fa
Feedback
دوره‌ای در معجزات

دوره‌ای در معجزات

رفتن به کانال در Telegram

کانال فارسی «دوره‌ای در معجزات»‌ حاوی برنامه درسی خودآموزی برای کمک در دستیابی به تحول معنوی. website: acim-farsi.org | instagram: instagr.com/acim.farsi | telegram: t.me/acim_farsi | facebook: fb.com/acim.farsi | youtube: youtube.com/@acim-farsi

نمایش بیشتر
497
مشترکین
+224 ساعت
+77 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
چقدر مایلی تا برادرت را ببخشی؟ چقدر به جای نزاع و بدبختی و درد بی‌پایان آرزوی صلح داری؟ این‌ها پرسش‌هایی یکسان هستند، در شکل‌های متفاوت. بخشایش صلح تو است، زیرا پایان جدایی و رؤیای خطر و نابودی، گناه و مرگ در اینجا نهفته است؛ پایان دیوانگی و جنایت، اندوه و از دست دادن. این همان «قربانی» است که رستگاری می‌طلبد، و با کمال میل به جای آن، صلح را ارزانی می‌کند. دوره‌ای در معجزات (م_۲۹_۶_۱∶۱-۵) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

برادرم، تو بخشی از خداوند و بخشی از من هستی. هنگامی که در نهایت بدون تزلزل به بنیان نفس نگریستی، به بنیان ما نیز خواهی نگریست. من از طرف پدرمان نزد تو می‌آیم تا همه چیز را از نو به تو تقدیم کنم. این را به قصد پنهان نگه داشتن یک سنگ بنای تیره رد نکن، زیرا حفاظت آن تو را نجات نخواهد داد. من فانوس را به تو می‌دهم و با تو خواهم رفت. تو این سفر را به تنهایی انجام نخواهی داد. من تو را نزد پدر حقیقی‌ات هدایت خواهم کرد، او که مانند من به تو نیاز دارد. آیا ندای عشق را با شادی اجابت نمی‌کنی؟ دوره‌ای در معجزات (م_۱۱_مق_۴∶۱-۸) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

تو از طریق فرافکنی می‌سازی، اما خداوند از طریق گسترش می‌آفریند. سنگ بنای آفرینش خداوند تو هستی، زیرا نظام فکری او نور است. پرتوهایی که در آنجا هستند ‌و دیده نمی‌شوند را به یاد آور. هر چه بیشتر به مرکز نظام فکری او نزدیک شوی، نور روشن‌تر می‌شود. هر چه به بنیان نظام فکری نفس نزدیک‌تر شوی، راه تاریک‌تر و مبهم‌تر می‌شود. با این حال حتی جرقه کوچک در ذهن تو برای روشن کردن آن کافی است. این نور را بی‌باکانه با خود بیاور، و شجاعانه آن را در برابر بنیان نظام فکری نفس نگه دار. اراده‌مند باش که آن را با صداقت کامل قضاوت کنی. سنگ بنای تاریک وحشت را که بر آن استوار است بگشا، و به درون نور بیاور. در آنجا خواهی دید که آن بر بی‌معنایی استوار بود، و هر چیزی که از آن می‌ترسیده‌ای بر اساس هیچ چیزی نبوده است. دوره‌ای در معجزات (م_۱۱_مق_۳∶۱-۱۰) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

سوگند نخور که بمیری، تو ای فرزند مقدس خداوند! تو عهدی می‌بندی که نمی‌توانی به آن وفا کنی. فرزند زندگی را نمی‌توان کشت. او همانند پدرش جاودانه است. چیزی که او هست نمی‌تواند تغییر یابد. او تنها چیزی در تمام جهان است که باید یگانه باشد. همه آنچه ابدی به نظر می‌رسد پایانی خواهد داشت. ستاره‌ها ناپدید می‌شوند، و شب و روز دیگر وجود نخواهد داشت. همه چیزهایی که می‌آیند و می‌روند، جزر و مد، فصل‌ها و زندگی‌ انسان‌ها؛ همه چیزهایی که با گذشت زمان تغییر می‌کنند و شکوفا می‌شوند و محو می‌شوند برنخواهند گشت. جایی که زمان پایانی برایش تعیین کرده است جایی نیست که آنچه ابدی است آنجا باشد. فرزند خداوند هرگز نمی‌تواند با آنچه انسان‌ها از او ساختند تغییر کند. او چنان که بوده و هست خواهد بود، زیرا زمان سرنوشت او را تعیین نکرده، و نیز ساعت تولد و مرگ او را تعیین نکرده است. بخشایش، او را تغییر نخواهد داد. با این حال زمان منتظر بخشایش است تا اسباب زمان بتوانند ناپدید شوند زیرا هیچ فایده‌ای ندارند. دوره‌ای در معجزات (م_۲۹_۶_۲∶۱-۱۴) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

معجزه ابزاری برای نشان دادن این است که همه ظواهر می‌توانند تغییر کنند زیرا آن‌ها ظواهر هستند، و نمی‌توانند آن تغییر‌ناپذیری را داشته باشند که واقعیت مستلزم آن است. معجزه با نشان دادن اینکه ظواهر می‌توانند تغییر کنند، رهایی از ظواهر را تأیید می‌کند. برادرت در وجودش دارای یک تغییر‌ناپذیری فراتر از هردوی ظاهر و فریب است. آن با دیدگاه‌های متغیر از او که تو به عنوان واقعیتش ادراک می‌کنی، مبهم می‌شود. رؤیای شاد درباره او، شکل ظاهری با سلامتی کامل او، آزادی کامل او از هر گونه فقدان، و امنیت او از هر نوع مصیبت را به خود می‌گیرد. معجزه گواه این است که او به هیچ وجه اسیر از دست دادن یا رنج به هیچ شکی نیست، زیرا به راحتی می‌توان آن را تغییر داد. این نشان می‌دهد که آن ظاهر هرگز واقعی نبوده، و نمی‌تواند از واقعیت او سرچشمه بگیرد. زیرا آن تغییر‌ناپذیر است و هیچ اثری ندارد که چیزی در بهشت ​​یا روی زمین هرگز بتواند آن را تغییر دهد. اما روشن می‌شود که ظواهر غیرواقعی هستند زیرا تغییر می‌کنند. دوره‌ای در معجزات (م_۳۰_۸_۲∶۱-۹) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

Repost from N/a
عشق مرا همانند خودش آفرید (بخش ۳) تصمیم من برای فردیت، احساس گناهی که از انتخاب خاص‌بودن ناشی می‌شود، و فرافکنیِ افکار حمله، همگی لایه‌های دفاعی ایگو هستند که حافظه عشق را از دسترس من دور نگه می‌دارند. از این رو، این رویدادهای بیرونی نیستند که نورِ خویشتن حقیقی مرا می‌پوشانند. اما این حقیقت مانع نمی‌شود که من با اصرار به عیسی بگویم: «البته که نمی‌توانم به امور مقدس بیندیشم یا خدا و مسیح را به یاد آورم! ببین امروز چه بر سرم آمد!ببین آن آدم وحشتناک چه حرفی به من زد!ببین چه فاجعه‌ای رخ داده است!نگاه کن!نگاه کن!نگاه کن!» ما این داستان‌های قربانی بودن را بهانه می‌کنیم؛ و اصلاً از همان ابتدا آن‌ها را ساخته‌ایم تا بهترین توجیه را برای حفظ رنجش‌هایمان داشته باشیم. سپس با تمام حق‌به‌جانبی‌ای که می‌توانیم جمع کنیم، می‌گوییم: «تقصیر من نیست. با این اتفاقاتی که برایم افتاده، چطور ممکن است عشق را بشناسم یا خویشتن حقیقی‌ام را به یاد آورم؟ آن‌ها نمی‌گذارند.» همان‌گونه که عیسی در بند پیشین از ما درخواست کرد، اینجا نیز دوباره می‌گوید: من مصمم هستم که امروز به خویشتنم حمله نکنم، تا بتوانم به یاد بیاورم که چه کسی هستم. (د_۸۴_۳∶۶) وقتی درمی‌یابیم که واقعاً چه می‌کنیم، و هزینه عظیمی را که حفظ رنجش‌ها بر ما تحمیل کرده است می‌بینیم، اراده خود را برای دست کشیدن از حمله به آن «خویشتنی» که همه بخش‌های ظاهراً جدا افتاده فرزند خدا را در وحدت نگاه می‌دارد، استوارتر می‌کنیم. اکنون می‌خواهیم آن خویشتن را به یاد آوریم و دیگر هدفی را که رنجش‌ها برای ایگو برآورده می‌کردند، گرامی نداریم. این کاربردهای مشخص، همان چیزی است که ما را به خانه، یعنی به سوی خویشتن حقیقی‌مان، بازمی‌گرداند: این توجیهی برای انکار خویشتنم نیست. من از این برای حمله به عشق استفاده نخواهم کرد. بگذار این مرا وسوسه نکند که به خودم حمله کنم. (د_۸۴_۴∶۲-۴) عیسی، همانند همیشه، قدرت انتخابِ ذهن ما را خطاب قرار می‌دهد. دعوت او این است که تشخیص دهیم هیچ‌گونه توجیهی برای افکار حمله وجود ندارد. وقتی تغییر هدف را به یاد می‌آوریم ــ تغییری که روح‌القدس همواره آن را به ما یادآوری می‌کند ــ رنجش‌ها به‌آسانی رها می‌شوند. در نتیجه، عشقی که همیشه در زیر لایه‌های رنجش پنهان بوده، دوباره در آگاهی ما طلوع می‌کند و آرامشی را به ما می‌بخشد که سکوی رسیدن به یادِ خویشتن حقیقی است؛ همان خویشتنی که زمانی انکارش کرده بودیم. کانال دکتر کنت واپنیک #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/kenwapnick

Repost from N/a
عشق مرا همانند خودش آفرید (بخش ۲) من در همانندی با آفریدگارم هستم.عشق مرا همانند خودش آفرید. (د_۸۴_۱∶۷-۸) عیسی بار دیگر به مضمون اصلی درس بازمی‌گردد و از ما نیز می‌خواهد همراه او به همان حقیقت بازگردیم.هرچه بیشتر مایل باشیم جانشین‌های فرسوده و بی‌ارزشِ ایگو را کنار بگذاریم و حقیقت وجود خود را بپذیریم، مسیر بازگشت ما سریع‌تر و آسان‌تر خواهد شد. و آن حقیقت این است که ما در صورت و شباهت آفریدگار و سرچشمهٔ خود آفریده شده‌ایم؛ سرچشمه‌ای که چیزی جز خودِ عشق نیست. این اندیشه در تمرین‌های کاربردی درس نیز تکرار می‌شود: باشد تا وهمی از خودم را در این نبینم. با نگریستن به این، باشد تا آفریدگارم را به یاد بیاورم. آفریدگارم این را آن‌گونه که من می‌بینم نیافرید. (د_۸۴_۲∶۲-۴) منظور از «این»، هر موقعیتی است که ما را به این باور می‌رساند که موجوداتی آسیب‌پذیر و جسمانی هستیم؛ موقعیتی که این باور را تقویت می‌کند که ما آن «خودِ» باشکوهِ روحانی نیستیم که خدا آفریده است. نکته‌ای که عیسی می‌خواهد بر آن تأکید کند این است که اگر احساس می‌کنیم چیزی ما را آزرده یا برعکس، سرمست و هیجان‌زده کرده است، تنها به این دلیل است که خودمان انتخاب کرده‌ایم آن را چنین ببینیم. هیچ چیز ذاتاً قدرت آن را ندارد که حال ما را خوب یا بد کند. این تنها انتخاب ذهن برای پیروی از ایگوست؛ انتخابی که از آن رو انجام می‌دهیم که هنوز ارزش بیشتری برای ایگو قائل هستیم تا برای «خودِ» یگانه و غیر دوگانه‌ای که خدا آفریده است. عیسی از ما می‌خواهد تنها یک خواسته داشته باشیم: اینکه بخواهیم دوباره انتخاب کنیم. می‌خواهد هر رویداد روزمان را فرصتی ببینیم برای به یاد آوردن آفریدگارمان. وقتی چنین انتخابی می‌کنیم، درمی‌یابیم که عشق کامل نمی‌توانسته جهانی را که اکنون تجربه می‌کنیم، بیافریند. بنابراین آنچه می‌بینیم نمی‌تواند حقیقت داشته باشد. و آنچه حقیقت ندارد، هرگز نمی‌تواند هیچ قدرتی بر ما داشته باشد. (۶۸) عشق هیچ گلایه‌ای را نگه نمی‌دارد. (د_۸۴_۳∶۱) عیسی بار دیگر به موضوع بسیار مهم رنجش‌ها و افکار حمله بازمی‌گردد. آنچه در اینجا تلویحاً بیان می‌شود این است که رنجش‌های ما صرفاً بر ما عارض نمی‌شوند؛ بلکه ما آگاهانه آن‌ها را انتخاب می‌کنیم، زیرا می‌خواهیم شخص دیگری را مسئول اندوهی بدانیم که از جدایی خود از عشق احساس می‌کنیم. به جای آنکه مسئولیت «گناه» خیالیِ خود را بپذیریم و با ترسی که ما را به جدایی از عشق کشاند روبه‌رو شویم، آن گناه را انکار می‌کنیم، آن را از هویت خود جدا می‌سازیم و سپس از طریق فرافکنی، رنجش خود را متوجه شخص دیگری می‌کنیم؛ هر کسی که باشد. او را به همان چیزی متهم می‌کنیم که در نهان باور داریم خود مرتکب شده‌ایم. تمام این فرایند در خدمت هدف ایگوست: حفظ بقای خود از طریق انکار قدرت ذهن و بی‌خبر نگه داشتن ما از جایگاه حقیقی‌مان؛ تا جایی که خود را «در رحمت نیروهایی بیرون از خویش، و در برابر عواملی که هیچ کنترلی بر آن‌ها نداریم» احساس کنیم. گلایه‌ها کاملاً با عشق بیگانه‌اند. گلایه‌ها به عشق حمله می‌کنند و نور آن را پنهان می‌سازند. اگر من گلایه‌ها را نگه دارم در حال حمله به عشق هستم، پس در حال حمله به خویشتنم هستم. در این صورت خویشتنم برایم بیگانه می‌شود. (د_۸۴_۳∶۲-۵) دقیقاً همین، هدف رنجش‌هاست. من می‌خواهم «خویشتن حقیقی» برایم بیگانه بماند، زیرا در مسیح هیچ فردیت و جدایی‌ای وجود ندارد. بنابراین، رنجش‌ها نقطه اوج راهبرد ایگو هستند؛ راهبردی که می‌کوشد یادِ اینکه واقعاً چه کسی هستم، برای همیشه از آگاهی‌ام پنهان بماند. کانال دکتر کنت واپنیک #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/kenwapnick

ظواهر فریب می‌دهند، اما می‌توانند تغییر یابند. واقعیت بی‌تغییر‌ است. واقعیت به هیچ وجه فریب نمی‌دهد و اگر نتوانی فراتر از ظواهر را ببینی، فریب خورده‌ای. زیرا هر چیزی که می‌بینی تغییر خواهد کرد، و با این حال قبلاً آن را واقعی می‌پنداشتی، و اکنون دوباره آن را واقعی می‌پنداری. بنابراین واقعیت به شکل و دارای قابلیت تغییر، تقلیل می‌یابد. واقعیت بی‌تغییر است. این است که آن را واقعی می‌کند، و آن را از همه ظواهر جدا نگه می‌دارد. واقعیت باید از هر شکلی فراتر رود تا خودش باشد. آن نمی‌تواند تغییر کند. دوره‌ای در معجزات (م_۳۰_۸_۱∶۱-۹) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

Repost from N/a
عشق مرا همانند خودش آفرید (بخش ۱) تفسیر دکتر کنت واپنیک از درس ۸۴ در کتاب «سفری در ژرفای کتاب کار دوره‌ای در معجزات» این‌ها ایده‌های مرور امروز هستند: (۶۷) عشق مرا همانند خودش آفرید. (د_۸۴_۰∶۱-۱∶۱) این جمله، بیانگر حقیقت یگانگی خدا و هویت راستین ما به عنوان مسیح است. من در همانندی با آفریدگارم هستم. (د_۸۴_۱∶۲) این عبارت برگرفته از آیه‌ای در کتاب مقدس است که می‌گوید انسان به «صورت و شباهت خدا» آفریده شد (پیدایش ۱:۲۶-۲۷). اما عیسی در دوره ای درمعجزات این مفهوم را با معنایی کاملاً متفاوت به کار می‌برد. من در صورت و شباهت سرچشمهٔ خود آفریده شده‌ام؛ زیرا خدا روح محض است و من نیز روح هستم. او بی‌شکل، جاودانه و تقسیم‌ناپذیر است، و من نیز چنینم.بنابراین: من نمی‌توانم رنج بکشم، نمی‌توانم فقدان را تجربه کنم و نمی‌توانم بمیرم. من یک بدن نیستم. امروز می‌خواهم واقعیتم را بشناسم. من هیچ خدای دروغینی را پرستش نخواهم کرد، و خودپنداره‌ام را جایگزینِ خویشتنم نخواهم کرد. (د_۸۴_۱∶۳-۶) روشن است که عیسی انتظار ندارد همین امروز این حقیقت را به طور کامل زندگی کنیم. هنوز نه. تنها چند درس پیش‌تر به ما گفته بود که هنوز در جایگاهی نیستیم که حتی معنای حقیقی بخشایش را درک کنیم، چه رسد به آنچه ورای بخشایش قرار دارد. پس این نیز یکی دیگر از همان سخنان دلگرم‌کنندهٔ عیسی است؛ جایی که به ما یادآوری می‌کند در هر لحظه این توانایی را داریم که این حقیقت را برای خود برگزینیم.حتی اگر تصمیم بگیریم فعلاً از این امکان استفاده نکنیم، حقیقت همچنان پابرجاست. در واقع، ما بدن نیستیم؛ ما روح هستیم، و از این رو نه رنج واقعی می‌بینیم، نه چیزی را از دست می‌دهیم و نه می‌میریم. این همان یادِ «خودِ حقیقی» ماست که با شکیبایی در بالای نردبان انتظار می‌کشد تا ما از میان ابرهای گناه و حمله بالا برویم و به آن بازگردیم.همان‌گونه که کتاب بارها و بارها، با بیانی متفاوت، به ما یادآوری می‌کند: صلح یک میراث طبیعی روح است.هر کس آزاد است که از پذیرش میراث خود خودداری کند، اما آزاد نیست که میراث خود را تعیین کند. (م_۳_۶_۱۰∶۱-۲) ما در درون رؤیای جدایی آزادیم هر آنچه می‌خواهیم باور کنیم؛ اما این خواسته‌های بیهوده برای پرستیدن بت‌ها، هیچ ارتباطی با ارادهٔ خدا ندارند؛ اراده‌ای که تنها واقعیت ما و تنها «خودِ» حقیقی ماست. کانال دکتر کنت واپنیک #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/kenwapnick

یک نفرت دیرین در حال رخت بستن از دنیا است. و همراه با آن، همهٔ کینه‌ها و همهٔ ترس‌ها می‌روند. دیگر به پشت سر منگر، چرا که آنچه پیش رو است، تنها چیزی است که همیشه در دلت می‌خواستی. دنیا را رها کن! اما نه برای قربانی کردن. تو هرگز آن را نمی‌خواستی. چه شادمانی‌ای را در اینجا جستجو کرده‌ای که برای تو درد به همراه نیاورده باشد؟ کدام لحظهٔ رضایت بوده است که به بهایی سهمگین با سکه‌های رنج خریداری نشده باشد؟ سرور هیچ هزینه‌ای ندارد. این حق مقدس تو است، و آنچه برایش هزینه می‌کنی شادمانی نیست. بگذار صداقت به راهت سرعت ببخشد، و اجازه نده تجربیاتت در اینجا در نگاه به گذشته تو را بفریبند. آن‌ها از هزینه‌های تلخ و پیامدهای بی‌سرور مبرا نبودند. دوره‌ای در معجزات (م_۳۰_۵_۹∶۱-۱۲) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

فراموش مکن که شفای فرزند خداوند تنها دلیلی است که دنیا به خاطر آن وجود دارد. این تنها قصدی است که روح‌القدس در آن می‌بیند، و بنابراین تنها قصدی است که دارد. تا زمانی که شفای فرزند را به عنوان تنها چیزی که می‌خواهی توسط دنیا، زمان و همهٔ پدیدارها انجام شود نبینی، نه پدر را خواهی شناخت و نه خودت را. چرا که تو از دنیا برای آنچه قصدش نیست استفاده خواهی کرد، و از قانون‌های خشونت و مرگ آن رهایی نخواهی یافت. با این حال، به تو داده شده است که در همهٔ جنبه‌ها، به هر نحو و در هر شرایطی، فراتر از قانون‌های آن باشی؛ در هر وسوسه‌ای برای ادراک آنچه وجود ندارد، و در هر باوری مبنی بر اینکه فرزند خداوند می‌تواند رنج و درد را تجربه کند، چرا که او خود را آن‌گونه که می‌بیند که نیست. دوره‌ای در معجزات (م_۲۴_۶_۴∶۱-۵) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

تو صلح را نخواهی یافت مگر اینکه میخ‌ها را از دستان فرزند خداوند درآورده، و آخرین خار را از پیشانی او برگرفته باشی. عشق خداوند فرزندش را در بر گرفته است، فرزندی که خدای تصلیب محکومش می‌کند. این را آموزش نده که من بیهوده مُردم. بلکه آموزش بده که من نمردم با نشان دادن اینکه من در تو زندگی می‌کنم. زیرا باطل نمودن مصلوب شدن فرزند خداوند کار رستگاری است، که در آن هر کس سهم هم‌ارزش دارد. خداوند، فرزند بی‌تقصیر خود را قضاوت نمی‌کند. از آنجایی که خودش را به او داده است، چگونه می‌تواند غیر از این باشد؟ دوره‌ای در معجزات (م_۱۱_۶_۷∶۱-۷) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

تنها عشق نیرومند است زیرا آن تقسیم نشده است. نیرومندان حمله نمی‌کنند زیرا نیازی به این کار نمی‌بینند. پیش از اینکه ایده حمله وارد ذهنت شود، باید خودت را ضعیف ادراک کرده باشی. از آنجایی که به خودت حمله کردی و باور کردی که حمله موثر بوده است، خود را ضعیف شده می‌بینی. در حالی که دیگر خودت و برادرانت را برابر ادراک نمی‌کنی، و خودت را ضعیف‌تر می‌شماری، سعی داری وضعیتی که ایجاد کرده‌ای را «برابر کنی». تو از حمله برای انجام این کار استفاده می‌کنی زیرا باور داری که حمله در ضعیف کردن تو موفق بوده است. دوره‌ای در معجزات (م_۱۲_۵_۱∶۱-۶) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

آن سوی پل کمال تو است، زیرا تو به تمامی در خداوند خواهی بود، در حالی که هیچ چیز خاصی نمی‌خواهی، جز اینکه تماما همانند او باشی، در حالی که او را با کمال خود کامل می‌کنی. از گذر به سوی سرای صلح و قداست کامل نترس. تنها در آنجا کمال خداوند و فرزندش برای همیشه برقرار است. در دنیای غم‌افزای وهم، جایی که هیچ چیز قطعی نیست و هیچ چیز خرسند کننده نیست، به دنبال این نباش. به نام خداوند، تماما بخواه که همه اوهام را رها کنی. در هر رابطه‌ای که تو تماما مایل به پذیرش کمال، و تنها این هستی، خداوند کامل شده است، و فرزندش به همراه او. دوره‌ای در معجزات (م_۱۶_۴_۹∶۱-۶) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

Repost from N/a
انتخاب واقعی (بخش ۲) اگرچه تمام این مدت در نور انتظارت را می‌کشد، اما تو به جای آن، گلایه‌های خود را می‌بینی. (د_۷۸_۱∶۴) معجزهٔ اصلاح و دگرگونی در انتظار است، که در نهایت به معنای همان «یگانه‌ای» است که خودِ اصلاح است. در نتیجه، اگر می‌خواهید عشقِ روح‌القدس را از خود دور نگه دارید، تنها کافی است با یک نفر وارد جنگ و دعوا شوید. عیسی در کتابچه راهنمای آموزگاران، در مورد آرامش الهی، همین مطلب را بیان می‌کند: صلح خداوند هرگز نمی‌تواند وارد جایی شود که خشم است، زیرا خشم مجبور است وجود صلح را انکار کند. کسی که خشم را به هر نحو یا شرایطی موجه می‌بیند، اعلام می‌کند که صلح بی‌معنی است، و مجبور است باور کند که وجود ندارد. (ک_۲۰_۳∶۳-۴) خشم مانند یک سپر یا دیوار استوار است که عشق خداوند در پشت آن قرار دارد. اگر از این عشق می‌ترسید — با علم به اینکه در حضور آن، «خاص بودنِ» شما ناپدید می‌شود — آن را با جنگیدن با یک نفر دور نگه می‌دارید؛ چه به صورت فیزیکی، چه کلامی، یا در افکار خودتان. شکلی که خشم به خود می‌گیرد اهمیتی ندارد، چرا که پویایی و سازوکار آن یکسان است: تاریکیِ کینه‌ها و رنجش‌های ما، معجزهٔ نور را پنهان می‌کند. کانال دکتر کنت واپنیک #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/kenwapnick

Repost from N/a
انتخاب واقعی (بخش ۱) مربوط به درس ۷۸ کتاب سفری در ژرفای کتاب کار دوره‌ای در معجزات دکتر واپنیک ما فکر می‌کنیم تصمیماتی که می‌گیریم بین گزینه‌های الف و ب است؛ انتخاب‌هایی که همیشه بیرونی و ظاهری دیده می‌شوند. آیا این شخص را ببینم یا آن یکی را؟ این غذا را بخورم یا چیز دیگری؟ به اینجا بروم یا به آنجا؟ عیسی به ما می‌گوید این انتخاب‌ها صرفاً پوسته‌هایی هستند که انتخاب اصلی و زیرین را پنهان می‌کنند: آیا من «نَفْس» (ایگو) را انتخاب می‌کنم یا «روح‌القدس» را؟ حمله را یا بخشش را؟ کینه‌ها را یا معجزات را؟ هر گلایه‌ای مانند یک سپر تیره از نفرت در برابر معجزه‌ای است که می‌خواهد پنهانش کند. (د_۷۸_۱∶۲) به هدفمند بودن کینه‌ها و رنجش‌ها توجه کنید. ما دیده‌ایم که در کتاب «دوره‌ای در معجزات»، هدف است که بسیار مهم است و عیسی بیان می‌کند تنها سوالی که باید درباره هر چیزی بپرسیم این است: «این برای چیست؟ هدفی که ما به یک موقعیت می‌دهیم، تمام معنایی است که آن موقعیت دارد. به طور مستقیم در اینجا اشاره می‌شود که رنجش یک ابزار دفاعی است؛ «سپر تاریکی از نفرت» که ما را از انتخاب معجزه‌ای که «قصد پنهان کردنش را دارد» بازمی‌دارد. بنابراین، ما هرگز به آن دلایلی که خودمان فکر می‌کنیم، عصبانی یا قضاوت‌گر نیستیم. ما باور داریم که خشم ما ناشی از چیزی در بیرون ماست، یعنی رفتار یا گفتار یک شخص، یا موقعیتی که دوستش نداریم. با این حال، این عبارت به ما می‌فهماند که هدف واقعی — یعنی محتوای زیرینِ فکرِ حمله — تمایل ما برای پنهان کردن معجزه از دیدگان‌مان است. و وقتی تو آن را پیش چشم خود برمی‌افرازی، معجزهٔ ورای آن را نخواهی دید. (د_۷۸_۱∶۳) چرا ما نمی‌خواهیم معجزه را ببینیم؟ اگر آن را می‌دیدیم، به درون ذهن خود نگاه می‌کردیم و متوجه می‌شدیم دلیل ناراحتی ما این است که ما خودمان انتخاب غلط را ساخته ایم. به عبارت دیگر، ما رویابینِ رویاهای خود هستیم، و بنابراین تنها کسانی هستیم که قدرت تغییر دادن آن‌ها را داریم؛ و این آخرین چیزی است که «نَفْس» (ایگو) در این دنیا می‌خواهد ما کشف کنیم. آنچه باور به واقعیت داشتنِ ایگو را حفظ می‌کند، این واقعیت است که ما به یاد نمی‌آوریم خودمان آن را ساخته‌ایم. ایگو به خودیِ خود هیچ وجودی ندارد، به این معنی که دنیای برخاسته از آن نیز وجود خارجی ندارد. واقعیتِ ظاهریِ آن‌ها، صرفاً بر پایه قدرت ذهنِ «فرزند» در باور داشتن به آن استوار است مشکل «نَفْس» (ایگو)، برای یادآوری بحث‌های قبلی‌مان، عشقِ خداوند نیست؛ چرا که ایگو اصلاً چیزی از آن نمی‌داند. مشکل اصلی آن، «تصمیم‌گیرنده» است؛ یعنی همان قدرتِ ذهنِ «فرزند» برای انتخاب کردنِ ایگو این بدان معناست که در هر لحظهٔ مشخص — یعنی در آن «لحظهٔ مقدس» — فرزند می‌تواند آن قدرت را پس بگیرد و در عوض، معجزهٔ روح‌القدس را انتخاب کند. با این کار، ایگو ناپدید خواهد شد، همان‌طور که وجود فردی (و مجزای) ما نیز از بین می‌رود. بنابراین، ترسِ واقعیِ ایگو همین است: «رستگاری و رهایی»، نه مصلوب شدن و عذاب. ایگو برای اطمینان از اینکه چنین اتفاقی رخ ندهد، یک سیستم فکری بسیار پیچیده و ماهرانه از گناه ، تقصیر و ترس را میسازد و این‌ها را به درون دنیای خاصی منعکس می‌کند که در آن بتوانیم به شکلی موجه، کینه‌ها و رنجش‌ها را در خود نگه داریم. این رنجش‌ها در برابر احساس جرمِ ذهن دفاع می‌کنند، و آن احساس جرم نیز به نوبه خود در برابر عشقی که در ذهن ماست، دیواری دفاعی می‌سازد. بنابراین، «سپر نفرتِ» ایگو ما را از دیدن معجزه بازمی‌دارد و در نتیجه مانع از آن می‌شود که هرگز آن را انتخاب کنیم. کانال دکتر کنت واپنیک #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/kenwapnick

انتخاب واقعی (بخش ۱) مربوط به درس ۷۸ کتاب سفری در ژرفای کتاب کار دوره‌ای در معجزات دکتر واپنیک ما فکر می‌کنیم تصمیماتی که می‌گیریم بین گزینه‌های الف و ب است؛ انتخاب‌هایی که همیشه بیرونی و ظاهری دیده می‌شوند. آیا این شخص را ببینم یا آن یکی را؟ این غذا را بخورم یا چیز دیگری؟ به اینجا بروم یا به آنجا؟ عیسی به ما می‌گوید این انتخاب‌ها صرفاً پوسته‌هایی هستند که انتخاب اصلی و زیرین را پنهان می‌کنند: آیا من «نَفْس» (ایگو) را انتخاب می‌کنم یا «روح‌القدس» را؟ حمله را یا بخشش را؟ کینه‌ها را یا معجزات را؟ هر گلایه‌ای مانند یک سپر تیره از نفرت در برابر معجزه‌ای است که می‌خواهد پنهانش کند. (د_۷۸_۱∶۲) به هدفمند بودن کینه‌ها و رنجش‌ها توجه کنید. ما دیده‌ایم که در کتاب «دوره‌ای در معجزات»، هدف است که بسیار مهم است و عیسی بیان می‌کند تنها سوالی که باید درباره هر چیزی بپرسیم این است: «این برای چیست؟ هدفی که ما به یک موقعیت می‌دهیم، تمام معنایی است که آن موقعیت دارد. به طور مستقیم در اینجا اشاره می‌شود که رنجش یک ابزار دفاعی است؛ «سپر تاریکی از نفرت» که ما را از انتخاب معجزه‌ای که «قصد پنهان کردنش را دارد» بازمی‌دارد. بنابراین، ما هرگز به آن دلایلی که خودمان فکر می‌کنیم، عصبانی یا قضاوت‌گر نیستیم. ما باور داریم که خشم ما ناشی از چیزی در بیرون ماست، یعنی رفتار یا گفتار یک شخص، یا موقعیتی که دوستش نداریم. با این حال، این عبارت به ما می‌فهماند که هدف واقعی — یعنی محتوای زیرینِ فکرِ حمله — تمایل ما برای پنهان کردن معجزه از دیدگان‌مان است. و وقتی تو آن را پیش چشم خود برمی‌افرازی، معجزهٔ ورای آن را نخواهی دید. (د_۷۸_۱∶۳) چرا ما نمی‌خواهیم معجزه را ببینیم؟ اگر آن را می‌دیدیم، به درون ذهن خود نگاه می‌کردیم و متوجه می‌شدیم دلیل ناراحتی ما این است که ما خودمان انتخاب غلط را ساخته ایم. به عبارت دیگر، ما رویابینِ رویاهای خود هستیم، و بنابراین تنها کسانی هستیم که قدرت تغییر دادن آن‌ها را داریم؛ و این آخرین چیزی است که «نَفْس» (ایگو) در این دنیا می‌خواهد ما کشف کنیم. آنچه باور به واقعیت داشتنِ ایگو را حفظ می‌کند، این واقعیت است که ما به یاد نمی‌آوریم خودمان آن را ساخته‌ایم. ایگو به خودیِ خود هیچ وجودی ندارد، به این معنی که دنیای برخاسته از آن نیز وجود خارجی ندارد. واقعیتِ ظاهریِ آن‌ها، صرفاً بر پایه قدرت ذهنِ «فرزند» در باور داشتن به آن استوار است مشکل «نَفْس» (ایگو)، برای یادآوری بحث‌های قبلی‌مان، عشقِ خداوند نیست؛ چرا که ایگو اصلاً چیزی از آن نمی‌داند. مشکل اصلی آن، «تصمیم‌گیرنده» است؛ یعنی همان قدرتِ ذهنِ «فرزند» برای انتخاب کردنِ ایگو این بدان معناست که در هر لحظهٔ مشخص — یعنی در آن «لحظهٔ مقدس» — فرزند می‌تواند آن قدرت را پس بگیرد و در عوض، معجزهٔ روح‌القدس را انتخاب کند. با این کار، ایگو ناپدید خواهد شد، همان‌طور که وجود فردی (و مجزای) ما نیز از بین می‌رود. بنابراین، ترسِ واقعیِ ایگو همین است: «رستگاری و رهایی»، نه مصلوب شدن و عذاب. ایگو برای اطمینان از اینکه چنین اتفاقی رخ ندهد، یک سیستم فکری بسیار پیچیده و ماهرانه از گناه ، تقصیر و ترس را میسازد و این‌ها را به درون دنیای خاصی منعکس می‌کند که در آن بتوانیم به شکلی موجه، کینه‌ها و رنجش‌ها را در خود نگه داریم. این رنجش‌ها در برابر احساس جرمِ ذهن دفاع می‌کنند، و آن احساس جرم نیز به نوبه خود در برابر عشقی که در ذهن ماست، دیواری دفاعی می‌سازد. بنابراین، «سپر نفرتِ» ایگو ما را از دیدن معجزه بازمی‌دارد و در نتیجه مانع از آن می‌شود که هرگز آن را انتخاب کنیم. کانال دکتر کنت واپنیک #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/kenwapnick

علت و معلول یکی هستند، نه جدا از هم. خداوند اراده می‌کند تا تو آنچه را که همواره حقیقت داشته است بیاموزی: اینکه او تو را به عنوان بخشی از خویش آفرید، و این همچنان باید حقیقت داشته باشد زیرا ایده‌ها سرچشمهٔ خود را ترک نمی‌کنند. قانون آفرینش چنین است؛ که هر ایده‌ای که ذهن تصور می‌کند، تنها بر فراوانی آن می‌افزاید، هرگز چیزی از آن نمی‌کاهد. این هم در مورد آرزوهای بیهوده و هم در مورد ارادهٔ حقیقی صادق است، چرا که ذهن می‌تواند آرزوی فریب خوردن داشته باشد، اما نمی‌تواند آن آرزو را به چیزی تبدیل کند که نیست. و باور به اینکه ایده‌ها می‌توانند سرچشمهٔ خود را ترک کنند، دعوت از اوهام است تا حقیقی شوند، بدون موفقیت. چرا که در فریب دادن فرزند خداوند، هرگز موفقیتی ممکن نخواهد بود. دوره‌ای در معجزات (م_۲۶_۷_۱۳∶۱-۶) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

این کتابچهٔ راهنمای یک برنامهٔ درسی ویژه است که برای آموزگاران یک شکل خاص از دورهٔ جهانی در نظر گرفته شده است. هزاران شکل دیگر وجود دارد که همگی نتیجه‌ای یکسان دارند. آن‌ها صرفاً در زمان صرفه‌جویی می‌کنند. با این حال، این تنها زمان است که به طرز فرساینده‌ای به درازا می‌کشد، و دنیا اکنون بسیار خسته است. آن پیر، فرسوده و بی‌امید شده است. هرگز بحثی بر سر نتیجهٔ نهایی نبوده است، زیرا چه چیز می‌تواند ارادهٔ خداوند را تغییر دهد؟ اما زمان، با اوهام تغییر و مرگش، دنیا و هر آنچه در آن است را می‌فرساید. با این حال زمان پایانی دارد، و این همان چیزی است که آموزگاران خداوند برای تحقق آن تعیین شده‌اند. زیرا زمان در دستان آن‌ها است. این‌ بود انتخابشان، و به آن‌ها داده شد. دوره‌ای در معجزات (ک_۱_۴∶۱-۱۰) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi

این کتابچهٔ راهنمای یک برنامهٔ درسی ویژه است که برای آموزگاران یک شکل خاص از دورهٔ جهانی در نظر گرفته شده است. هزاران شکل دیگر وجود دارد که همگی نتیجه‌ای یکسان دارند. آن‌ها صرفاً در زمان صرفه‌جویی می‌کنند. با این حال، این تنها زمان است که به طرز فرساینده‌ای به درازا می‌کشد، و دنیا اکنون بسیار خسته است. آن پیر، فرسوده و بی‌امید شده است. هرگز بحثی بر سر نتیجهٔ نهایی نبوده است، زیرا چه چیز می‌تواند ارادهٔ خداوند را تغییر دهد؟ اما زمان، با اوهام تغییر و مرگش، دنیا و هر آنچه در آن است را می‌فرساید. با این حال زمان پایانی دارد، و این همان چیزی است که آموزگاران خداوند برای تحقق آن تعیین شده‌اند. زیرا زمان در دستان آن‌ها است. این‌ بود انتخابشان، و به آن‌ها داده شد. دوره‌ای در معجزات (ک_۱_۴∶۱-۱۰) 🔗 مشاهدهٔ متن کامل 🔗 اینستا | فیسبوک | یوتیوب #دوره‌ای_در_معجزات https://t.me/acim_farsi