fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

با‌ حُسین باش.

با‌ حُسین باش.

رفتن به کانال در Telegram

«در زندگی شبیه زهیر بن قین باش، دوری کن از جهان و فقط با حسین باش.» - تبلیغ و تبادل ندارم. لینک کانال در اپ بله: http://ble.ir/ba_hoseiin_bash راه ارتباطی با من: https://t.me/SendHarfBot?start=fc0660a19fec

نمایش بیشتر
8 668
مشترکین
-224 ساعت
+217 روز
+7330 روز
آرشیو پست ها
اگر گروه خونی A مثبت یا AB مثبت دارید، از کانال احیاء غافل نشید.✨

حتی به درختی که زیر سایه‌اش برای پدرت گریه می‌کردی هم رحم نکردند...

#پس_از_طوفان پردۀ سوم: طوفانِ اشک. ننگ بر دنیا و بر اهلش که ناموس خدا، وقت گریه کردنش تا بیت الاحزان می‌رود... متن تاریخ و اقوال به ما ثابت می‌کند که حضرت صدیقه پس از شهادت پیامبر، به شدت اشک ریختند که این گریه پس از ماجرای کوچه و هجوم، شدت گرفت. امام صادق فرمودند: «فاطمه، دختر رسول خدا، پس از شهادت پیامبر خدا، هفتاد و پنج روز گریه می‌کردند.» در این روایت، از شدت اندوه حضرت و رفت‌وآمد ایشان برای زیارت قبر پیامبر، سخن گفته می‌شود. در این نقل، مدت ۷۵ روز مطرح شده است. در برخی گزارش‌های دیگر، مدت ۹۵ روز برای فاصله شهادت پیامبر تا شهادت حضرت زهرا مشهور است. شیخ صدوق آورده که حضرت صدیقه به مولا فرمود: «ای ابوالحسن! چه اندک است ماندن من در میان این مردم و چه نزدیک است رفتنم از میان آنان. به خدا قسم، شب و روز سکوت نخواهم کرد تا به پدرم، رسول خدا، ملحق شوم.» امام صادق فرمود: «حضرت فاطمه هرگاه صبح می‌شد، امام حسن و امام حسین را پیشاپیش خود قرار می‌دادند و به سوی بقیع می‌رفتند و بر پدرشان گریه می‌کردند.» در ادامه گزارش آمده است: «هنگامی که آفتاب بر ایشان می‌تابید، به سایه درخت اَراک پناه می‌بردند، این خبر به اولی و دومی رسید و آن درخت را قطع کردند.» حضرت پس از قطع درخت نیز به بقیع می‌رفتند و سوگواری می‌کردند. پس از اعتراض برخی از مردم مدینه به گریه‌های حضرت، امیرالمؤمنین مکانی در بقیع برای ایشان آماده کردند. این مکان به نام «بیت‌الأحزان» شناخته شد. فضه می‌گوید: «سپس امام علی برای حضرت در بقیع، دور از شهر مدینه، خانه‌ای ساخت که بیت‌الأحزان نامیده می‌شد.» در ادامه می‌گوید: «حضرت صبح‌ها با امام حسن و امام حسین به آن‌جا می‌رفتند و تا شب به گریه و سوگواری می‌پرداختند.» از نظر ترتیب تاریخی، باید دقت کنیم: شهادت پیامبر و آغاز اندوه حضرت زهرا، حوادث مربوط به هجوم به خانه، ادامه بیماری و رنج‌های حضرت و شهادت حضرت زهرا و طبق اقوال معتبر، حضرت در تمامی این مدت، اندوهگین و گریان بودند. - ادامه دارد. - منابع: الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء، بیت‌الأحزان، علل الشرائع، بحارالأنوار، تاریخ طبری. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

من با همه چیز این دنیا کنار اومدم اما قلب شکسته‌مو شما ببین شاهِ نجف...

آدما رو به زحمت نندازیم./

نجف، احتمالا پنج صبح.✨ شبیه رویا.

#گزارش پرداخت هزینه شیمی درمانی مورد. (صد تومان بیشتر شد که خرج موردهای بعدی کانال میشن) خیر ببینید.✨
#گزارش پرداخت هزینه شیمی درمانی مورد. (صد تومان بیشتر شد که خرج موردهای بعدی کانال میشن) خیر ببینید.✨

کربلا خونمو، خانواده‌ام حسین./

دل به هیچ‌کی به جز ابی‌عبدالله نده. #شب_جمعه @ba_hossein_bash

۴ میلیون تومان باقی مانده، اجرتون با امام حسن مجتبی.

#پس_از_طوفان پردۀ دوم: عیادت خلفاء (غاصبین خلافت) دلم گرفت، شنیدم پس از عیادتِ تو، زمان مرگ تو را پیشِ هم گمانه زدند... روزها می‌گذشت و بیماری دختر پیامبر شدّت بیشتری می‌گرفت. اصحاب سقیفه، دیگر تعلل را به مصلحت ندیدند. شاید به خاطر این‌که برای مردم این همه بی‌اعتنایی قابل توجیه نبود. عمر پیشنهاد ملاقات و عیادت دختر پیامبر را به ابوبکر می‌دهد. عمر می‌گوید: «ما فاطمه را نسبت به خودمان خشمناک کرده‌ایم، بیا با هم به عیادت او برویم. (شاید بتوانیم وی را از خودمان راضی کنیم)» بعد با هم به در منزل دختر پیامبر می‌روند و از ایشان اجازه‌ ملاقات می‌خواهند که جواب رد می‌شنوند. به نقل صدوق، آن‌ها نه یک بار، بلکه بارها برای عیادت می‌آیند، اما راه نمی‌یابند. نپذیرفتن ملاقات حاکمان به ویژه وقتی که بارها اتفاق بیفتد، به طور قطع در جامعه انعکاس می‌یابد و آثاری نامطلوب برای آن‌ها به بار می‌آورد و این، همان چیزی بود که دختر پیامبر می‌خواست. این، خود یک مرحله‌ دیگر از مراحل مقابله و مبارزه‌ دختر پیامبر با صاحبان قدرت در آن روز بود. بالاخره آن‌ها با وساطت امیرالمؤمنین، به محضر دختر پیامبر راه می‌یابند. بنا به نقل صدوق، امیرالمؤمنین به دختر پیامبر فرمود: «این‌ها از من خواسته‌اند که از شما برایشان اجازه‌ ورود بگیرم.» دختر پیامبر عرضه داشت: «به خدا سوگند! به ‌آن‌ها اجازه نمی‌دهم و حتّی یک کلمه هم با آن‌ها سخن نخواهم گفت تا پدرم را ملاقات کنم و از آن‌چه آن‌ها نسبت به من انجام داده‌اند، شکایت کنم.» امیرالمؤمنین فرمود: «من ضامن شده‌ام که آن‌ها به ملاقات تو بیایند!» دختر پیامبر عرضه داشت: «اگر ضامن شده‌ای، خانه‌، خانه‌ توست. من نیز به هیچ‌ وجه با تو مخالفت نخواهم کرد. آن‌کس را که می‌خواهی و صلاح می‌دانی، اجازه بده!» به این شکل، حاکمان به خانه‌‌ دختر پیامبر راه یافتند. وقتی نزد دختر پیامبر نشستند، سلام گفتند، به اتفاق ناقلان، دختر پیامبر، سلام آن‌ها را جواب نگفت و حتی روی خویش را از آنان به سوی دیگری گردانید. صدوق نقل می‌کند: «آن‌ها از جای برخاسته، به مقابل روی دختر پیامبر رفتند. نمی‌دانیم این حادثه چند بار تکرار شد تا بالاخره خلیفه اول چاره‌ای نیافت و به همان شکل با ایشان سخن گفت.» ابوبکر گفت: «ای دختر رسول خدا!‌ ما آمده‌ایم تا رضایت شما را به دست آوردیم و آتش خشم شما را نسبت به خود خاموش کنیم. از شما می‌خواهیم که ما را ببخشی و از آن‌چه نسبت به شما انجام داده‌ایم، درگذری!» دختر پیامبر فرمود: «من با شما سخن نخواهم گفت تا پدرم را دیدار کنم و از رفتار شما دو نفر به ایشان شکایت کنم.» آن‌گاه رو به امام علی کرد و گفت: «من با آن‌ها حتی یک کلمه هم سخن نمی‌گویم تا اینکه از آن‌ها چیزی را بپرسم که آن دو از رسول خدا شنیده‌اند، اگر در این مورد راست گفتند، آن وقت تصمیم خواهم گرفت.»‌ آن‌گاه آن‌ها را قسم داد و فرمود:‌ «شما را به خدا سوگند، آیا از رسول خدا این سخن را نشنیده‌اید که: «رضای فاطمه از رضای من است و خشم و غضب فاطمه از خشم و غضب من. هر که او را دوست داشته باشد، مرا قطعاً دوست داشته است و هر که فاطمه را راضی کند، مرا راضی کرده است و هر که فاطمه را به غضب آورد، مرا به غضب آورده است؟» پاسخ دادند: «چرا، ما این سخن را از رسول خدا شنیده‌ایم.» دختر پیامبر فرمود: «من، خدا و ملائکه‌ی او را شاهد می‌گیرم که شما دو نفر، من را به غضب آوردید و رضای خاطر مرا به جای نیاوردید و وقتی پیامبر را دیدار کنم، از شما نزد او شکایت خواهم کرد.» ابوبکر گفت: «من از غضب خدا و غضب تو به خدا پناه می‌برم.» آنگاه با صدای بلند گریه کرد. دختر پیامبر فرمود: «سوگند به خدا، در هر نمازی که بخوانم، تو را نفرین خواهم کرد.» ابوبکر گریه‌کنان از محضر ایشان خارج شد. - ادامه دارد. - گِرد آورنده: پوریا روحنواز.

۵ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان باقی مانده اجرتون با امام حسن مجتبی.

رفقای با‌حسین‌باش، یکی از موارد همیشگی شیمی درمانیمون که همیشه با کمک شما عزیزان درمانشون رو انجام دادند و پدرشون به تازگی فوت شدن و تنها زندگی می‌کنند وضع مالی بسیار بدی دارند، ۱۱ ام وقت شیمی درمانیشون هست باید روند درمانیشون انجام بشه. ۶/۵۰۰ هزار تومان هزینه درمانشون هست، مثل همیشه با هر توانی در این امر سهیم باشیم تا ان شاالله این بار هم درمان ایشون انجام بشه. 5041721238320957 روحنواز.

قربون حیدر گفتنت، تو خوب می‌شی...

بستری باش ولی باش، عزیزم... تو کنارِ علی باش عزیزم...

حالا چه وقت رفتنه؟... #فاطمیه @ba_hossein_bash

چرا حاجتتو نمی‌گیری؟ #پادکست @sajedifr

یک خیّری، چهار مورد از خیریه ما رو با بهترین امکانات فرستاد زیارت نجف کربلا و حتی حواسش بود نفری پنج تومن برای تو راهشون بهشون بده که اون‌جا پولی داشته باشند خواستند خریدی بکنند. شماها و این‌جور آدم‌ها، امید منو به زندگی تو این سیاره بیشتر می‌کنید. من به این آدما میگم نورِ خدا روی زمین.✨

#نمایش_فاطمیه نواروایت «کشتی بزرگ وسط کوچه ما بود.» - جدیدترین اثر یاسین حجازی. - با همکاری گروه هنری روا و گروه فرهنگی نوای
#نمایش_فاطمیه نواروایت «کشتی بزرگ وسط کوچه ما بود.» - جدیدترین اثر یاسین حجازی. - با همکاری گروه هنری روا و گروه فرهنگی نوای یاس. - ۱٧ تا ۲۲ آبان. 📍سالن کرباکس پردیس باغ کتاب تهران. - ۴۰ درصد تخفیف خرید زودهنگام، تهیه بلیط از طریق: tiwall.com/p/ship

موجِ پرچم به فرمان امّ‌البنینه./
موجِ پرچم به فرمان امّ‌البنینه./