ناتالیا استپانوونا
رفتن به کانال در Telegram
300
مشترکین
+224 ساعت
+37 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
سلام خوبیی✨🥲
@artnazanin_2
من کلاس های آنلاین آموزش طراحی چهره رو شروع کردم دارم برگزار می کنم خوشحال میشم عضو کانالم بشی و همراهم باشی❤️❤️
هزینه کل دورم ( ۶ ترم ) که بچه ها می تونن ۰ تا ۱۰۰ طراحی چهره رو یاد بگیرن برای ظرفیت محدود فقط ۲۹۰ هزار تومانه😭😍❤️
ترکهای موردعلاقهم از این آلبوم.
خصوصا مجید. مجید مجید مجید.
بوکلتش رو هم بخونید راستی.
دو روزه دارم با ۵-۶ تا پسر زندگی میکنم و حداقل به واسطه اونا فهمیدم آزادی چقدر حس زیباییه. گاهی میگم کاش زن نبودم. اما باز هم خودمو میتونم خوشبخت محسوب کنم بابت تجربه کردن همین بخش از آزادی تو ایران.
Repost from چتمارس.
امیرمحمد کاظمی، سرباز ۱۹ ساله ساکن بردسیر کرمان بابت بلند بودن صدای موسیقی در ایام محرم، با شلیک مستقیم نیروهای بسیج کشته شد.
کاری ندارم که شاید آخرین چیزی که داشته گوش میداده به گوش خیلیها موسیقی خوبی نبوده؛ اما «کشتهی راه موسیقی» هم عنوان جالبیست که در کشورهای غیردیکتاتوری در مخیلهی مردم نمیگنجد که وجود داشته باشد.
یعنی چطور قرار است برای یک وایت توضیح بدهیم یک نفر داشته تووی ماشینش موزیک گوش میداده و با این که محتوای آن موزیک توهین به کسی نبوده، یک عده که از حکومت بودجه میگیرند، تصمیم میگیرند او را بابت بیاحترامی به اعتقاداتشان با گلولهی جنگی بکشند؟
Repost from N/a
به خاطر سقفی که نبوده روی سرت
برای چاقوهای شکسته در کمرت
به خاطر سیگار و به خاطر سرطان
برای کشف زنی قد بلند در فنجان
برای آنها که وصلهی تنت شدهاند
برای خاطرههایی که دشمنت شدهاند
به خاطر غزل گیر کرده در دهنت
برای مردهی جامانده توی پیرهنت
برای آنها که در تنت مرور شدند
به خاطر آنهایی که از تو دور شدند
به خاطر همهی گریههای نیمهشبی
خدای گمشده در چند جملهی عربی
برای خاطر شعر-این دکان رنگ رزی-
برای این ادبیات فاخر عوضی
برای بالا آوردن جنون تنت
برای جنهای مست کرده در دهنت
به خاطر بطریهای چیده روی زمین
به خاطر سردرد و به خاطر کدئین
برای ماندن این دردهای سر در گم
به خاطر بیخوابی، به خاطر والیوم
برای وا شدن زخمهای آخریات
به خاطر سیگار وغذای حاضریات
برای قهوهی سرد و غذای شب مانده
برای دیدن صدبارهی پدرخوانده
به خاطر تنهاتر شدن... برای جنون
برای این سرگیجه ...برای غلظت خون
برای یک بشقاب اضافه موقعِ شام
برای یک شبح قوز کرده در حمام
برای کندن این زخمهای بیتسکین
بهخاطر بیداری، به خاطر کافئین
برای چاقو دادن به دستهای جدید
برای دوست شدن با شکستهای جدید
برای رد شدن تانکها... برای تفنگ
برای خوردن قحطی، برای دیدن جنگ
برای رد شدن از روی نعش کودکها
برای آمدن بمبها و موشکها
برای مرگ...زن هرزهای که میآید
برای درک ِ زمین لرزهای که میآید ..
به رقص مرگ میان تنت ادامه بده
نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده ..
حامد ابراهیم پور
