fa
Feedback
درباره حسابداری - سلیمانی

درباره حسابداری - سلیمانی

رفتن به کانال در Telegram

مجتبی سلیمانی مارشک دانشگاه آزاد مشهد - رشته حسابداری تلگرام @M_Soleymani_M

نمایش بیشتر
277
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
🔲⭕️سوختن ایران در سندروم «همدلی محدود» مجتبی لشکربلوکی و حمید زعیمی آزمایش جالبی توسط یکی از محققان دانشگاه لنچستر اِنگلستان انجام شد. شرکت کنندگان چه کسانی بودند؟ طرفداران تیم منچستریونایتد. ابتدا از آنان خواسته شد که پرسشنامه‌ای راجع به میزان طرفداری از منچستریونایتد را تکمیل کنند. خود پرسشنامه اهمیتی نداشت بلکه این کار ترفندی بود برای یادآوری و برافروختن وفاداری آن‌ها به تیم منچستریونایتد. سپس، به شرکت‌کنندگان گفتند که در بخش دومِ آزمایش باید در مکان دیگری فیلمی راجع به فوتبال نگاه کنند. به آنها مسیر رفتن تا اتاق نمایش در ساختمان دیگر را نشان دادند. در طول مسیر، مردی که در حقیقت یک همکار (بازیگر) بود می‌دوید، لیز می خورد و می افتاد، مچ پایش را می گرفت و در حالی که درد می‌کشید فریاد می زد. مردی که بر زمین افتاده بود گاهی پیراهن منچستریونایتد و گاهی پیراهن رقیب سرسخت منچسریونایتد یعنی لیورپول را پوشیده بود. نتایج تکان دهنده بود در ۹۴٪ مواقع، اگر فرد مصدوم پیراهن منچستریونایتد را بر تن داشت، شرکت کنندگان به او کمک کردند. ولی وقتی مصدوم لباس لیورپول یا لباس معمولی را به تن داشت فکر می کنید چند درصد کمک می کردند؟ تنها حدود ۳۰٪. اکثریت آن‌ها معمولاً فردی که غیرمنچستری بود را رها کردند تا ناله کند. برخی از شرکت کنندگان اصلاً به شخصی با پیراهن لیورپول توجه نکردند. دوباره آزمایش تکرار شد اما این بار یک تغییر کوچک داده شد. این بار پرسشنامه با مضمون عشق به فوتبال و بازی زیبا بود و نه عشق به منچسترپونایتد! بعد از همین تغییر کوچک، حدود ۸۰ درصد از طرفداران منچستریونایتد به فردِ زمین افتاده با لباس منچستریونایتد کمک کردند که کمی کمتر از دور اول بود اما نتیجه جالب اینجا بود: ۷۰ درصد به افراد مصدوم با پیراهن لیورپول کمک کردند. در مقایسه با آزمایش قبل ۴۰ درصد افزایش در کمک به فردِ طرفدار لیورپول مشاهده شد (منبع) دلیلش چه بود؟ ☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی ذهن ما به صورت ناخودآگاه مرز می‌کشد. حد تعیین می کند. این سوی مرز می شود افراد درون گروه (ما) و آن سوی مرز می شود افراد بیرون گروه (اونها). تا این جای کار مساله ای نیست. مساله این است که ما نسبت به آنسوی «مرز ذهنی غیرواقعی» که کشیده ایم غیریت و دوگانگی و دوری ایجاد می کنیم و نسبت به افراد درون گروه غیرت، همدلی و همدردی بیشتری داریم تا افراد بیرون گروه. به عبارت دیگر ما دچار همدلی محدود می شویم. به عنوان یک انسان رحم و مروت و مرام داریم ولی فقط آن را معطوف و محدود می کنیم به همکیش و هم قبیله و هم فکر و هم گروه مان. تا جایی که در خاطر داریم این دوگانه سازی ها همیشه رخ داده است. برخی به دیگران می گویند غرب زده و در عوض آن ها به گروه اول می گوید عمله روسیه! برخی خودفروخته و خودباخته اند و در عوض برخی واپس گرا و عقب افتاده. برخی مذهبی خشک اند و برخی غیرمذهبی ولنگار. این دوگانه سازی ها تبعات دارد. چه می توان کرد؟ خاطرتان هست که در بخش دوم آزمایش چه کردند؟ یک تغییر کوچک؛ به جای تاکید بر عشق به یک تیم خاص (منچستریونایتد)، عشق به یک مفهوم وسیع تر (فوتبال) جایگزین شد. برای رهایی از سندروم همدلی محدود، باید استراتژی یافتن یا ساختن «وجه مشترک گسترده» را انتخاب کرد؛ خدا ، انسانیت، محیط زیست، آینده، سرنوشت مشترک، میهن این‌ها مواردی هستند که می توانند ما را نجات دهند. برای اینکه اثبات کنیم که چنین چیزی امکان پذیر است، به این موقعیت توجه کنید: مسابقات جام جهانی است در یک کافه کنار دیگرانی که نمی شناسید دارید فوتبال نگاه می کنید. زمانی که تیم ملی ما در جام جهانی برنده می شود شما ممکن است یک فرد مذهبی استقلالی دو آتشه باشید اما فرد کناری تان را که یک آدم غیرمذهبی هوادار متعصب پرسپولیس باشد را به آغوش بکشید و حتی پول چایی اش را هم حساب کنید! ایران امروز ما به شدت نیازمند رهایی از سندروم همدلی محدود است. مرزهای غیرواقعی که جامعه ما را چندپاره (بهتر است بگوییم پاره پاره) کرده است. آخرین نکته: هر کسی باید شروع کننده باشد. منچستری ها نباید منتظر لیورپولی ها باشند و برعکس. در توسعه باید کنشگر، آغازگر و مبتکر بود وگرنه انفعال و تقلید که هنری نیست. آغاز کننده باشیم و مرزها را برداریم! کانال شخصی مجتبی لشکربلوکی @Dr_lashkarbolouki

✍️مسئلۀ خیابان، از قاهره تا تهران 🖊محمدرضا اسلامی با توجه به روند اتفاقات تلخ اخیر، پرداختن به «مسئله خیابان» ضرورت دارد. پیش از پرداختن به این موضوع، مروری بر اتفاقاتی که در مصر افتاد، حائز توجه است: 🔷 گاهشمار وقایع در مصر ۱- مجموعه ای از راهپیمائیها و اعتراضات از ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ (۵ بهمن ۱۳۸۹) در کشور #مصر آغاز شد. ۲- سه روز بعد #توئیتر در تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۱۱ توسط دولت حسنی‌مبارک فیلتر شد. (دولت مصر معتقد بود که مخالفین از طریق #شبکه_اجتماعی توئیتر دست به هماهنگی‌های بیشتر می‌زنند) ۳- یک روز از فیلتر شدن #توئیتر نگذشته بود که دولت مصر #اینترنت سراسری در مصر را قطع کرد. ۴- همان روز #جمال_مبارک، فرزند حسنی مبارک مصر را با ۱۰۰ چمدان به مقصد لندن ترک کرد. ۵- فردای آن روز در شهر دیگر مصر یعنی #اسکندریه معترضین توانستند شهر را در اختیار بگیرند. ۶- فردای آن روز سازمان بورس قاهره تعطیل شد. ۷- روز سه شنبه ۱۹ بهمن (۸ فوریه) مبارک از افزایش ۱۵ درصدی در حقوق کارمندان و بازنشستگان مصر خبر داد! (نوش دارو بعد از مرگ سهراب؟!) ۸- سرانجام هفده (17) روز بعد از شروع ناآرامیها و تظاهرات، روز جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ (مصادف با ۱۱ فوریه ۲۰۱۱) مبارک مصر را به محل نامعلومی ترک کرد. ۹- همان روز، شورایعالی نیروهای مسلح (به ریاست وزیر دفاع) اداره کشور را بر عهده گرفت. ۱۰- چهار ماه بعد، اولین انتخابات ریاست جمهوری (بعد از حکومت مبارک) در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲ برگزار گردید، و #محمد_مرسی بر اساس آمار رسمی در رقابت با ژنرال #احمد_شفیق پیروز انتخابات شد. ۱۱- کمتر از یکسال پس از تحلیف #محمد_مرسی ، موج جدیدی از اعتراضات «در خیابان» و میدان التحریر، علیه رییس جمهورِ «جدید» آغاز شد. ۱۲- با ادامه درگیریهای خونین خیابانی علیه رییس جمهور جدید، در ۳ ژوئیه ۲۰۱۳ مارشال(!) عبدالفتاح سعید سیسی، که رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح بود، #مداخله کرد و #محمد_مرسی رئیس‌جمهور وقت را برکنار کرد. طی #کودتای آن روز، دولت مُرسی سقوط کرد و ارتش عدلی منصور، (رئیس #دادگاه_قانون_اساسی مصر) را به عنوان رئیس‌جمهور #موقت (!) تعیین کرد. *مرسی تنها به مدت یکسال و دو روز رییس جمهور بود. ۱۳- برای اعتراض به آن تصمیم ارتش، مجددا هواداران مرسی به #خیابان آمدند و علیه تصمیم ارتش اعتراضات گسترده ای را در خیابانها شکل دادند. ۱۴- پس از سلسله زد و خوردهای شدید و خونین خیابانی میان طرفداران و مخالفانِ مرسی، سیسی در ۷ فروردین ۱۳۹۳، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد و در یک انتخابات «بدون رقیب» با کسب ۹۶٪ آرا پیروز شد! ۱۵- دوره #افسردگی گسترده و عمومی در مصر آغاز شد. و ژنرال سیسی هنوز رئیس جمهور است… ▪️▪️▪️ «خیابان» در مصر یک رئیس جمهور را از قدرت به پایین کشید و محمد مرسی را به صدر مصطبه نشاند. اما مجدداً همان «خیابان» (و زد و خوردهای خونین) «رئیس جمهورِ منتخب» را ظرف یکسال و 2روز، از بالا به پایین کشید. پس از مرسی، مجددا خیابان، محلِ حل و فصلِ اختلافهایِ طرفداران مرسی با مخالفانش بود. در نهایت از دل خیابان و منازعه، یک دیکتاتور جدید جانشینِ دیکتاتور قبلی (مبارک) شد. ▪️▪️▪️ خیابان به عنوان «نهاد و ساختار» ، عملکردی ندارد. زمانی «حل و فصل امور» در کشوری به «خیابان» منتهی می شود که «قبل از خیابان»، «نهاد» ها و احزاب، نخبگان و تشکلهای مردمی، امکان گفتگو پیدا نکرده اند. خیابان «رسانه» نیست (چون در دنیای مدرن، بشر رسانه های متعدّدی ابداع کرده)، ولی زمانی خیابان ابزارِ رساندنِ پیام (رسانه) می شود که مخالفین «رسانۀ دیگری» برای رساندن پیامِ مخالفتشان پیدا نکرده باشند. ▪️▪️▪️ قبل از رسیدن امور به کف خیابان، باید امکان گفتگو در یک کشور فراهم باشد. این روزها که صدا و سیما در برنامه «شیوه» شبکه چهار به بحث و گفتگو درباره حجاب و شیوۀ شهرآشوبی پرداخته، باید پرسید: آیا واقعا قبل از رسیدنِ این مساله به کفِ خیابان و شروعِ منازعه های خونین، فقط «امکان گفتگو» با محمدصالح هاشمی گلپایگانی بود؟ آیا اگر در گفتگوهایی یک طرفه، هاشمی گلپایگانی بنزین برروی امور نریخته بود، امروز شاهد اتفاقات تلخ گسترده در کف خیابان بودیم؟ ▪️▪️▪️ آنها که گمان می کنند در «کف خیابان» می‌توانند تکلیف حجاب (یا حتی بی حجابی) را مشخص کنند، احتمالا گمان نمی کنند که از دل زد و خوردهای خیابانی هیچ روندِ مدنی شکل نمی گیرد. از خیابان تنها دیکتاتوری بر می خیزد. خیابان نهاد نیست. و نهادساز هم نیست. اما سوال اساسی اینجاست که چرا ماجراها به خیابان رسید؟ ▪️▪️▪️ 📌پی نوشت: در فایل ذیل دکتر محمد فاضلی به بحث غیبت نهادهای مدنی پرداخته است. سوال اینجاست که آیا پیش از این اتفاقات تلخ، کادر دوربین فقط باید به هاشمی گلپایگانی تعلق می داشت؟ https://telewebion.com/episode/0x2997651 #خیابان #حجاب #رسانه #مهسا_امینی t.me/solseghalam

الإمامُ عليٌّ عليه السلام : لا تَرَى الجاهِلَ إلاّ مُفْرِطا أو مُفَرِّطا . امام على عليه السلام : نادان را نبينى، مگر در حال
الإمامُ عليٌّ عليه السلام : لا تَرَى الجاهِلَ إلاّ مُفْرِطا أو مُفَرِّطا . امام على عليه السلام : نادان را نبينى، مگر در حال افراط يا در حال تفريط.

Repost from عصر ایران
🔺آیة الله العظمی بهجت: من نهی از منکر نمی کردم! مطلب فوق در کتاب «حکایاتی از فرزانگان» نوشته حجة الاسلام مرتضوی نیا با تأیید
🔺آیة الله العظمی بهجت: من نهی از منکر نمی کردم! مطلب فوق در کتاب «حکایاتی از فرزانگان» نوشته حجة الاسلام مرتضوی نیا با تأیید مرکز تنظیم و نشر آثار آیة الله العظمی بهجت آمده است./ بزم قدسیان asriran.com @MyAsriran

به چهار دلیل مردم به حكومت‌ها ⁧ پشت⁩ می‌کنند: ۱- زیر پا گذاشتن (دوری از) ‏اصول ۲- پرداختن به فروع ۳- پیش انداختن #اراذل [یعنی مناصب، حکومت، دولت و مسئولیت را به اراذلی بدهید که این‌ها اهلیت و صلاحیت ندارند] ۴- دور نگه داشتن برجستگان و متفکران. ‏⁧ #امیرالمؤمنین⁩ (ع) ‏غررالحکم، حكمت ۷۸۳۵، ص ۳۴۲ من لایحضره الفقیه، ج ٤، ص ۳۵۸ #پیام_فضلی_نژاد #شبکه_چهار @payamfazlinejad

من اشتباه کردم! رحیم قمیشی خاطره‌ای سال‌ها پیش نوشته بودم، انگار برای همین روزهای‌مان بوده. خلاصه‌اش را بازگو می‌کنم؛ "عبدالرحمن فریدی‌فر ۱۸ سال بیشتر نداشت، قبلا مدتی طلبه بود، ولی به خاطر حضور در جبهه، مجبور شده بود قید طلبگی را بزند. رئیس حوزه ماندن بیش از چند هفته در جبهه را، برای طلبه ها ممنوع کرده بود، ولی عبدالرحمن می‌گفت از جبهه خیلی بیشتر درس می‌گیرد و حاضر نبود برگردد مدرسه علمیه! او کار شناسایی پر خطر اطراف جزیره مجنون، در هور گرم، و نیزارهای پر از پشه کوره آنجا را به عهده داشت. اکثر بچه‌های گروه شناسایی و عبدالرحمن هم، به فاصله کمی یک‌یک شهید شدند. عبدالرحمن خوش‌قلب و پرانرژی در جبهه کلاس‌های اخلاق و قرآن هم برگزار می‌کرد. وقتی هم که روحانی نداشتیم پیشنماز می‌شد! اما آن روز... داخل سنگر نشسته و مشغول وارد کردن نتیجه شناسایی‌ها، روی کالک بودم. احساس کردم سر و صدایی غیر عادی از بیرون سنگر می‌آید. اول بی‌خیال شدم، اما این موقعِ روز اصلا آن سر و صدا عادی نبود. چندین نفر چیزی را با هم تکرار می‌کردند، و صدا قطع نمی‌شد! خیلی عجیب بود، با آن گرمای تابستان جزیره، نه وقت دعا بود، نه وقت ورزش! چند دقیقه ای گذشت و صدا قطع که نمی‌شد، بلند و بلندتر هم شد. از سنگر آمدم بیرون، شعار دهنده‌ها را دیدم، که در مقر به یک ستون می‌دویدند و شعار می‌دادند. نزدیک‌تر که شدند متوجه شعارشان شدم... موهای بدنم سیخ شد، و زانوهایم شل شدند! چه شده بود؟ چرا این شعار؟! همه با صدای بلند و از عمق دل  شعار می‌دادند؛ "من اشتباه کردم" "من اشتباه کردم" و یک نفس دور حیاط، با لبخند می‌چرخیدند. عبدالرحمن حدیث یا جمله حکیمانه‌ای را آن روز برای بچه‌ها توضیح داده بود که؛ یکی از شجاعانه‌ترین و خداپسندانه‌ترین کارها بعد از انجام یک اشتباه، پذیرفتنِ آن می باشد. او توضیح داده بود متاسفانه خیلی‌ها، حتی بسیاری از بزرگان، این شجاعت را ندارند، و هر عمل غلطی را هم انجام دهند از آن بی جهت دفاع می‌کنند... حتی وقتی بفهمند اشتباه کرده‌اند، جرأت معذرت‌خواهی و پذیرش اشتباه را ندارند. و معمولاً آن را توجیه می کنند. او از بچه‌ها خواسته بود برای اینکه یاد بگیرند بعد از این، اگر اشتباهی کردند خجالت نکشند و بتوانند بگویند اشتباه کرده‌اند، بطور تمرینی دور زمین قرارگاه بدوند و همه با هم همین را فریاد بزنند! او با شور و حرارت فریاد می‌زد و بچه‌ها تکرار می‌کردند؛ "من اشتباه کردم" نمی‌دانستم باید بخندم یا گریه کنم. همان‌طور که به گونی‌های سنگر تکیه داده و تماشایشان می‌کردم متوجه شدم من هم ناخودآگاه و با اشک شوق دارم تکرار می‌کنم... "من اشتباه کردم" شک نداشتم خنده آن روز شهید عبدالرحمن، خنده آن روز شهید  محمود دشتی‌پور، و همه بچه‌های نوجوانی که بعداً شهید شدند، می‌دویدند و از ته دل فریاد می‌زدند اشتباه کرده اند، حسابی همه را به خجالت انداخته بود. کاش عبدالرحمن مانده بود و این درس مهم را امروز دوباره به همۀ ما و مسئولین و بزرگان‌مان یاد می‌داد؛ خجالت نکشید و بگویید اگر اشتباه کرده‌اید. این بزرگی است. این اخلاص است. شجاعت است، انسانیت است! کدام‌تان معصوم است؟ از شهدا یاد بگیرید..." و امروز با خودم فکر می‌کردم؛ اگر گفته می‌شد ببخشید بی‌دقتی ما باعث زدن هواپیما شد. ببخشید ما اشتباه کردیم به اعتراضات مردم آتش گشودیم. ببخشید ما در تقسیم مردم به خودی و غیر خودی اشتباه کردیم. ما اشتباه کردیم گشت ارشاد گذاشتیم. ما اشتباه کردیم ادعا کردیم دزدی‌ها ربطی به مقامات ندارد، سیستماتیک نیست! ما اشتباه کردیم القا کردیم مقدسیم، عین اسلامیم. نماینده خدائیم. ما اشتباه کردیم پلیس را گفتیم دختران و زنان را از نظر اخلاقی کنترل کند. ما اشتباه کردیم دختران معصوم را مثل آدم دزدها بازداشت کردیم. اصلا ما اشتباه کردیم گفتیم حجاب اجباری است. حتی برای خارجی‌ها، حتی برای اقلیت‌های دینی، اصلا برای آنها که حجاب ما را قبول ندارند. ما اسلام را بد معرفی کردیم و اشتباه کردیم. ما ایران را از توسعه عقب انداختیم، اشتباه کردیم. ما اشتباه کردیم گفتیم بیشتر از مردم می‌فهمیم. ما خودمان را به مردم تحمیل کردیم اشتباه کردیم. ما در قضیه ستار بهشتی، در مورد مهسا امینی، در مورد کشتن جوان‌های معترض، اشتباه کردیم. ما در زندان انداختن مخالفان‌مان در نقض حقوق به‌حق خانم‌ها و همه مردم اشتباه کردیم! کدامیک از این اشتباه کردم‌ها را گفتیم؟ هیچکدام را! چطور انتظار داریم مردم دوست‌مان داشته باشند؟ چطور می‌خواهیم حاکمیت‌مان مداوم باشد؟ چطور می‌خواهیم بگوییم ما مستبد نیستیم! ما کجا گفتیم اشتباه کردیم!؟ شجاعت داشته باشیم انسانیت داشته باشیم درایت داشته باشیم و به وقتش بگوییم "ما اشتباه کردیم!" @ghomeishi3

💠درآمد موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی سال ۱۴۰۰ ▪️منبع: سایت جامعه حسابداران رسمی 🅾️پیج اینستاگرام کانال همکاران مالی: https://www.instagram.com/hamkaranemali 🆔@hamkaranemali

#آموزشی #انگیزشی فرض کنید دارایی شما یک میلیارد تومان است و می خواهید سهم فولاد را با قیمت امروز (21100) با تارگت 40000 تومان برای آخر آبان ماه خریداری کنید. شما باید 473,933 برگ سهم را خریداری کنید و پول آن را هم اینک بپردازید. اگر به هر دلیلی سهم فولاد یک اصلاح 30 درصدی داشته باشد شما مبلغ 300 میلیون تومان ضرر می کنید. راه چاره چیست؟! ❓ شما به جای خرید سهم فولاد اقدام به خرید #اختیار_معامله آن می کنید و مثلا 295 قرارداد ضفلای 8093 را خریداری می کنید(هرقرارداد فولاد ۱۶۰۸ برگ سهم هست) و به جای پرداخت 1 میلیارد تومان صرفا 21 میلیون و 204 هزار تومان می پردازید ومالک 474,360 برگ سهم فولاد می شوید. قسمت جالب ماجرا اینجاست: حال اگر فولاد به جای 30 درصد مثلا 98 درصد! ریزش داشته باشد کل زیان شما فقط همین 21 میلیون تومان می باشد و پول اصلی شما باقی می ماند و ریسک شما صرفا 2 درصد از کل سرمایه بوده است. و اگر فولاد طبق تحلیل شما به تارگت 40000 برسد همین 21 میلیون تومان پرداختی برای شما سودی بیش از 2000 درصد به ارمغان می آورد و تبدیل به 450 میلیون تومان می شود. آینده از آنِ اختیار معاملات است. #از_چل_تا_چهل. @A_Kahyaniop

آگهی #استخدام حسابدار حسابدار با تجربه حداقل سه سال آشنا به مباحث بیمه و مالیات شرکت فنی واقع در مشهد ، میدان صاحب الزمان حقوق توافقی ارسال رزومه به واتزاپ تلفن 09155026225

konkoor_arshad_14010609.mp3105.26 MB

آشنایی با کنکور کارشناسی ارشد رشته حسابداری سخنران: مصطفی قناد دانشجوی دکتری حسابداری رتبه یک آزمون سراسری ارشد حسابداری 1393
آشنایی با کنکور کارشناسی ارشد رشته حسابداری سخنران: مصطفی قناد دانشجوی دکتری حسابداری رتبه یک آزمون سراسری ارشد حسابداری 1393 دکتر جواد زاهدی هیئت علمی گروه حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی مشهد زمان: چهارشنبه 9 شهریور 1401 ساعت 16 الی 18 مکان: سالن آمفی تئاتر مجتمع علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

آشنایی با دوره کارشناسی ارشد رشته حسابداری سخنران: مصطفی قناد دانشجوی دکتری حسابداری رتبه یک آزمون سراسری ارشد حسابداری 1393
آشنایی با دوره کارشناسی ارشد رشته حسابداری سخنران: مصطفی قناد دانشجوی دکتری حسابداری رتبه یک آزمون سراسری ارشد حسابداری 1393 دکتر جواد زاهدی هیئت علمی گروه حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی مشهد زمان: چهارشنبه 9 شهریور 1401 ساعت 16 الی 18 مکان: سالن آمفی تئاتر مجتمع علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

آشنایی با دوره کارشناسی ارشد رشته حسابداری سخنران: مصطفی قناد دانشجوی دکتری حسابداری رتبه یک آزمون سراسری ارشد حسابداری 1393
آشنایی با دوره کارشناسی ارشد رشته حسابداری سخنران: مصطفی قناد دانشجوی دکتری حسابداری رتبه یک آزمون سراسری ارشد حسابداری 1393 دکتر جواد زاهدی هیئت علمی گروه حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی مشهد زمان: چهارشنبه 9 شهریور 1401 ساعت 16 الی 18 مکان: سالن آمفی تئاتر مجتمع علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

زين گونه‌ام كه در غم غربت شكيب نيست گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست جانم بگير و صحبت جانانه‌ام ببخش كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست گم گشته‌ی ديار محبت كجا رود؟ نام حبيب هست و نشان حبيب نيست عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست سایه محمد اصفهانی @ahestan_ir

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می‌آید نفس‌هایم گواهی می‌دهد بوی تو می‌آید ... حدود ساعت سه، جان من می‌رفت آهسته برای غرق در دریا شدن می‌رفت آهسته ... سید حمیدرضا برقعی

در کربلا چه گذشت؟
در کربلا چه گذشت؟

مراحل تربیت نسل کتاب‌خوان ... @Razcom
مراحل تربیت نسل کتاب‌خوان ... @Razcom

• فقرا چه‌جور صبری باید بکنند؟ ▫️اسـلام، فقير و كم‌بهره را در آيات و روايات دعوت به صبر كرده است. امـا چـه صبرى و در چه جايى؟
+2
• فقرا چه‌جور صبری باید بکنند؟ ▫️اسـلام، فقير و كم‌بهره را در آيات و روايات دعوت به صبر كرده است. امـا چـه صبرى و در چه جايى؟ صبر در تلاش ـ تا آنجايى كه مى‌تواند تلاش كندـ و صبر بر كمبود. وقتى كه با تمام تلاش‎ها باز هم ميان زندگى خـودش و ديگرى فاصله‌اى احساس بكنـد. و ايـن دو بـا يكـديگر هـيچ منافـاتى ندارند بلكه واقعاً مكمل يكديگرند. حال اگر در جامعه‌اى، كسانى فقرا را با ايـن آهنـگ بـه صـبر دعـوت كردند كه ميدان را براى يغماگرى يغماگران باز بگذار و صـبور بـاش تـا خدا در آخرت به تو عوض دهد! اين سخن، سخن اسلام نيسـت. بي‌خـود كسى اسلام را به اين مطلب متهم نكند. 📚بانکداری ربا و قوانین مالی اسلام، شهید بهشتی، صص۸۵-۸۶ @beheshtium_ir instagram.com/beheshtium_ir

بازی با جان و مال مردم به اسم بادکنک هلیوم آتش نشان میگه به فروشنده گفتم من آتش نشانم گاز هلیوم بهم بده اما ... (حتما هنگام پر کردن بادکنک خودتون ببینید که با کپسول مخصوص هلیوم پر میکنن ) ‌‌‌‌‌‌ @Razcom