fa
Feedback
پی آگاهی...

پی آگاهی...

رفتن به کانال در Telegram
496
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
-630 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+1
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+12
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+16
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+4
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+39
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+31
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+16
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+23
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+30
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+20
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+13
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+17
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+19
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+27
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+45
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+18
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+27
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+31
در 73 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+9
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+269
در 1 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
14 سپتامبر0
13 سپتامبر+1
12 سپتامبر0
11 سپتامبر0
10 سپتامبر0
09 سپتامبر0
08 سپتامبر0
07 سپتامبر0
06 سپتامبر0
05 سپتامبر0
04 سپتامبر0
03 سپتامبر0
02 سپتامبر0
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
وقتی انتظار داری کسانی را که طرد کرده‌ای، مشی تو را تبلیغ کنند! ✍ حبیب رمضانخانی لاله مرزبان، در جشنواره فیلم ونیز، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» را گرفت و هنگام دریافت جایزه، آن را به زنان ایران تقدیم کرد؛ زنانی که به گفته او برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بهای سنگینی پرداخته‌اند. جمله‌ای که روی صحنه ونیز تشویق شد و بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. در داخل اما، چون همیشه، آن موفقیت و افتخارآفرینی یک ایرانی در عرصه جهانی، توسط تندروها نادیده و فقط آن بخش سخنان او مورد توجه قرار گرفته و با واکنش تندی مواجه شد، چون سخنان او با ایدئولوژی و مشی تندروها همخوانی نداشته و امکان استفاده ابزاری از آن را نداشتند! در پاسخ به این انتظارات و واکنش‌های تندروها، بایستی چند نکته مهم را یادآور شد: نمی‌شود خودتان را همواره معیار حقیقت قرار داده و با خط کشی « یا با ما، یا علیه ما» برای مخالف و منتقد خود هیچ حقی قائل نباشید، ولی به وقت موفقیت توقع داشته باشید تریبون شما شده و مطلوب شما را تبلیغ و تایید کنند! نمی‌شود در داخل با اینهمه رسانه، تریبون و جایگاه و بودجه کلان که در اختیار شماست، فقط علایق و نظرات خود را دیکته و تبلیغ نمایید و برای دیگران کوچکترین حقی از تبلیغ، دفاع و پاسخ قائل نباشید، ولی هنگامه اینچنینی و رسیدن به این جایگاه، انتظار رسانه‌ای کردن مشی و مطلوب خود داشته باشید! نمی‌شود با انواع کارشکنی و ده‌ها قانون محدود کننده، ( چون تلاش اخیر مجلس در محدودسازی گسترده ارتباطات مردم) جوان و نخبه و هنرمند و کارآفرین ایرانی را محدود و مسدود و فراری دهید، بعد توقع و انتظار داشته  باشید چون شما اندیشیده و از آرمان‌ها و اصول شما در عرصه بین‌المللی و جهانی دفاع کنند! چکیده گفتار: تناقض عجیب و توقعی زیاده‌خواهانه هست، وقتی با انحصار همه رسانه‌ها و تریبون‌ها در دستان خود، در داخل، اجازه کوچکترین فعالیت و انتقادی به مخالف خود را نمی‌دهید، بعد انتظار دارید همو که با کارشکنی شما، به تلاش و سعی خود به موفقیت و جایگاهی رسیده که اتفاقا آن مراسم و جایگاه را نیز نمی‌پسندید، همزمان از مشی و رویکرد شما در آن جایگاه و مراسم دفاع کند! @peyeagahi

2
وقتی انتظار داری کسانی را که طرد کرده‌ای، مشی تو را تبلیغ کنند! ✍ حبیب رمضانخانی لاله مرزبان، در جشنواره فیلم ونیز ، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» را گرفت و هنگام دریافت جایزه، آن را به زنان ایران تقدیم کرد؛ زنانی که به گفته او برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بهای سنگینی پرداخته‌اند. جمله‌ای که روی صحنه ونیز تشویق شد و بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. در داخل اما، چون همیشه، آن موفقیت و افتخارآفرینی یک ایرانی در عرصه جهانی، توسط تندروها نادیده و فقط آن بخش سخنان او مورد توجه قرار گرفته و با واکنش تندی مواجه شد، چون سخنان او با ایدئولوژی و مشی تندروها همخوانی نداشته و امکان استفاده ابزاری از آن را نداشتند! در پاسخ به این انتظارات و واکنش‌های تندروها، بایستی چند نکته مهم را یادآور شد: نمی‌شود خودتان را همواره معیار حقیقت قرار داده و با خط کشی « یا با ما، یا علیه ما» برای مخالف و منتقد خود هیچ حقی قائل نباشید، ولی به وقت موفقیت توقع داشته باشید تریبون شما شده و مطلوب شما را تبلیغ و تایید کنند! نمی‌شود در داخل با اینهمه رسانه، تریبون و جایگاه و بودجه کلان که در اختیار شماست، فقط علایق و نظرات خود را دیکته و تبلیغ نمایید و برای دیگران کوچکترین حقی از تبلیغ، دفاع و پاسخ قائل نباشید، ولی هنگامه اینچنینی و رسیدن به این جایگاه، انتظار رسانه‌ای کردن مشی و مطلوب خود داشته باشید! نمی‌شود با انواع کارشکنی و ده‌ها قانون محدود کننده، ( چون تلاش اخیر مجلس در محدودسازی گسترده ارتباطات مردم) جوان و نخبه و هنرمند و کارآفرین ایرانی را محدود و مسدود و فراری دهید، بعد توقع و انتظار داشته  باشید چون شما اندیشیده و از آرمان‌ها و اصول شما در عرصه بین‌المللی و جهانی دفاع کنند! چکیده گفتار: تناقض عجیب و توقعی زیاده‌خواهانه هست، وقتی با انحصار همه رسانه‌ها و تریبون‌ها در دستان خود، در داخل، اجازه کوچکترین فعالیت و انتقادی به مخالف خود را نمی‌دهید، بعد انتظار دارید همو که با کارشکنی شما، به تلاش و سعی خود به موفقیت و جایگاهی رسیده که اتفاقا آن مراسم و جایگاه را نیز نمی‌پسندید، همزمان از مشی و رویکرد شما در آن جایگاه و مراسم دفاع کند! @peyeagahi
1
3
جبهه پایداری، الگوی انعطاف و رواداری!!! ✍ حبیب رمضانخانی سال‌هاست جبهه پایداری، طی یک هجمه ناجوانمردانه! با نسبت‌های ناروایی! چون دگم‌اندیشی، عدم انعطاف، عدم پذیرش دیگری و... از سوی منتقدان و مخالفان خود مواجه بوده است! درست هست این جماعت در برخورد با مخالف خود، از عقیده به برخورد خونین با فرد بی‌حجاب تا انگ فتنه‌گر و اعدام مخالف در داخل را توصیه می‌کنند،  ولی با بررسی و نگاه دقیق مشخص می‌شود، اتفاقا از جنبه‌ای دیگر، این جماعت در فعالیت سیاسی و دینی خود، از چنان سطحی از انعطاف و رواداری برخوردار است که دنیا نمونه آن را به خود ندیده است! البته این سطح از پذیرش یک شرط کوچک! دارد و اینکه باید در مدار این جماعت باشی! که این در مدار بودن از همفکری تا همراستایی در هدف را می‌تواند، جدا از هر طیف و مسلک و عقیده‌ای، شامل شود. مداری که در آن، بابک زنجانی بابت اشتراک با جماعت پایداری در حمله به حسن روحانی و توجیه وضعیت فعلی، پذیرفته و به عنوان جهادگر بسیجی و کارآفرین معرفی می‌شود! مداری که در آن، «جورج فلوید» با آن پیشینه خاکبرسری، صرفا به دلیل اشتراک با جماعت پایداری در تلاش برای بی‌اعتبار کردن ساختار آمریکا، توان تبدیل شدن به الگو و قهرمان را دارد! مداری که در آن، طالبان با آن خوی بدوی و آن تعصب مذهبی، به دلیل اشتراک هدف با پاپدارچی‌ها در نفی سلطه آمریکا، می‌تواند جنبش اصیل منطقه باشد! مداری که در آن، دو وزیر مجرم دولت رییسی در چای دبش، با آن گستره فساد و تخلف که عضو جبهه پایداری هستند، نیروی مومن و انقلابی تاکید شده و قابلیت ایستادن و مخالفت با رییس قوه قضاییه دارد! و... چکیده گفتار: جماعت پایداری که خود را با نمود تعصب مذهبی و دینی تاکید می‌کنند، به وقت تامین منافع، حاضرند تمام اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشته و به هر ابزار و ترفندی چنگ زده تا به هدف خود برسند! خوب این اگر رواداری و انعطاف و نمودی از دموکراسی نیست، پس چیست؟!!! @peyeagahi
425
4
تصویر منتسب به انفجار تونل‌های حزب الله در زیر تپه‌های علی‌الطاهر در جنوب لبنان، توسط اسراییل است! این آتش و این انفجار فراتر
تصویر منتسب به انفجار تونل‌های حزب الله در زیر تپه‌های علی‌الطاهر در جنوب لبنان، توسط اسراییل است! این آتش و این انفجار فراتر از تضعیف توان حزب‌الله و تقویت موضع اسراییل در لبنان برای مردم ایران معنایی فراتر و دردناکتر داشته و نمادی از سوختن فرصت‌هایشان است! چرا که تمام این سازه‌ها با بودجه و هزینه ایرانیان ساخته و تجهیز شده و در یک قلم، هر یک از آن‌ها می‌توانست به جای انفجار، جایگزین در ایران، بخشی از مشکلات ایرانیان را از تونل و جاده‌هایی که سال‌هاست لنگ اعتبار هستند و ناتمام، تکمیل و اجرایی کند! جایی که با افزایش توان حمل و نقل عمومی و مترو، کاهش مسافت و بالا رفتن ایمنی جاده‌ها، هم جان‌های بسیاری از تصادف و آلودگی نجات می یافت و هم بخشی از بحران سوخت و مصرف بالای امروز کاهش می‌یافت! ✍ حبیب رمضانخانی
509
5
چرا ما ایرانیان اینهمه ولع انباشت ثروت داریم؟ ✍ حبیب رمضانخانی این‌روزها که قیمت دلار و طلا و متناسب با آن قیمت کالاها و اقلام مختلف سیر صعودی گرفته و همزمان تقلای برخی از مردم برای خرید این اقلام فزونی یافته، باز یک پرسش یا یک سرکوفت همیشگی توسط عده‌ای در حال تکرار است: چرا ما ایرانیان این همه ولع ثروت و انباشتن بر دارایی‌های خود را داریم؟ در پاسخ، بایستی تاکید کرد: در کشورهای پیشرو و توسعه یافته، به دلیل ثبات و چشم‌انداز روشنی که دولت‌ها در جامعه ایجاد کرده‌‌اند، یک اعتماد اجتماعی را در میان مردم خود ایجاد کرده‌اند که در آن مردم حاکمیت خود را حامی و حافظ درآمد، دارایی‌ها و آینده خود دیده و به آن اعتماد می‌کنند. ولی در ایران، برعکس، به دلیل الویت و محوریت ایدئولوژی بر اقتصاد و رفاه، حاکمیت به جای حمایت از داشته‌ها و دارایی‌های مردم، در هر هنگامه‌ای که با کمبود منابع مالی خود مواجه می‌شود، با خلق پول و ایجاد تورم، جیب مردم را خالی و در نتیجه این سیگنال را به جامعه ارسال می‌کند که امیدی به پشتوانه و حامی بودن دولت نداشته باشید و خودتان به فکر آینده خود باشید. در نتیجه؛ چون هر سال تورم و بی‌چشم‌‌اندازی آینده بدتر می‌شود و از آنسو مردم نه تنها دولت را حافظ داشته‌ها، بلکه در حکم دست برنده در جیبشان می‌بینند، خود به فکر فردا و آینده‌اشان شده و در نتیجه مرتب در پی تبدیل داشته‌های خود هستند تا هم ارزش دارایی‌های خود را حفظ کنند و هم برای آینده خود تضمینی درست کنند، وقتی امیدی به تدبیر حاکمیت ندارند! @peyeagahi
555
6
@peyeagahi
@peyeagahi
212
7
اگر امروز هنوز زندگی به راه است، نه از بابت کارآمدی، بلکه از بابت فروش و هزینه از آینده است! ✍ حبیب رمضانخانی از توجیهات پرکاربرد در مورد وضعیت این‌روزها کشور این است که: درست هست مشکلات فراوانی داریم، ولی همچنان زندگی مردم به راه بوده و در جریان است! در پاسخ بایستی تاکید کرد؛ اشتباه بزرگ اینجاست که این جریان زندگی و به راه بودن، نه از بابت مدیریت و کارآمدی امروز، بلکه از بابت هزینه از آینده و فروش آن است. پس همانگونه که با این سیاست و مشی، گذشته و حال را از دست دادیم، آینده نیز ظرفیتی دارد و روزی به پای این مشی تمام خواهد شد! نشان به آن نشان که: ۱. برای تامین کمبود مواد غذایی و برآورده کردن شعار خودکفایی، از بابت تحریم و عدم دسترسی به تکنولوژی روز، با امتداد شیوه‌های سنتی کشت، هر سال برادشت از آب‌های جاری و زیرزمینی بیشتر و در نتیجه با ته کشیدن وحشتناک آب‌های زیرزمینی، نه تنها کشاورزی و آب آشامیدنی آیندگان نابود، بلکه فرونشست زمین فاجعه غیرقابل برگشت و جبرانی را در پی خواهد داشت که نه سازه‌ای استحکام و نه زیرساختی پابرجا خواهد ماند! ۲. از پی ناکارآمدی و به پای این ایدئولوژی، نسل جوان دهه شصت را به رنج و بیهودگی، به میانسالی رساندیم که می‌توانست کشوری را توسعه‌یافته کند! ولی از بابت آن رویافروشی برای آینده، نه تنها گذشته و امروز این نسل از بین رفت، بلکه از بابت آن رنج و ناامیدی، تمایل به ازدواج و فرزندآوری نیز بسیار کم و مهاجرت و فرار جوانان و نخبگان نیز فزونی گرفت و در نتیجه آینده این نسل نیز به فنا رفت! چون نسل جایگزینی برای کار و انجام خدمات‌رسانی به این جمعیت سالخورده نیز وجود نخواهد داشت. ۳. از بابت این مشی و این تقابل، ایران عملا از کریدورها و راه‌های تجاری، خطوط انتقال نفت و گاز و... کنار گذاشته شد و جایگزین، در کشورهای همسایه سرمایه‌گذاری سنگین در بنادر و خطوط ریلی و لوله‌ای برای انتقال کالا و سوخت انجام شد. فرصتی که حتی به صرف حل شدن مشکل ما با غرب در آینده، مقرون به صرفه نخواهد بود که مسیرها و خطوط از نو ساخته و تغییر مسیر داده شود. ۴. ایران به دلیل منابع عظیم نفت و گاز، از بابت تحریم و ناکارآمدی، بسیاری از فرصت‌های جذب تکنولوژی و سرمایه را از دست داده و عملا سهم و بازار انرژی خود را به نفع رقبا و همسایگان از دست داد. در آینده، با تمایل شدید جهانیان به استفاده از انرژی‌های پاک و استخراج نفت شل و... بی‌شک نفت اهمیت امروز خود را از دست خواهد داد. نفتی که می‌توانست موتور محرکه اقتصاد و توسعه ایران باشد، در آینده بی‌شک نقش کمتری در این پشتوانگی داشته و این فرصت نیز تا حدودی از دست خواهد رفت... @peyeagahi
360
8
چکیده‌ی رمان مزرعه حیوانات 🌱
چکیده‌ی رمان مزرعه حیوانات 🌱
213
9
⚠️ عادت جمعی! 🖊 سینا رحیم‌پور، روزنامه‌نگار 🔹در هفته‌ای که گذشت، به پیشنهاد دوست عزیزی، خواندن کتاب «یادداشت‌های بغداد» را شروع کردم. قرار شد با هم کتاب را بخوانیم و بعد درباره‌اش حرف بزنیم. 🔸خواندن روایت اول‌شخص از جنگ و تحریم، آن هم در روزهایی که ایران خود با سایه جنگ، محاصره، فشار اقتصادی و نااطمینانی دست‌وپنجه نرم می‌کند، تجربه ساده‌ای نیست. راستش اعصاب من از همان مقدمه کتاب به هم ریخت. فکر نمی‌کردم کتابی بتواند صفحه‌به‌صفحه‌اش مثل تیری به قلب بنشیند. هنوز حتی کتاب را تمام نکرده‌ام؛ در میانه راه‌ام. اما چیزی در آن هست که نمی‌شود از کنارش راحت گذشت: سناریویی که عراق در دهه ۹۰ تجربه کرد، طبقه متوسطی که از بین رفت و مسیری که یک جامعه می‌تواند آرام‌آرام به آن عادت کند. 🔸نُها الراضی، نویسنده کتاب، هنرمند و متعلق به طبقه متوسط رو به بالای عراق است. احتمالاً در ابتدای کار خیال می‌کرد روزنوشت‌هایش قرار است روایت کوتاهی از یک جنگ کوتاه باشد؛ مثل بسیاری از ما که روزنوشته‌های دو جنگ پیشین را برای خودمان می‌نوشتیم. اما زندگی «نُها» در میانه کتاب دیگر شبیه قبل نیست. 🔸در میانه بمباران، حواس نها به سگش، درخت‌ها، غذا، دوستان، مهمانی و شوخی‌های روزمره هم هست. باغ خانه‌اش در روزهای جنگ تبدیل می‌شود به جایی که با طنز «هتل پارادیزو» می‌نامد. خانواده و دوستان دور هم جمع می‌شوند، غذاهایی را که به‌دلیل قطع برق در حال خراب‌شدن است می‌خورند، روی آتش آشپزی می‌کنند و شمع دست‌ساز درست می‌کنند. آدم‌ها ابتدا از جنگ می‌ترسند، بعد شرایط را می‌پذیرند، بعد به جنگ عادت می‌کنند و در نهایت دوباره سراغ زندگی‌شان می‌روند و این عادی شدن چقدر خطرناک است. 🚨چه خطری‌ست این عادی شدن جنگ! اینکه هر بار مرز زندگی عادی کمی عقب‌تر برود و ما هم برای ادامه زندگی، تعریف تازه‌ای از کلمه «عادی» بسازیم. روزی قطع برق بحران است، روزی دیگر بخشی از برنامه زندگی. روزی نایاب‌شدن یک دارو غیرقابل‌تصور است و کمی بعد باید یاد گرفت بدون آن چه کرد. شاید توان انسان برای سازگارشدن با بحران اگر در کوتاه‌مدت فضیلت است، اما برای یک جامعه می‌تواند به نقطه ضعف تبدیل شود؛ وقتی هر وضعیت غیرعادی، پیش از آنکه تغییر کند، پذیرفته و عادی می‌شود. 🚨اما آنچه خطر را بیشتر می‌کند، تبدیل این سازگاری فردی به یک «عادت جمعی» است. ما فقط به‌تنهایی با جنگ و تحریم کنار نمی‌آییم؛ به مرور و در کنار یکدیگر یاد می‌گیریم با آن زندگی کنیم. جامعه استانداردهایش را جابه‌جا می‌کند، انتظاراتش را پایین می‌آورد و هر بار سطح تازه‌ای از سختی را به‌عنوان وضعیت طبیعی می‌پذیرد. چیزی که یک روز خشم و اضطراب عمومی ایجاد می‌کرد، چند ماه بعد به موضوعی روزمره تبدیل می‌شود. خطر عادت جمعی به جنگ و تحریم همین است؛ اینکه جامعه مدام تعریف خود از «زندگی عادی» را کوچک‌تر کند. 🚨زندگی هم هر روز کمی سخت‌تر می‌شود. برق نیست، آب سخت‌تر می‌رسد، دارو کمیاب می‌شود، پول ارزشش را با سرعت از دست می‌دهد، امکان بازسازی زیرساخت‌هایی که در جنگ آسیب دیده‌اند کمتر می‌شود و مفهوم تحریم به صورت مستقیم وارد یخچال، بیمارستان، سفره و خانه مردم می‌شود. 🚨در میانه همه فروپاشی‌ها، خطرناک‌ترین چیزی که فرو می‌ریزد، طبقه متوسط است؛ همان طبقه‌ای که می‌تواند میان جامعه و قدرت، میان بحران و فروپاشی، نقش میانجی داشته باشد. بخشی فقیر می‌شود، بخشی مهاجرت می‌کند و بخشی فقط تلاش می‌کند خودش را نجات دهد. جامعه آرام‌آرام از میانجی‌هایش خالی می‌شود. ❌ اینجاست که باید در یک تصور رایج تردید کرد؛ اینکه فشار بیشتر، تحریم بیشتر و حتی جنگ، لزوماً یک ملت را قوی‌تر و با حتی آزاد می‌کند. جامعه‌ای که سال‌ها برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهایش انرژی مصرف کند، الزاماً مقاوم‌تر نمی‌شود؛ ممکن است فقط خسته‌تر، فقیرتر و بی‌اثرتر شود. آدم‌هایی که تمام توانشان صرف عبور از امروز می‌شود، فرصت و توانی برای ساختن فردا ندارند. جنگ و تحریم فراتر از دولت‌ها، جامعه را از نیروهایی که امکان تغییر، میانجی‌گری و بازسازی دارند خالی می‌کند، شکاف دولت-ملت را تشدید و کشور را در معرض اتفاقات جدید و تلخ قرار می‌دهد. 🔻عراق سال‌های طولانی دهه ۹۰ را زیر یکی از سنگین‌ترین رژیم‌های تحریمی جهان گذراند؛ با زیرساخت‌هایی که در جنگ ۱۹۹۱ آسیب جدی دیده بودند و امکان بازسازی‌شان محدود شده بود. مردم اما زندگی کردند؛ ازدواج کردند، مهمانی رفتند، خندیدند، سوگواری کردند و به کمبودها عادت کردند. شاید ترسناک‌ترین بخش کتاب همین باشد؛ عادت. 🔻قرار نیست ایران را با عراق یکی بدانیم و قرار هم نیست نتیجه بگیریم که آنچه بر عراق رفت، حتماً برای ایران تکرار خواهد شد. تاریخ چنین ساده تکرار نمی‌شود. 🔻اما می‌توان پذیرفت که این یکی از سناریوهای ممکن است؛ سناریویی که در آن فشار اقتصادی، تخریب یا فرسایش زیرساخت، تضعیف طبقه متوسط و عادی‌شدن پی‌درپی بحران‌ها، جامعه را به نقطه‌ای متفاوت از آنچه امروز می‌شناسیم می‌رساند. شاید چیزی که خواندن کتاب را برای من دشوار می‌کند همین است که گاهی احساس می‌کنم صفحه‌به‌صفحه «یادداشت‌های بغداد» می‌تواند روزی درباره ایران هم نوشته شود. 🔸«یادداشت‌های بغداد» برای من تا اینجای کار کتابی درباره فرسایش است. فرسایش آرام‌آرام یک ملت. هر روز چیزی کمتر می‌شود، هر روز استاندارد تازه‌ای از سختی پذیرفته می‌شود و مردم، چون باید زندگی کنند، خودشان را با آن تطبیق می‌دهند. این همان جایی است که عادت فردی به یک عادت جمعی تبدیل می‌شود؛ جامعه‌ای که نه یک‌باره، که ذره‌ذره به کمتر داشتن، کمتر خواستن و سخت‌تر زندگی کردن خو می‌گیرد. 🔸برای ما کتاب هشدار مهمی دارد؛ نگذاریم چیزی که امروز غیرعادی است، فردا به بخشی از زندگی عادی ما تبدیل شود. 👈الی ویزل داستان نویس یهودی خطر بی‌تفاوتی و عادی شدن را اینگونه توصیف می‌کند: دشمن عشق، تنفر نیست بی‌تفاوتی است. دشمن زیبائی، زشتی نیست، بی‌تفاوتی است. دشمن ایمان، کفر نیست، بی‌تفاوتی است. و دشمن زندگی، مرگ نیست، بی‌تفاوتی میان مرگ و زندگی است. ✅ باید در مقابل هرکس که می‌خواهد جنگ را عادی سازی کند، تخریب زیر ساخت‌ها را توجیه کند، حمله نظامی را آزادی بخش جلوه دهد و افتادن بمب روی سر مردم را ناگزیر می‌داند ایستاد. زندگی ما قرار نیست با این رخدادها عادی شود. https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1725862 🇮🇷 @jamarannews
168
10
این متن نبویان، نماینده مجلس پایداری قبل از حملات اخیر است! مثل همیشه تکیه بر اطلاعات و تحلیل‌های خطا، چون حساب زیاد کردن بر
این متن نبویان، نماینده مجلس پایداری قبل از حملات اخیر است! مثل همیشه تکیه بر اطلاعات و تحلیل‌های خطا، چون حساب زیاد کردن بر انتخابات کنگره آمریکا! سابق هم مسئولان و کارشناسان بارها روی موارد مشابهی تاکید و خوش‌خیالی زیادی کردند که نمونه‌های آن: به دلیل اهمیت ماه رمضان آمریکا هیچگاه در این ماه به کشوری مسلمان حمله نخواهد کرد! آمریکا به خاطر وجهه خود در جام جهانی جمله‌ای نخواهد کرد و حالا هم انتخابات کنگره و تاکید و مانور زیاد روی این موضوع که حملات اخیر خود گویای واقعیت است. و در آخر، تاکید بر اینکه مطلوب چین کش‌دار شدن جنگ ایران و آمریکاست تا تسلیحات آمریکا دچار کمبود شده و چین کار خود در تایوان را بهتر پیش ببرد و هم اینکه از تمرکز آمریکا به شرق و استقرار جنگ افزارهایش در اطراف چین کاسته شود. ولی دیدار سرپایی و سرد رییس‌جمهور چین با آقای پزشکیان و اینکه گفته می‌شود از شروط چین برای همکاری با ایران، باز گذاشتن تنگه هرمز و عدم دریافت عوارض و تعیین و تکلیف روابط ایران با عربستان و آمریکا تأکید شده، خود گویاست چقدر تحلیل‌ها دچار خطاست! ✍ حبیب رمضانخانی
705
11
@peyeagahi
@peyeagahi
247
12
بدون متن...
1
13
بخش بزرگی از نارضایتی امروز مردم ناشی از امید از دست رفته است! ✍ حبیب رمضانخانی چند سال پیش عضو گروهی شدم که در ابتدا مردم در مورد جایگاه‌هایی که بنزین سوپر داشت اطلاع رسانی می‌کردند. تا اینکه بساط بنزین سوپر جمع شد یا حداقل دیگر برای بیشتر جامعه از نظر قیمتی در دسترس نبود.  بعد از آن اطلاع رسانی در مورد بنزین یورو ۴ بود که آن هم به مرور کم شد و ناپیدا تا رسیدیم به وضعیت امروز که الان داخل آن گروه، در مورد اینکه کدام جایگاه بنزین معمولی دارد و کدام جایگاه بسته است، اطلاع رسانی می‌شود. سال‌هاست بین برخی مسئولان و ایرانیان این استدلال و پرسش وجود دارد که چرا با وجود اینکه بسیاری از مردم ایران خودرو، خانه، امکان مسافرت، قدرت خرید و... دارند، مرتب از وضعیت خود و جامعه انتقاد می‌کنند؟ چرا خودشان را با مردم روستاها یا اتباع افغانستان و عراق مقایسه نمی‌کنند و زیاده خواه هستند؟ برای پاسخ با یک مثال شروع می‌کنیم: گروهی از مردم که در روز با یک وعده غذا سر کرده و به آن خو گرفته باشند را شما بعد از یک مدتی دو وعده و نهایت سه وعده غذا بدهید. ولی بعد از یک مدتی، وعده سوم را حذف و به دو وعده اکتفا کنید. آن‌ها ناراضی و نسبت به شرایط خود که زمانی یک وعده غذا دریافت می‌کردند، معترض‌تر خواهند شد. دلیل این موضوع تا حدودی مشخص هست، چون انتظاراتی ایجاد شده و اکنون آن توقعات رو به جلو دچار مشکل و عقبگرد شده است. در میدان واقعیت و در مورد وضعیت کشورمان، وقتی کشور رو به توسعه و مردم در جامعه رو به جلو بودند، همزمان سطح توقعات، انتظارات و پیش‌بینی مردم برای آینده خود و فرزندان با این برنامه و ریل‌گذاری تنظیم و هماهنگ شد. این یعنی امید به آینده بهتر که هر سالشان از سال قبل بهتر خواهد شد. ولی وقتی بعد از مدتی، وقفه‌ای ایجاد می‌شود که خاصه مسیولیت آن با حاکمیت است، آن انتظارت برآورده نشده و هر سال وضعیت بدتر از سال پیش می‌شود!  در نتیجه مردم ناراضی می‌شوند، چون امید به آینده و آن پیش‌بینی از بین رفته است. فرقی هم نمی‌کند، در آنزمان میلیاردر یا با درآمد محدود باشید. حال آن مثال بنزین، خود گویای این نکته است که نباید بگوییم مردم افغانستان بنزین ندارند، بعد ما در ایران نسبت به بنزین معمولی و کمبود موقتی آن معترض و ناشکر هستیم. بلکه باید گفت چرا در گذشته به بنزین سوپر دسترسی بود، ولی الان به بنزین معمولی هم دسترسی محدود داریم؟ نتیجه اینکه: نارضایتی بخش مهمی از مردم از وضعیت امروز کشور، ارتباطی به دارا بودن و داشتن ثروت و رفاه مردم نداشته و ربطی به ناشکری ندارد. بلکه مسأله آن هست که با بدتر شدن وضعیت هر ساله، آن انتظارات و پیش‌بینی ذهنی مردم دچار گسست شده و امید به آینده رنگ باخته و مردم دچار سرخوردگی و ناتوان از پیش‌بینی و برنامه‌ریزی برای آینده می‌شوند و در نتیجه ناراضی‌تر از گذشته‌ای می‌شوند که رفاه کمی داشتند، ولی امید به آینده و پیشرفت وجود داشت! @peyeagahi
372
14
🔰ایالت قفقاز که در دوره سلسله قاجار، طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از ایران، سرزمین مادری خود، جدا شد حدود ۲۶۳ هزار کیلو
🔰ایالت قفقاز که در دوره سلسله قاجار، طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از ایران، سرزمین مادری خود، جدا شد حدود ۲۶۳ هزار کیلومتر مربع وسعت داشت. ♈️برای درک بهتر این مساحت باید بدونید که تقریباً برابر با مجموع وسعت استان‌های فارس، خوزستان، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی بوده؛ یا تقریباً برابر با وسعت کشور بریتانیا. ♈️اما ماجرا فقط جدایی سرزمین نبود. ♈️عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ و پس از جنگ اول ایران و روسیه امضا شد، اما اختلافات را به‌طور کامل پایان نداد و حدود ۱۳ سال بعد جنگ دوم ایران و روسیه آغاز شد؛ جنگی که در نهایت به عهدنامه ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ انجامید. ♈️در عهدنامه ترکمانچای علاوه بر واگذاری ایروان و نخجوان، ایران موظف به پرداخت غرامت سنگینی به روسیه شد و رود ارس نیز به بخش مهمی از مرز میان ایران و قلمرو روسیه تبدیل شد. ♈️نکته جالب دیگر اینکه بریتانیا در مذاکرات عهدنامه گلستان نقش میانجی داشت؛ نشانه‌ای از اینکه رقابت قدرت‌های بزرگ روسیه و بریتانیا از همان دوران بر تحولات ایران و قفقاز تأثیر جدی گذاشته بود. #تاریخ #قفقاز_ایران #گلستان #ترکمانچای #جمهوریت ⚛ @jomhuriyat
208
15
تنهایی جهانی پیش‌کش، فکری به حال تنهایی داخلی کنید! ✍ حبیب رمضانخانی یوسف پزشکیان، در پاسخ به یک مداح که با مقایسه تورم دو کشور جنگ زده ایران و اکراین، انتقادات زیادی را متوجه دولت کرده بود، گفت: اکراین تمام اروپا را پشتیبان خود دارد، ولی ایران جز خدا و مردمش کسی را ندارد! تاکید بر این تنهایی ایران، در ادامه آن بحث تاریخی؛ تنهایی استراتژیک ایران، همواره مطرح و بر کسی پوشیده نیست که کشور ما از بابت گذشته تاریخی، نژادی، دینی و مذهبی و موقعیت استراتژیک خود همواره جایگاه متفاوتی در منطقه داشته است که باعث شده در بسیاری از دوران تاریخی خود، امکان داشتن متحد و همسو از همسایه و قدرت‌ها را نداشته باشد. ولی در پاسخ به این تاکید، آن هم در این هنگامه، از زبان پسر رییس جمهور که می‌تواند بازتاب و نمود نگاه حاکمیت باشد، باید گفت: ۱. با توجه به تفاوت‌ها، ایران دچار یک تنهایی استراتژیک بوده و هست. ولی اتفاقا هنر و نبوغ سلسله‌ها و حاکمان بزرگ ایرانی در این بوده که توانستند با کارآمدی و عقلانیت، با بهره‌گیری درست از داشته‌ها، اتکا به رضایت و پشتوانه مردمی و دیپلماسی توانمند بر این مشکل چیره شوند و با وجود این خطر بزرگ، ایران را تا به امروز حفظ کنند. ولی امروز برعکس، نه تنها برای کم کردن تبعات این تنهایی اقدامی موثر انجام نشده، بلکه با سیاست خارجی پرهزینه و اشتباه، این گسست عمیق‌تر و ایران تنهاتر شده است. ۲. انتقاد از تنهایی منطقه‌ای و جهانی و آرزوی اتحاد و همسویی با دیگر کشورها، پیش‌کش! ما حتی توان اتحاد و همسویی در داخل را هم نداریم. چرا که در این سال‌ها با این مشی و ایدیولوژی، بسیاری از مردم، احزاب و گروه‌ها از حاکمیت و تأثیرگذاری بر آن حذف و عملا هیچ اراده و اختیاری بر امورات خود و کشورشان ندارند که باعث این سطح از نارضایتی و گسست شده است! نتیجه اینکه: اگر تنهایی استراتژیک ایران از باب این موقعیت و گذشته تاریخی، جبر جغرافیا و تحمیل روزگار است، ولی عدم انسجام و همسویی داخل که همزمان باعث تنهایی حاکمیت و مردم شده، تحمیل اراده و تصمیم خود حاکمیت بوده و نباید مسبب این وضعیت، شاکی و مدعی این انتقاد باشد! @peyeagahi
489
16
خاورمیانه در حال پیر شدن است! در سال ۱۹۶۰، بخش بزرگی از خاورمیانه جمعیتی با سن میانه زیر ۲۰ سال داشت. اما تا سال ۲۰۶۰، در بسی
خاورمیانه در حال پیر شدن است! در سال ۱۹۶۰، بخش بزرگی از خاورمیانه جمعیتی با سن میانه زیر ۲۰ سال داشت. اما تا سال ۲۰۶۰، در بسیاری از کشورهای منطقه، سن میانه جمعیت به بالای ۴۰ سال خواهد رسید. تغییر جمعیتی در برخی از کشورها، همچو ایران، چشمگیر خواهد بود؛ تغییری با پیامدهای ژرف ژئوپلیتیکی. جمعیت جوان یعنی نیروی کار بیشتر، مهاجرت، تقاضای بالاتر برای آموزش و اشتغال و در برخی موارد، فشار اجتماعی و سیاسی بیشتر. اما جمعیت پیرتر یعنی بازار کار متفاوت، هزینه‌های بالاتر رفاهی و درمانی، کاهش رشد نیروی کار و تغییر در الگوهای مهاجرت و قدرت اقتصادی. بدین ترتیب، خاورمیانه‌ای که در سده بیستم با «جوانی جمعیت» تعریف می‌شد، چه بسا در نیمه دوم سده بیست‌ویکم با «پیری جمعیت» تعریف شود. ژئوپلیتیک خاورمیانه را از دریچه جمعیت، و نه تنها نفت، جنگ و مرزها هم ببینیم!⁩ Source: UN World Population Prospect⁩s⁩ @Iran_Simorq
213
17
مافیایی که ایران را تبدیل به شعبه دیگری از مکزیک و کلمبیا کرده‌اند! ✍ حبیب رمضانخانی اسماعیل سقاب اصفهانی معاون رئیس‌جمهور گفت: هر دو جناح سیاسی کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشه‌هایم را خرد می‌کنند! در رابطه با این افشاگری علنی، بایستی تاکید کرد که بر همگان مشخص شده که قاچاق روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین و گازوییل در کشور، به هیچ روی از طریق مردم عادی و ابزارهای محدود شدنی نیست و پشت این جریان، گروه‌های پرنفوذ و مافیایی قرار دارند که با مجوز کار خود پیش برده و از احدی واهمه‌ای ندارند! همان‌هایی که از روسای جمهور پیشین با گفتار «برادران قاچاقچی دارای اسکله» تا همین افشاگری علنی معاون رییس جمهور، بارها به آن اشاره کرده‌اند. در این راستا، واقعیت این است که ساختار دولتی وزارتخانه پردرآمد نفت در کنار تحریم‌های سفت و سخت باعث شد که در این سال‌ها، اندک نظارت و شفافیت نیز به بهانه دور زدن تحریم‌ها برداشته شده و در نتیجه افرادی نزدیک به مقامات پرنفوذ به عنوان افراد قابل اعتماد نظام، در قالب دور زنندگان تحریم صاحب میلیون‌ها بشکه نفت شوند که امروز با عنوان «تراستی‌ها» از آن‌ها یاد می‌شود که نمونه کوچکی از آن بابک زنجانی بود. افرادی که با وجود تخلفات و فساد چند ده میلیارد دلاری، کسی را جرات افشای نام و برخورد با آن‌ها نیست. افراد و ارتباطاتی که در سطح کوچکتر و در داخل، همین حرکت را با قاچاق بنزین و گازوییل انجام می‌دهند. با این مقدمه، در تحلیل گفته معاون رییس جمهور، بایستی تاکید کرد: ۱. بی‌شک خرد کردن شیشه‌های دفتر آقای سقاب اصفهانی، بسان آنچه در فیلم‌ها نمایش داده می‌شود که عده‌ای اراذل و اوباش شیشه‌ها را پایین می‌آورند نیست و این صرفا یک گفته و اشاره نمادین است! چرا که اگر منافع این مافیا به خطر بیفتد، از طریق آدم‌هایشان با فشار برای برکناری فلان معاون و نماینده تا سوال و استیضاح از وزیر و رییس جمهور، کاملا موجه و در قالبی کاملا قانونی‌طور، موانع برداشته و افراد مزاحم حذف و پاکسازی خواهند شد! ۲. تصور کنید وقتی معاون رییس جمهور توانی برای نام بردن از مافیای قاچاق سوخت در داخل کشور ندارد، آنوقت در سطحی بسیار گسترده و پرنفوذتر، آیا فردی در جایگاه رییس جمهور توان برخورد با کاسبان تحریم و تراستی‌ها را خواهد داشت که دنبال کارشکنی در مقابل تفاهم و توافق برای رفع تحریم‌ و در تلاش برای حفظ منافعشان هستند؟ @peyeagahi
561
18
روایت‌سازی و قدرت رسانه یا واقعیت میدانی؟ ✍ حبیب رمضانخانی وعده و هشدار این بود که با بستن تنگه هرمز، قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار در بشکه صعود خواهد کرد! این روزها اما، با وجود به درازا کشیدن بسته بودگی تنگه، قیمت هر بشکه تا زیر ۹۰ دلار در نوسان بوده و حتی به سطح قیمتی دور اول بستن تنگه، یعنی محدوده ۱۳۰ دلار هم نرسیده است! در این بین، ترامپ هر روز مدعی هست که تنگه هرمز باز بوده و با پایش آمریکا هر روز میلیون‌ها بشکه نفت از آن خارج می‌شود. در طرف مقابل اما، ایران این گفته‌ها را بلوف و جنگ روانی دانسته و تاکید دارد هیچ شناوری بدون اجازه ایران امکان خروج از تنگه هرمز را ندارد! با این گفته‌ها و قیمت جهانی نفت خام، نتیجه می‌گیریم که وضعیت تنگه از دو حالت خارج نیست: ۱. تنگه بسته است، ولی ترامپ و آمریکا آنقدر قدرت رسانه‌ای و توان اقناع و اعتماد افکار عمومی را همراه خود دارند که با وجود بسته بودن و تاکید ایران، ولی با این بازی روانی، روایت خود را غالب و بر واقعیت چیره گشته‌اند و با گرفتن هیجان و نوسانات بازار، قیمت نفت را پایین نگه داشته‌اند! ۲. آمریکا بر بخش جنوبی تنگه چیرگی و‌‌ کنترل داشته و باعث خروج و صادرات نفت در سطح گسترده شده است و در نتیجه قیمت نفت روز به روز کاهشی شده و عملا فرصت و امتیاز تنگه از دست ایران خارج شده است. @peyeagahi
720
19
✅بزرگ ترین کشورهای جهان 🌱
✅بزرگ ترین کشورهای جهان 🌱
229
20
و ایرانیانی که به این تنگناها خو‌ گرفته‌ایم... ✍ حبیب رمضانخانی دولت ترامپ اعلام کرده، امشب طرح جدید آمریکا در مقابله با ایران، برای انزوای کامل و خفگی اقتصادی اجرایی خواهد شد! اقدامی که درست هست از قیمت دلار تا نرخ محصولات در بازار، در واکنش به آن صعودی شده‌اند، ولی گویا برای مردم ایران که چیزی برای از دست دادن ندارند، دیگر تحمیل و آغاز این طرح‌های کمرشکن عادی و تبدیل به بخشی از زندگی ما ایرانیان شده است... کافی است به یاد بیاوریم که در این سال‌ها: اعلام قرار گرفتن ایران در محور شرارت، اعلام تشدید تحریم‌های سنگین آمریکا، آغاز تحریم‌های سنگین هسته‌ای شورای امنیت و رفتن ذیل منشور هفت سازمان ملل، اعلام زمان خروج ترامپ از برجام، زمان اعلام اجرای مکانیزم ماشه، اعلام حملات دو گانه اسراییل و آمریکا، اعلام آغاز محاصره دریایی ایران و حالا هم این طرح فلج کننده که قصد دارد تمام شریان‌های تجاری و مالی ایران را فلج کند! بخشی از آن تصمیمات محدود کننده است که در این دو سه دهه بر سر ایرانیان آمده که هر کدام از آن‌ها به تنهایی می‌توانست کشوری و ملتی را از پای درآورد. تصمیماتی که در تمام این موارد، آنکه شاخص بود و واکنش و خروجی آن تصمیمات، بالا رفتن صعودی ارزهای خارجی و به هم ریختن تعادل بازار و فقیرتر شدن مردم بوده است... ولی امروز، از پی این اقدامات محدودکننده و کمرشکن، آنچه قابل تامل است، سر و خنثی شدن ایرانیان مقابل آن‌هاست که انگار به آن‌ها خو گرفته و عادتمان گشته است که تنها واکنش ممکن، تطبیق و هماهنگ شدن با آن هست. ولی اینکه این توان و ناگزیری تطبیق و همراهی تا کجا امکانپذیر است، خدا می‌داند... خاصه وقتی به یاد بیاوریم، انگیزه اصلی امریکا و غرب از ایجاد این تنگناها و اعمال محدودیت‌های شدید، ایجاد نارضایتی مردمی در جهت شورش و فشار به حکومت بوده است... در پایان، برای اینکه بار روانی و اقتصادی سنگین ناشی از این تحریم‌ها را یادآور شویم و بدانیم در این سال‌ها چه بر مردم ایران رفته، فقط کافی است دو مثال متفاوت را اشاره کنیم: یکی در ارتباط با عراق و صدام حسین که انتهای آن تحریم، با حملات چند روزه منجر به فروپاشی و سقوط شد. دوم تحریم شرکت هوآوی توسط آمریکا که دیدیم چه بر سر آن برند معتبر آورد! پس با این مرور، بهتر درک می‌کنیم که در این سال‌ها چه بر ما ایرانیان رفته و چه کشیده‌ایم! @peyeagahi
386