4 722
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-3230 روز
آرشیو پست ها
4 721
مغز مسلمون که میگه بچه روزیشو با خودش میاره
مغز این کصکش فرا تر از اسلام بوده دیگه
4 721
من اگه صاحب سمت بودم تو این مملکت
نگهداری پت
پت شاپ ها
خرید و فروش حیوانات
شکار غیر مجاز
و هر شغلی در رابطه با حیوانات رو ممنون و حبس وجریمه های سنگین قرار میکردم تا بساط این کصکلک بازی ها جمع بشه
4 721
نقد «خاندان نوبختی» عباس اقبال آشتیانی و Agents of the Hidden Imam ادموند هیز
کتاب «خاندان نوبختی» عباس اقبال آشتیانی (دههی ۱۳۱۰) یکی از نمونههای درخشان تاریخنگاری فیلولوژیک ایرانی است: اثری دقیق، منبعمحور و مبتنی بر تتبع در منابع کهن رجالی و تاریخی (همچون آثار کشی، نجاشی، طوسی و تاریخهای عباسی) که شرححال چند نسل از خانوادهی نوبختی را بازسازی میکند؛ از حیثیت نجومی و دیوانیشان در دربار عباسی تا نقش برجستهشان در تشکل تشیع امامی. نقطهی قوت این کتاب در نشان دادن نقش نوبختیان فراتر از یک خاندان صرفاً مذهبی است: آنان هم در ساختار قدرت عباسی حضور داشتند و هم در شکلگیری و تثبیت اندیشهی امامی نقش ایفا کردند. وسواس سندی، دقت در ضبط نامها و تاریخها، و امانتداری در نقل روایات از ویژگیهای بارز اثر است. بااینحال، به سبک نسل خود، کتاب بیشتر توصیفی و روایی است تا تحلیلی؛ اقبال دادهها را با نظم میچیند، اما کمتر به پرسشهای نظری دربارهی چگونگی شکلگیری قدرت و اقتدار مذهبی یا تحلیل نهادی و انتقادی روایتهای مذهبی میپردازد.
در مقابل، ادموند هیز در Agents of the Hidden Imam (۲۰۲۲) دقیقاً به دورهای میپردازد که پس از مرگ امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۶۰ق/۸۷۴م، جامعهی امامی با بحران جانشینی روبهرو شد. پرسش اصلی هیز این است که چگونه در چنین شرایطی، روایت وجود امام دوازدهمِ پنهان و غیبت او شکل گرفت، تثبیت شد و در نهایت به بخش بنیادین هویت «شیعه دوازدهامامی» تبدیل گشت. اهمیت کتاب در آن است که هیز صرفاً روایت سنتی غیبت را نقل نمیکند، بلکه خودِ فرایند ساختهشدن و تثبیت این روایت را موضوع تحقیق قرار میدهد: وکلا، نامهها، وجوهات مالی، ادعای ارتباط با امام غایب و سپس شکلگیری جایگاه چهار نایب، همگی در ایجاد اقتدار جدید نقش داشتند. به تعبیر هیز، این فرایند را باید نه صرفاً تحول یک عقیده، بلکه تحولی اجتماعی، سیاسی و نهادی دانست. او با رویکردی نوآورانه و با بهرهگیری از چارچوبهای جامعهشناختی و نظریهی اقتدار (نزدیک به رویکردهای وبری/بوردیویی)، بهجای تاریخ صرفاً عقیدتی، تحلیلی از فرایندهای اجتماعی-سیاسیای ارائه میدهد که به قانونیشدن غیبت امام دوازدهم منجر شد و نشان میدهد نمایندگان چگونه با بازتولید نشانههای فیزیکی امامت—از جمله آیینهای جانشینی، نامهها و جمعآوری خمس و زکات—اقتدار خود را تحکیم کردند. کتاب هیز کمتر «تاریخ یک خانواده» و بیشتر «کالبدشکافی یک نهاد» است.
ارتباط دو اثر دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود: خاندان نوبختی بخشی از زمینهی اجتماعی و سیاسیِ ساخت روایت امام غایب را تشکیل میدهد. حسین بن روح نوبختی، سومین نایب در روایت رسمی غیبت صغری، از این خاندان بود و شخصیتهایی مانند ابوسهل نوبختی نیز در تدوین و دفاع فکری از آموزهی غیبت نقش داشتند. هیز البته از این فراتر میرود و نمیگوید نوبختیان بهتنهایی «روایت امام دوازدهم» را ساختهاند؛ بلکه نشان میدهد این روایت در شرایط بحران جانشینی و از طریق رقابت و تعامل گروههای مختلف بهتدریج تثبیت و سپس متعارف شد. به بیان دیگر، اقبال میکروتاریخ یک خانوادهی کلیدی را نوشته و هیز ماکروتاریخ نهادی را که آن خانواده در دلش نقش محوری داشت.
بنابراین، خواندن اقبال در کنار هیز کمک میکند نوبختیان را نه فقط بهعنوان یک خاندان تاریخی، بلکه بهعنوان یکی از بازیگران مهم در فرایند تبدیل یک بحران جانشینی به روایت منسجمِ «امام دوازدهم و غیبت» ببینیم.
4 721
سال ۹۸ یا ۹۹ بود که برای خودم یه چک پنج میلیون دلاری نوشتم به تاریخ ۵ سال اینده
الان یهو یادم افتاد که ۲ سال هم از موعد چک گذشته و من کیر خرم ندارم🤣🤣
4 721
بیدل دهلوی:
چه خوش است راز گفتن
به حریف نکته سنجی،
که سخن نگفته باشی
به سخن رسیده باشد
