fa
Feedback
مدرسه احیاءالعلوم هرات

مدرسه احیاءالعلوم هرات

رفتن به کانال در Telegram
1 162
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
🔍 #شعر_و_ادب ۱۷۲ ▣ #دنیای_فانی بدان! ای بی‌خبر، هردم؛ تو قدرِ زندگانی را نمی‌یابی!! در این‌ دنیا؛ تو عمرِ جاودانی را نمیدارد به‌کس‌دنیا! وفایی؛ غم‌مخور هرگز مکن‌محبوبِ‌قلبِ‌خود، تو این‌دنیایِ‌فانی را اگر خواهی شود مثمر، درختِ زندگانی‌ات تحمل کن!!! در این دنیا؛ تو رنجِ باغبانی را جوانی، فرصتِ خوبی؛ برای رشدِ ما باشد مباش غافل! عزیزِ من...؛ تو ایامِ جوانی را قضاوت‌هیچ‌مکن‌ کس‌را، بدونِ‌علم‌و‌آگاهی ز افکارِ خودت دور کن، تو فکرِ بدگمانی را اگر درقلبِ‌خودجایی، گذاشتی‌بهرِمحبوبی فراموش‌هیچ‌مکن جانا، تو رسمِ‌میزبانی را بدان‌قدرِ عزیزان‌را؛ مرنجانی ز خود فردی بده هدیه، به دوستانت؛ منیرا شادمانی را ✍🏻 #محمدقاسم_منیر 🕰 صبح_جمعه_۰۹_۰۷_۱۴۰۰_ش 🆔 https://t.me/MQasemMonir

فرایند تعلیم شش مرتبه دارد: ۱. پرسش نیکو؛ ۲. سکوت و گوش‌سپاری نیکو؛ ۳. فهم درست؛ ۴. حفظ و به‌خاطرسپاری؛ ۵. آموزش به دیگران؛ عمل به علم و رعایت مقتضیاتش. محرومیت از علم نیز به شش امر تحقق یابد: ۱. تر‌ک سوال؛ ۲. عدم گوش‌سپاری نیکو؛ ۳. سوءفهم و برداشت نادرست؛ ۴. عدم حفظ؛ ۵. عدم نشر و تعلیم علم؛ و این موجب ابتلاء به نسیان و فراموشی دانش می‌گردد؛ ۶. عمل ننمودن به علم؛ زیرا عمل به مقتضای علم موجب تذکر و تدبر و رعایت و نظر به آن گردیده و اهمال در باب عمل نیز منجر به فراموشی دانش می‌گردد. 📖غذاءالالباب: (۱۹۴/۱) #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

💡پندهای قرآنی وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ (سوره بقره آیه/205) و الله فساد و تباهی را دوست نمی‌دارد. @akhlaqmarefat
💡پندهای قرآنی وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ (سوره بقره آیه/205) و الله فساد و تباهی را دوست نمی‌دارد. @akhlaqmarefat

💡پندهای قرآنی يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ (البقرة آیه/۲۱) ای مردم! پروردگار خود را بپرستید. @akhlaqmarefat
💡پندهای قرآنی يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ (البقرة آیه/۲۱) ای مردم! پروردگار خود را بپرستید. @akhlaqmarefat

هرگاه فرد متکبری دیدی، بدانکه وی کم‌نماز است و یا بی‌نماز؛ زیرا تکبر با کثرت سجود یک‌جا نمی‌گردد. 🗒امام‌قرطبی؛ الجامع‌لاحکام‌القرآن ۶۹/۱ #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

۷گروه.درسایه.رحمةخدا(١).m4a34.34 MB

و آدمی را به نیکی کردن با پدر و مادر خود سفارش کردیم. #پندهای قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
و آدمی را به نیکی کردن با پدر و مادر خود سفارش کردیم. #پندهای قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

#اذکار صبحگاهی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
#اذکار صبحگاهی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

سجده بردن برای خداوند، یکی از بزرگ‌ترین شکل های بندگی را ترسیم می کند. نزدیک‌ترین حالت بنده به خداوند، زمانی است که در سجده قرار دارد؛ چون سجده نشانگر پذیرفتن بندگی خداوند و اقرار کردن به الوهیت وی می باشد. انسان، در حالت سجده، برای خداوند قدرتمند، فروتنی کامل دارد، با شیطان مبارزه می کند، از زنجیر هوا و هوس و قیود دنیوی رها می شود و از بندگی طاغوت آزاد می گردد. #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

🔶بزرگی گفته است: با صالحان همراهی کن؛ زیرا: 🔸اگر غائب شوی، از تو تفقد و پرس و جو می کنند؛ 🔸اگر دچار غفلت شوی، آگاه و بیدار
🔶بزرگی گفته است: با صالحان همراهی کن؛ زیرا: 🔸اگر غائب شوی، از تو تفقد و پرس و جو می کنند؛ 🔸اگر دچار غفلت شوی، آگاه و بیدارت می سازند؛ 🔸اگر به خود دعا کنند، ترا فراموش نمی کنند. آنان برای تو چون ستاره عمل می کنند که هر گاه کشتی زندگی ات راه را گم کند؛ رهنمای تواند؛ و فردا در سایة عرش الهی، انتظارت را می برند و آیا همین کافی نیست که ترا بخاطر خدا دوست می دارند. ☑️ ابن قیم -رحمه الله- گفته است: همنشینی با صالحین ترا از شش چیز به شش چیز دیگر انتقال می دهد: 1️⃣ از شک به یقین. 2️⃣ از ریاء به اخلاص. 3️⃣ از غفلت به بیداری. 4️⃣ از تمایل به دنیا به گرایش به آخرت. 5️⃣ از تکبر به تواضع. 6️⃣ از قصد سوء به خیرخواهی. 💓تقدیم: مدرسه احیاءالعلوم هرات

تصویر | ارزش یک درخت @YAK_SADA
تصویر | ارزش یک درخت @YAK_SADA

فخوراً_بإسلامي_|عبدالله_المهداوي_|_HD144p.3gp10.93 MB

بلی، در بارۀ سرنوشت کسانیکه در دنیا بجا گذاشته اید نترسید، زیرا ما کارساز شما در زندگی دنیائیم و بعد از شما، ازخانوادۀتان حراست می کنیم، اضطراب شان را آرام ساخته و دل هایشان را به هم پیوند می زنیم، روزی شان را کفالت و عزت شان را زیاد می نمائیم. قرآن چقدر کلام شگفت انگیزی است و چه نیکواست که همواره ارتباط تو با خداوند، قوی و استوار باشد. زیرا او زنده ایست که مرگ ندارد و توانگری است که بخل نمی ورزد. چه زیباست که خداوند ترا شبانگاه گریان، و در روز خوانندۀ قرآن ببیند. چه نیکوست که ترادرحالی ببیندکه چشمت را ازحرام فروبسته ای و گوشت را ازگناه بازداشته ای، تا محبوب اوتعالی شوی. قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (آل عمران/31) (بگو! اگر واقعاً با الله دوستی می کنید از من پیروی کنید تا الله شما را دوست گیرد و گناهان تان را برای شما بیامرزد. الله بس آمرزگار و مهربان است.)

🔶حادثه ی خاطره ساز! نویسنده: د.محمد العریفی برگردان: ضیاء احمد فاضلی تقدیم: مدرسه ی احیاءالعلوم یکی از دوستان خاطره ای از خود را به شرح زیر برایم بیان کرد، گفت: سوار بر موتر قصد سفر به مکه را داشتم، در راه نا گهان با موتری که دچار حادثه شده بود مواجه شدم، من اولین کسی بودم که بر سراین حادثه می رسیدم، موترم را ایستاد کردم و شتابان خود را به آن رساندم تا در نجات حاملین آن تلاش ورزم، بارعب و ترسی که مرا فراگرفته بود به بررسی آن شروع کردم، درحالی که تپش قلبم شدت گرفته بود به داخل آن نگریستم، دست هایم بی اختیار می لرزید، بغض گلویم را می فشرد، سپس گریۀ اندوهباری مرا فراگرفت. آه! منظرۀ عجیبی است، رانندۀ موتر جسد بی جانی بر روی فرمان موتر افتاده بود، انگشت شهادتش ـ چون حالت تشهّد نمازـ اشاره بر آسمان داشت، چهره اش درخشان با محاسنی انبوه چون قرص ماه شب چهارده می درخشید. من دیوانه وار داخل موتر را نگاه کردم، ناگهان دخترک خوردسالی را دیدم دست ها برگردن بر پشت افتاده و با زندگی وداع گفته است. لااله الاالله! من تاکنون مرده ای همانند این مرد ندیدم، از چهره اش آرامش و وقار می بارید، نور استقامتی که در زندگی از خود در راه خدا نشان داده بود چهره اش را منور کرده بود، منظرة انگشت شهادتش توحید خدا را بیان می کرد، لبخندی زیبا بر لبان داشت. موترهای که از این مسیر عبور می کردند، شروع به توقف در اطراف این حادثه کردند. سروصداها بالا گرفت همۀ این امور به سرعت عجیبی رونما شد، فراموش کردم که در جستجوی دیگر سر نشینان موتر بپردازم، می گریستم همانند کسی که فرزندش را از دست داده باشد، متوجه اطرافیانم نبودم، هرکس مرا می دید، گمان می برد که من یکی از اقارب کشته شده گان این حادثه هستم. در این اثنا فریادی بلند شدکه در چوکی دنبال، زن و کودکانی وجود دارند، از آن در خود لرزیدم، به عقب نگاه کردم، ناگهان چشمم به زنی افتادکه لباسش را مرتب و حجابش را برابر می ساخت درحالیکه آرام نشسته بود به ما نگاه می کرد، دو کودک دیگر را که به ایشان آصیبی نرسیده بود و دچار وحشت شده بودند، به آغوشش می فشرد و خدا را یاد می کرد و می کوشید تا آنها را آرام کند. او را کوهی شامخ یافتم، باخونسردی عجیبی می خواست از موتر پیاده شود، نه گریه ای از او شنیده می شد و نه شیون و سروصدائی. به کمک هم ایشان را از موتر بیرون کردیم، هرکس مرا بعد از وی می دید گمان می کرد که مصیبت رسیده منم؛ نه او. گریه ام شدت گرفته بود و مردم به من نگاه می کردند. در حالیکه از موتر پیاده می شد به من نگریست و گفت: برادر! برای وی گریه مکن! او مرد نیکی بود دو بار این جمله را تکرار کرد. سپس بغض گلویش را گرفت و دیگر سخن نگفت. از موتر پیاده شد، کودکانش را به خود می فشرد، حجابش را بازجوئی می کرد و چادرش را مرتب می ساخت، و چون متوجه سروصدا و ازدحام مردم شد، خود را از میان مردم کنار کشید. یکی از اهل خیر مبادرت ورزید و جسد مرد و دخترکش را به موترش انداخته به طرف شفاخانه حرکت کرد، در همین حال آن زن از دور به ما نگاه می کرد وتلاش می کرد تا کودکانش را به چیزی مشغول کند تا جسد پدر و خواهر شان را نبینند. به او روکرده از وی خواستم به موترم سوار شود تا او را به خانه اش برسانم، او نپذیرفت و باحیاء تمام و آواز آرام گفت: نه به خدا، جز در موتری که درآن زنان باشند، به هیچ موتر دیگری سوار نمی شوم. مردم هرکدام به راهی رفتند، تنها من ماندم که از دور متوجه او بودم، من در برابر ایشان احساس مسئولیت می کردم، مدت طولانی گذشت و ما در آن حالت دشوار همچنان در انتظار به سر می بردیم. او ثباتی چون ثبات کوه داشت، دوساعت کامل گذشت تا موتری رسید که مردی با فامیلش سوار آن بود او را ایستاد نموده و ازماجرا باخبرش ساختم. از وی خواستم که او را به خانه اش برساند، که به آن موافقت کرد. زن با هر دو طفلش سوار آن موترشد. او که می رفت احساس می کردم کوهی است که بر روی زمین قدم می زند. درحالیکه از این ثبات و پایداری وی درشگفت مانده بودم به موترم برگشتم، باخود می گفتم: ببین! چگونه خداوند خانوادۀ مرد صالح را بعد از وی حراست می کند، قول خدا را به خاطر آوردم که فرموده است: إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت/30-31)(بی گمان ، آنان که گفتند پروردگار ما الله است، سپس بدان استقامت ورزیدند، فرشتگان برایشان فرود آمده [ونویدشان می دهند] اینکه نترسید و غمگین نباشید و به بهشتی که وعده داده می شدید شادی کنید، ما در زندگی دنیا و آخرت کارساز و پشتیبان شمائیم).

"دلت را از غیر او خالی کن، سپس با هر نامی که خواستی صدایش کن، پاسخت را می‌دهد." ابوحامد غزالی رحمه الله #مدرسه_احیاءالعلوم_هر
"دلت را از غیر او خالی کن، سپس با هر نامی که خواستی صدایش کن، پاسخت را می‌دهد." ابوحامد غزالی رحمه الله #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

#اذکار صبحگاهی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
#اذکار صبحگاهی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

همرسانی کنید نام این طفل جواد است و نام پدر خودرا فرهاد می‌گوید، در منطقه ولسوالی انجیل، پیدا شده است می‌گوید به ناحیه دوم زن
همرسانی کنید نام این طفل جواد است و نام پدر خودرا فرهاد می‌گوید، در منطقه ولسوالی انجیل، پیدا شده است می‌گوید به ناحیه دوم زندگی می‌کنیم او بیشتر نمی‌داند شماره تماس فردی که طفل نزدش است: 0795900001 @YAK_SADA

مادرم شبی در هفت سالگی‌ام به من گفت: نماز خفتن خواندی؟ به دروغ گفتم بله! نگاهی شک‌آمیز به من انداخت و گفت: هرچه می‌خواهی بگو اما او تو را دیده! همین (او تو را دیده)اش مرا ترساند، و کاری کرد بلند شوم و نماز بخوانم. علی بن جابر الفیفی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa

به بندگانم خبر بده که من آمرزنده و مهربانم. الحجر/۴۹ #پندهای قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa
به بندگانم خبر بده که من آمرزنده و مهربانم. الحجر/۴۹ #پندهای قرآنی #مدرسه_احیاءالعلوم_هرات @Aehyaa