fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ebiverdiani

ebiverdiani

رفتن به کانال در Telegram

#خود‌نوشت، #موسیقی، #کتاب، #عکس #قصه و #فیلم به یک دلیل ساده این‌جا هستم. نمی‌توانم به تنهایی از زیبایی که درک می‌کنم، لذت ببرم. ممنون می‌شم این کانال رو به دوستانتون معرفی کنید. سپاس فراوان از همراهی و هم‌دلی شما عزیزان

نمایش بیشتر
852
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
#سینما زنده‌یاد اكبر عالمى؛ ١٣ تير ٢٢ - ١٣٢٣ مهر ١٣٩٩ مجرى، كارشناس تلويزيون، استاد دانشگاه، مستندساز و چهره علمى سينماى ايران. یکى از چهره‌هاى اثرگذار در آموزش و ترویج دانش سینما بود؛ هنرمندى كه بخش مهمی از عمر خود را صرف توليد آثار مستند، آموزش دانشگاهى و معرفى جلوه‌هاى ویژه و تاریخ هنر به مخاطبان ايرانى کرد. منبع ويديو: تاريخ شفاهی موزه سينما @ebiverdiani

#کتاب وقتی سه نفر اولمان از گرسنگی مردند، درست می‌دانستم که بودند و به چه ترتیب مردند. چندین روز طولانی به هر کدام فکر کردم. ولی سه، همیشه سه نمی‌ماند. یک عدد به عدد بعدی می‌رسد و هر چه عددها بیشتر می‌شوند، سرسخت‌تر می‌شوند. وقتی جز پوست و پاره‌ای استخوان از آدم چیزی نمانده و وضعیتش خوب نیست، هرچه بتواند می‌کند تا مرگ را دور نگه‌دارد. نشانه‌های ریاضی نشان می‌دادند که تا ماه مارس سال چهارم، ۳۳۰ نفر مرده بودند. با چنین ارقامی، آدم دیگر توان تفکیک احساساتش را ندارد. فقط به اندازه‌ی چشم‌برهم‌زدنی به مرده‌ها فکر می‌کردیم. ص ۸۰ 📚 اردوگاه عذاب ✍🏻 هرتا مولر 📝 شروین جوانبخت @ebiverdiani

#کتاب مادربزرگم گفت: می‌دانم که برمی‌گردی. تلاشی نکردم که جمله‌اش را به خاطر بسپارم. بی‌اختیار آن‌را همراه خودم به اردوگاه بردم. اصلاً نمی‌دانستم همراهم آمده است. ولی چنین جمله‌ای از خودش اراده دارد. درونم جوشید، بیشتر از تمام جمله‌های کتاب‌هایی که با خودم برده بودم. می‌دانم که برمی‌گردی شریک بیل قلبی‌شکل و دشمن فرشته‌ی گرسنگی شد. و چون برگشتم، می‌توانم بگویم: چنین جمله‌ای زنده نگهت می‌دارد. ص ۱۳ 📚 اردوگاه عذاب ✍🏻 هرتا مولر 📝 شروین جوانبخت @ebiverdiani

#کتاب چیزهایی هست که ازشان حرف نمی‌زنیم. ولی وقتی می‌گویم سکوت روی دوش با سکوت برلب فرق می‌کند، می‌دانم چه دارم می‌گویم… بیست و پنج سال در هراس زندگی کردم، هراس از خانواده‌ام و هراس از کشورم. هراس از بی‌آبرویی‌ای دوگانه؛ کشورم مرا مجرم بشناسد و به زندان بیندازدم و خانواده‌ام به‌خاطر بی‌آبرویی عاقم کند. ص ۱۰ 📚 اردوگاه عذاب ✍🏻 هرتا مولر 📝 شروین جوانبخت @ebiverdiani

#تاریخ ۵۹ سال پیش در چنین روزی یکی از دیوانه‌ترین انسان‌های روی زمین، پس از عمری جنگیدن برای به گند کشیدن دنیای پیرامونش کشته شد و گیتی از لوث وجودش پاک شد. ارنستو چگوارا شخصی که طی ۳۹ سال عمر نکبت‌بارش، هم نسلان و بسیاری از نسل‌های پس از خودش را به تباهی کمونیسم کشاند. قبلاً راجع این موجود پلید، پُستی با عنوان «شهید یا قاتل» نوشته بودم برای مطالعه‌ی اون مطلب این زیر را کلیک کنید. شهید با قاتل @ebiverdiani

‏#ادبیات #شاهنامه وقتی رستم در جوانی به دنبال یافتن اسبی لایق بود، گله‌ای از اسبان را در زابلستان و کابلستان دید. او پشت هر اسبی دست می‌کشید، از نیروی او پشت اسب خم می‌شد تا این‌که چشمش به کره‌ی خِنگی «کره‌اسب سفید‌رنگ» (رخش) افتاد. رستم وقتی رخش رو می‌پسنده از چوپان می‌پرسه بهای اسب چقدر هست؟ ‏ زچوپان بپرسید کین اژدها ‏به چندست و این را که داند بها؟ ‏ چوپان می‌گه اگر تو تو رستم هستی، ایران رو نجات بده! بهای این اسب ایرانه! ‏ چنین داد پاسخ که گر رستمی ‏بر او راست کن روی ایران زَمی! - یا (برو راست کن کار ایران زَمی) ‏مر این را بر و بوم ایران بهاست! ‏بر این بر تو خواهی جهان کرد راست! ‏ این ابیات برای زمان اواخر پادشاهی گرشاسب (آخرین شاه پیشدادی) و آستانهٔ روی کار آمدن کی‌قباد (مؤسس سلسلهٔ کیانیان) رخ می‌دهد. زَو از دنیا می‌ره و افراسیاب به ایران حمله کرده @ebiverdiani

#کتاب شیخ ابراهیم زنجانی در گزارش ارزنده‌اش درباره‌ی آغاز انقلاب مشروطه و در بحث انتقادی‌ای که از دولت و ملت در دوره‌ی استبداد قاجار به‌دست می‌دهد، به حد و حدود و کاربرد عام مفهوم تاریخی این دو کلمه «دولت و ملت» چنین اشاره می‌کند: «بدبختانه دولت ایران بواسطه‌ی فاجعه‌ی استبداد، عبارت بود از دو نفر شاه و صدراعظم، و نفوذ زنان و خلوتیان، و چند نفر درباریان و ملت هم عبارت بود از رؤسا و آقایان علما که به هر وسیله اسم و شهرتی پیدا نموده و ملجا شده بودند.» در تبیین این سخن می‌نویسد: «عوام و عموم مردم» از «حقوق» خود آگاه نبودند. سرنوشت زندگانی آن‌ها در دست دیگران بود. به نام «اعتقاد دینی» هر چه علما می‌گفتند و امر می‌نمودند، بی‌چون و چرا قبول می‌کردند. می‌گوید: «کاش اختلاف دولت و ملت، یعنی درباریان و آخوندها در سر ترتیب اداره‌ی مملکت و نفع ملت و بقاء استقلال» آن بود. اختلاف بر سر این است که یک مشت رعیت بدبخت را... دولتیان بیشتر بخورند یا ملاها.» ص۱۶۷ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب مجدالاسلام کرمانی که زمانی رئیس طلاب حوزه‌ی اصفهان بود و از مشروطه‌خواهان به‌نام این دوره، از عوامل و جهات مختلفی که باعث انحطاط مجلس ملی شده است، از «عضویت اهل علم» یعنی روحانیون در مجلس یاد می‌کند و می‌نویسد: «ورود آن‌ها به مجلس دو عیب بزرگ داشت، یکی آن‌که عنوان مشروطیت را که به‌کلی خارج از امور دیانت بود، داخل در امور دیانت کردند، و مثل سایر مسائل شرعیه، رأی و عقیده علما را در آن مدخلیت دادند....» سخن او هوشمندانه‌ترین نقدی است که بر جریان شرعی کردن و دینی کردن مشروطیت ارائه شده است… او در انتقاد از این جریان و مهم‌تر از آن، در انتقاد از مداخلات روحانیون در امر شرعی کردن مشروطه، تا جایی پیش رفت، که در صفحات پایانی تحلیلی که از انحطاط مجلس اول داده است، صریحاً نوشت: «یکی از اسباب انحطاط مجلس، ورود آخوندها بود در او، و اگر یک مرتبه‌ی دیگر مجلس و مشروطیت در این مملکت پیدا شد، حتماً باید مراقب باشند جنس عمامه به‌سر را در مجلس راه ندهند، اگرچه به‌عنوان وکالت هم باشد. والسلام.» ص۱۶۳ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه که به «پیر معارف» ایران هم خوانده شده است، در واقع بنیان‌گذار شیوه‌ی جدید آموزش ابتدایی است… او در تبریز، مشهد، تهران، رشت، انزلی و قم مدارسی به شیوه‌ی جدید پایه‌گذاری یا سرپرستی کرد. گرچه روحانیون، کار او را تکفیر کردند و چندبار طلاب به مدرسه‌هایش حمله بردند، و او به کرّات از تبریز و مشهد فراری شد، اما از تلاش در ایجاد مدارس باز نایستاد، و ارج و قرب کار او و منش و رفتار او در منابعِ هم‌زمان هم منعکس شده است… ایجاد مدارس جدید یکی از انگیزه‌های اصلی و مهم مخالفت روحانیون ضد مشروطه، با مشروطیت ایران بوده است. عوامل حکومت استبدادی قاجار هم در مخالفت با ایجاد مدارس جدید با این جناح از روحانیون هم‌دست و هم‌صدا بوده‌اند…. فضل‌الله نوری خطاب به ناظم‌الاسلام می‌گوید: «ترا به حقیقت اسلام قسم می‌دهم آیا مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک، عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟ مدارس را افتتاح کردید. آن‌چه توانستید در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حال شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟»… ناظم‌الاسلام کرمانی می‌نویسد: «میرزا حسن‌آقا مدیر مدرسه‌ی رشدیه از اشخاص با حرارت و درستکار.... به تهران آمد و تأسیس مدرسه رشدیه را نمود. در واقع مؤسس مکاتب، به وضع جدید این شخص است. در اوایل ورودش، مقدسین و بعضی از مردم، او را مثل یک نفر کافر، نجس‌العین می‌دانستند.... فریاد مقدسین در مجالس بلند شد، که آخرالزمان نزدیک شده است، که جماعتی بابی و لامذهب می‌خواهند الفباء ما را تغییر دهند. قرآن را از دست اطفال بگیرند و کتاب به آن‌ها یاد بدهند. دیگر آن‌که اطفال را زبان خارجه تعلیم داده است..... مجملاً رساله هم از بعضی علماء تألیف شد، در رد مدارس و تكفير اولياء مدارس ...» ص۱۴۲-۱۴۴ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب کشمکش‌هایی که بر سر مقاله‌ی صور اسرافیل (شماره ۱۲) در گرفته بود، به‌خصوص مندرجات مقاله‌ی شماره‌ی ۱۴ آن روزنامه، به‌خوبی نشان می‌دهد که پیش بردن بحث مربوط به آزادی، در همان شرایطی که آزادانه اعلان قتل رئیس دولت را منتشر، و حتی محمد‌علی شاه را در روزنامه‌ها به قتل تهدید می‌کردند، تا چه اندازه با مشکلات جدی روبه‌رو بود. در چنان فضایی، آزادی قلم و بیان، سمت و سویی سیاسی داشت. یعنی آزادانه می‌شد از شاه و وزیر و دربار استبداد، به تندترین لحن‌ها سخن گفت و انتقاد کرد، اما فی‌المثل از آزادی عقاید و ادیان، از آزادی قلم و بیان در مسائل اجتماعی، آزادی زنان، تساوی حقوق اقلیت‌های دینی و مذهبی، و مهم‌تر از همه، از آن‌چه که در مشروطیت به‌طور عام به حقوق شهروندی تعبیر می‌شد، نمی‌شد به آسانی و آزادانه سخن گفت. اگر در مقاطعی از تحولات سیاسی، امکان طرح کژدار و مریز این‌گونه مباحث پدید می‌آمد، ترس خوردگی و وحشت از تکفیر، و برخورد شرعی، و مقاومت جامعه‌ی سنتی و استبداد حکومت‌ها، مانع اصلی طرح اصولی آن مباحث می‌شد. به‌همین جهت، آزادی‌خواهی در ایران، بیشتر استبداد سیاسی را هدف مبارزه قرار می‌داد و تلاش می‌کرد تا بحران مسائل و مشکلات ایران را از طریق راه‌حل‌های سیاسی و با جایگزین کردن نظام قانونی پارلمانی، به‌جای نظام استبدادی کهن رفع و رجوع کند. حال آن‌که تا موانع اصلی از سر راه آزادی اندیشه و اندیشیدن برداشته نمی‌شد، جامعه‌ی ایران نمی‌توانست و قادر نمی‌شد که فضایی برای پیدایی اندیشه‌های اصیل و تفکرآفرین فراهم آورد. به همین جهت، اندیشه‌ی اجتماعی و فلسفی در درون فرهنگ و در بستر مدنیت ایرانی فرصت بالیدن نمی‌یافت. «فکر»های سیاسی آزاد می‌شد، توجیه می‌شد و شکل بومی می‌گرفت، اما «تفکر» و اندیشیدن آزاد نمی‌شد. در نتیجه روشنفکران ایرانی فرصت تاریخی برای اندیشیدن فلسفی و اجتماعی بر سر مسائل خود به دست نمی‌آوردند. ص۱۴۱-۱۴۲ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب در ایران در اوج تحولات اجتماعی و سیاسی در دوره‌های مشخصی (چون انقلاب مشروطه، و چند سالی پس از آن، زمانی پس از سقوط رضاشاه، دوران حکومت ملی مصدق، اوایل انقلاب ۵۷ و مدت کوتاهی پس از آن)، برخی از اندیشه‌های سیاسی و اجتماعی علناً مجال بروز و ظهور گسترده‌ای پیدا می‌کردند. اما این «مجال‌»ها و «بروز»ها، یعنی امکان طرح فلان اندیشه‌ی سیاسی یا اجتماعی، حتی انقلابی به‌معنی فراهم آمدن امکان مستمر و ماندگاری برای آزاد اندیشیدن نبوده است. این آزادی‌ها، یا بهتر بگویم افراط و تفریط‌ها، از یک سو به تندروی‌ها و ترورهای وحشتناک، و از سویی دیگر به خفقان‌های مستمر و سرکوب‌های سیاسی خونبار منجر می‌شده است. به‌همین جهت دموکراسی در ایران، در بهترین شرایط و در بهترین صورتی که می‌توانست رشد کند، دموکراسی‌ای سیاسی بود. یعنی این آزادی فراهم می‌آمد که در بحران‌های سیاسی، در باب مسائل سیاسی سخن بگویند و در برابر استبداد سیاسی و حکومت‌های مستبد، صف‌آرایی کنند. آزاد می‌شدند که انتقاد کنند، ترور کنند، یا با قدرت سیاسی درافتند، و فلان اندیشه‌ی سیاسی یا اجتماعی را تبلیغ کنند. اما اگر کار به‌طور بنیادی و اصولی به آزادی‌های اجتماعی و ضرورت‌های جامعه‌ی مدنی، و مهم‌تر از همه، به آزادی اندیشیدن می‌رسید، به «لکنت زبان» دچار می‌شدند. یعنی قدرت سیاسی و اجتماعی مذهب، و تفکر مذهبی در کنار قدرت حکومت‌ها، به‌صورت مانعی بر سر راه رشد جامعه‌ی مدنی سبز می‌شد، و مذهب‌خواهی و مذهبی‌اندیشی، و استبداد به یکی از بزرگ‌ترین موانع، در راه آزادی تفکر و اندیشیدن، یا به قول آخوندزاده «آزادی خیال» تبدیل می‌شد. ص۱۳۶ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب در فضای این نوع ترس و لرزها، از «آزادی اندیشیدن» سخن گفتن، نوعی ساده‌دلی است. آزادی‌های سیاسی‌ای که در ایران، بسته به تحولات جریانات سیاسی پیش می‌آمده است، هیچ‌گاه انگیزه و سرمایه‌ای درخشان، مطمئن و مستمر برای آزادی تفکر و اندیشه فراهم نیاورد. ص۱۳۵ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب کارشکنی‌های شیخ فضل‌الله نوری و اقدامات او عليه مجلس اول و همدستی‌های او با محمدعلی شاه علیه مشروطه‌خواهان و آزادی‌خواهان رسواتر از آن است که بتوان آن را پوشیده نگهداشت، اما دریغ از یک کلمه درباره‌ی او و اقدامات او. سانسور مذهبی و سیاسی مانع می‌شود تا محققی چون آدمیت در تحقیقی که موضوع آن به بحران آزادی و مجلس اول مربوط است، اشاره‌ای به ساحت مبارک شیخ بکند. از واقعه‌ی میدان توپخانه و کارهای همدستان شیخ، البته به اجمال سخنی گفته می‌شود. اما نام او، و چند و چون کار او بر زبان نمی‌آید. نام او از جزییات تاریخی این دوره حذف می‌شود. چرا؟ برای این‌که شیخ، شهید راست و درستِ «مشروعه»ای است که امروز رژیم مذهبی ایران مدافع آن است. ص۱۳۱ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب تجربه‌ی خام همان مشروطیت، در همان دوره‌ی کوتاه نشان داد که مداخله‌ی دین ورزانه‌ی روحانیون در اداره‌ی سیاسی جامعه، به‌نفع مشروطیت نبود. مداخلاتی که بیشتر بر اساس قدرت شرعی صورت می‌گرفت، و نه بر پایه‌ی موازین سیاسی دموکراسی. ص۱۲۲ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب در جامعه‌ای که نه احزاب سیاسی وجود داشت و نه می‌توانست وجود داشته باشد، و نه شرایطی برای تشکیل احزاب و دسته‌جات فراهم بود، روحانیون با نفوذ و اقتدار بیش از حدی که در دوره‌ی قاجار به‌دست آورده بودند، عملاً تنها جریانی بودند که می‌توانستند نقش اپوزیسیون حکومت را به خود اختصاص دهند و حتی داعیه‌ی حکومت هم داشته باشند. ص۱۰۱ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب قدرت و نفوذ و اعتباری که روحانیون در دوره‌ی صفوی به‌دست آورده بودند، با حکومت افشاریه و زندیه رو به کاهش نهاد، اما در دوره‌ی قاجار به‌جهت تمایلات شیعی و مذهبی شاهان این سلسله و جنگ‌های ایران و روس، روحانیون شیعه مجدداً قدرت یافتند و روز به روز بر اعتبار کار آنان افزوده شد، و عملاً به قدرت سیاسی تازه‌ای دست یافتند، که تا آن زمان بی‌سابقه بود. عباس اقبال سال‌ها پیش در این مورد چنین نوشت: «علمای امامیه دوره قاجاریه بر اثر تشویقی که از ایشان می‌شد و شهرتی که در نتیجه تألیفات و علم و فضل و کثرت شاگردان و مقلدین پیدا کردند، به‌تدریج چنان نفوذ یافتند که پایه‌ی قدرت خود را برابر یا بالاتر از قدرت سلاطین و اولیای امور گذاشتند، و به نام ترویج احکام دین و اجرای حدود و نیابت از امام غایب، در بسیاری موارد، سلاطین و حکام را مطیع اوامر و احکام خود کردند....» ص۹۸ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب جنگ ایران و روس در دوره‌ی قاجار، زمینه‌های اجتماعی تازه‌ای برای افزایش قدرت روحانیون در کنترل حکومت‌ها فراهم آورد. فتحعلی‌شاه برای بسیج مردم علیه لشکرکشی‌های روس، به پشتیبانی و حمایت روحانیون نیاز داشت. مجتهدان با حکم جهاد علیه کفار روس، به حمایت شاه برخاستند و مردم، به‌خصوص روستاییان را به‌نفع او در جنگ با روس به جهاد دعوت کردند. جنگ ایران با روس عملاً این فرصت تاریخی را به روحانیون داد که در سرنوشت سیاسی کشور مداخله‌ی فعال داشته باشند و کم‌کم شاه و قدرت حکومت را در قبضه ی حمایت و اقتدار خود بگیرند. در همین دوره به سید محمدباقر شفتی لقب حجت‌الاسلام داده شد، و اجتماعی از روحانیون سرشناس در پایتخت گرد آمدند تا در کارها مورد مشورت قرار گیرند. دو مجتهد معروف این عصر، ملا احمد نراقی و سید مهدی بحرالعلومی از جمله‌ی افراد مورد مشورت و مشاوره بودند. ارتباط نزدیک فتحعلی‌شاه با میرزای قمی، کاشف الغطاء و دیگر روحانیون و مجتهدان بنام این دوره و علاقه‌ی وافر او به مسائل مذهبی زبان‌زد متون تاریخی این دوره است. ص۹۷ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب یکی از کسانی که ناقوس خطر [نظریه‌ی ولایت فقیه] را به‌صدا درآورد، عزیز نسفی بود: او به روشنی می‌دید که حاصل آن نوع نظریه پردازی‌های متشرعانه‌ی صوفیانه، سرانجام سر از کجا در می‌آورد. اگر در زمانه‌ی او، در نتیجه‌ی وحدت تصوف و تشیع، و به برکت تفسیر شیعی، آرای ابن عربی، آن نوع نظریه پردازی‌ها به «دعوی صاحب زمان» بودن و ادعای «صاحب زمانی» منجر می‌شد، در زمانه‌ی ما، بعد از آن همه بحث‌ها که در طول تاریخ درگرفته بود، چنین نظریه‌هایی سر از آستین نظریه «ولایت فقیه» در آورد، که همه‌ی شئونات پیغمبر و امام را برای ولی فقیه ثابت می‌داند. ص۸۵ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب تاریخ عصر فتحعلی‌شاه قاجار، جز نراقی دو تن دیگر از مجتهدان معروف این عصر، میرزای قمی و شیخ جعفر کاشف‌الغطا نیز در امر حکومت، به استناد پاره‌ای از احادیث و آیات، موضوع نیابت فقیه عالم عادل را مطرح کرده‌اند، و در مقام نظر، اصل حکومت را در غیبت امام، از آنِ مجتهد فقیه دانسته‌اند. با این همه، گفتنی است که، هر سه مجتهد برخلاف نظری‌ ی فقهی‌شان در باب حکومت و ولایت، عملاً با فتحعلی‌شاه ارتباط بسیار نزدیک داشته‌اند و به واسطه‌ی همان نیابت و ولایت، سلطنت و حکومت او را مشروعیت بخشیده، مورد تأیید قرار داده‌اند. ص۷۳ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani

#کتاب در پیش گفته‌ام که شیعه دایره‌ی نبوت را بسته نمی‌دانست و امامت را به «باطن نبوت» تعبیر می‌کرد، و در تفکر عرفانی هم دایره‌ی نبوت باز بود و ولایت به باطن نبوت تعبیر می‌شد. در تفکر شیعه‌ی امامیه، امامت در وجود دوازده امام محدود و محصور می‌ماند. اما در تفکر عرفانی چنین حصر و محدودیتی درباره‌ی ولایت وجود نداشت. در تفکر شیعی، امامت با حکومت ارتباط تنگاتنگ داشت و شیعه معتقد بود که بعد از پیغمبر، حکومت از آن امامان اوست. اما در تفکر عرفانی مفهوم ولایت و بسته نبودن دایره‌ی نبوت، هیچ ربطی به امر حکومت سیاسی و کشورداری نداشته است و فقط در شیوه‌ی استدلال در بسته نبودن دایره‌ی نبوت با شیعه همسویی داشت و به‌همین جهت، گاه مورد دشمنی حکومت‌گران سنی و خلفای جهان اسلام واقع می‌شد، و جنبه‌ی سیاسی بدان می‌دادند، چنان‌که در مورد سهروردی چنین شد. در جریان تاریخ، عده‌ای از فقهای شیعه از آن‌جایی که حکومت واقعی را از آن امام خود می‌دانستند، چه در زمانی که امامانشان در قید حیات بودند، و چه در غیبت امام زمان، حکومت‌گران دیگر را غاصب می‌پنداشتند، و از حکومت آن‌ها به حکومت جور و ظلم یاد می‌کردند. اما با دگرگونی تلقی بعضی از فقهای شیعه در دوره‌ی قاجار، مسئله‌ی حکومت، به شیوه‌ای دیگر مطرح شد. در این دوره بعضی از فقهای شیعه، از جمله ملا احمد نراقی، نظر دادند که گرچه در اصل حکومت و کشورداری از آن امام است، اما در غیبت امام زمان، حکومت از آن ولی فقیه است، که از «امنای» پیغمبر و «وارث» علم نبوت است، و نایب امام. بدین‌ترتیب مدعی شدند که در هر دوره‌ای آن‌کس که مجتهد اعلم است، حکومت از آن اوست. ص۶۷ 📚 مشروطه ایرانی ✍🏻 ماشاءلله آجودانی @ebiverdiani