fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

بنویس :)

بنویس :)

رفتن به کانال در Telegram

اگه کتابی که خواستی توی کتابخونه نبود، بنویسش!📝 گنجینه‌ی توصیه‌های نویسندگی، ایده، توضیح اصطلاحات، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسنده‌ها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره‌ ما:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here ‌کپی فقط با ذکر لینک.

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام بنویس :)

کانال بنویس :) (@benevis_s) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 17 709 مشترک است و جایگاه 2 067 را در دسته کتب و رتبه 19 447 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 17 709 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 20 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -312 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -14 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 7.60% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.21% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 346 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 746 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 25 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند خواننده, نوشتن, فلش‌بک, وقت, شخصیت تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
“اگه کتابی که خواستی توی کتابخونه نبود، بنویسش!📝 گنجینه‌ی توصیه‌های نویسندگی، ایده، توضیح اصطلاحات، فراخوان ادبی، نقد و... برای نویسنده‌ها.📚 ✒| تبلیغات: @benevis_s_ads ✒| درباره‌ ما:️ @benevis_s_in ✒| ارتباط: @TheAdmin_Here ‌کپی فقط با ذکر لینک.”

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 21 اکتبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

17 709
مشترکین
-1424 ساعت
-1307 روز
-31230 روز
آرشیو پست ها
«برای نوشتن رمان سه قانون وجود داره. متأسفانه هیچ‌کس نمی‌دونه اون سه قانون چی هستن.» - دبلیو. سامرست موآم📚 ✏️ @benevis_s
«برای نوشتن رمان سه قانون وجود داره. متأسفانه هیچ‌کس نمی‌دونه اون سه قانون چی هستن.» - دبلیو. سامرست موآم📚 ✏️ @benevis_s

•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی سوم: ایجاد کشمکش 📘|• کشمکش (Conflict) یکی از عوامل اصلی پیش بردنِ داستانه. یعنی یک شخصیت با شخصیت دیگه‌ای در تضاد باشه، با خودش درگیر باشه، با دنیا، جامعه، یک حیوان خانگی، یک سیاستمدار یا حتی یک جاروبرقی. 📒|• ساختن یک کشمکش پیچیده زمان می‌بره، اما اگه بتونید زودتر به سراغش برید، چه بهتر. یک نمونه: 🏷راه‌آهن زیرزمینی اثر کالسون وایت‌هد:
«اولین باری که سزار از کورا خواست به سمت شمال فرار کن، کورا گفت نه.» همین‌جا می‌تونید تعارض رو حس کنید. نه فقط مشکلات فرار به سمت شمال و خطرهایی که همراهش داره، بلکه کشمکش موجود در این واقعیت که کورا درخواست سزار رو رد کرده. البته وایت‌هد یک کلمه‌ی مهم دیگه هم اضافه کرده: «اولین بار». همین باعث می‌شه بشه حدس زد که کورا بالاخره جواب مثبت خواهد داد.
✏️ @benevis_s

•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی سوم: ایجاد کشمکش •[📚]• توضیح در پست پایین👇 ✏️ @benevis_s
•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی سوم: ایجاد کشمکش •[📚]• توضیح در پست پایین👇 ✏️ @benevis_s

🎵|• #موسیقی دلت می‌خواد نامه‌ای به کسی بنویسی که هیچ‌وقت قرار نیست بخوندش... اگه این حس یه آهنگ بود.✉️🌙 ✏️ @benevis_s

#کتاب 📚 🌀 نام: گور و گهواره 🌀 نویسنده: غلامحسین ساعدی این مجموعه روایت‌گر سه داستان کوتاه از نگاه اول شخص است: ۱) «زنبورک خانه»: داستان پیرمردی با سه دختر دم بخت و پسر جوانی است که به اصرار پیرمرد، مهمانِ خانه می‌شود. ۲) «سایه به سایه»: داستان مردی که به عنوان پادو، در خانه زنی زندگی می‌کند و پولی را به‌طور اتفاقی بدست می‌آورد. ۳) «آشغالدونی»: داستان پسر نوجوان و پدری بی‌خانمان است که در پی حادثه‌ای در نزدیکی یک بیمارستان، زندگی کرده و به‌تدریج وارد آن محیط می‌شوند. ✏️ @benevis_s

#میم📝 خواب؟ ایده‌ها ساعت ۳ شب تازه بیدار می‌شن. ✏️ @benevis_s
#میم📝 خواب؟ ایده‌ها ساعت ۳ شب تازه بیدار می‌شن. ✏️ @benevis_s

«استعداد از نمک سفره هم ارزون‌تره. چیزی که یک آدم بااستعداد رو از یک آدم موفق جدا می‌کنه، مقدار زیادی تلاش و کار سخت و مداومه
«استعداد از نمک سفره هم ارزون‌تره. چیزی که یک آدم بااستعداد رو از یک آدم موفق جدا می‌کنه، مقدار زیادی تلاش و کار سخت و مداومه.» - استیون کینگ✍ ✏️ @benevis_s

«هرچه پول درآورد کتاب خرید و همه‌اش خیال می‌کرد‌ شاعر است. پدر پرسید دنبال چه می‌گردی‌؟ گفت دنبال خودم.» دانلود کتاب سمفونی مردگان📚

ایده‌های امروز رباتی‌ان! ۱✨ یک ربات هکر وارد جنگ سایبری بزرگی بین جناح‌های مختلف هوش مصنوعی می‌شه که برای کنترل اینترنت می‌جنگن. ۲✨ ربات‌ها به خودآگاهی کامل رسیدن. داستان ربات فیلسوفی رو بنویس با معنای وجود و ماهیت آگاهی کلنجار می‌ره. ۳✨ شخصیت اصلی ربات، کارش جست‌وجو و نجاته. مجبوره بین نجات یک جان یا جانِ دیگه تصمیم سختی بگیره. ۴✨ یک ربات باستان‌شناس تمدنی گمشده از ربات‌های باستانی رو کشف می‌کنه و تاریخ پنهان دنیا رو رو می‌کنه. ۵✨️درباره عکسی که بالای پست فرستاده شد، بنویسید‌. 🔮• چند کلمه برای نوشتن درباره‌شون: ° تنهاییِ اندروید ° مهندسِ خدا ° تجارت خاطره‌ها ° وارثِ دشمنی ✏️ @benevis_s

#موضوع برای نوشتن🦋 ✏️ @benevis_s
#موضوع برای نوشتن🦋 ✏️ @benevis_s

•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی دوم: ایجاد تنش از ابتدا 📘|• در کنار کنجکاو کردن خواننده، عناصر دیگه‌ای هم می‌تونن وارد ماجرا بشن؛ یکی از مهم‌ترینشون تنشه. دو نمونه: 🏷پاچینکو اثر مین جین لی:
«تاریخ در حق ما کوتاهی کرده، اما مهم نیست.» این جمله‌ی اول حرف کمی نیست. حتی بدون اینکه بدونیم این شخصیت یا گوینده کیه، می‌فهمیم که تاریخ بشر در حق این گوینده و آدم‌های دنیای او بدی ‌کرده. و بعد، یک جور سرکشی از راه می‌رسه: «اما مهم نیست.» ظاهراً گوینده نگران نیست. بی‌اعتنایی و سرکشیِ خونسرد گوینده در خواننده تنش ایجاد می‌کنه.
‌ 🏷چه عصر مفرحی اثر کایلی رید:
«آن شب، وقتی خانم چمبرلین تماس گرفت، امیرا فقط توانست تکه‌هایی از حرف‌هایش را بفهمد: «...بریار رو یه جایی ببر...»، و «...دو برابر بهت پول می‌دم.» چه شروعی بهتر از یک مکالمه‌ی تلفنی تکه‌تکه و نامفهوم که تنها چیزهایی که می‌شنویم اینه که باید بریار رو یک جایی ببرن، و اینکه ظاهراً این یک مأموریت معمولی نیست، چون امیرا قراره دو برابر پول بگیره؟
‌ ✏️ @benevis_s

•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی دوم: ایجاد تنش از ابتدا •[📚]• توضیح در پست پایین👇 ✏️ @benevis_s
•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی دوم: ایجاد تنش از ابتدا •[📚]• توضیح در پست پایین👇 ✏️ @benevis_s

🕯️|• #تصویرنویسی 🕯️|• ژانر وحشت 🌑|• به این تصویرها نگاه کن. دقت کن که در تمام این‌ها روی کوچک و ناچیز بودن انسان تاکید شده
+6
🕯️|• #تصویرنویسی 🕯️|• ژانر وحشت 🌑|• به این تصویرها نگاه کن. دقت کن که در تمام این‌ها روی کوچک و ناچیز بودن انسان تاکید شده؛ مضمونی مهم در زیرژانر «وحشت کیهانی». 🌑|• بذار خواننده خودش ترس زیرپوستی و وحشت‌های بنیادین خودش رو حس کنه، به‌جای این‌که فقط بهش بگی شخصیت ترسیده. ✏️ @benevis_s

1🥀| «آشنا به نظر می‌رسی. قبلاً تهدیدت کردم؟» ~•~•~•~•~•~•~•~•~• 2🥀| «مستی؟ هوشیاری؟» «کارکردی میانه‌گرا دارم.» «فرض می‌کنم گفتی نه.» 📚 #Writing_Prompt ✏️ @benevis_s

چندتا پیشنهاد برای این‌که نویسندگی خوش بگذره☝️✨ 🧡 یه «پرونده‌ی محرمانه» برای هر شخصیت درست کن. عادت‌ها، رازها، چیزهایی که از
چندتا پیشنهاد برای این‌که نویسندگی خوش بگذره☝️✨ 🧡 یه «پرونده‌ی محرمانه» برای هر شخصیت درست کن. عادت‌ها، رازها، چیزهایی که ازشون خجالت می‌کشن، چیزهایی که هیچ‌وقت اعتراف نمی‌کنن، دروغ‌هایی که درباره‌ی خودشون باور دارن. 💙 از داستانت یه نسخه‌ی کاملاً مسخره بساز. مثلاً شخصیت‌های یک رمان جنایی رو بنداز توی مسابقه‌ی آشپزی یا شخصیت‌های فانتزی رو مجبور کن بروکراسی اداری انجام بدن. 🤍 یه صحنه بنویس که هیچ‌وقت قرار نیست کسی بخونه. اعترافی که هیچ‌وقت گفته نمی‌شه، دعوایی که هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته، بوسه‌ای که هیچ‌وقت رخ نمی‌ده و... قرار نیست منتشرش کنی، پس هرکار دلت خواست بکن! ✏️ @benevis_s

•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی اول: کنجکاو کردن خواننده 📘|• کاری کنید بعد از خوندن جمله‌ی اول، سوال‌های مهمی توی ذهن خواننده شکل بگیره و دلش بخواد جوابشون رو بدونه. 📒|• این‌طوری برای پیدا کردن جواب مجبور می‌شه به خوندن ادامه بده. اما چون فقط یکی دو جمله فرصت دارید تا این سوال‌ها رو توی ذهنش ایجاد کنید، شاید کار سختی باشه. چند نمونه: 🏷سرگذشت ندیمه اثر مارگارت اتوود:
«ما در جایی می‌خوابیدیم که زمانی سالن ورزش بود.» از همون اول، خواننده می‌خواد بیشتر بدونه. چرا باید توی یک سالن ورزشیِ سابق بخوابن؟ یه فاجعه‌ای اتفاق افتاده؟ این برای شخصیت‌ها چیز عادی‌ایه یا اتفاقی تازه باعث شده اونجا بخوابن؟ خواننده شروع می‌کنه به فکر کردن درباره‌ی دنیایی که این سالن ورزش رو در اونه؛ اینکه چه وضعیتی داره و این وضعیت برای شخصیت‌هایی که داخل سالن هستن چه معنایی داره.
‌ 🏷سیرک شبانه اثر ارین مورگنسترن:
«سیرک بدون هیچ هشداری از راه می‌رسد. هیچ اعلامیه‌ای قبل از آمدنش منتشر نمی‌شود، هیچ پوستر و اطلاعیه‌ای روی تیرهای خیابان‌ها و بیلبوردهای مرکز شهر دیده نمی‌شود، هیچ خبری هم از آن توی روزنامه‌های محلی نیست. سیرک فقط یک‌دفعه آنجاست؛ در حالی که دیروز آنجا نبود.» چرا این سیرک، به‌جای اینکه هیجان‌انگیز به نظر برسه، یه جور حس شوم ایجاد می‌کنه؟ چه جور سیرکیه؟ چطور همین‌طوری یک‌دفعه ظاهر می‌شه؟ کجا ظاهر می‌شه؟ آیا یک سیرک جادوییه؟ خواننده شروع می‌کنه به فکر کردن درباره‌ی حال‌وهوای این سیرک، حس شومی که همراهشه و اینکه اصلاً این سیرک چه شکلیه.
‌ 🏷سرخ در استخوان اثر ژاکلین وودسون:
«اما آن بعدازظهر، یک ارکستر در حال نواختن بود.» همین‌جا خواننده کنجکاو می‌شه: چه کسی کتابی رو با کلمه‌ی «اما» شروع می‌کنه؟ معلومه که این بعدازظهر با بعدازظهرهای دیگه فرق داره، و همین کافیه تا خواننده رو به سمت جمله‌ی بعدی بکشونه. خواننده فکر می‌کنه که این ارکستر دیگه چیه؟ و چرا دقیقاً این بعدازظهر، بین همه‌ی بعدازظهرها؟
‌ 📕|• هر سه جمله‌ی ابتدایی که گفتیم، چرخ‌دنده‌های ذهن خواننده رو به حرکت درمیارن. خواننده شروع می‌کنه به ساختن ایده‌ها و فکرهای خودش. ذهنش جلوتر می‌ره و شروع می‌کنه به حدس زدن. 📜|• خواننده از اول انگیزه‌ای داشته که کتابتون رو برداشته. شاید عنوان کتاب یا طراحی جلد یا خلاصه‌ی پشت جلد رو دوست داشته. 📜|• اما هر دلیلی که داشته، خواننده دعوت شما رو پذیرفته. کاری که باید بکنید اینه که دلیلی بهش بدید که بمونه. •[📚]• ادامه دارد... ✏️ @benevis_s

•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی اول: کنجکاو کردن خواننده •[📚]• توضیح در پست پایین👇 ✏️ @benevis_s
•[📚]• نوشتن جمله‌ی اول جذاب •[📚]• نکته‌ی اول: کنجکاو کردن خواننده •[📚]• توضیح در پست پایین👇 ✏️ @benevis_s

#میم📝 #ارسالی💌 خطرناک‌ترین وضعیت موقع کتاب خوندن😭 ✏️ @benevis_s

“نوشته‌هایت‌ دنیای جدیدی را پیش پای زنان آن سرزمین می‌گذاشت. تو انقلابی یک‌نفره انجام دادی!” - دانلود فایل کتابش📚