fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

چیزهای کوچک

چیزهای کوچک

رفتن به کانال در Telegram
313
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
On the Nature of Daylight @TheSmallThings

گمان می‌کردم که با گذرانِ زندگی قرار است راحت‌تر شود؛ که روزها می‌گذرند و آدم، کم‌کم به نبودن‌ها عادت می‌کند. اما بعضی زمستان‌ها تمام نمی‌شوند؛ در کوچه‌ها، در نگاه‌ها، در سکوتِ شهر و در زخم‌های این سرزمین می‌مانند. چندین ماه گذشته، فصل‌ها عوض شده‌، تقویم ورق خورده است، اما من هنوز در دی‌ماه گیر کرده‌ام. انگار این سرزمین هنوز از سرمای سوزان زمستان بیرون نیامده است. @TheSmallThings

Repost from Insomnia
@pinsomniia اگه من یه روز نبودم این وطن ، وطن شد آخر منو به یادت بیار توی اون روزای بهتر 🕊️

از او بگو به دنیا.. از او که قصه ای داشت او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت از اُجرتِ گلوله .. از شر که می‌هراسد از مادری که او را از خال می‌شناسد از او بگو به دنیا.. ای شاهدِ غروبان! این رقصِ بی‌سران است، این داغِ پایکوبان.. دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟ این هلهله عزا نیست.. آئینِ انتقام است یاد آر اگر رگت را با مرگ می‌خراشی تو بازمانده‌ای تا او را گواه باشی! @TheSmallThings

شاید یک بار دیگه یک جای دیگه یک روز دیگه هم رو میبینیم و هر دو آزادیم @TheSmallThings

گیسو برای جشن آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵ به مدرسه رفت. اما جای مادرش، جاویدنام فاطمه سلطانی، در یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی او خال
+1
گیسو برای جشن آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵ به مدرسه رفت. اما جای مادرش، جاویدنام فاطمه سلطانی، در یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی او خالی بود. مادرش نیست تا دستش را بگیرد و اولین روز مدرسه همراهش باشد؛ اما گیسو با لبخند به کلاس رفت. 🔗 farnoosh faraji |فرنوش فرجی (@farnooshfam) 📲 @twittervid_bot

Repost from weturn
تهران بر تن آب‌ها عبا دوخت تهران بر روی جاده‌ها جبه انداخت تهران بر سر باغچه عمامه گذاشت تهران به زور آواز را مجبور کرد تا ریش بگذارد بر تن شعر لباس عاشورا پوشاند تهران موسیقی را بیوه کرد و از زندگی، مجلس عزایی ساخت تهران به روی کسی نمی‌خندد جز به روی مرگ تهران از هیچ چیز خوشش نمی‌آید جز مرگ نام تمام زنان و دختران و پسران تهران مرگ است زن زندگی آزادی ۱۴۰۱/۶/۲۵

گفت: آن جوانِ رعنام.. قدِ سهی.. سرآمد.. بر او قَواره‌ی قبر بی‌شک مُحقر آمد گفت: آن سپید مویم.. دیدند از کرانه اما گرفته بودند
+1
گفت: آن جوانِ رعنام.. قدِ سهی.. سرآمد.. بر او قَواره‌ی قبر   بی‌شک مُحقر آمد گفت: آن سپید مویم.. دیدند از کرانه اما گرفته بودند فرزند را نشانه با اشک پروراندش، دختی که چون صنم بود گفت: آخرین کلامش تکرارِ «سوختم» بود آنقدر منع کردند.. تا نعره‌ای برآرد: «مَتروح، حاجتی به غسل و کفن ندارد» گفت «آن زبان ندانم» پرده‌دریده باشد! «تا اسمِ بچه‌ام را دنیا شنیده باشد».. گفت: هر نوای سازَش سوگندنامه‌ی اوست «هر نت که می‌نوازد: ایران، ادامه‌ی اوست» #نگین_قدیمی #صنم_پوربابایی - مونا برزویی @TheSmallThings

The things I really want, always torn from my heart. You never saw the way how I wanted you to stay And now you're gone, I'm on my own. @TheSmallThings

کجایی ای با من همچون رودها آبی؟ در حال گریختن از کدام اندوهی؟ کجا دوباره پیدایت کنم، تا به نجوای تو بگویم: چه خوب که گلوی آدم، از شیشه نیست، و بغض را کسی نمی‌بیند! ای که نرمای خوب دستت،در دست من دیدار دریاست با کویر! به من بگو باز: چه سعادتی که از انبوه دشمنان، هنوز پوستی داریم که زیر آن مخفی بشویم. دیگر نه جای من، نه جای توست. بیا از سقف تیرۀ آسمان بگریزیم. به جایی که اندوه، نشانی قلب را نمی‌داند. به سرزمینی که در آن، بزرگترین جنایت، کبوترى را از شانه‌های خود پراندن است. -علیرضا طالبی پور

پدر داغ‌دیده و دادخواه جاویدنام امیرمحمد کریمی، نوجوان ۱۸ ساله‌ای که ۱۹ دی ۱۴۰۴ در مرودشت استان فارس به دست تبهکاران جمهوری ا
پدر داغ‌دیده و دادخواه جاویدنام امیرمحمد کریمی، نوجوان ۱۸ ساله‌ای که ۱۹ دی ۱۴۰۴ در مرودشت استان فارس به دست تبهکاران جمهوری اسلامی کشته شد، این داغ سهمگین را تاب نیاورد و به زندگی خود پایان داد. ‏ننگ و شرم ابدی بر این رژیم ضدایرانی که رنجی بی‌پایان را بر خانواده‌های دادخواه تحمیل کرده و جان و روان ملت ایران را هدف قرار داده است. ‏دادخواهی برای امیرمحمد، پدرش و تمام جاویدنامان میهن، وظیفه‌ای ملی و همگانی است. در کنار خانواده‌های دادخواه بمانیم و با مراقبت و همدلی، پناه و تکیه‌گاه یکدیگر باشیم.

آیدا حیدری، نامزد جاویدنام ابوالفضل سلیمانی‌ الموتی، به زندگی خود پایان داد. بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، آیدا حیدری ۲۵ ساله و نامزد ابوالفضل سلیمانی‌ الموتی بود. به گفته خانواده، مراسم ازدواج آن‌ها قرار بود در همین ماه برگزار شود. جزییات بیشتر در گفت‌وگو با فرنوش فرجی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال @iranintltv