fa
Feedback
Libertà

Libertà

رفتن به کانال در Telegram

Now, Voyager, sail thou forth, to seek and find. — Walt Whitman با ما نقاشی ببینید: @NotesOnLooking دریافت دوماهنامه ازطریق ایمیل: @LibertaLetterBot ارتباط با من: 📧 hanna.ghasser@gmail.com

نمایش بیشتر
2 136
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
+5930 روز
آرشیو پست ها
زوم کنید. 🔍

Repost from N/a
photo content

یک بار ۲ زنگ پشت‌هم حسابان داشتیم و بینش یه زنگ تفریح بود. من داشتم هوسرل و مرلوپونتی می‌خوندم و بچه‌ها بهم گفتن بهمون توضیح بده. پای تخته براشون توضیح دادم و وقتی زنگ تفریح تموم شد، معلم حسابانمون برگشت توی کلاس و تخته رو دید، خیلی تعجب کرد و گفت: وا! چجوری وقت کردین توی ۱۵ دقیقه این‌همه چیز بنویسین؟ :)))

چون فلسفه پیچیده است، و ما با خوندن خوانش‌های دست‌دوم یا خلاصه‌ای از متون نمی‌تونیم به اون فهم دقیق برسیم. فلسفه پیچیده است چون ما انسان‌های پیچیده‌ای هستیم.

من از ۱۲ سالگی فلسفه می‌خوندم و توی مدرسه پای تخته به همکلاسی‌هام چیزهایی که می‌خوندم رو توضیح می‌دادم! و این همیشه برام خیلی مهم بوده که برای فهمیدن فلسفه باید متن خود فیلسوف‌ها رو خوند.

وای! راست می‌گید؟

https://t.me/libertxa/23747 وای هانا لطفا لطفا لطفا!

خیلی دلم می‌خواد یک کارگاه فلسفه‌خوانی برگزار کنم برای نوجوان‌ها

“A split subject, who simultaneously enjoys, through text, the consistency of his selfhood and its collapse, its fall. “
“A split subject, who simultaneously enjoys, through text, the consistency of his selfhood and its collapse, its fall. “

از خاطرات سیلویا پلات (ترجمه‌ی مهسا ملک مرزبان، ص ۳۹۶) شنبه، دهم ژانویه ۱۹۵۹: دیروز صبح گریه کردم؛ انگار یک ساعتِ تمام برای گ
از خاطرات سیلویا پلات (ترجمه‌ی مهسا ملک مرزبان، ص ۳۹۶) شنبه، دهم ژانویه ۱۹۵۹:
دیروز صبح گریه کردم؛ انگار یک ساعتِ تمام برای گریه و زاری وقت داشتم: چرا گریستن اینقدر لذتبخش است؟ بعد از آن، احساس پاکی و تصفیه‌ی روحی می‌کنم. انگار غمی دارم که با گریه بر آن فائق می‌آیم. غمی عمیق.
Sylvia Plath, aged 26, from "The Unabridged Journals of Sylvia Plath" (dated January 10, 1959).

I won’t speak at all, just to sing again @libertxa

آرمان: فکر کنم ادبیاتی‌ها بهتر می‌تونن عشق بورزن تا نقاش‌ها

Repost from N/a
در زمانه‌ی بحران، هنر چه می‌تواند بکند؟ جلسه‌ی پنجم: لئون گلوب بدن و بحران «پیکره‌ی انسانی محل معناست.» — از مصاحبه‌ی لئون گل
در زمانه‌ی بحران، هنر چه می‌تواند بکند؟ جلسه‌ی پنجم: لئون گلوب بدن و بحران «پیکره‌ی انسانی محل معناست.» — از مصاحبه‌ی لئون گلوب با The Brooklyn Rail گلوب بارها درباره‌ی اهمیت فیگور انسانی صحبت کرده بود: اینکه بدن برای او موضوع اصلی نقاشی است. چشمگیرترین عنصر در آثار گلوب ارتباط تنگاتنگ میان ضربه‌ها، حملات و خشونت به بدن انسان است. در نقاشی‌های او، بدن بستری است برای مطالعه‌ی تاریخ خشونت و نمایان کردن سازوکارهای قدرت؛ همچون سطحی که تاریخ بر آن حکاکی می‌شود. ▫️شنبه، ۲۰ تیر ساعت ۱۸:۳۰ به‌صورت آنلاین در گوگل‌میت برای شرکت در جلسه، با آیدی @ShiveDidan در ارتباط باشید.

توی اسلاید آخر این پست گفتم شیوه‌های دیدن برای چی به وجود اومد.

صفحه‌ی ما رو در اینستاگرام دنبال کنید و به چهره‌ی زیبای جان برجر درود بفرستید. 💞💞💞

Repost from N/a
دیدن همیشه از یک نقطه آغاز می‌شود: از یک تجربه، یک بدن، یک تاریخ. از امروز «شیوه‌های دیدن» در اینستاگرام هم کنار شماست: https
دیدن همیشه از یک نقطه آغاز می‌شود: از یک تجربه، یک بدن، یک تاریخ. از امروز «شیوه‌های دیدن» در اینستاگرام هم کنار شماست: https://www.instagram.com/notesonlooking?utm_source=qr

امروز روز آخریه که می‌تونید با تخفیف ثبت‌نام کنید.

و جالبه، دقیقاً موضوع این جلسه هم همینه. اگر باقی موندی، چی برای گفتن داری؟

و از کجا معلوم؟ شاید این روان‌پالایی‌ها روزی توانایی تبدیل شدن به یک اثر هنری رو داشته باشن. چون تا خودت مواجه نشی، تاب نیاری، پای زندگی نمونی، خلق هم نمی‌تونی بکنی.