fa
Feedback
Samuel Beckett

Samuel Beckett

رفتن به کانال در Telegram

ساموئل بارکلی بکت Samuel Barclay Beckett Born: 13 April 1906 Died: 22 December 1989 Instagram Page: http://www.instagram.com/_samuel.beckett_

نمایش بیشتر
1 936
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1530 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
آوریل '25
آوریل '250
در 1 کانال‌ها
مارس '25
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+32
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+46
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+38
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+71
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+77
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+46
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+30
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+28
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+155
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+55
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+44
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+104
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+62
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+1 512
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
03 آوریل0
02 آوریل0
01 آوریل0
پست‌های کانال
Repost from Sam Beckett
یکی از «مکان»هایی که بکت مدام و از قدیم مصرانه بدان دلبستگی نشان می‌دهد، پیشابرزخ است که در آن خلقی به توبه معلق و معطل‌اند و پیش از آنکه به عذاب تطهیرکنندهٔ برزخ پذیرفته شوند، محکومند دوباره طول مدت زندگی‌شان را به انتظار بنشینند. در آنجا دانته، بلاکوا را پیدا می‌کند که گویی در یک بطن یا یک جمجمه باشد، به‌حالت جنینی در خود جمع شده و چمباتمه زده، زندگی خود را دیگربار خواب می‌بیند، خوابی که حتی در فلورانس یکی از رویاهایش بوده. بلاکوا در فلورانس از این‌که این حکم ارسطویی را به دانته گوشزد کند لذت وافری می‌برده است: «با نشستن و خاموش ماندن ذهن حکیم می‌شود.» و حالا، در جهانِ زیرین، بلاکوا از دانته می‌پرسد: «ای برادر، برخاستن را چه سود؟» و نه‌تنها بکت نخستین قهرمان بورلسک خود را در داستان جویسیٍ های بیش از هوی، بلاکوا شوا نام نهاده،‌ بل هرچه کارش جلوتر می‌رود قدردانی و تجلیلش از این تعلیق و تعویق آغازین و این رویای واپس‌نگر قهقرایی، ژرف‌تر می‌شود؛ و این پیشابرزخ به‌نظر بیشتر و بیشتر مبدل به استعاره‌ای می‌شود صریح و دقیق، برای نوع فضا و زمانی که بکت ملهم از آن است. زمان و مکانی میان خلاء و هستی، آنجا که زندگی به‌سر می‌رسد، گرچه که هرگز نه پایان یافته و نه آغاز شده است، دقیقا همان زمان و محل آخر بازی.بل گیل شوینی

2
🎬 Dance First+1
🎬 Dance First
971
3
بدون متن...
997
4
فیلم تئاتر : مَن نه/ Not I اثر : ساموئل بکت مترجم : سید حسین رسولی با اجرای : جولیان مور @Filmkootahh
فیلم تئاتر : مَن نه/ Not I اثر : ساموئل بکت مترجم : سید حسین رسولی با اجرای : جولیان مور @Filmkootahh
942
5
عدم قطعیت‌ها، بی‌ثباتی‌ها، شکاف‌ها و بن‌بست‌های موجود در الگوی بازی، در همه‌ی آثار بکت برجسته است - و همچنین، لحظات تأمل فلسفی و لحظات آرام غنایی. نمایش‌نانه‌های جدید‌تر، به نحوی تناقض‌آمیز، بیشتر به جنبه‌ی نمایشی تمایل دارند، هرچند اصولاً کمتر از " گوشت و خون‌"اند. نمایش‌ها به تئاتر ناب نزدیک‌تر شده‌اند، بدین معنا که در هیچ ژانر یا رسانه‌ی دیگری کارکرد ندارند؛ گواهِ آن تصور مرکزی وینی در روزهای خوش است که تا کمر/گردن در خاک فرو رفته و کانون تک‌گویی دیالوگ‌گونه‌ی پرشور و حرارتی است. بر همین قیاس، در اینجا نوع جدیدی از متن نمایشی داریم که دستورالعمل‌‌های ژرف، معنادار و کاملاً نمایشی آن ( یعنی دستورالعمل‌هایی که بیشتر به ژست، حرکت، جلوه‌های بصری شنیداری اشاره دارد تا به شرایط روانی و اجتماعی، مثلاً، دستورالعمل‌های صحنه‌ای به شدت تودرتوی نمایش‌‌نامه‌های شاو) در دیالوگ بافته می‌شود. روزهای خوش نمایش‌نامه‌ای است که خبر از نمایش‌نامه‌های کوتاهی می‌دهد که بکت در دهه‌ی هفتاد شروع به نوشتن آن‌ها کرد، با نهایت اختصار تک‌گویی هاشان در نمایشی زنده، جایی که "گفتار باقی مانده" چونان اجرای یک قطعه موسیقی است. پیش‌بینی اینکه آیندگان از تحول درونی و اجتناب پذیر نمایش‌نامه نویسی بکت چه دریافتی خواهند داشت ناممکن است، اما برای زمانه‌ی ما یگانه و بی‌نظیر است و بعید به نظر می‌رسد که در سلک و شیوه‌ای همانند تقلید شود.
623
6
بدون متن...
597
7
زیرنویس فارسی Dance First
825
8
English Subtitle
910
9
Dance First 2023 1080p WEBRip x264 AAC5 1 [YTS MX] srt
59
10
Dance First 2023 1080p WEB-DL 6CH YIFY
Dance First 2023 1080p WEB-DL 6CH YIFY
834
11
فیلم Dance First بر روی پلتفرم ها و سایت‌های دانلود بارگذاری شده است.
953
12
Let us do something, while we have the chance! It is not every day that we are needed. Not indeed that we personally are need
Let us do something, while we have the chance! It is not every day that we are needed. Not indeed that we personally are needed. Others would meet the case equally well, if not better. To all mankind they were addressed, those cries for help still ringing in our ears! But at this place, at this moment of time, all mankind is us, whether we like it or not. Let us make the most of it, before it is too late! Let us represent worthily for one the foul brood to which a cruel fate consigned us! What do you say? It is true that when with folded arms we weigh the pros and cons we are no less a credit to our species. The tiger bounds to the help of his congeners without the least reflexion, or else he slinks away into the depths of the thickets. But that is not the question. What are we doing here, that is the question. And we are blessed in this, that we happen to know the answer. Yes, in the immense confusion one thing alone is clear. We are waiting for Godot to come...
602
13
و وقتی که دیگر دندان و ناخنی برایم نمی‌ماند، با استخوان‌هایم سنگ و صخره‌ها را می‌کندم. بکت مالوی
690
14
امیل چوران اندیشه‌ی خودکشی از پیج: philosophical.ir
امیل چوران اندیشه‌ی خودکشی از پیج: philosophical.ir
924
15
+4
بکت‌خوانی (مِرفی) جلسه ١ دانشگاه زنجان، ٢ اردیبهشت ١۴٠٣
1 194
16
📌انجمن علمی فلسفه دانشگاه زنجان برگزار می‌کند : 🔸کارگاه رمان خوانی 🔹مِرفی، اثر ساموئل بکت 🔺با حضور دکتر حسن فتح‌زاده 📍کل
📌انجمن علمی فلسفه دانشگاه زنجان برگزار می‌کند : 🔸کارگاه رمان خوانی 🔹مِرفی، اثر ساموئل بکت 🔺با حضور دکتر حسن فتح‌زاده 📍کلاس ٢٢٢، دانشکده علوم انسانی
917
17
سندرومی که بهش می‌گن زندگی این‌قدر پراکنده و پرابهامه که با هیچ تخفیف و تسکینی سازگاری نداره. به ازای هر چیزی که بهتر می‌شه، یه چیز دیگه هست که بدتر می‌شه. مرفی
959
18
مرفی Murphy در واقع، وقتی قطعه‌ای جابجا می‌شود، یک‌جای خالی را از خود به‌جای می‌گذارد که می‌تواند با قطعه‌ی دیگری این شکاف پر شود؛ هر انتخاب موجب انصراف یک قطعه و در عین حال، جایگزین کردن قطعه‌ی دیگری می‌شود. بنابراین، تأمین انرژی بالقوه‌ی نظام، حالتی دائمی دارد. شاید به این معنا نیز باشد که رضایت‌ها در تعادل هستند، پس چیزی که انجام می‌دهید، مهم نیست؛ اما ویلی‌ها و نیئری‌ها چنین نتیجه‌ای نمی‌گیرند. (نتيجه‌ای که با وجود قناعت در انرژی، به اثبات می‌رسد.) این باوری است که بکت گاهی با آن بازی می‌کند. در گودو نیز اشکهایی که در جهان ریخته می‌شوند، دائمی هستند. وقتی کسی ضجّه‌ای را در جایی شروع می‌کند، یکی دیگر در جای دیگری ضجّه‌اش را تمام می‌کند. همین اتفاق در خندیدن هم صادق است. ✍ هیو کِنر
842
19
خورشید، بی‌آنکه چاره‌ی دیگری داشته باشد، برگمان چیزهای قدیمی می‌تابید. مرفی، مثل کسی که پنداری آزاد بود، در دخمه‌ای در وِست ب
خورشید، بی‌آنکه چاره‌ی دیگری داشته باشد، برگمان چیزهای قدیمی می‌تابید. مرفی، مثل کسی که پنداری آزاد بود، در دخمه‌ای در وِست برامپتن ( West Brompton )، خارج از نوررَس نشسته بود. او این‌جا در قفسی جمع و جور و شمالی-غربی که چشم‌اندازی یکپارچه به قفس‌های جمع و جور و جنوبی-شرقی داشت حدوداً شش ماه آزگار خورده و نوشیده و خوابیده و لباس پوشیده و درآورده بود. به زودی مجبور می‌شد فکر دیگری بکند، چون آن دخمه‌ رسماً کلنگی و غیرقابل سکونت اعلام شده بود. به زودی مجبور می‌شد کمر همت ببندد و خوردن و نوشیدن و خوابیدن و پوشیدن و درآوردن لباس را در محیطی کاملاً بیگانه آغاز کند. مرفی بکت
876
20
بدون متن...
793