fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

رفتن به کانال در Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

نمایش بیشتر
1 073
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+2930 روز
آرشیو پست ها

+8
«نصرت فاتح‌علی‌خان» (نه من بيهوده گرد کوچه و بازار میگردم) انتشار: ١٩٩۵ 🎼🎼🥀🎙 🆔 @ClassicMusic3

Repost from Classical Music
پدر نصرت با نام «استاد فاتح‌علی‌خان» به همراه دو عمویش با اسامی «استاد مبارک علی‌خان» و «استاد سلامت علی‌خان» از خوانندگان مش
+1
پدر نصرت با نام «استاد فاتح‌علی‌خان» به همراه دو عمویش با اسامی «استاد مبارک علی‌خان» و «استاد سلامت علی‌خان» از خوانندگان مشهور قوالی به شمار می‌آمدند که به شیوه‌ای کلاسیکی آن را اجرا میکردند. نصرت بعد از مرگ پدرش به مطالعه‌ ترانه‌های ضبط‌شده وی و عموهایش پرداخت و از آنها بعنوان تخته پرش برای توسعه سبک خاص خود استفاده کرد. نصرت در عرض چند سال بعنوان یک قوالی برجسته نسل خود در سراسر پاکستان شناخته شد. او به نحوی گویا و قدرتمند با صدایی خیلی بلند به همراه تاب و توانی قابل توجه و خلاقیت در ملودی به خوانندگی مشغول شد. کنسرت‌هایش معمولا با سازهایی چون «تابلا» «هارمونیوم» و خوانندگانِ پشتیبان همراهی میشد. نصرت ترقی موسیقی قوالی رو به سطح جدیدی از بازتاب زیبایی‌شناسی و روحانی رساند. نصرت به جهان‌شمولی پیام موسیقایی ایمان داشت و تلاش کرد تا از طریق فعالیت‌های خود در این زمینه، موسیقی خود را به فراسوی مرزهای مذهبی و فرهنگی ببرد. هنگامی که نصرت در سال ١٩٩۷ به ناگهان درگذشت، هواداران وی در سرتاسر جهان سوگوار شدند. 🆔 @ClassicMusic3

محمود عبادیان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86

مارکس | فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی | دکتر محمود عبادیان

فکر کنم باخ تنها موزیسینی هست که لیاقت لقب " مطرب مهتاب رو" از طرف مولانا داره :)

14moulana.mp32.31 MB

407534961_1329943787655191_2668776113100739410_n.mp4

☆༺ ──•◈•─ ─•◈•──༻☆ ⭐️ فیلم دوشیزه ایو (۱۹۵۱) کارگردان: کنجی میزوگوچی زیرنویس فارسی زیرنویس فارسی چسبیده ☆༺ ──•◈•─ ─•◈•──༻☆

☆༺ ──•◈•─ ─•◈•──༻☆ ⭐️ فیلم دوشیزه ایو (۱۹۵۱) کارگردان: کنجی میزوگوچی زیرنویس فارسی زیرنویس فارسی چسبیده ☆༺ ──•◈•─ ─•◈•──༻☆
☆༺ ──•◈•─ ─•◈•──༻☆ ⭐️ فیلم دوشیزه ایو (۱۹۵۱) کارگردان: کنجی میزوگوچی زیرنویس فارسی زیرنویس فارسی چسبیده ☆༺ ──•◈•─ ─•◈•──༻☆

Repost from Nuance
یکی از لذات بی‌نظیر سینما کشف متن‌هاییه که فیلم‌ها ازشون اقتباس شدن؛ حرکتی وارونه از معلول به علت، از جوی پایین‌دست به سرچشمه. اخیراً، بنا بر ضرورتی داشتم به سراغ نوولای «آشیکاری» نوشته‌ی جون‌ئیچیرُو تانیزاکی رفتم که میزُگوچی فیلم «دوشیزه اُیو» رو از روی اون ساخته. با این‌که پیش‌تر هم چندوچون اقتباس رو تا حدود زیادی می‌دونستم اما با خوندنش برام خیلی ملموس‌تر و لذتبخش‌تر شد. ابتدا به ساکن، اینو بگم که قبلاً یک‌بار تلاش کرده بودم ترجمه‌ی انگلیسی «در چشم شیطان» - نوولای دیگه‌ای از تانیزاکی که ترجمه‌ی فارسیش هم به‌تازگی منتشر شده - رو بخونم اما از بس کشدار و حاشیه‌رو بود نیمه‌تموم ولش کردم. البته گمونم بشه گفت نثر ذاتاً طفره‌رو و پرطول‌وتفصیل تانیزاکی اصلاً بدرد جنایی‌نویسی، اون هم در اشل داستان بلند، نمی‌خوره چون اونجوری تعلیق تا سرحد انزجار کش میاد. تصور کنید داستان دوشیزه اُیو تازه نصفه‌ی «آشیکاری» شروع میشه و پیش از اون صرفاً با توصیفات راوی اول از گشت‌وگذارش در منطقه‌ای بیرون شهر می‌گذره. البته توصیف، خاصه توصیف جلوه‌های طبیعت، نقطه‌ی قوت تانیزاکیه و انقدر اون نیمه‌ی اول جستارگونه یا سفرنامه‌وار داستان جذابه که خواننده نیازی به جذابیت‌های اضافی‌ای که در ادامه‌ش میاد، احساس نمی‌کنه. تازه حتی وقتی راوی اول با راوی دوم برخورد می‌کنه و پای نقلش می‌شینه با داستان خیلی سروشکل‌دار و منظمی روبه‌رو نیستیم که البته جای تعجبی هم نداره، چون طرف داره یک جریانی رو تعریف می‌کنه که بازه‌ی زمانی زیادی رو دربر می‌گیره و مربوط به گذشته‌ی دوره، در نتیجه طبیعیه که شکل روایتش جسته‌گریخته و خلاصه‌وار باشه، به‌خصوص که بعضی جاها دخالت راوی اول باعث فاصله‌گذاری بیشتر هم میشه. مخلص کلام این‌که در نگاه اول داستانی با این ساختار، هرچند پر از تصاویر بدیع و دلکشه، خیلی مناسب اقتباس به نظر نمیاد، اما وقتی پای گوهرشناس زبردستی مثل میزُگوچی در میون باشه می‌دونه که چطور باید از همچو چیزی جوهره‌ی سینماییش رو بیرون کشید. چنین آدمیه که در بطن متن هم قدر تصویرهای پیدا و پنهان رو می‌دونه و می‌دونه اگه فلان‌جای متن رو تراش بده روی پرده چه رنگ و لعابی به خودش می‌گیره. یعنی خیلی کاری به اون ذهنیت دراماتیک غربی نداره که همه‌چیز باید سر جای خودش باشه و نظم‌وترتیب علت‌ومعلولی تا سرحد امکان رعایت شده باشه و فلان و بهمان. حتی با این‌که «دوشیزه اُیو» یک داستان کاملاً خطی داره باز هم اون پراکنده‌گویی جسورانه‌ی «آشیکاری» (البته جسورانه برای ما و برای سینما) رو در سطح دیگه‌ای توی فیلم اعمال می‌کنه. وانگهی، اصلاً خودش رو در قیدوبند اون نصفه‌داستان هم نگه نداشته و بخش قابل توجهی از صحنه‌های فیلم، به‌ویژه صحنه‌ی گرمازدگی اُیو، هیچ مابه‌ازایی در داستان ندارن. بالاتر از اینها کاریه که میزُگوچی روی شخصیت‌پردازی کاراکترها و خاصه خود اُیو انجام داده. شخصیتی که در داستان مثل یک بت عیار فقط میشه از دور دیدش در دستان استاد سینماگر و البته کینویوی تاناکای بزرگ به انسانی از جنس گوشت و پوست و خون تبدیل شده. چنان‌که در مورد دو شخصیت اصلی دیگه، شیننُسوکه و اُشیزو، هم میشه این رو با شدت کمتری مطرح کرد. اشباح محو آدم‌هایی که از خلال خاطرات راوی دوم به راوی اول و از طریق اون در ذهن ما نقش می‌بندن (اگر خود تانیزاکی رو حساب نکنیم) روی پرده انسان‌هایی زنده و دارای عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین احساساتن. نهایتاً، میزُگوچی یک بُعد اخلاقی برجسته هم به داستان اضافه کرده که معنای مازادی به مثلث عشقی عجیب و بی‌سابقه‌ش بخشیده. اُیو در «آشیکاری» دقیقاً یک بت پرستیدنیه که ورای اخلاقیات و باقی ملاحظات انسانی قرار داره اما در فیلم با چالشی اخلاقی رودررو میشه که میشه گفت هم خودش و هم سیر روایت رو به مسیری جدای از اونچه در داستان می‌خونیم، هدایت می‌کنه. البته این پتانسیل اخلاقی با لحنی آیرونیک اما خیلی کمرنگ در داستان دیده میشه که میزُگوچی این وجه آیرونیک رو هم گرفته و در فیلم گسترش داده تا عمق بیشتری به رخدادهای اون بده. اما غرض از این همه بیش از این‌که به بیان برتری یا ضعف فیلم نسبت به داستان یا برعکس معطوف باشه، بیشتر تٲکید بر تفاوت‌های این‌دو و روند خلاقه‌ی اقتباس بود. چنان‌که داستان در جای خودش ارزش‌های ادبی والایی داره و خوندنش تجربه‌ای متفاوت و حقیقتاً لذتبخشه. گذشته از این‌ها، معتقدم مقایسه اثر ادبی و سینمایی محدودیت‌های فراوانی داره و شدیداً مستعد بی‌انصافی و اشتباهات منطقیه. در ضمن، اگر دوست داشتید داستان رو بخونید چون تا جایی که بدونم به فارسی ترجمه نشده (توصیه هم نمی‌کنم ترجمه بشه چون مطمئناً با حذفیاتش تبدیل میشه به یه چیز خشک و بی‌مزه) می‌تونید ترجمه‌ی انگلیسی اون رو اینــــجا پیدا کنید، نه خیلی نثر سختی داره و نه حجم زیادی. نــوانــس

تله‌تئاتر لیر شاه به کارگردانی پیتر بروک و بازی اورسن ولز در نقش اصلی برای شبکه‌ی CBS آمریکا، سال ۱۹۵۳ #تئاتر @Alborzname

مجموعه آلبوم های اورجينال از اجراهای باخ توسط گلن گولد Glenn Gould 🎹🎵

Glenn Gould - Prelude & Fugue in B-Flat Major, BWV 898.mp312.36 MB

Glenn_Gould_The_Art_of_the_Fugue,_BWV_1080:_Contrapunctus_XIV_Fuga.mp328.33 MB

Glenn Gould - Contrapunctus XIII à 3, Inversus.mp35.84 MB

Glenn Gould - Contrapunctus XI à 4.mp313.48 MB

Glenn Gould - Contrapunctus IX à 4 alla duodecima.mp35.94 MB

Glenn Gould - Contrapunctus IV.mp36.74 MB