fa
Feedback
آقای سایه|مهدی دخانی

آقای سایه|مهدی دخانی

رفتن به کانال در Telegram

پدری در بحران سی سالگی، نویسنده میشنوم https://t.me/HidenChat_Bot?start=144778273 ادمین تبلیغات @ad_tab_telgram

نمایش بیشتر
7 883
مشترکین
-1024 ساعت
+487 روز
+330 روز
آرشیو پست ها
چون حسودین و میخواین به دانشجوی های پزشکی با دیس لایک حسودی کنین

چرا دیس لایک رو برداشتی برادر سایه 😁😭😭

واقعا بچه های پزشکی و زیر رشته هاش مظلومن...

خونه سد علی و لادن (قبل از معروفیت) تزئینشون از تزئین دانشکده اینا به مراتب بهتره

Repost from N/a
بالاخره تلاش دانشکده‌ست برای تزئین و خوشامدگویی😍😁✨
بالاخره تلاش دانشکده‌ست برای تزئین و خوشامدگویی😍😁✨

خب جاکش تویی که خلیفت تو جنگ احد مثل بز فرار کرد، گه میخوری در مورد بمب اتم خوردن مردم ایران حرف میزنی و تئوریزه اش می‌کنی

بی تفاوتی شی به ترامپ از بی توافتی خانواده ایرانی به موفقیت های بچه هاشون هم بیشتر بود

مسعود مثل این تازه عروساست که تابوهای خانواده رو میشکنن بیا و تابوی بمب اتم رو بشکن.

پزشکیان چون دکتره و دکتر هم محرمه با همه، اینطوری با اسرائیل و امریکا نزدیکی کرد

پزشکیان امروز تو اوج بود. در واقع دامبلش رو دور بود

نوشته بود اولین فیلم منتشر شده از جلسه ترامپ و ویتکاف با پزشکیان و عراقچی 😂

میگن به روزی یه راهزنی، سر یه گردنه، به یه زن و شوهر تنها حمله کرد. بعد اینکه اموالشونو زد، هوس کرد به زنِ مرد هم تجاوز کنه. برای همین دور مرد با غلاف شمشیرش یه دایره فرضی کشید و گفت: همینجا جلوی چشم خودت به زنت تجاوز می‌کنم، ولی اگه پاتو از این دایره‌ای که کشیدم بذاری بیرون، می‌کشمت! بعد راهزنه شروع کرد به تجاوز و کارش که تموم شد زن و مرد رو ول کرد و رفت مرد یه کم که دور شد، شروع کرد به طرف راه زن زبون ‌درازی کردن! راهزنه گفت: چته؟ مالتو گرفتم، به زنت هم تجاوز کردم، دیگه زبون ‌درازیت چیه بدبخت؟ مرد گفت: وقتی داشتی به زنم تجاوز بمیکردی، چند بار پامو اوردم بیرون خط و تو نفهمیدی!!!! پ.ن: این متن صرفا یک ماجراست و هرگونه مشابهت به اه منطق مقاوت و غیرت یک جریان سیاسی اتفاقی و بر حسب تصادف است

حیف درد زایمان مادرتون

به نطفه نجس تر از خودتون لعنت

بعد یک عده تخم جن میگن ما جنگ طلبیم

تراژدی از این بیشتر که این مادر حتی یک سنگ قبر هم از بچش نداره که بره سر قبرش تا گریه کنه و آروم بشه؟

۲۶ صندلی هم برای دیپلمات هایی که با قاتل این بچه دیدار کردن و ککشون نگزید

خدایا به تعداد ستاره های آسمون و ریگ های بیابون لعنت بفرست به هر کسی که این جنایت رو انجام داد، هر کی که از این جنایت راضی بود و هر  کسی که در برابر این جنایت ساکت بود

Repost from N/a
عموی نازنینم، نور قلب‌مون به رحمت خدا رفتن. منت بذارید و فاتحه‌ای قرائت کنید🙏🏼

بر بزرگ شدنت دو حس موجود است و بر هر حس، دو احساس واجب؛ یکی شوقِ بزرگ شدنت، که قربان قد کشیدنت بروم دیگری سرعت گذرِ زمان، که
بر بزرگ شدنت دو حس موجود است و بر هر حس، دو احساس واجب؛ یکی شوقِ بزرگ شدنت، که قربان قد کشیدنت بروم دیگری سرعت گذرِ زمان، که آه من قله الزاد و طول الطریق و بعد السفر پس هم شکر می‌کنم که بزرگ شدنت را می‌بینم، هم افسوس می‌خورم که به حال مسافری که توشه ای جمع نکرده و راه زیادی پیش رو دارد جانِ پدر