2 411
مشترکین
-124 ساعت
+327 روز
+24630 روز
آرشیو پست ها
2 411
🔸الوعده وفا
المقابل الفارسي ل
🔸وعد الحر دين عليه،
▫️او عبارة كما وعدناكم
( حينما تستخدم عند تحقيق وعد ما)
✍ زينب محمد
@Persianlan
2 411
🔸️يبيع الميه في حارة السقايين
المقابل له في الفارسية:
🔸️زیره به کرمان بردن
✍ زينب محمد
@Persianlan
2 411
للتعبير عن شدة الجوع نستخدم عبارة
🔹عصافير بطني بتصوصو
المقابل لها في الفارسية:
🔹روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد
✍ زينب محمد
@Persianlan
2 411
🔳 بوی حلوایش میآید
🔸والترجمة الحرفية:
تكاد تشم رائحة حلواه ( التى تقدم في عزاء المتوفى)
🔳 و يماثل:
( بوی الرحمانشان بلند شده است )
🔸والترجمة الحرفية:
تكاد تسمع سورة الرحمن تتلى عليه
١- آثار مرگ در کسی ظاهر شدن؛ انتظار مرگ کسی رفتن؛ بسیار پیر و ضعیف بودن.
تستخدم مع الأشخاص الظاهر عليهم الضعف والشيخوخة، وتعبر عن اقترابهم من الموت.
٢- چیزی در حال خراب شدن/ از بین رفتن است و امیدی به ادامهی کار آن نیست.
وتستخدم مع الأشياء القديمة المتهالكة، والتى يفضل استبدالها بجديدة
🔸 وتعني: على مشارف الموت مع الأشخاص
ومتهالك يحتاج إلى استبداله مع الأشياء.
◽️ يقابل في العامية المصرية:
قرب يموت و.... ( مع الاشخاص)
خردة مش نافعه،
او خربانه اخلص منها (مع الاشياء)
▪️بیش از هفتاد سال سن داشت وبوی الرحمانش می آمد، اما فکر تجدید فراش هم از سرش بیرون نمی رفت
🔸تجاوز السبعين ويوشك على الموت ولم يخرج من رأسه موضوع الزواج مرة أخرى.
◽️عدي السبعين وقرب يموت ومطلعش من دماغه موضوع الجواز.
🔹این ماشین دیگه بوی الرحمانش در اومده؛ از من می شنوی، هر چه زودتر بفروشش و یک ماشین نو بخر.
🔸هذه السيارة متهالكة استمع إلى وبعها في اقرب فرصة وأشتر سيارة جديدة.
▫️العربية خربانه ومش نافعة تاني اسمع منى واخلص منها بسرعة واشتري واحدة جديدة.
@Persianlan
✍ زينب محمد
2 411
🔰بعض الصفات المتعلقة بالتحدث
🔘 دهنلق:
🔹 کسی که راز دار نیست و حرفها را خیلی زود منتشر میکند.
🔸 شخص ينقل الكلام ولا يحافظ على الأسرار
▫️باللهجة المصرية (ما بيتبلش في بقه فوله )
🔘 زبان باز:
🔹کسی با چرب زبانی به مقصود خود می رسد
🔸 لبق، منافق، مداهن
🔘زبان دراز : بی ادب، گستاخ
🔹 کسی با گستاخی خارج از حد خود سخن بگوید
🔸شخص يتجاوز حدود الأدب في حديثه ،سليط اللسان .
▫️باللهجة المصرية (لسانه طويل )
✍ زينب محمد
@Persianlan
2 411
مثل سیبی که از وسط نصف شده
حرفيا: مثل تفاحة أنقسمت نصفين
معنی: دو چیز یا دو شخص که دقیقاً و کاملاً مثل هم باشند، شباهت فراوان میان دو چیز یا دو نفر.
يستخدم للدلالة على التشابة الشديد بين شخصين
(كأنهما توأم )
یقابل في العامية المصرية:
فوله وانقسمت نصين
في الإنجليزية
like two peas in a pod
very similar, especially in appearanc
✍ زينب محمد
@Persianlan
2 411
🔳 من الأمثال الفارسية عن البخل
🔘 آب از دستش نمیچكه
(آب از دستش نمی چکد)
▪️ خیرش به کسی نمی رسد
شخص لا يفعل خير مع غيره
🔹 المعنى حرفيا لا يقطر الماء من ايده والمعنى بخيل جلده
🔸المقابل له في العامية المصرية: بخيل ايده ماسكه
🔘 جون به عزرائيل نميده
(جان به عزرائیل نمی دهد)
حرفيا لا يسلم روحه لعزرائيل
(من شدة بخله).
@Persianlan
زينب محمد
2 411
🔳 امثال فارسية عن البخل
🔘 آب از دستش نمیچكه
(آب از دستش نمی چکد)
خیرش به کسی نمی رسد
شخص لا يفعل خير مع غيره
المعنى حرفيا لا يقطر الماء من ايده والمعنى بخيل جلده
ويشبه في العامية المصرية
بخيل ايده ماسكه
🔘جون به عزرائيل نميده
(جان به عزرائیل نمی دهد)
حرفيا لا يسلم روحه لعزرائيل من شدة بحله.
@Persianlan
زينب محمد
2 411
قصة جميلة مع الترجمة
ارزانترین مداوا
أرخص علاج!
- می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت.
يُحكى أنه في اليابان كان يعیش مليونير يعاني من ألم بعينه سرق النوم من عينيه.
-و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وقد تناول مختلف الأقراص والحقن حتى يُشفى من هذا الألم، إلا أن عمله لم يكن له ثمرة تُذكر.
- وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.
وبعد أن تشاور كثيرًا مع الأطباء والمختصين، رأى أن علاجه في الذهاب إلى راهب مقدس ومشهور.
-وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد می دهد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.
ذهب عند الراهب، وبعد أن عاينه الراهب اقترح عليه ألا ينظر إلى أي لون سوى اللون الأخضر لفترة من الزمن.
- وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند .
بعد أن عاد من عند الراهب، أمر رجاله بشراء براميل من اللون الأخضر ليطلوا بها المنزل بأكمله.
همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.
كما أنه قد غير لون جميع أثاث المنزل وأدواته إلى نفس اللون!
-پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.
وبعد فترة غير لون سيارته أيضًا، كما فرض زيًا موحدًا لأفراد عائلته وعماله وكل ما كانت تقع عليه عيناه باللون الأخضر ودرجاته، وبالتأكيد كان ذلك يخفف من آلام عينه.
-بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید.
بعد فترة دعا المليونير الراهب إلى منزله حتى يشكره!
-راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای رنگ سبز به تن کند.
وعندما كان الراهب في طريقه إلى دخول المنزل مرتديًا زيًا برتقاليًا، انتبه إلى أنه يجب عليه تغيير زيه وارتداء قطعة قماش خضراء اللون.
-او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته يا نه ؟
وعندما وصل إلى جوار مريضه بادره بالسؤال حول ما إذا كان ألم عينيه قد سكن أم لا!
-مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :” بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته.”
- فشكر الرجل الغني الراهب وقال: "نعم! ولكنه كان أغلى علاج تناوله على الإطلاق"!
-مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.
فقال الراهب لمريضه متعجبًا: "على العكس! لقد كان هذا أرخص علاج أوصفه على الإطلاق!
-برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.
كان يكفيك لعلاج ألم عينيك أن ترتدي نظارة ذات عدسات خضراء اللون، ولم تكن في حاجة لصرف كل هذه التكاليف، لا تستطيع تغيير العالم من أجل هذا الأمر، بل تستطيع أن تُسير العالم لصالحك عبر تغيير نظرتك له.
-تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد.
تغيير العالم هو عمل أحمق! ولكن تغيير نظرتنا للعالم هو أرخص وأكثر الأساليب تأثيرًا!
ترجمة: ا. محمد الهاشمى
@Persianlan
2 411
قصة جميلة مع الترجمة
ارزانترین مداوا
أرخص علاج!
- می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت.
يُحكى أنه في اليابان كان يعیش مليونير يعاني من ألم بعينه سرق النوم من عينيه.
-و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وقد تناول مختلف الأقراص والحقن حتى يُشفى من هذا الألم، إلا أن عمله لم يكن له ثمرة تُذكر.
- وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.
وبعد أن تشاور كثيرًا مع الأطباء والمختصين، رأى أن علاجه في الذهاب إلى راهب مقدس ومشهور.
-وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد می دهد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.
ذهب عند الراهب، وبعد أن عاينه الراهب اقترح عليه ألا ينظر إلى أي لون سوى اللون الأخضر لفترة من الزمن.
- وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند .
بعد أن عاد من عند الراهب، أمر رجاله بشراء براميل من اللون الأخضر ليطلوا بها المنزل بأكمله.
همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.
كما أنه قد غير لون جميع أثاث المنزل وأدواته إلى نفس اللون!
-پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.
وبعد فترة غير لون سيارته أيضًا، كما فرض زيًا موحدًا لأفراد عائلته وعماله وكل ما كانت تقع عليه عيناه باللون الأخضر ودرجاته، وبالتأكيد كان ذلك يخفف من آلام عينه.
-بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید.
بعد فترة دعا المليونير الراهب إلى منزله حتى يشكره!
-راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای رنگ سبز به تن کند.
وعندما كان الراهب في طريقه إلى دخول المنزل مرتديًا زيًا برتقاليًا، انتبه إلى أنه يجب عليه تغيير زيه وارتداء قطعة قماش خضراء اللون.
-او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته يا نه ؟
وعندما وصل إلى جوار مريضه بادره بالسؤال حول ما إذا كان ألم عينيه قد سكن أم لا!
-مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :” بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته.”
- فشكر الرجل الغني الراهب وقال: "نعم! ولكنه كان أغلى علاج تناوله على الإطلاق"!
-مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.
فقال الراهب لمريضه متعجبًا: "على العكس! لقد كان هذا أرخص علاج أوصفه على الإطلاق!
-برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.
كان يكفيك لعلاج ألم عينيك أن ترتدي نظارة ذات عدسات خضراء اللون، ولم تكن في حاجة لصرف كل هذه التكاليف، لا تستطيع تغيير العالم من أجل هذا الأمر، بل تستطيع أن تُسير العالم لصالحك عبر تغيير نظرتك له.
-تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد.
تغيير العالم هو عمل أحمق! ولكن تغيير نظرتنا للعالم هو أرخص وأكثر الأساليب تأثيرًا!
ترجمة ا. محمد الهاشمى
@Persianlan
2 411
دست تو درد نکند
دستت درد نکند
وفي العامية تتحول دال الفعل إلى هاء للتخفيف يعني دستت درد نکنه
دست شما درد نکند
دست تان درد نکند
وفي العامية تتحول دال الفعل إلى هاء وايضا تان إلى تون للتخفيف
دستتون درد نکنه
@Persianlan
وهى بمعنى سلمت يداك للمفرد او سلمت ايديكم للجمع او لاحترام شخص أكبر أو لا تعرفه وهى للشكر على عمل قام به والرد عليها :
سرتون درد نکنه. سلمت
(حرفيا سلمت راسك)
خواهش میکنم. انجام وظیفه بود.
عفوا، هذا واجبي
(حرفيا أقوم بوظيفتي)
کاری جز وظیفه انجام ندادیم.
لم أفعل شىء
(حرفيا لم افعل شىء سوى تأدية وظيفتى)
وعادة تستخدم
خواهش میکنم ( عفوا)
✍ زينب محمد
@Persianlan
2 411
أثناء الحوار چشم 👁
تستخدم بعد طلب
بمعنى: نعم، حاضر، من عنيا
🔘 الرد عليها:
چشمات سلامت باشه، چشماتون سلامت، چشماتون بی بلا : تسلم عينيك
ممنونم از محبتتون ، ممنونم از لطفتون، شما به من لطف دارید، شما لطف دارید، ممنونم :
شكرا لك
🔰 وعندمانقول:
سلام منو (من را )به ... برسونین (برسونید)
وصل سلامي إلى ....
الرد عليها :
بزرگیتون رو میرسونم : ساوصل تحياتك
واحيانا
سلامت باشید : تسلم
✍ زينب محمد
@persianlan
2 411
مغز فندقی
مصطلح فارسي يصف عقل الشخص بأنه صغير جداً في حجم حبة البندق، وهو كناية عن جهل الشخص، أو عدم فهمه للأمور.
✍ زينب محمد
@persianlan
2 411
مگر کلهی گنجشک خوردهای
حرفياً. انت ايه واكل راس عصفوره
وهو مثل يستخدم للتعبير عن كثرة التحدث والثرثرة ويعتقد أن من ياكل راس العصفور يصبح ثرثار مثل العصفور الذي لايتوقف عن الزقزقة
✍ زينب محمد
@persianlan
2 411
رادیو شکسته حرفيا راديو مكسور ولكنه
مصطلح يستخدم لوصف الشخص الثرثار كثير الكلام
فلانی انگار رادیو شکسته است
(فلان ثرثار كثير الكلام)
ويقابل في العامية المصرية فلان بالع راديو
✍ زينب محمد
@persianlan
2 411
🔰 باد آورده رو باد میبره
الترجمة الحرفية : تحمل الرياح ما أحضرته
🔴 یستخدم للتعبير عن:
ما يأتي بسهولة يذهب بسهولة
🔸المقابل له في اللغة العربية:
مال تجلبه الرياح تأخذه الزوابع
في العامية:
اللي يجي بالساهل يروح بالساهل
في الإنجليزية:
Easy come easy go
✍ زينب محمد
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
