابر می سازد).
ابن تيميه (رح) نیز گفته است: ميزان اهميت صدقه به ميزان موثريت آن به مصلحت دين الهي بستگي دارد؛ طوری که هر چه در آن اخلاصي بيشتر و براي دين الهي مفيدتر باشد به همان مقدار ارزش بیشتری پيدا مي کند. و صدقه اي که در اقامه دين و نابودي دشمنان و سربلندي دين خدا پرداخت شود از صدقه اي که چنان نباشد ارزش بيشتري دارد؛ اگر چه به اين دومي احتياج بيشتری هم وجود داشته باشد. [مجموع الفتاوى (28/ 581)] و صد البته شخصی که در خود احساس حرص شدید به دنیا می کند می تواند میان هر دو فضیلت جمع کند.
6. میزان پاداش یک عمل در اسلام بر این هم بستگی دارد که چقدر انسان در انجام آن دچار زحمت می شود؟ پس هر چه عمل خیر از مسلمان زحمت و رنج بیشتری گرفت به همان میزان اجرش بالا می گیرد؛ لذا، زیادی پاداش صدقه در حدیثِ مورد بحث، به این هم بستگی دارد؛ زیرا در چنان حالتی، دل کندن از مال و دادن آن را در راه خدا برای نفس بسیار سخت تمام می شود.
✍️ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم هرات.
Repost from امروز...
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
🗒️ بیش از ۸۲ کتاب اسرائیلی فقط تا ماه می در مورد طوفانالاقصی سخن میگویند
✍️ ترجمه: عبدالرحمن عزّام
رویدادهای غمانگیز این را میطلبد که فرد به عنوان نوعی رهایی عاطفی، خود را وقف نوشتن رمانهای ادبی کند. شکستهای پیدرپی خواننده را به سمت کلماتی میکشاند که تراژدیهای عاطفی مرتبط با شوک و آسیب را بیان میکند.
رویکرد فرهنگی در «اسرائیل» به شدت تحت تأثیر دو رویداد مهم قرار گرفت که تأثیر عمیقی بر آگاهی عمومی و خصوصی اسرائیل گذاشت: یکی حملۀ ۷ اکتبر و دیگری جنگ علیه غزه. پیامدهای این امر به سیاست و امنیت محدود نشد؛ بلکه به بازسازی رویداد فرهنگی و ادبی در داخل این کیان نیز منجر شد.
همزمان با هفتۀ کتاب سالانه در اسرائیل که هر سال در ماه ژوئن برگزار میشود، کتابخانۀ ملی اسرائیل گزارش سالانۀ خود را در مورد انتشار کتاب در اسرائیل برای سال ۲۰۲۳ منتشر کرد. این گزارش نشان میدهد که کمتر از ۸۲ کتاب مرتبط با عملیات ۷ اکتبر و جنگ غزه تا ماه می ۲۰۲۴ در این سرزمین منتشر نشده است.
پارهای از کتب به تحلیل سیاسی این جنگ میپردازند و کتابهایی هم به روایت تجربیات افراد در این باب پرداخته است.
کتابهای رایج در اسرائیل شامل عناوین مختلفی است که درباره وقایع و داستانهای جنگ، تأثیرات جنگ بر جامعۀ اسرائیل و به مظاهر یهودیستیزی میپردازند؛ علاوه بر کتابهای مذهبی و فرهنگی که از جنبۀ ایدئولوژیک به جنگ میپردازند. از سویی دیگر، کتابهایی هم هستند که خاطرات، یادداشتها و قهرمانیها را تجلیل میکنند و کتابهایی هم به تأثیرات جنگ بر کشتهشدگان و مجروحان، چه نظامی و چه غیرنظامی پرداختهاند.
از دیدگاه روزنامه «هاآرتص»، هجوم صدها کتاب به مؤسسات انتشاراتی فاجعهای را نشان میدهد که از این پس و برای همیشه زندگی اسرائیلیها را تحت تأثیر قرار میدهد و بنا به گفتۀ گیلی ایسیکوویتز نویسنده،
«این امر، به نوعی ممکن است منحصر به فرد باشد؛ اما بسیار پیچیده، در حافظه تاریخی و روح ملی، و در زندگی ملت آمیخته است، در دلها نیز نقش بسته است و برای همیشه در زندگی خصوصی و عاطفی شهروند اسرائیلی باقی میماند.»
او میافزاید:
«در بسیاری از موارد، تعیین اینکه آیا این یا آن کتاب درباره جنگ است یا اینکه جنگ به سادگی بخشی از زندگی شخصیتها شده است، دشوار است.»
گیلی در پایان میگوید:
«این هشتاد و اندی کتاب که تا کنون منتشر شدهاند، قطرهای از دریا هستند.»
به نظر میرسد کسی نیست که درباره ۷ اکتبر کتابی ننوشته باشد یا در حال نوشتن نباشد، وبسایت Calcalist با این جمله مقالهای با عنوان «ناشران از سیل کتابهای جنگ تعجب کردهاند» نوشته است. مدیر اجرایی انتشارات «کتاب یدیعوت» از خلاقیت در نوشتن حاصل از جنگ ۷ اکتبر صحبت میکند و مأموریت او مستندسازی «شوک» ناشی از این جنگ بود. وی خاطرنشان کرد: این انتشارات تعداد زیادی نسخۀ خطی را از شاهدان جنگ دریافت کرده است که شاهد رویدادها از منظرهای متعدد بودهاند. او میگوید: من هیچ جنگ دیگری مانند این انفجار خلاقیت را به خاطر ندارم. او میافزاید: «تعداد دستنوشتههایی که مردم برای ما ارسال میکنند، بسیار زیاد است؛ مردمی که جزو نیروهای احتیاطی بودند، یا در غزه خدمت میکردند و یا هم شاهد 7 اکتبر بودند.»
آوی شومر، مدیر عامل زنجیرهای «تزومت سفاریم»، در مقالهای میگوید:
«در ابتدا فکر میکردم که هیچکس نمیخواهد به این کتابها دست بزند؛ زیرا در طول روز به اندازۀ کافی جنگ و اخبار داریم. اما میبینم کتابها خریده میشوند. کسانی که با لحن روزنامهنگارانه دربارۀ جنگ مینویسند، کمترین موفقیت را دارند و آنهایی که بیشتر به شکل شخصی و زندگینامهای مینویسند، موفقتراند.»
به گزارش روزنامه هاآرتص، کتابِ «یک روز در ماه اکتبر» که شامل مجموعهای از داستانهای چهل اسرائیلی است، از این جهت متمایز میشود که داستانها در فهرستهای مختلف ادبی بین واقعیت و داستان تلاقی میکنند؛ زیرا در صدر فهرست پرفروشترین کتابها قرار گرفته است.
گزارش سالانۀ یادشدۀ کتابخانۀ ملی حاکی از آن است که سال آینده شاهد تداوم توجه به این گونه رویدادها در ادبیات، پژوهشهای تاریخی و خاطرات و زندگی خواهد بود. انتظار میرود سال ۲۰۲۴ شاهد انتشار صدها کتاب دیگر باشد که انعکاسدهندۀ تجربیات جدید و تحلیلهای اضافی باشد. بر اساس این گزارش، انتظار میرود کتابهای آینده شامل موضوعات مرتبط با خاطره، قهرمانی، تأثیرات جنگ بر جامعۀ اسرائیل، و تحلیلهایی دربارۀ یهودیستیزی فزاینده و دیگر رویدادهای مهمی باشد که یهودیان سراسر جهان را آزار میدهد.
#داستان_من
#۷هفتم_اکتبر
#طوفان_الاقصی
@Dasetane_man
Repost from تقویم و تاریخ
سیویکم آگست
در چنین روزی از سال ۸۴۴ میلادی، «عبدالله بن طاهر خراسانی» دیده از جهان فروبست.
پدرش طاهر والی خراسان بود و با درگذشت وی، مأمون خلیفۀ عباسی، عبدالله پسرش را جانشین وی گردانید و همچنان وی فرماندۀ نظامی دربار خلافت بود و مأمون از وی برای خاموش نمودن شورشها و قلع و قمع دشمنانش کمک میگرفت.
دوستیِ پایداری وی را با مأمون همراه ساخته بود؛ طوری که هرگاه بخواستی، میتوانست بدون اجازه و هماهنگی و میعاد معین، به دربار بار یابد و با مأمون مجلس نماید.
عبدالله میگوید: باری به بارگاه مأمون بودیم که وی غلامش را صدا کرد و به حضور طلبید؛ اما از آنسو به درخواست وی پاسخی داده نشد و جوابی نیامد. سپس دوباره فریاد زد «های غلام!» این بار اما، غلامی سراسیمه وارد سراپرده شد و آسیمهسار گفت: «آیا مگر غلام را بایسته نیست دستی به سفره برد و لقمۀ نانی بردارد و گلویی به شربت تر کند؟! هرگاه از نزدت بیرون میرویم، فریادِ های غلام! های غلامت همهجا را به خود میگیرد!!!»
مأمون سرش را به زیر انداخت و ریش خویش به دست گرفت و چیزی نگفت. گمان کردم دیگر کار این بندۀ خدا ساخته است و حالاست که خلیفه دستور قتل وی را صادر نماید تا با تیغی تیز، سر از تن وی جدا نمایم.
سپس خلیفه رو به من کرد و گفت:
«ببین عبدالله، هرگاه اخلاق انسان درست باشد، اخلاق زیردستانش بد خواهد شد و هرگاه اخلاق وی بد و نادرست باشد، اخلاق زیردستانش ناخواسته خوب خواهد شد؛ اما من اخلاق خویش را به بهای حسن اخلاق زیردستانم نخواهم فروخت!»
در این گفته، درس بزرگی نهفته است که نه تنها در عرصۀ حکومتداری و سیاست، که در همه عرصههای زندگی و برای همگان بسی مهم و مفید است و میبایست آن را آویزۀ گوش خویش سازیم و از آن در همهجا، بهره بریم.
چه آسان است که فرد در خانهاش بسان فرعون باشد تا همسرش نتواند کلمهای با وی بگو مگو کند و فرزندانش نیز نتوانند بر خلاف رأی و دید وی، نظری منظور بدارند و با وی اختلاف نظری داشته باشند.
چه آسان است که فرد زورگو و سرکش باشد و مردم برای نجات از شر وی برای خویش هزار حساب باز نمایند؛ تا جایی که پدر و مادرش نیز از ترس اخلاق زشت وی، رعایت حال وی را بنمایند. این امر بسی آسان است؛ بله آسان است که انسان، حیوانی به غایت نا شایست؛ ولی در شکل و شمایل یک انسان باشد.
سختی کار اما اینجاست که بتوانی به تمام معنای کلمه، انسان باشی؛ همسرت چون محبت تو را میداند، با تو مناقشه کند و فرزندت چون به عقل و خردت باور دارد، با تو اختلاف نظر داشته و از در مباحثه در آید، و پدر و مادرت چون حسن تربیت و رفتار درست تو را میدانند، تو را امر و نهی نمایند.
پس در فرجام و جان کلام اینکه انسان باش؛ همین. همین به جای خود، مرتبۀ بس بزرگی است.
#تقویم_تاریخ
@taqwimtarikh
🌹شعری تحت عنوان محشر غزه
غیرت به تار و پُودِ همرهان نمانده است
همَّت رحیل بسته و ایقان نمانده است
با تفرقه اخُوَّت ما رفته از ضمیر
در خانه های دل رگِ پیمان نمانده است
کاخِ ملل، حقوق بشر هست یک فریب
حقی دران به حضرتِ انسان نمانده است
بنگر تو حالِ غزَّه ز محشر خراب تر
بی ضربه اش که مسجد و قرآن نمانده است
طفلانِ معصومی که شدند طعمه ی حریق
اندر عرب که جذبه ی ایمان نمانده است
بیت المقدَّس است که مأواي مؤمنان
محفوظ و از تجاوزِ خصمان نمانده است
اندر حرم رسیده که بت های سامری
شمشیر حق توفنده و برّآن نمانده است
حیدر کجاست تا شِکنَد دربِ خیبری
بومسلمی به مُلکِ خراسان نمانده است
خالد کجاست، مکتب فکرش کجاشده
طارق شهید گشته و سلمان نمانده است
در خواب مست رفته که محمود غزنوی
یک بت شکن به عرصه ميدان نمانده است
فاتح کجاست ؟ مرد ایُّوبی صلاح الدِّین
سر لشکری ز نسلِ دلیران نمانده است
تندی نمود خنجری در جوهرِ سخن
عطرِ سخن به کِیفِ سخندان نمانده است
📝شاعر : شیخ مولوی خنجری حفظه الله
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
