آشفتهحال بیداربخت
رفتن به کانال در Telegram
هیچچیز و همهچیز کتابها: @MahbodBooks آهنگها: @MahbodPlaylist راه ارتباطی: @TheMahbodBot
نمایش بیشتر249
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
مود من امروز صبح وقتی برای بار شونزدهم تلفن زنگ میخورد و باز هم یکی اونور خط میگفت: «آقای کهنمویی تشریف دارن؟»
لحظهی شروع شدن جنگ تبدیل به یه امر روزمره شده. دو سری قبلی اینجوری بود که همه به تکاپو میافتادن و هرجوری که شده میخواستن برگردن خونه و شهر رو ترک کنن، اما امروز که صدای انفجار اومد و فکر کردیم باز جنگ شده، همه با یه آرامش خاطر عجیبوغریبی به کاری که داشتن میکردن ادامه دادن. انگاری که آب از آب تکون نخورده.
لحظهی شروع شدن جنگ تبدیل به یه امر روزمره شده. دو سری قبلی اینجوری بود که همه به تکاپو میافتادن و هرجوری که شده میخواستن برگردن خونه و شهر رو ترک کنن، اما امروز که زدن و فکر کردیم باز جنگ شده، همه با یه آرامش خاطر عجیبوغریبی به کاری که داشتن میکردن ادامه دادن. انگاری که آب از آب تکون نخورده.
Once it all was different
Life has grown colder by the time
And it's all confusing up my mind
Is this the road I have to take?
Why won't you come and save me
From this place today?
ولی از وقتی که برگشتم کتابفروشی واقعا خوشحالترم. هر چه قدر که کار کردن توی ساختار نشر اعتبار و احترام و جایگاه بیاره باز هم کتابفروش بودن یه چیز دیگهست و لذت و آسودگی خاطری که داره رو هیچچیز نداره.
Repost from وَرطه
اوضاع انقدر فاجعهست که فاجعه بودن امثال پیمان خاکسار توش بینظیر جلوه میکنه.
امشب آخر وقت هومن یه سر اومد فروشگاه و بهمون سر زد. این آدم واقعا ذهنیت قویای داره، وگرنه که هرکسی بود بعد شکستن دست و فک و جراحیهاش مدتها خونهنشین میشد و از خونه بیرون نمیرفت.
ادامهی COD: Modern Warfare بعد از ۱۵ سال داره میآد و یه دلیل برای زندگی کردن پیدا کردم.
امشب توی فینال سی ال فوتبال بر ضدفوتبال پیروز شد و تا ابد میتونم آرسنالیها رو مسخره کنم.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
