Clockwork Orange
رفتن به کانال در Telegram
346
مشترکین
-224 ساعت
-27 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
پشمام ریخت نمیدونستم جسد لنین از ۱۹۲۴ تا الان هنوز دفن نشده و هی بهش میرسن تا فاسد نشه
یه آهنگ سرطان تو اکسپلور ایرانیا ترند شده از بس که شنیدم افتاده رو زبونم "تو اگه منو میخواستی به بقیه تکست نمیدادی"
۴ تا شخصیت دارم:
اینجا، اینستاگرام، دیلی پرایوت، وجههای که انسانها در دنیای واقعی میبینن.
۴ تا شخصیت دارم:
اینجا، اینستاگرام، دیلی پرسونال، وجههای که انسانها در دنیای واقعی میبینن.
یجوری تو جهان ادبیات کلاسیک و سینمای کلاسیک غرق شدم که دیگه حوصله هیچ سریالی رو ندارم و هرچی از قبل میدیدم دراپ کردم
یه سری از مفاهیم در رابطه با زندگی وجود داره که خودم شخصاً باهاشون موافق نیستم ولی خب احساس میکنم انسانها برای راحتی خیال خودشون مجبورن قبول کنن که فلان مسائل حقیقت دارن و همیشه دنبال دلیل و برهان باشن
اونقدر تیکتاک بالا رو دیدم دیوانه شدم سوک متیو ازت نمیگذرم و کیم تهره باید از دستم فرار کنی و سونگ هانبین نمیفهمم چرا اینقدر شبیه پسرت یوجین شدی؟
آرزومه اندازهی کیپاپرهای خارجی کسخل و بیکار و بیدغدغه و پولدار میبودم خدایا کسمادرت
چرا هرچی میشه ملت حمله میکنن به پمپ بنزینها؟ خب کسخل جان مگه باک بنزینت بینهایته که اینقدر شور میزنی؟
تئاتر در یونان باستان در ابتدا از مراسم مذهبی و آیینهایی که برای خدایان برگزار میشد به وجود اومد. مهمترینِ این آیینها جشنهایی بودن که به افتخار دیونیسوس، خدای شراب، باروری و شور و سرمستی، برگزار میشدن. یونانیها در این جشنها دور هم جمع میشدن و با آواز، رقص و سرودهای دستهجمعی، داستانهایی دربارهی خدایان و قهرمانان اساطیری روایت میکردن.
یکی از مهمترین بخشهای این مراسم، دیتیرامب بود؛ نوعی سرود و اجرای گروهی در ستایش دیونیسوس. کمکم از دل همین اجراهای جمعی، یک نفر از گروه جدا شد و شروع کرد به پاسخ دادن به سرودها و دیالوگ داشتن با گروه. همین اتفاق خیلی مهم بود، چون اجرای صرفاً آیینی رو به سمت نمایش و بازیگری برد. بعدها تعداد بازیگران بیشتر شد، شخصیتها شکل مشخصتری پیدا کردن و داستانها از حالت صرفاً مذهبی خارج شدن.
از طرف دیگه، بخش زیادی از داستانهای تئاتر یونان از اساطیر یونانی گرفته میشد؛ داستانهایی دربارهی خدایان، قهرمانان، جنگها، انتقام، عشق، خیانت و سرنوشت. مثلاً تراژدیهای سوفوکل، آیسخولوس و اوریپید پر از شخصیتها و داستانهای اسطورهای هستن. اما چیزی که جذابه اینه که نمایشنامهنویسها فقط اسطورهها رو تعریف نمیکردن؛ بلکه از اونها برای پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی زمان خودشون استفاده میکردن.
بنابراین تئاتر یونانی از دل آیین و اسطوره بیرون اومد، ولی کمکم از مذهب فاصله گرفت و تبدیل شد به هنری که دربارهی خودِ انسان حرف میزد؛ دربارهی سرنوشت، قدرت، اخلاق، جنگ، عشق، مرگ و رابطهی انسان با خدایان. یعنی چیزی که اول قرار بود مراسمی برای ستایش خدایان باشه، در نهایت تبدیل شد به یکی از مهمترین شکلهای بیان هنری و فکری انسان.
