Lyrics Notes
رفتن به کانال در Telegram
ای مطرب آن ترانهی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»
نمایش بیشتر1 685
مشترکین
-324 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+2730 روز
آرشیو پست ها
1 687
«فردا تومیآیی»
خواننده: هوشمند عقیلی
ترانهسرا: جهانبخش پازوکی
ملودی: جهانبخش پازوکی
تنظیم: ناصر چشمآذر
@LyricsNotes
1 687
«زبانآشفتگی» در معنای اختلاط ناموجه زبانهای محاوره و رسمی (یا هر نوع زبان دیگر) یکی از نشانههای فرمی ضعف تألیف است و به همین دلیل در نقد و بررسی و ارزیابی ترانهها بسیار به آن اشاره میشود. نکتهی مهم (که پیش از این هم بارها به آن پرداختهام) اینکه در ترانهی فارسی گاهی «زبانآشفتگی» نه در کلام، بلکه در اجرا اتفاق میافتد. یعنی غلطخوانی خواننده موجب زبانآشفتگی ترانه میشود. یک نمونهی جالب که بهانهی این یادداشت شد، ترانهی «طعنه» سرودهی بیژن سمندر با موسیقی صادق نوجوکی و صدای دلنشین «مهستی» است. بیژن سمندر، ترانهسرایی آگاه به اصول ادبی و زبانی است و زبانآشفتگی در آثار او بسیار کمیاب است. ترانهی طعنه هم از این منظر ترانهای پاکیزه است. اما اجرای غلط ترانه در همان سطرهای اول که ترجیعبند ترانه هم شدهاند، زبان ترانه را آشفته کرده است:
«اینجور به من نگاه نکن، آتیش به هستیَم نزن
مست از می عشق توام، طعنه به مستیَم نزن»
مهستی، واژههای «هستیم» و «مستیم» را با «فتح یا» خوانده و زبان ترانه را از آن محاورهی دلنشین به زبان معیار برده است. حال اینکه در زبان محاورهی این ترانهی زیبا نیاز به آن فتحه نیست.
این خدشهی زبانی، عموما حاصل ناآگاهی ادبی و تمرکز بیش از حد بر ویژگیهای ملودیک و ریتمیک ترانه با تغییر در مصوتهای بلند و اضافهکردن یک مصوت کوتاه برای نشستن کلام در سرضربهای مشخص است. عادت بدی که در تصنیف کلاسیک ایرانی بسیار دیده میشود و مثالهای بیشماری از آن میتوان آورد مانند این سطر از ترانهی منسوب به ناصرالدینشاه:
امشب به برِ من استُ آن مایهی ناز ...
کارکرد ضمهای که روی حرف ت از فعلِ «است» نشسته دقیقا همان است که گفته شد. اتفاقی که در ترانهی طعنه هم افتاده است.
@LyricsNotes
1 687
«من باید میرفتم»
خواننده: محسن چاووشی
ترانهسرا: امید روزبه
ملودی: محسن چاووشی
تنظیم: اشکان عرب
@LyricsNotes
1 687
«آخرین کوکب»
خواننده: شکیلا
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
موسیقی: بابک افشار
@LyricsNotes
لای لایی، من به جای تو شکستم
تو نبودی من به سوگ من نشستم
از ستاره تا ستاره گریه کردم
از همیشه تا دوباره گریه کردم
1 687
با توجه به مواضع همیشگی شهیار قنبری در مورد موسیقی داخل ایران، بعید است این موضع را در مورد کنسرتهای خوانندگان داخلی هم داشته باشد اما در کل، حرفش درست است.
اما اینکه عدهای معتقدند باید فعالیتهای فرهنگی، اعم از برگزاری کنسرت و جلسات ادبی و هنری و انتشار کتاب و نشریه و ترانه و موسیقی را تعطیل کنیم هم از آن مواضع عجیبی است که ربطی به گرایشات مذهبی ندارد.
عمدهی چنین منتقدینی، خودشان برای فعالیتهای اجتماعی و حرفهای و تجاری و آموزشی و ... تن به هر محدودیت و قانون حکومتی میدهند و همیشه در حال اجرای اوامر حاکمان برای راهافتادن کارشان و رسیدن به منافع شخصیاند و به فعالیتهای فرهنگی که میرسند ناگهان طرفدار تعطیلی مطلق میشوند!
فراموش نکنیم که روشنگریهای جنبش اخیر با دو روزنامهنگار داخلی (نیلوفر حامدی و الهه محمدی) که در حال پرداختن طبیعی به حرفهشان بودند آغاز شد و اینکه عمدهی کنشهای فرهنگی مؤثر، ناگزیر همچنان در همین بستر محدود و رسمی داخل شکل گرفته و میگیرند و ترک کنش فرهنگی و سپردن دربست این بستر به حکومتیها، چارهی کار نیست.
@LyricsNotes
1 687
در پی آن همه خون
كه بر اين خاك چكيد
ننگمان باد اين جان!
شرممان باد اين نان!
ما نشستيم و تماشا كرديم!
در شب تار جهان
در گذرگاهی تا اين حد ظلمانی و توفانی!
در دل اين همه آشوب و پريشانی
اين از پای فرو میافتد
اين كه بر دار نگونسار شدهست
اين كه با مرگ درافتاده است
اين هزاران و هزاران كه فرو افتادند
اين منم
اين تو
آن همسايه
آن انسان
اين مایيم!
ما!
همان جمع پراكنده، همان تنها
آن تنهاهایيم!
اينهمه موج بلا در همهجا میبينيم
«آی آدمها» را میشنويم
نيك میدانيم
دستی از غيب نخواهد آمد
هيچ يك حتی يكبار نمیگویيم
با ستمكاری نادانی، اينگونه مدارا نكنيم!
آستينها را بالا بزنيم
دست در دست هم از پهنهی آفاق برانيمش
مهربانی را، دانایی را
بر بلندای جهان
بنشانيمش
«آی آدمها! موج میآید ...»
-فریدون مشیری-
@LyricsNotes
1 687
«رازقی»
خواننده: داریوش
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
ملودی: بابک بیات
پیانو: رامین زمانی
@LyricsNotes
رازقی پرپر شد، باغ در چلّه نشست
تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست
ما نشستیم وتماشا کردیم ...
1 687
«چشمات»
خواننده: روزبه بمانی
ترانهسرا: روزبه بمانی
ملودی: حامد حسینی
تنظیم: سعید زمانی
@LyricsNotes
از خاطرات ما پاییز میباره
دنیا به ما یه زندگی خوش بدهکاره
1 687
در شمارهی شنبه بیستوسوم اردیبهشت روزنامهی هممیهن، یادداشتی نوشتهام که میتوانید از این اینک مطالعه کنید:
دنیا پر از تاریکی است اما تو روشن باش!
برای «حسین زمان» و هنر متعهدش
@LyricsNotes
1 687
«غریبانه»
خواننده: حسین زمان
شعر: هوشنگ ابتهاج
موسیقی: محمدرضا چراغعلی
@LyricsNotes
بگردید بگردید در این خانه بگردید
در این خانه غریبید، غریبانه بگردید
1 687
عبارت «یکی از پیشروهای ترانهی نوین ایران» دربارهی رهی معیری هم نکاتی دارد:
«ترانهی نوین» اصطلاحی است که کارورزان جدی ترانهی امروز برای جریانی به کار میبرند که از اواخر دههی چهل خورشیدی با چهرههایی مثل شهیار قنبری، ایرج جنتیعطایی و اردلان سرفراز شکل گرفت. جریانی که مشخصا در مقابل جریان ترانهسازی سنتی آن زمان بود. رهی معیری غزلسرا وتصنیفساز بزرگی است. شیوهی تصنیفسازی او خصوصا در برنامهی گلها تقریبا تبدیل به معیاری برای ترانهآفرینی از نظر متولیان آن برنامهی بسیار فراگیر و مؤثر شده بود؛ تا جایی که عمدهی ترانههای تصنیفسراهای دیگر هم شبیه ترانههای رهی جلوه میکرد. ترانهسراهای خلاقی مانند کریم فکور و جهانبخش پازوکی و ... در گلها تبدیل به یک «رهیِ درجه چندم» میشدند. همین فضای تکراری و به تدریج، ملالآور در ترانهی فارسی یکی از مهمترین دلایل خلق جریان ترانهی نوین شد.
@LyricsNotes
1 687
گاهی پستی از این سایت و صفحه به چشمم میخورد که احساس میکنم: اگر خاموش بنشینم گناه است! به هر حال یک برندی در رسانهی فارسی ساختهاند و در کنار رسالت اصلیشان که همانا «کاسبی به هر قیمت است» مدام در حال تلاش برای نشاندادن تصویری فرهیخته و عالمانه از این کاسبیاند. حال اینکه در عمدهی این تلاشها نشانههای بارزی از ناآگاهی، باری به هر جهت بودن و توهم دانایی بروز میدهند. این هم یکی از آخرین نمونههای کارشان! از ماجرای «سعدی زمانه» بگذریم! آمدهاند مثالهایی بیاورند که مصداقی برای پیشرو بودن رهی در ترانهسرایی باشد اما عمدهی مثالهایشان از غزلیات اوست! با خودشان فکر هم نکردهاند که با این فرمان که خود «سعدی» ترانهسرای پیشروتری میشود!
به نظرتان فرق ترانه و غزل را به اینها بگوییم یا هنوز زود است؟
@LyricsNotes
1 687
آواز چهارگاه (مثنوی مخالف، مویه، منصوری)
شاعر: سعدی
خواننده: محمدرضا شجریان
نینواز: جمشید عندلیبی
آلبوم «دستان»
@LyricsNotes
1 687
سهراب محمدی (۱۳۱۷-۱۳۹۹) مشهور به «سهراب بخشی» یکی از بزرگترین آهنگسازان، نوازندگان و خوانندگان موسیقی فولکلور معاصر خراسان در شاخهی کرمانجی است. آثار برجستهی او منابع ارزشمندی برای تاریخ موسیقی ایران محسوب میشوند. هرچند که حاکمیت فرهنگستیز، با تمام توان، کمر به نابودی این میراث بسته است اما:
غیر از هنر که تاج سر آفرینش است
دوران هیچ منزلتی، جاودانه نیست
@LyricsNotes
1 687
همهی ما در بزنگاههای مهم، گاهی دچار ژستهای احساسی و تصمیمات ناگهانی میشیم که بعد مجبوریم خلافش عمل کنیم. چاووشی هم در این ماجرا بهمون یه مصداق روشن تقدیم کرده.
خب برادر من! تصمیم به مجوز نگرفتن از ارشاد زمانی نشان مبارزه است که از هیچ نهاد دیگهی حکومتی هم مجوز نگیریم!
باز خوبه جنید بغدادی یه عبارت عمیق برای توجیه چنین موقعیتهایی در اختیارمون گذاشته.
محسن چاووشی هم که موقعیتشناس!
@LyricsNotes
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
