fa
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

رفتن به کانال در Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

نمایش بیشتر
2 068
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
برای معرفی روز دوم کتاب اماده اید؟😁

سلام وقتتون بخیر رزا بوکی های عزیز😍

قراره با این کتاب هم لبخند بزنید و کیف کنید هم حرص بخورید و سعی کنید سریع بفهمید چه اتفاقی میوفته🫣🙂‍↔️

حواستون باشه رزا بوکی ها چاپ اول این کتاب مخصوص شماست اونم با همچین قیمتی😉 چاپ های بعدی قیمتش افزایش پیدا میکنه!
حواستون باشه رزا بوکی ها چاپ اول این کتاب مخصوص شماست اونم با همچین قیمتی😉 چاپ های بعدی قیمتش افزایش پیدا میکنه!

این کتاب هم خوب نوشته شده، هم تند و تیزه؛ راحت می‌تونی یه ضرب بشینی بخونیش و تمومش کنی! ترکیبای باحالشم ایناست: ☀️ آفتابی-بدع
این کتاب هم خوب نوشته شده، هم تند و تیزه؛ راحت می‌تونی یه ضرب بشینی بخونیش و تمومش کنی! ترکیبای باحالشم ایناست: ☀️ آفتابی-بدعنق 😒 "از همه بدم میاد… جز تو" 👨‍🍳 سرآشپز 💼 عاشقونه‌ی محیط کاری

بعد از خوندن «کارد، چاشنی و اندکی عشق» دلم حسابی گرم شد
بعد از خوندن «کارد، چاشنی و اندکی عشق» دلم حسابی گرم شد

عاشق این داستان عاشقونه‌ی دلی شدم! 🥹❤️ من یه عاشقِ دوآتیشه‌ی رمان‌های آشپزخونه‌ای‌ام و این کتاب دقیقاً همون چیزی بود که می‌خ
عاشق این داستان عاشقونه‌ی دلی شدم! 🥹❤️ من یه عاشقِ دوآتیشه‌ی رمان‌های آشپزخونه‌ای‌ام و این کتاب دقیقاً همون چیزی بود که می‌خواستم! اگه فقط بخوام با سه تا کلمه توصیفش کنم، اون سه‌تا می‌شن: آروم، گرم، خوشمزه! 🍲✨

خب، رسماً یه کتاب جدید پیدا کردم که جزو محبوب‌ترین‌هام شد
خب، رسماً یه کتاب جدید پیدا کردم که جزو محبوب‌ترین‌هام شد

عاااشق این کتاب شدم، خیلی زیاد! 😍 «کارد، چاشنی و اندکی عشق» از همون لحظه‌ای که با سرآشپز الکساندر چن آشنا شدم و اون آشپزخونه
عاااشق این کتاب شدم، خیلی زیاد! 😍 «کارد، چاشنی و اندکی عشق» از همون لحظه‌ای که با سرآشپز الکساندر چن آشنا شدم و اون آشپزخونه‌ی سفت‌وسختش رو دیدم، منو گرفت. شخصیتش از توی صفحه می‌پره بیرون! خیلی دقیق و سخت‌گیره، هیچ جایی برای اشتباه نمی‌ذاره، ولی وقتی ایدن مونرو رو می‌بینه، همه‌چی عوض می‌شه. اونقدر به جزئیاتِ ایدن دقت می‌کنه که بقیه اصلاً بهشون توجه نمی‌کنن. ایدن خیلی مهربون و صبوره و کلاً با تشویق مثبت کار می‌کنه، که من عاشق همین ویژگی‌ش بودم و اینکه این موضوع چطوری روی رابطه‌ش با الکساندر تأثیر گذاشته. این دوتا واقعاً دلمو بردن! ❤️

دقیقا مثل یه "بوسِ سرآشپز" واقعی بود.عاشقِ این کتاب شدم، یعنی واقعاً خیلی دوستش داشتم! این یکی از اون شروع‌هاییه که دلتو گرم
دقیقا مثل یه "بوسِ سرآشپز" واقعی بود.عاشقِ این کتاب شدم، یعنی واقعاً خیلی دوستش داشتم! این یکی از اون شروع‌هاییه که دلتو گرم می‌کنه و کلی حال خوب توشه! پر از عشق و خنده‌ست، کوان یه قصه‌گوی حرفه‌ایه که شخصیت‌ها رو خیلی زنده و واقعی نوشته، غذاهایی هم که توصیف کرده آدمو به شدت گرسنه می‌کنه👀 نویسندگی‌ش فقط سرگرم‌کننده نیست، کلی موضوع مهم رو هم وسط می‌کشه و باعث می‌شه با شخصیتا بیشتر ارتباط بگیری.

من این کتابو پرستیدم! عاشق این کتاب شدم!
من این کتابو پرستیدم! عاشق این کتاب شدم!

این کتاب از اون کتاب هاست که توی جهان خیلی معروف شده😎 خیلی ها خوندنش و دربارش نظر دادن که بریم چندتاشو بخونیم😉
این کتاب از اون کتاب هاست که توی جهان خیلی معروف شده😎 خیلی ها خوندنش و دربارش نظر دادن که بریم چندتاشو بخونیم😉

عشقی پر از شیطتنت....
عشقی پر از شیطتنت....

....👀😁
....👀😁

کتاب کارد،چاشنی و اندکی عشق🍱✨ عشق این کتاب پر از لجبازی و جنجاله از اون عشق هایی که پر از چالشه🥹 موقع خوندن این کتاب اونقدر
+1
کتاب کارد،چاشنی و اندکی عشق🍱✨
عشق این کتاب پر از لجبازی و جنجاله از اون عشق هایی که پر از چالشه🥹 موقع خوندن این کتاب اونقدر غرق میشی توی داستانش که متوجه نمیشی کی کتاب رو تموم کردی...😉
🌪ناشر:کوله پشتی 🌪چاپ اول ⚡️۳۶۰صفحه/۳۶۹تومان⚡️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

و از اینجا بود که یه چیزی شکل گرفت اما الکساندر خیلی مغرور بداخلاقه و ایدن هم در مقابل خیلی لجباز !
و از اینجا بود که یه چیزی شکل گرفت اما الکساندر خیلی مغرور بداخلاقه و ایدن هم در مقابل خیلی لجباز !

این دختر به نظرش با همه فرق داشت و وقتی دستش رو گذاشت روی شونه ش و ازش خواست اونم آروم باشه دستش رو مثل بقیه مثل یه مگس مزاحم
این دختر به نظرش با همه فرق داشت و وقتی دستش رو گذاشت روی شونه ش و ازش خواست اونم آروم باشه دستش رو مثل بقیه مثل یه مگس مزاحم پرت نکرد اونور و برعکس ! دوست داشت دست ایدن برای همیشه روی شونه ش بمونه🫣

اون شب توی شلوغی رستوران وقتی همه دست و پاشون رو گم کرده بودن و هی خرابی به بار میاوردن الکساندر دیگه نتونست اوضاع رو تحمل کن
اون شب توی شلوغی رستوران وقتی همه دست و پاشون رو گم کرده بودن و هی خرابی به بار میاوردن الکساندر دیگه نتونست اوضاع رو تحمل کنه و برای مدت کوتاهی رفت بیرون تا سیگار بکشه ولی وقتی برگشت ایدن رو دید که داره همه رو مدیریت میکنه و همه چی داشت خوب پیش میرفت.

ولی اولین روز کاری ایدن با یه چالش بزرگ روبرو میشه. ریختن ۵۰ نفر یهویی و هم زمان توی رستوران . یه جمع بیزنسی که میخوان غذاهاش
ولی اولین روز کاری ایدن با یه چالش بزرگ روبرو میشه. ریختن ۵۰ نفر یهویی و هم زمان توی رستوران . یه جمع بیزنسی که میخوان غذاهاشون به موقع و گرم سر میزشون باشه.

ازش میخواد غذایی رو درست کنه که تکراری نباشه و ایدن اون روز غذایی رو به الکساندر میده که بعدا میبینه طرف خالیش رو میزه و الکس
ازش میخواد غذایی رو درست کنه که تکراری نباشه و ایدن اون روز غذایی رو به الکساندر میده که بعدا میبینه طرف خالیش رو میزه و الکساندر همش رو خورده ...