fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

رفتن به کانال در Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza

نمایش بیشتر
1 984
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
عشقی که بین کارمند ساده بار و یک سهامدار معروف پیش اومده... عشقی پر از چالش و جنجال های ریز و درشت شده🫠 فقط سرنوشت میتونه تص
عشقی که بین کارمند ساده بار و یک سهامدار معروف پیش اومده... عشقی پر از چالش و جنجال های ریز و درشت شده🫠
فقط سرنوشت میتونه تصمیم بگیره که این عشق به پایان برسه یا ابدی بشه....

💫مجموعه ی پادشاهان گناه💫
🚫فقط و فقط امشب میتونید ثبت سفارش کنید🚫 🔥پادشاه خشم(کتاب اول)🔥 ⚜جلد سخت ⚜لبه طلایی رنگ ⚜قلم عالی نویسنده و ترجمه عالی ⚜۴۵۵صفحه 🔱۵۱۰تومان با تخفیف ویژه رزا بوک:۴۶۰تومان •°•°•°•°•°•°• 🔥پادشاه غرور(کتاب دوم)🔥 ⚜جلد سخت ⚜لبه طلایی رنگ ⚜قلم عالی نویسنده و ترجمه عالی ⚜۴۳۱صفحه 🔱۴۹۵تومان •°•°•°•°•°•°• ❌قیمت دوجلد باهم:۱/۰۰۵تومان با تخفیف ویژه رزا بوک:۸۰۰تومان @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

کم کم به هم نزدیک شدن حتی بدون گفتن یک کلمه🤐 ولی قصه این عشق یک عشق ساده نیست... چون گذشته ایزابلا رازی رو پنهان میکنه که اگ
کم کم به هم نزدیک شدن حتی بدون گفتن یک کلمه🤐 ولی قصه این عشق یک عشق ساده نیست... چون گذشته ایزابلا رازی رو پنهان میکنه که اگه روزی برملا بشه قصه این عشق به پایان میرسه🙂‍↕️

نگاهاشون فرق کرده بود حس هاشون واضح تر شد و فاصلشون کمتر شده بود...
نگاهاشون فرق کرده بود حس هاشون واضح تر شد و فاصلشون کمتر شده بود...

کای در سکوت کنار ایزابلا نشست و شروع به نواختن کرد اما نه رمانتیک و نه اغراق آمیز فقط فقط همراهیش کرد از اون نوع همراهی که آد
+1
کای در سکوت کنار ایزابلا نشست و شروع به نواختن کرد اما نه رمانتیک و نه اغراق آمیز فقط فقط همراهیش کرد از اون نوع همراهی که آدم رو آروم میکنه✨
اون شب یک چیزی توی دل کای و ایزابلا تغییر کرد‼️

پشت پیانو نشست و شروع به نواختن کرد🎹 ولی باشنیدن صدای قدم هایی ضربان قلبش شدت گرفت اون صدای پارو میشناخت اون متعلق به کای بو
پشت پیانو نشست و شروع به نواختن کرد🎹 ولی باشنیدن صدای قدم هایی ضربان قلبش شدت گرفت اون صدای پارو میشناخت اون متعلق به کای بود🫴🏻

تا اینکه آخر شب شد..👀 ایزابلایی که از شلوغی خسته شده بود به اتاق پیانو پناه اورد اتاقی که فقط صدای ارامش بخش پیانو توش بودو
تا اینکه آخر شب شد..👀
ایزابلایی که از شلوغی خسته شده بود به اتاق پیانو  پناه اورد اتاقی که فقط صدای ارامش بخش پیانو توش بودو نور کم

💭ایزابلا برای درست کردن فضا و کارش کای رو دعوت کرد به نوشیدنی مورد علاقش یعنی نوشیدنی توت‌فرنگی چیزی که اون لحظه متوجه اش نش
💭ایزابلا برای درست کردن فضا و کارش کای رو دعوت کرد به نوشیدنی مورد علاقش یعنی نوشیدنی توت‌فرنگی چیزی که اون لحظه متوجه اش نشد این بود که کسی تابحال انقد ساده و بی قصد به کای توجه نکرده بود... و این باعث شد نظر کای درباره ایزابلا تغییر کنه🙂‍↔️

همه چی مثل همیشه میگذشت تا اون شب... اون شب همه چی فرق داشت... ایزابلا درحال چرت و پرت گفتن با دوستش دربارهی لباس شب رنگ بود
+1
همه چی مثل همیشه میگذشت تا اون شب... اون شب همه چی فرق داشت... ایزابلا درحال چرت و پرت گفتن با دوستش دربارهی لباس شب رنگ بود که وقتی برگشت با نگاه خاص و لبخند کمرنگ کای روبه رو شد... بدتر از همه اینا کای کله مکالمه اونهارو شنیده بود🫣

توی این رفت و امد ها ایزابلا استاد سوتی دادن شده. از ریختن قهوه‌روی پرونده تا گم کرد کارت دسترسی مهمون ویژه همیشه درحاله خراب
توی این رفت و امد ها ایزابلا استاد سوتی دادن شده. از ریختن قهوه‌روی پرونده تا گم کرد کارت دسترسی مهمون ویژه همیشه درحاله خراب کردن کارها بود...
اما این کای بود که فقط با همون نگاه خاصش اونو نگاه کرده نه سرزنشی نه قضاوتی فقط و فقط نگاهش کرده🤭

نه به عنوان همکار نزدیک یا حتی نه به عنوان دوست.... چیزی که بین این دونفره اسمش نه رابطست نه فاصله😶‍🌫
نه به عنوان همکار نزدیک یا حتی نه به عنوان دوست.... چیزی که بین این دونفره اسمش نه رابطست نه فاصله😶‍🌫

ولی کای یک عضوه عادیه کلاب نیست اون یک سهامداره معروفه که وقتی توی کلاب هست کاملا حضور و قدرتش حس میشه... و حالا دقیقا یکساله
ولی کای یک عضوه عادیه کلاب نیست اون یک سهامداره معروفه که وقتی توی کلاب هست کاملا حضور و قدرتش حس میشه...
و حالا دقیقا یکساله که کای و ایزابلا دارن هم رو توی کلاب میبینن🙈

چی میشه که یکی از همون آدم های مهم کای یانگه باشه👀 مردی با۳۲سال سن و ظاهری خیره کننده کاریزمای عجیب و نگاهای خیره اش باعث شد
+1
چی میشه که یکی از همون آدم های مهم کای یانگه باشه👀 مردی با۳۲سال سن و ظاهری خیره کننده کاریزمای عجیب و نگاهای خیره اش باعث شده که با ادم های دوروبرش کلی تفاوت داشته باشه🙂‍↔️

ایزابلا دختره قصه‌ی ماست🫠 دختری با موهای بنفش که به لبخند بامزش معروفه😍 وتوی کلاب معروفی کار میکنه که یک عالمه آدم مهم توش
ایزابلا دختره قصه‌ی ماست🫠 دختری با موهای بنفش که به لبخند بامزش معروفه😍
وتوی کلاب معروفی کار میکنه که یک عالمه آدم مهم توش رفت و آمد دارن....

خب خبب بریم سراغ اصله داستان که خیلی خفن و جنجالیه🫠

کی این راز برملا میشه🤔 آیا بعد برملا شدنش این عشق هنوز سرجاشه❓
کی این راز برملا میشه🤔 آیا بعد برملا شدنش  این عشق هنوز سرجاشه❓

یک راز چقدر میتونه بزرگ باشه که تونسته پایه های عشقه به این محکمی رو به لرزش دربیاره....
+1
یک راز چقدر  میتونه بزرگ باشه که تونسته پایه های عشقه به این محکمی رو به لرزش دربیاره....

عشقی که انقضاش فقط به یک راز بستگی داره...🤫
عشقی که انقضاش فقط به یک راز بستگی داره...🤫

خب خبب بریم سراغ کاپله کتابه پادشاه غرور🥹🤩

متن این کتاب خیلی راحت و روون نوشته شده 👌
متن این کتاب خیلی راحت و روون نوشته شده 👌