آقای سایه|مهدی دخانی
الذهاب إلى القناة على Telegram
پدری در بحران سی سالگی، نویسنده میشنوم https://t.me/HidenChat_Bot?start=144778273 ادمین تبلیغات @ad_tab_telgram
إظهار المزيد7 883
المشتركون
-1024 ساعات
+487 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
7 883
خونه سد علی و لادن (قبل از معروفیت) تزئینشون از تزئین دانشکده اینا به مراتب بهتره
7 883
خب جاکش تویی که خلیفت تو جنگ احد مثل بز فرار کرد، گه میخوری در مورد بمب اتم خوردن مردم ایران حرف میزنی و تئوریزه اش میکنی
7 883
بی تفاوتی شی به ترامپ از بی توافتی خانواده ایرانی به موفقیت های بچه هاشون هم بیشتر بود
7 883
Repost from نیمی از مَن
مسعود مثل این تازه عروساست که تابوهای خانواده رو میشکنن
بیا و تابوی بمب اتم رو بشکن.
7 883
پزشکیان چون دکتره و دکتر هم محرمه با همه، اینطوری با اسرائیل و امریکا نزدیکی کرد
7 883
نوشته بود اولین فیلم منتشر شده از جلسه ترامپ و ویتکاف با پزشکیان و عراقچی 😂
7 883
میگن به روزی یه راهزنی، سر یه گردنه، به یه زن و شوهر تنها حمله کرد. بعد اینکه اموالشونو زد، هوس کرد به زنِ مرد هم تجاوز کنه.
برای همین دور مرد با غلاف شمشیرش یه دایره فرضی کشید و گفت: همینجا جلوی چشم خودت به زنت تجاوز میکنم، ولی اگه پاتو از این دایرهای که کشیدم بذاری بیرون، میکشمت!
بعد راهزنه شروع کرد به تجاوز و کارش که تموم شد زن و مرد رو ول کرد و رفت
مرد یه کم که دور شد، شروع کرد به طرف راه زن زبون درازی کردن!
راهزنه گفت: چته؟ مالتو گرفتم، به زنت هم تجاوز کردم، دیگه زبون درازیت چیه بدبخت؟
مرد گفت: وقتی داشتی به زنم تجاوز بمیکردی، چند بار پامو اوردم بیرون خط و تو نفهمیدی!!!!
پ.ن: این متن صرفا یک ماجراست و هرگونه مشابهت به اه منطق مقاوت و غیرت یک جریان سیاسی اتفاقی و بر حسب تصادف است
7 883
تراژدی از این بیشتر که این مادر حتی یک سنگ قبر هم از بچش نداره که بره سر قبرش تا گریه کنه و آروم بشه؟
7 883
خدایا به تعداد ستاره های آسمون و ریگ های بیابون لعنت بفرست به هر کسی که این جنایت رو انجام داد، هر کی که از این جنایت راضی بود و هر کسی که در برابر این جنایت ساکت بود
7 883
Repost from N/a
عموی نازنینم، نور قلبمون
به رحمت خدا رفتن.
منت بذارید و فاتحهای قرائت کنید🙏🏼
7 883
بر بزرگ شدنت دو حس موجود است و بر هر حس، دو احساس واجب؛
یکی شوقِ بزرگ شدنت، که قربان قد کشیدنت بروم
دیگری سرعت گذرِ زمان، که آه من قله الزاد و طول الطریق و بعد السفر
پس هم شکر میکنم که بزرگ شدنت را میبینم، هم افسوس میخورم که به حال مسافری که توشه ای جمع نکرده و راه زیادی پیش رو دارد
جانِ پدر
