1 160
مشترکین
+724 ساعت
+77 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
مختصری از تاریخ اسلام (قسمت چهلودوم)
🔅محاسن اسلام
اسلام دارای اثری بزرگ در بیداری و قیام ملت عرب بود. برای عرب کیان و نظامی به وجود آورد که مشتمل بر همهی نواحی و ابعاد زندگی بود؛ و اینک، پارهای از آن را بر میشماریم:
🔸 بر بتپرستی مهر پایان نهاد و مردم را به سوی عبادت و پرستش الله یگانه بر گردانید.
🔸 عرب را از چنگال جهل و نادانی شایع در میان جامعه رهانید و چشمش را به روی نور و روشنی گشود و از خرافات آزادش کرد.
🔸 به عادات و رفتار زشت و ناپسندِ غارتگری، زورگیری، چور و چپاول، به تاراج بردنِ اموال، شرابنوشی، سود، زنا و... پایان داد و کرامت و حقوق و جایگاه اجتماعی زن را به وی بازگردانید.
عوامل تفرقه میان نژادها و ملیتها را از بین برد و از عدم یاری و پشت نمودنِ به همدیگر، بازداشت و به انفاق و مصرف در راههای خیر و خوبی، تشویق نمود.
🔸 خردسالان را به احترام بزرگان دستور داد. و هر فرد را به اطاعت از امیر در اوامری که معصیت به شمار نرود، و همچنان به نیکی به پدر و مادر و برخورد نیک با همسایه، امر نمود و بر مکارم اخلاق، تشویق کرد.
🔸 عرب را متحد و یکپارچه نمود و برایش جامعهای ساخت که نظامش مبتنی بر دساتیر قرآن بود.
اسلام به عنوان دینی راستین و هدایتبخش، برای همهی جهانیان آمده است. اسلام دارای رسالتی است که تمام تیرهها و ملتها و قبایل را امتی یگانه گردانیده و قبیلهگرایی و اقلیمگرایی را به رسمیت نمیشناسد و پیوندش بر عقیده و باور دینی، ایمان راسخ، و اخوت و برادری صادقانه مبتنی و استوار است.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
🎁به توفیق الله، از جانب مدرسه احیاءالعلوم هرات، دورههای حدیث نبوی برای برادران و خواهران برگزار میشود. (همه روزه از ساعت ۴ عصر تا شام برای یک سال در جاده انصاری) علاقمندان مطلع باشند .
مختصری از تاریخ اسلام (قسمت چهلویکم)
🔖ویژگیها و فضایل پیامبر اسلام
اگر بخواهیم مزیتها و صفات و افعال نیک پیامبر اسلام را برشماریم، هرگز نخواهیم توانست از عهدهی حق مطلب به در آییم. مزایای پیامبر همه نیکو و کردارش سرتاسر، پسندیده و صفات شان به نهایت کمال و جمال خویش رسیده بود. همین افتخار او را بس که الله متعال در کتاب خویش، وی چنین ستوده است؛ آنجا که میفرماید:
{ وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ}
«تو داراي خوي سترگ (يعني صفات پسنديده و افعال حميده) هستي.» [قلم:4]
و میفرماید:
{لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ}
«بيگمان پيغمبري (محمّد نام)، از خود شما (انسانها) به سويتان آمده است. هرگونه درد و رنج و بلا و مصيبتي كه به شما برسد، بر او سخت و گران ميآيد. به شما عشق ميورزد و اصرار به هدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان داراي محبّت و لطف فراوان و بسيار مهربان است.» [توبه: 128]
و میفرماید:
{يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً * وَدَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً}
«اي پيغمبر! ما تو را به عنوان گواه و مژدهرسان و بيمدهنده فرستاديم. و به عنوان دعوت كننده به سوي خدا طبق فرمان الله، و به عنوان چراغ تابان.» [احزاب: 46-45]
و در سورهی نجم میفرماید:
{وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}
«سوگند به ستاره در آن زمان كه دارد غروب ميكند! يار شما (محمد) گمراه و منحرف نشده است، و راه خطا نپویيده است و به كژراهه نرفته است. و از روي هوا و هوس سخن نميگويد. آن (چيزي كه با خود آورده است و با شما در ميان نهاده است) جز وحي و پيامي نيست كه (از سوي خدا بدو) وحي و پيام ميگردد.» [نجم: 4-1]
پیامبر خدا در راه دعوت او، با سختیها و رنج و آزار و اذیت و ضررهایی روبرو شد که تحمل آن بر دوش مردان بزرگ و قوی، گران تمام میشد؛ و با وجود این، او همیشه بدون احساس ناتوانی و سستی و ملولی و خستگی، دعوتش را ادامه داد. او در این راه شکیبایی ورزید و سختیهایی بالاتر از توان بشر، تحمل نمود.
خوب است بدانیم پیامبر محبوب مان هنگام روبرو شدن با آزار و اذیت قریش، چه میفرمود؟ پیامبر درین هنگام، میفرمود:
«اللهم اغفر لقومي فإنهم لا يعلمون» (خداوندا، اين مردمان قوم مرا بيامرز که اينان نادان اند!)
پیامبر صلی الله علیه و سلم هوشیارترین و راستگوترین مردم بود. به عدالتگری و شجاعت، بلاغت در گفتار و حکمت، مشهور بود. متصف به تواضع، صبر، ثبات و استقامت، خردمندی، سعهی صدر و جوانمردی بود. با مساکین و تهیدستان رفت و آمد داشت و با فقراء همنشینی مینمود. بر مکارم اخلاق و عمل نیک و رفع فضیلت، تشویق نموده و بنای جامعهی اسلامی را بر اساسهای متین و استواری، بنیان نهاد.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Alefba99
مختصری از تاریخ اسلام (قسمت چهلم)
🔖رحلت پیامبر اسلام
هنگامیکه بیماری پیامبر صلی الله علیه و سلم شدت یافت، دیگر تا هنگام ملاقات پروردگار، از خانه بیرون نشدند. و لحظهی رحلت جانگداز ایشان صبحگاه دو شنبه دوازدهم ربیع الاول سالِ یازدهم هجری برابر با هشتم حزیران/ یونیو سال ۶۳۲ میلادی بود.
مسلمانان با خبرِ الَمناک درگذشت پیامبر، به شدت غمگین شدند تا جاییکه عدهای از صحابه با شنیدنِ این حادثه، مریض شدند و عدهای هم مانند عمر بن خطاب رضی الله عنه این خبر را باور نکردند. حضرت عمر رضی الله عنه در حالیکه شمشیرش را از نیام برکشیده بود، هشدار میداد: هر کس بگوید محمد مرده است، سرش را با شمشیرم خواهم برید. او به این اندیشه بود که پیامبر صلی الله علیه و سلم نمرده است و همچون پیامبر خدا حضرت موسی علیه السلام به میقات خداوند رفته است و دوباره بر میگردد.
ابوبکر صدیق رضی الله عنه هنگامیکه گفتههای حضرت عمر را شنید و اوضاع آشفتهی مسلمانان را دید، در میان مردم ایستاد و در خطاب برای شان فرمود:
«ای مردم! هرکس محمد را میپرستيده است، اينک محمد مرده است! و هرکس که خداوند را میپرستيده است، خداوند زنده و پاینده است، و خود او فرموده است:
{وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِينَ}
«محمّد جز پيغمبري نيست و پيش از او پيغمبراني بوده و رفته اند؛ آيا اگر او بميرد يا كشته شود، آيا چرخ ميزنيد و به عقب بر ميگرديد؟! و هركس به عقب بازگردد، هرگز كوچکترين زياني به خدا نميرساند، و خدا به سپاسگزاران پاداش خواهد داد.» [آل عمران: ۱۴۴]
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم در شب چهارشنبه چهاردهم ماه ربیع الاول سال ۱۱ هجری، در حجرهی حضرت عایشه رضی الله عنها دفن گردیدند.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
💓اطلاعیه مدرسه احیاءالعلوم!
به اطلاع عموم علاقمندان به شمولیت فرزند شان در این مدرسه رسانیده میشود که فردا یکشنبه روز امتحان نهای برای ورود به صنف ۵ مدرسه ذکور سال ۱۴۰۱ است. هرکس ثبت نام کرده و یا نکرده باشد، این فرصت را از دست ندهد.
🔶درسهای بخش ذکور از ۱۵ حوت شروع خواهد شد.
✅همچنان امتحان جدیدالشمولان بخش اناث روز سه شنبه ۱۸ حوت و شروع دروس شان ۲۱ حوت خواهد بود.
مختصری از تاریخ اسلام (قسمت چهلم)
🔖حجةالوداع
به اساس گفتهی جابر رضی الله عنه در باب توصیف حجةالوداع؛ پیامبر اسلام خواستند در سال دهم هجری، حج خانهی خدا را بهجای بیاورند. ما همراه ایشان از مدینه بیرون شدیم. آمدیم تا به ذیالحلیفه رسیدیم.
تا جاییکه جابر میگوید: سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم شتر خویش قصواء را سوار شده آمدند تا به بیابان رسیدند، تا منتهای دید چشم، در چهار جانب پیامبر، سواره و پیاده قرار داشتند.
جابر ادامه میدهد: هنگامیکه آفتاب مایل شد، پیامبر صلی الله علیه و سلم برای مردم خطبه ایراد نموده و در خلال آن فرمودند:
«حريم خونهای شما و اموال شما محترم است، و بايد حُرمت آنها را نگاه داريد، همانند حُرمت امروز، در اين ماه، و در اين شهر شما! هشدار، که هر آنچه مربوط به جاهليت است بياعتبار است و زير پاهای من است. خونهای ريخته شده در جاهليت فرو نهاده است و غيرقابل قصاص و خونخواهی؛ و نخستين خونی که از ما ريخته شده و آن را قصاص نخواهيم کرد، خون ابن ربيعه پسر حارث است؛ همچنين، رِبای دوران جاهليت از اعتبار ساقط است، و نخستين ربايی که آنرا از موارد ربای خودمان از درجه اعتبار ساقط میگردانم، ربای عباس بن عبدالمطلب است که تماما بیاعتبار است...! حال که چنين است، خداي را درنظر بگيريد در ارتباط با زنان؛ که شما آنان را با امانت خدا برگرفته ايد، و رابطهی ويژه با آنان را با حکم خدا براي خودتان حلال کردهايد! اين حق شما بر گردن آنان است که هرگز کسی را که شما خوش نداريد، به خانه و زندگي شما راه ندهند؛ اگر چنين کاري کردند، میتوانيد آنان را بزنيد، البته به نوعي که آنان را آسيب نرساند! حق آنان نيز بر گردن شما آنست، که در حدّ متعارف خوراک و پوشاک آنان را تأمين کنيد. باري، من در ميان شما يادگاری برجاي نهادهام که پس از آن گمراه نشويد، اگر به آن تمسّک پيدا کنيد؛ کتاب خدا!»
گفته شده است تعداد کسانی که با پیامبر در این سال، حج انجام دادند، صد هزار تن بوده اند. آیهی زیر در حجۀ الوداع بر پیامبر فرود آمد:
{الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً}
«امروز (احكام) دين شما را برایتان كامل كردم و (با عزتبخشيدن به شما و استوار داشتن گامهای تان) نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آیين خداپسند برای شما برگزيدم» [مائده: 3]
گفته شده است این آیه دلالت بر انقطاع وحی دارد و همچنان خبر از رحلت جانگداز پیامبر دارد.
با سپری شدن سه ماه از حجۀ الوداع، پیامبر خدا گرفتار تب شدند. هنگامیکه بیماری شان شدت یافت، ابوبکر صدیق رضی الله عنه را دستور داد تا برای مسلمانان در نماز، امامت دهد. وقتی به پیامبر صلی الله علیه و سلم خبر رسید که انصار گریه میکنند، با تکیه به حضرت علی رضی الله عنه در حالیکه سر مبارک شان بسته بود، به مسجد آمدند و در پلهی پایین منبر نشستند و در خطابی فرمودند:
«ای مردم! به من خبر رسیده است که شما از مرگ پیامبرتان در هراسید. آیا پیش از من، کدام پیامبری عمر جاودان یافته است که من بیابم؟ بدانید که من به پروردگارم میپیوندم و شما نیز به من میپیوندید. شما را در مورد مهاجرین پیشتاز، سفارش میکنم که با ایشان به نیکی برخورد نمایید و مهاجرین را سفارش مینمایم که میان شان به نیکی برخورد نمایند؛ همانا خداوند متعال میفرماید:
{وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}
«سوگند به زمان (كه سرمايهی زندگي انسان، و فرصت تلاش او برای نيل به سعادت دو جهان است)! انسانها همه زيانمندند. مگر كسانيكه ايمان میآورند، و كارهای شايسته و بايسته میكنند، و همديگر را به تمسّك به حق (در عقيده و قول و عمل) سفارش میكنند، و يكديگر را به شكيبایی (در تحمل سختيها و دشواريها و دردها و رنجهایي) توصيه مينمايند (كه موجب رضاي خدا ميگردد).» [عصر: 3-1]
شما را در مورد انصار سفارش میکنم که با ایشان به نیکی رفتار نمایید؛ زیرا ایشان پیش از اینکه شما بیایید، خانه و كاشانهی آیین اسلام را آماده كردند و ایمان را در دل خود استوار داشتند.
#مختصر_تاریخ_اسلام
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
Repost from پوهنحی شرعیات و علوم اسلامی
قابل توجه دانشجویان گرامى پوهنحی شرعیات و علوم اسلامی
👈🏼 از آنجایی که قرار است روز شنبه ۷ حوت سال ۱۴۰۰ دروس تشدیدی -ان شاء الله- از سر گرفته شود توجه شما را به اطلاعیۀ زیر معطوف میداریم.
👈🏼 در تقسیم اوقات درسی تغییر چشمگیری نیامده اما اوقات دروس تشدیدی در دو تایم جداگانه، دخترانه و پسرانه تنظیم شده است.
👈🏼 قابل یادآوری است که تایم دخترانه ساعت ۸ صبح شروع و ساعت ۱۱:۱۵ قبل از ظهر ختم میشود و تایم پسرانه ساعت ۱۲:۱۵ بعد از ظهر شروع و ساعت ۳:۳۰ عصر ختم میگردد.
👈🏼 دروس محصلان شبانه بعداً اعلان خواهد شد.
از تمام دانشجویان عزیز صمیمانه خواهشمندیم تا در وقت معینه به دروس خویش حاضر شوند.
👈🏼 لطف نموده در پخش و نشر این اطلاعیه همکاری نمایید تا تمامی محصلان گرامی آگاه شوند.
🔶شکایت قرآن
سراینده: ا. بهیج
سال ها گردم نه افشاندی از طاقِ بلند!
روی رف بالا نهادی مثل محبوسی به بند!
یا ز بهرِ چشمِ حاسد(ان یکاد)
کُف کردی تا نبینی هیچ گزند!
یا ببستی آیه ام بر شاخِ گاو
ازدیاد شیر خواستی روزی چند!
یا به بازوی جوان و نوجوان
کردی حافظم ز شر هر خزند!
یا بلند آوازِ من از مرده کش!
قرئتِ "باسط" با لحنی کشند!
من کتابِ شرع و قانونِ توام
لیک چسپیدی تو بر طعن و چرند!
لابلایم شرعت و منهاج و علم!
نهج من جاوید و آرمانم بلند!
من کتاب زنده ام لیکن تو
بی تحرک بند ماندی در کمند
کامل و شامل و پویاییم به دهر
از "حدید" برگیر این منهاج و پند!
تا قیامت پر فروغ با این ندا
رخشِ من فایزِ میدانِ کشند!
آنچه می خواهی بخواه از علم و فن!
بابِ امید در برت هرگز مبند!
بهیج
بازنشر از سه سال پیش:
برای اصلاح جامعه نیازمند آحاد ذیل هستیم:
١. عالم دین شجاع که حرف حق را بگوید، حتی در مقابل حاکم ظالم و در این راه جز خدا از ملامت هیچ ملامتگری نهراسد و از تمام زنجیرهای حزبی، حکومتی و مصلحت های بیجا خود را برهاند.
٢. معلم صادق، مخلص و با رسالت که برای تحقق اهداف و رسالت خود زندگی اش را وقف کند و همواره بیندیشد که چگونه می تواند نسلی رسالتمند تربیت کند که به شعائر و شریعت الهی احترام بگذارند.
٣. زنان مؤمن و مخلصی که دین خود را صحیح بیاموزند و در تربیت فرزندان طبق دستورات دینِ الله متعال و محبت شریعت، از هیچ کوششی دریغ نکنند.
٤. شخصیت های رسانه ای شرافتمند که زبان و قلم خود را در اموری استفاده کنند که موجب خشنودی خداوند است و از دروغگویی، تعریف و ستودن ستمگران و طاغوتیان، انتشار منکرات و تبلیغ برای رهبران فاسد بپرهیزند.
٥. حاكم عادلی که اصلاح وضعیت مردم برایش از اصلاح امور خانه و اولاد خودش مهمتر باشد.
٦. تاجر قناعت پیشه ای که از غضب و گرفت خدا بترسد و بکوشد که الگویی برای تاجران مسلمان باشد و از فریبکاری، احتکار، کم فروشی و خیانت بپرهیزد.
٧. فرهنگی امانتدار که بداند رسالتش ساختن نسلی است که با تمدن اصیل اسلامی آشنا بوده و به هویت اسلامی خود عشق بورزد، و دین و شریعت الهی را افتخار و شرافت خود تلقی کند.
٨. ملتی فهیم که قدر علم و دانش را بداند و بتواند حق و باطل را از هم تمایز دهد و فریب رسانه های دروغگو و کانون های فرهنگی فاسد را نخورد.
٩. خطبا و سخنرانان راستگو و صادق که از منابر خود مدارسی بسازند جهت فرهنگ سازی و سوق دادن افکار نمازگزاران به سوی مفاهیم دین مقدس اسلام.
١٠. سرباز وظیفه شناسی که قدر و ارزش خود را بداند که او با نیرو و قدرت خود حامی دین، اخلاق و سرزمین خود است و در مقابل دشمنان باید دژی مستحکم باشد.
اگر در جامعه خود از این ده صنف مردم، ده ها نفر می داشتیم، وضعیت امت تغییر می کرد و رفته رفته در مدت کوتاهی بسوی آینده ای بهتر قدم می گذاشت.
ترجمه: عبدالناصر امینی
۲۹/ ۱۱/ ۱۳۹۷ هرات
ای فرزند آدم!
به گفتهی کسیکه میگوید: (شخص با کسی است که دوستش دارد.) فریب نخور؛ چراکه هر کس قومی را دوست داشته باشد از پی شان میرود. تو هرگز با نیکوکاران یکجا نخواهی شد، تا زمانیکه پیرو شان باشی، هدایت شان را بپذیری، روش شان را عمل کنی و صبح و شام راهشان را به پیش ببری، دوست داشته باشی از ایشان باشی و عمل شان را ادامه دهی اگر چه کوتاهی کرده باشی، زیرا ملاک کارها استقامت است.
آیا مگر یهود و نصاری و اهل هوی و هوس را ندیدی که پیامبران شان را دوست داشتند؛ اما همراه شان نبودند. آنها در رفتار و گفتار خلاف شان انجام دادند و راهی را جز راهشان رفتند و جای شان آتش جهنم شد.
خداوند ما را حفظ کند.
امام حسن بصری رحمه الله
برگردان: شعیب رحیمی، استاد مدرسه
#مدرسه دینی شهدای غیبتان
@shohadaghaibatan
آخرین همایش اصلاحالبیان سطح ابتدایی و متوسطه
سال تعلیمی ۱۴۰۰ خورشیدی
#مدرسه_احیاءالعلوم_هرات
@Aehyaa
2️⃣ ضعف و تجزیة روحیة دینی:
ملت ما در این مقطع تاریخی، نه تنها از علوم و آگاهی های روز، کاملاً محروم و بیگانه بود؛ بلکه در عرصة دینی نیز دچار حالت پریشان کننده یی قرار گرفته بود. چنان چه دینداری وی، به امور عبادییِ مانند نماز و برخی مراسم شکلی خلاصه شده فعالیت های دینی –جز در چارچوب مدارس؛ آن هم با روشی که با دنیای وقت همخوانی نداشت و برای یک عدة محدود منزوی از جامعه خاص شده بود- وجود نداشت. سیاست را از دین جدا میدانست و باور همگانی این بود که انسان دیندار کسی است که کنج و زاویه یی را اختیار کرده به کار کسی کاری نداشته باشد. چیزی به نام امر به معروف و نهی از منکر از بین رفته بود و –طوری که قصه می کنند- در شب های رمضان، صدای رقاصه های گمراه کننده، مانع نماز تراویح مردم ما در مساجد قرار می گرفت؛ اما این احساس وجود نداشت که یک بار در برابر آن از جانب همین نماز گزاران متدین، «نه» گفته شده و مخالفتی ابراز شود. قرآن مجید فقط کتاب تبرک و بوسه زدن قرار گرفته بود. فراموش نمی کنم این سخن تلخ یکی از کهنسالان را که می گفت: بسیاری از مردم در آن زمان خبر نداشتند که قرآن مجید به غیر از این الفاظی که از آن تبرک می جستند معنایی هم داشته باشد. در مساجد، جز کهنسالان، به ندرت جوانی دیده می شد؛ جوانان دین را متعلق به دوران پیری دانسته زندگی شان را بر سر کوچه ها، عبث و بیهوده سپری می کردند، زنان از اولین معلومات ضروری دین خود آگاهی نداشتند.
به راستی، ملتی که فهم دینی اش این همه نابسامان شده و دین را بی ارتباط به زندگی اجتماعی، سیاسی و تمدنی خویش بداند، چرا این همه نزد دشمنان طعمة غافل و لقمة سهل الهضم تلقی نگردد.
ب- عوامل خارجی:
موجودیت زمینه های داخلی که تجاوز را برای دشمن آسان می کرد، سبب شد تا استکبار جهانی از خارج نیز برای اشغال افغانستان برنامه ریزی کند، چنان چه کرملین، برای اشغال افغانستان نیاز به مهره هایی از خود این مردم داشت تا توسط آن ها، استراتیژی ها و برنامه هایش را در افغانستان دنبال نماید. از همین رو، به بهانة تحصیل، هزاران فرزند خالی الذهن ما را که از حقایق دینی و تربیت اسلامی کمترین بهره را نگرفته بودند، به دیار شان برده، روح الحاد و ستیز با ارزش های دینی و ملی را در ذهن و روان شان زرق نمود و از آن ها عناصری دین ستیز، وطن فروش و بیگانه پرست بار آورد؛ چنان چه همین تحصیل کرده ها بعد از ورود به کشور و جابجایی در پست های کلیدی، رفته رفته سبب تأسیس احزاب دین ستیز کمونستی و به دست گرفتن اختیارات کشور و در نهایت به پیروزی رساندن کودتای کمونستی در کشور شدند؛ کودتایی که خواستار حذف دین و آزادگی، از قاموس زندگی این ملت شد و توسط ایادی دلباختة خود، هر گونه صدای آزادی خواهی را خفه و کشور را در بحر خون فرزندانش به طلاتم در آورد و سرانجام شد آن چه شد.
🔸بیداری و قیام ملت ما:
سر انجام کودتای کمونستی صورت گرفت؛ کودتایی که تهاجم نظامی ارتش سرخ را زمینه سازی کرد. ملت ما هرچند دیر به خود آمد؛ اما از آن جا که احساس تدین و آزادگی، چون خون در قلبش می تپید و به هیچ قیمتی حاضر نبود از دین و آزادگی خود بگذرد، به مصاف دشمن رفت و هرچند اشغالگران، با شعار تأمین اموری حیاتی؛ چون: «کور، کالی و دودی» (خانه، لباس و غذا)، به سراغ او آمده بودند و تا حدی، آن ها را تأمین هم می کردند؛ اما ملت آزادة ما به هیچ وجه حاضر نشد، به خاطر اشباع شکم و شهوات خویش، از آن همه ارزش هایش گذشته و به غلامی تن دهد.
🔸پیروزی ملت ما و عوامل آن:
ملت مسلمان ما بعد از 14سال جهاد بی امان، با اهدای ملیون ها شهید، مجروح و آواره و با پرداخت بهایی که کمتر ملتی آن را برای آزادیش پرداخته است، به پیروزی رسید و سر انجام ارتش سرخ شوروی بعد از 10 سال کشتار و ویرانی، به شکست تن داده و در26 دلو سال1367 پا به فرار گذاشت.
و اما آن چه برای ما مهم و حیاتی است، طرح این سوال است که چه اموری سبب پیروزی ملت ما بر دشمنی که در عالم ظاهر به هیچ وجه با وی قابل مقایسه نبود، قرار گرفت؟ این سوالی است که اگر از انصاف و واقعیت نگذریم، جوابی غیر از این ندارد که همانا، ایمان راسخ، توکل قوی به خداوند، غیرت دینی، وحدت و یکپارچگی ملی و صبر و پایداری کم نظیرِ ملت ما بود که وی را شایستة پیروزی در برابر چنین حریفی ساخت.
🔶یادی از روز تاریخی و پر افتخار 26 دلو
✍ ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
یادبود و تجلیل از افتخارات تاریخ، برای هر ملت و امتی، یکی از امور مهم و حیاتی شمرده می شود. ملت ها با یادبود و تازه داشتن روزهای تاریخی خود، احساس هویت و عزت را در خود زنده ساخته، در برابر مشکلات پایدار و در میدان کارزار استوار می مانند؛ از آن، همت شان بالا می گیرد، آرزوهای شان شکوفا می شود، بر دشمنان شان فایق می آیند و در میان ملت ها، سروری و سربلندی پیدا می کنند.
از همین رو، الله متعال پیامبرش حضرت موسی را به یادبود و احیای ایام الله «روزهای پرافتخار تاریخ بنی اسرائیل» دستور می دهد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»[ابراهیم:] (همانا ما موسی را با آیات مان به پیامبری برانگیختیم [و به وی گفتیم] که قومت را از تاریکی ها به روشنی بیرون آور و روز های خدا را به یاد ایشان ده!)
تا از این طریق حضرت موسی ملت بنی اسرائیل را که آن همه در برابر ستم فرعونیان، ذلیل و زبون شده و به پستی خوی گرفته بودند و روح آزاد منشی و عزتمندی در ایشان مرده بود، بیدار و بدیشان، قلبی تپنده، روحیة قوی، و آرزوهای بالا، ببخشد و آنان را از آن زندگی ذلت بار و فلاکت زده نجات داده و به حیات آبرومند و زندگی سعادتمند برسانند.
بادقت به آن چه گفته آمد، پی می بریم که چقدر برای ما ضرور است تا با یادبود و احیای افتخارات بزرگ تاریخ خود، احساس عزت و قوت را در کالبد همدیگر خویش دمیده و روحیة امید، نشاط و پویایی را در رگ رگ وجود مان ایجاد نماییم و برای دست یافتن به یک آیندة درخشان، از پاننشینیم.
این از یک سو، از جانب دیگر، تاریخ برای ما بزرگترین رهنما و استادی است که می باید از آن بیاموزیم، تجربه حاصل نمائیم و آیندة درخشانی را بر سایه های بلند آن بنا سازیم.
بی تردید، یکی از پر افتخارترین روزهای به یاد مندی تاریخ معاصر کشور ما، 26 دلو (سالروز فرار ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) از کشور ماست؛ روزی که یک بار دیگر، بعد از چهارده قرن، خاطرة پیروزی های بدر و حنین، و قادسیه و یرموک تکرار شد و سپاه باطل با همه طمطراق و قوتش در برابر سپاه حق با همه تواضع و زهدش به زانو در آمد و تاریخ بشر، شاهد یک پیروزی عظیم در برابر یک دشمن بس بزرگ برای ملت آزادة ما بود.
راستی! انگیزه های آن تجاوز بی شرمانه چه بود؟ زمینه های داخلی و خارجی آن از چه قرار بود؟ سبب قیام و رمز پیروزی ملت ما در چه بود؟ وظیفه و مسؤولیت ما در برابر آن چی است؟ این ها و امور دیگر چیزهایی هستند که –به اذن الله- در این مقال به صورت کوتاه و فشرده -به قرار زیر- بدان ها می پردازیم:
🔸انگیزه های این تجاوز:
شکی نیست، موقعیت بس ارزندة جغرافیایی کشور ما که می توانست از یک سو عبورگاهی سهل، برای ارتش سرخ در رسیدن به آب های بحر هند قرار گرفته و نیز از این جغرافیا بر کشورهای مهم منطقه اشراف و تسلط پیدا کند و از جانب دیگر، دست یابی به آن همه منابع دست نخوردة طبیعی موجود در این سرزمین، اموری است که وی را به طمع اشغال این سرزمین انداخت؛ درست آنچه که در گذشته نیز بارها در طول تاریخ، باعث طمع ورزی مستکبران جهان و حمله بر کشور عزیز ما شده است.
🔸زمینه های تحقق این تجاوز:
بدون شک، یک مجموعه عوامل داخلی و خارجی، زمینه های تحقق این تجاوز را فراهم نمود و سبب شد تا ارتش سرخ شوروی، ارادة تجاوز ننگینش بر کشور عزیز ما را عملی نماید که به قرار زیر به شرح آن ها می پردازیم:
الف-عوامل داخلی:
مهم ترین عوامل داخلی آن به قرار زیر است:
1️⃣-بخواب رفتگی و ضعف شعور سیاسی ملت ما:
این حقیقت تلخی است که ملت ما در آن روزگار هیچ آگاهی نسبت به اوضاع سیاسی کشور و دسوت و دشمن خود نداشت. حکام خود کامه از مدت ها پیش، ملت ما را یک ملتی بی اراده و به خواب رفته بار آورده بودند، تا در برابر بهره کشی و خودکامگی¬های آنان، کمترین حرکتی از خود نشان نداده و همواره سر تسلیم فرو داشته باشد.
این از یک سو، از جانب دیگر، ملت ما در این مقطع از تاریخش از شرایط و اوضاع جهان به انزوای کامل قرار داشت و در برابر تحولات زمان، در یک بی تفاوتی عجیب به سر می برد. از کاروان علم و دانش روز، هم به شدت عقب مانده بود؛ تا آن جا که احساس و درک این محرومیت را هم از دست داده بود.
روشن است که چنین ملتی به خواب رفته که به شکاری غافل می مانست، طمع مستکبری چون اتحاد جماهیر شوروی را بر انگیزد تا آن جا که وی را برای خود یک طمعة کاملاً آماده و غافل پنداشته و به وی حمله ور شود.
تاریخ اسلام نیز بهترین شاهدی است و واضح می رساند که هرگاه ملتی بر محور ایمان جمع شده و با کنار گذاشتن همه تفاوت ها، دست در دست هم گذارند و با عطش به استقبال شهادت یا پیروزی روان شده و در عرصه های کارزار از خود صبر و پایداری نشان دهند، هیچ قدرتی بر ایشان پیروز شده نمی تواند، چنان چه الله متعال می فرماید: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»[محمد:7] (ای مومنان! اگر شما [دین] الله را یاری کنید، خداوند شما را پیروز می گرداند و قدم های شما را محکم و استوار می سازد).
و می فرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمْ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[آل عمران:139] (سست و غمگین نشوید، و شما سربلند هستید؛ اگر واقعاً مومن باشید!)
و می فرماید: "وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا" [آل عمران:120] (و اگر صبر پیشه کنید و پرهیزگار باشید، مکر و حیلة آنان، هیچ زیانی به شما نمی رساند.)
🔸درس ها و پیام ها:
یقیناً، پیروزی ملت مسلمان افغان در برابر ارتش سرخ شوروی که به یک معجزه شبیه بوده مملو از درس های ایمانی و پیام های امیدوارکننده است که هرگز نباید فراموش ملت ما گردد، چنان چه حقایقی را به قرار زیر ثابت نمود:
اول این که: هیچ قدرتی مادی نمی تواند حریف نیروی ایمان، توکل و یقین به خداوند گردد.
دوم این که: صدق ایمان و قوت یقین، برای انسان شهامتی می بخشد که شاهان جهان از آن محروم اند و نتایجی را به بار می آورد که اسباب مادی از آن عاجز اند.
سوم این که: هرگز، محورهای چون: قوم، سمت، زبان و حزب نمی تواند افغان ها را از پراکندگی و تفرق نجات بخشد؛ بلکه تنها اسلام است که می تواند همگی را یک پارچه و متحد بدور هم جمع گرداند و ملت ما برای حل مشکل تفرقة ملی، و رهایی از ذلت و بدبختی هایی که تا کنون دامنگیر آن بوده است، هیچ راهی جز چنگ زدن به حقیقت اسلام ندارد.
در اخیر باید خاطر نشان ساخت که اگر آن همه جهاد و فداکاری ملت مسلمان ما بعد از سرنگون ساختن پرچم کمونزم و به پیروزی رسیدن جهاد برحق ملت، با سوء مدیریت و خودکامگی برخی رهبران مستبد و دشمنان داخلی و خارجی –که به نفرین خالق و خلق گرفتار اند- به خیانت مواجه شد، نباید، خدای نخواسته لکه ای در نگاه ما به جهاد مقدس و شهدای جانفدای ما ایجاد کند و نباید به دهن کجی های برخی جریان های خود فروخته که در تلاش اند این افتخارات بزرگ تاریخی ما را در سطح جهان زیر سوال ببرند، گوش داد.
خداوند منان، جهاد و شهادت و از خود گذری های ملت ما را بپذیرد و ما را توفیق دهد که با برآوردن آرمان هایی که به خاطر تحقق آن، این همه فداکاری را متحمل شدند، واجب شرعی و دَین ملی خود را در قبال ملت شهیدداده و فداکار خویش ادا نماییم.
2️⃣ ضعف و تجزیة روحیة دینی:
ملت ما در این مقطع تاریخی، نه تنها از علوم و آگاهی های روز، کاملاً محروم و بیگانه بود؛ بلکه در عرصة دینی نیز دچار حالت پریشان کننده یی قرار گرفته بود. چنان چه دینداری وی، به امور عبادییِ مانند نماز و برخی مراسم شکلی خلاصه شده فعالیت های دینی –جز در چارچوب مدارس؛ آن هم با روشی که با دنیای وقت همخوانی نداشت و برای یک عدة محدود منزوی از جامعه خاص شده بود- وجود نداشت. سیاست را از دین جدا میدانست و باور همگانی این بود که انسان دیندار کسی است که کنج و زاویه یی را اختیار کرده به کار کسی کاری نداشته باشد. چیزی به نام امر به معروف و نهی از منکر از بین رفته بود و –طوری که قصه می کنند- در شب های رمضان، صدای رقاصه های گمراه کننده، مانع نماز تراویح مردم ما در مساجد قرار می گرفت؛ اما این احساس وجود نداشت که یک بار در برابر آن از جانب همین نماز گزاران متدین، «نه» گفته شده و مخالفتی ابراز شود. قرآن مجید فقط کتاب تبرک و بوسه زدن قرار گرفته بود. فراموش نمی کنم این سخن تلخ یکی از کهنسالان را که می گفت: بسیاری از مردم در آن زمان خبر نداشتند که قرآن مجید به غیر از این الفاظی که از آن تبرک می جستند معنایی هم داشته باشد. در مساجد، جز کهنسالان، به ندرت جوانی دیده می شد؛ جوانان دین را متعلق به دوران پیری دانسته زندگی شان را بر سر کوچه ها، عبث و بیهوده سپری می کردند، زنان از اولین معلومات ضروری دین خود آگاهی نداشتند.
به راستی، ملتی که فهم دینی اش این همه نابسامان شده و دین را بی ارتباط به زندگی اجتماعی، سیاسی و تمدنی خویش بداند، چرا این همه نزد دشمنان طعمة غافل و لقمة سهل الهضم تلقی نگردد.
ب- عوامل خارجی:
موجودیت زمینه های داخلی که تجاوز را برای دشمن آسان می کرد، سبب شد تا استکبار جهانی از خارج نیز برای اشغال افغانستان برنامه ریزی کند، چنان چه کرملین، برای اشغال افغانستان نیاز به مهره هایی از خود این مردم داشت تا توسط آن ها، استراتیژی ها و برنامه هایش را در افغانستان دنبال نماید. از همین رو، به بهانة تحصیل، هزاران فرزند خالی الذهن ما را که از حقایق دینی و تربیت اسلامی کمترین بهره را نگرفته بودند، به دیار شان برده، روح الحاد و ستیز با ارزش های دینی و ملی را در ذهن و روان شان زرق نمود و از آن ها عناصری دین ستیز، وطن فروش و بیگانه پرست بار آورد؛ چنان چه همین تحصیل کرده ها بعد از ورود به کشور و جابجایی در پست های کلیدی، رفته رفته سبب تأسیس احزاب دین ستیز کمونستی و به دست گرفتن اختیارات کشور و در نهایت به پیروزی رساندن کودتای کمونستی در کشور شدند؛ کودتایی که خواستار حذف دین و آزادگی، از قاموس زندگی این ملت شد و توسط ایادی دلباختة خود، هر گونه صدای آزادی خواهی را خفه و کشور را در بحر خون فرزندانش به طلاتم در آورد و سرانجام شد آن چه شد.
🔸بیداری و قیام ملت ما:
سر انجام کودتای کمونستی صورت گرفت؛ کودتایی که تهاجم نظامی ارتش سرخ را زمینه سازی کرد. ملت ما هرچند دیر به خود آمد؛ اما از آن جا که احساس تدین و آزادگی، چون خون در قلبش می تپید و به هیچ قیمتی حاضر نبود از دین و آزادگی خود بگذرد، به مصاف دشمن رفت و هرچند اشغالگران، با شعار تأمین اموری حیاتی؛ چون: «کور، کالی و دودی» (خانه، لباس و غذا)، به سراغ او آمده بودند و تا حدی، آن ها را تأمین هم می کردند؛ اما ملت آزادة ما به هیچ وجه حاضر نشد، به خاطر اشباع شکم و شهوات خویش، از آن همه ارزش هایش گذشته و به غلامی تن دهد.
🔸پیروزی ملت ما و عوامل آن:
ملت مسلمان ما بعد از 14سال جهاد بی امان، با اهدای ملیون ها شهید، مجروح و آواره و با پرداخت بهایی که کمتر ملتی آن را برای آزادیش پرداخته است، به پیروزی رسید و سر انجام ارتش سرخ شوروی بعد از 10 سال کشتار و ویرانی، به شکست تن داده و در26 دلو سال1367 پا به فرار گذاشت.
و اما آن چه برای ما مهم و حیاتی است، طرح این سوال است که چه اموری سبب پیروزی ملت ما بر دشمنی که در عالم ظاهر به هیچ وجه با وی قابل مقایسه نبود، قرار گرفت؟ این سوالی است که اگر از انصاف و واقعیت نگذریم، جوابی غیر از این ندارد که همانا، ایمان راسخ، توکل قوی به خداوند، غیرت دینی، وحدت و یکپارچگی ملی و صبر و پایداری کم نظیرِ ملت ما بود که وی را شایستة پیروزی در برابر چنین حریفی ساخت.
🔶یادی از روز تاریخی و پر افتخار 26 دلو
✍ ضیاءاحمد فاضلی، مسوول مدرسه احیاءالعلوم
یادبود و تجلیل از افتخارات تاریخ، برای هر ملت و امتی، یکی از امور مهم و حیاتی شمرده می شود. ملت ها با یادبود و تازه داشتن روزهای تاریخی خود، احساس هویت و عزت را در خود زنده ساخته، در برابر مشکلات پایدار و در میدان کارزار استوار می مانند؛ از آن، همت شان بالا می گیرد، آرزوهای شان شکوفا می شود، بر دشمنان شان فایق می آیند و در میان ملت ها، سروری و سربلندی پیدا می کنند.
از همین رو، الله متعال پیامبرش حضرت موسی را به یادبود و احیای ایام الله «روزهای پرافتخار تاریخ بنی اسرائیل» دستور می دهد: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»[ابراهیم:] (همانا ما موسی را با آیات مان به پیامبری برانگیختیم [و به وی گفتیم] که قومت را از تاریکی ها به روشنی بیرون آور و روز های خدا را به یاد ایشان ده!)
تا از این طریق حضرت موسی ملت بنی اسرائیل را که آن همه در برابر ستم فرعونیان، ذلیل و زبون شده و به پستی خوی گرفته بودند و روح آزاد منشی و عزتمندی در ایشان مرده بود، بیدار و بدیشان، قلبی تپنده، روحیة قوی، و آرزوهای بالا، ببخشد و آنان را از آن زندگی ذلت بار و فلاکت زده نجات داده و به حیات آبرومند و زندگی سعادتمند برسانند.
بادقت به آن چه گفته آمد، پی می بریم که چقدر برای ما ضرور است تا با یادبود و احیای افتخارات بزرگ تاریخ خود، احساس عزت و قوت را در کالبد همدیگر خویش دمیده و روحیة امید، نشاط و پویایی را در رگ رگ وجود مان ایجاد نماییم و برای دست یافتن به یک آیندة درخشان، از پاننشینیم.
این از یک سو، از جانب دیگر، تاریخ برای ما بزرگترین رهنما و استادی است که می باید از آن بیاموزیم، تجربه حاصل نمائیم و آیندة درخشانی را بر سایه های بلند آن بنا سازیم.
بی تردید، یکی از پر افتخارترین روزهای به یاد مندی تاریخ معاصر کشور ما، 26 دلو (سالروز فرار ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی) از کشور ماست؛ روزی که یک بار دیگر، بعد از چهارده قرن، خاطرة پیروزی های بدر و حنین، و قادسیه و یرموک تکرار شد و سپاه باطل با همه طمطراق و قوتش در برابر سپاه حق با همه تواضع و زهدش به زانو در آمد و تاریخ بشر، شاهد یک پیروزی عظیم در برابر یک دشمن بس بزرگ برای ملت آزادة ما بود.
راستی! انگیزه های آن تجاوز بی شرمانه چه بود؟ زمینه های داخلی و خارجی آن از چه قرار بود؟ سبب قیام و رمز پیروزی ملت ما در چه بود؟ وظیفه و مسؤولیت ما در برابر آن چی است؟ این ها و امور دیگر چیزهایی هستند که –به اذن الله- در این مقال به صورت کوتاه و فشرده -به قرار زیر- بدان ها می پردازیم:
🔸انگیزه های این تجاوز:
شکی نیست، موقعیت بس ارزندة جغرافیایی کشور ما که می توانست از یک سو عبورگاهی سهل، برای ارتش سرخ در رسیدن به آب های بحر هند قرار گرفته و نیز از این جغرافیا بر کشورهای مهم منطقه اشراف و تسلط پیدا کند و از جانب دیگر، دست یابی به آن همه منابع دست نخوردة طبیعی موجود در این سرزمین، اموری است که وی را به طمع اشغال این سرزمین انداخت؛ درست آنچه که در گذشته نیز بارها در طول تاریخ، باعث طمع ورزی مستکبران جهان و حمله بر کشور عزیز ما شده است.
🔸زمینه های تحقق این تجاوز:
بدون شک، یک مجموعه عوامل داخلی و خارجی، زمینه های تحقق این تجاوز را فراهم نمود و سبب شد تا ارتش سرخ شوروی، ارادة تجاوز ننگینش بر کشور عزیز ما را عملی نماید که به قرار زیر به شرح آن ها می پردازیم:
الف-عوامل داخلی:
مهم ترین عوامل داخلی آن به قرار زیر است:
1️⃣-بخواب رفتگی و ضعف شعور سیاسی ملت ما:
این حقیقت تلخی است که ملت ما در آن روزگار هیچ آگاهی نسبت به اوضاع سیاسی کشور و دسوت و دشمن خود نداشت. حکام خود کامه از مدت ها پیش، ملت ما را یک ملتی بی اراده و به خواب رفته بار آورده بودند، تا در برابر بهره کشی و خودکامگی¬های آنان، کمترین حرکتی از خود نشان نداده و همواره سر تسلیم فرو داشته باشد.
این از یک سو، از جانب دیگر، ملت ما در این مقطع از تاریخش از شرایط و اوضاع جهان به انزوای کامل قرار داشت و در برابر تحولات زمان، در یک بی تفاوتی عجیب به سر می برد. از کاروان علم و دانش روز، هم به شدت عقب مانده بود؛ تا آن جا که احساس و درک این محرومیت را هم از دست داده بود.
روشن است که چنین ملتی به خواب رفته که به شکاری غافل می مانست، طمع مستکبری چون اتحاد جماهیر شوروی را بر انگیزد تا آن جا که وی را برای خود یک طمعة کاملاً آماده و غافل پنداشته و به وی حمله ور شود.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
