𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶
رفتن به کانال در Telegram
لیبرال چپ ایرانگرای چپ جمهوریخواه ملی علاقهمند به علوم انسانی زن زندگی آزادی کتابخانه @Laputa6Library
نمایش بیشتر1 555
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+137 روز
+4330 روز
آرشیو پست ها
منطق ابتدایی کار خیلیا رو راه میندازه.
مثلا کاش میدونستیم این گزاره که برای گذر از جمهوری اسلامی هزینه دادن و هزینه گزاف هم دادن ضروریه، با این گزاره که هر هزینه دادنی یعنی مبارزه علیه جمهوری اسلامی یکی نیست و اصلا ربطی هم به هم نداره.
تو ذهن ایرانی پسری که بهش تجاوز میشه رتبهش از مرد تنزل پیدا میکنه به زن
«شایق شد شقایق»
خیلی ممنون که فانش نکردی
قربانینکوهی هم نمیکردی میتونستم باور کنم نیت خوبی داری
نکته کوتاه:
سود کسبوکار هزینه تولید/قیمت خرید بعلاوه درصدی نیست، هزینه جایگزینی، یعنی هزینه تولید آینده/قیمت خرید آینده بعلاوه درصدی هست.
قیمتگذاری براساس پیشبینی قیمت آینده بعلاوه درصد سود انجام میشه. در غیر این صورت کسبوکار سالگرد اولش رو نخواهد دید.
دنبال جنس «خرید قدیم» نباشید و از این که سوپرمارکت یا کتابفروش قیمت روی محصول رو پاک میکنه شاکی نشید
خیلی حرفه که شما نتونی بدون محاسبات پیچیده اقتصادی بفهمی که الان درامدت نسبت به پارسال چه تغییری کرده. یا ندونی ۱۰۰ میلیون تومن واقعا چقدر پوله. ندونی اگه ۲۰۰ میلیونت شده ۳۰۰ میلیون الان ثروتمندتر شدی یا فقیرتر.
مسئله دیگه «تورم مزمن» نیست. تا چند وقت پیش تورم مزمن اصطلاحی گویا و درست بود برای توصیف تورم ما، اما الان دیگه بیش از حد کوچکنمایی میکنه. ما دیگه دچار یک ابربحران پولی شدیم و ابرتورم دیگه خیلی دور از انتظار نیست.
ابربحران پولی رو میتونیم با خیلی چیزا توضیح بدیم. میتونیم به نرخ و شتاب تورم نگاه کنیم، میتونیم نسیت نقدینگی به ذخایر ارزی رو بررسی کنیم، میتونیم سرعت گردش پول رو محاسبه کنیم، یا نرخ ارز و شکافت نرخها رو نگاه کنیم، و یا به نظام بانکی مراجعه کنیم و ببینیم سلامت این نظام چقدره. تو علم اقتصاد کلی عدد و شاخص و معیار دادیم برای بررسی و فهم میزان و شدت بحرانهای پولی. اما با وجود دقت این اعداد و اهمیتشون در تحلیل فنی، اتفاقی که واقعاً در ذهن آدما میوفته رو نمیشه فقط با عدد بیان کنه. اتفاقی که فقط میشه زیست و حسش کرد اینه که ذهنهای ما داره ریال رو فراموش میکنه.
پول سه کارکرد اصلی داره:
۱. مبادله
ما با استفاده از پول مبادله میکنیم.
۲. واحد شمارش یا قیمتگذاری
ما با استفاده از پول ارزش کالاها و خدمات رو میسنجیم و مقایسه میکنیم.
۳. ذخیره ارزش
ما با استفاده از پول ارزشی رو ذخیره میکنیم تا در آینده استفاده کنیم.
ریال دیگه خیلی وقته ذخیره ارزش نیست. سالهاست همه میدونن که نباید ریال دستشون باشه. سالهاست همه دنبال داراییهایی هستن که ارزش رو جای ریال براشون نگهداره. پس این سنگر خیلی وقته فرو ریخته.
اما اتفاقی که دو سه ساله داره تشدید میشه اینه که دیگه ذهنهای ما ریال رو نمیفهمه! قبل از این که ذهن ما به این که مثلا ۱۰ میلیون واقعا چقدر پوله عادت کنه، ارزش ۱۰ میلیون کلی تغییر کرده. ذهن ما دیگه نمیفهمه ۱۰۰ میلیون یعنی چی. وقتی مثلا مبلغ وام ازدواج از ۲۰۰ میلیون میشه ۳۵۰ میلیون ذهن ما نمیفهمه اصلا وام ازدواج الان بیشتر شده یا کمتر؟ برای محاسبه ارزش وام ازدواج ۲۰۰ میلیونی و ۳۵۰ میلیونی باید اونو تبدیل به دلار، طلا، متر/سانتیمتر خونه، ماشین، روغن یا گوشت بکنیم. برای این که بفهمیم حقوقمون امسال بیشتر شده یا کمتر نمیتونیم بگیم ۲۰ میلیون شده ۲۸ میلیون. باید بگیم x لیتر روغن یا a کیلو گوشت شده y لیتر روغن و b کیلو گوشت. ریال هنوز وسیله مبادله است، اما دیگه ارزشگذاری، مقایسه و شمارش کمتر ریالی و بیشتر داراییمحور یا کالامحور شده.
ابرتورم یک تعریف دقیق داره که میگه ماهی ۵۰ درصد تورم یعنی سال نزدیک به ۱۳۰۰۰ درصد. همچنین میشه ابرتورم رو به شکل «سقوط کامل پول» توصیف کرد. سقوط کامل یعنی حذف پول از ذخیره ارزش، از ارزشگذاری، و در آخر از مبادله.
ریال اولی که کاملا حذف شده، نیمی از مسیر حذف شدن از دومی رو هم رفته.
خدا برسه به دادمان.
بیای یک تخریبنامه بنویسی که بله میلاد فلان حرف و فلان حرفو زده ۲ نفرو بدون دلیل موجه بن کرده آدم چرت و نقدناپذیریه و فلان و بهمان.
خب دستت درد نکنه. حالا چیکار کنم؟ نهاد حکومتیای یا اجتماعیای چیزیم مگه؟ حزب سیاسیم مگه؟ با یا بدون دلیل با کسی حال نکنم بنش میکنم دیگه. گروه من کانال من اختیارش دست من.
تخریبنامه هم اصلا نقد مفید حساب نمیشه که وارد گفتوگو شدن باهاش منو ارتقاء بده یا همچین چیزی.
با من حال نمیکنی دیگه چیکارت کنم. تو باسنت نمیرم. اوکی نخواستمم برم.
چند نکته درباب نقدناپذیری بنده:
۱. نقد میپذیرم، نقدِ تو رو نمیپذیرم.
نسبت دادن صفت کلیِ نقدناپذیری بسیار عمل حساسیه. این که کسی نقد تو رو نمیپذیره یا حتی این که اصلا بهت گوش هم نمیده یا حتی نه فقط تو، بلکه به خیلیای دیگه هم گوش نمیده و حتی از گروه بن هم میکنه، به معنای نقدناپذیری نیست، به معنای نپذیرفتن نقد از سمت تو و اون خیلیای دیگهست.
۲. ۲۸۸۳۷۴۲ نقد وجود دارد.
تعداد نقدها انقد زیاده که اگه قرار باشه معنای نقدپذیری رو پاسخ دادن و وارد گفتوگو شدن با تمام منتقدها بدونیم، حتی بحث ۲۴ ساعته هم برای نقدپذیر بودن کافی نخواهد بود.
۳. شغل من نقدپذیری نیست.
من از راه پذیرفتن انتقادات خیلی خوب و شسته رفته شما امرار معاش نمیکنم. کار و زندگی دارم و در وضع روانی خاص خودم هستم. پس هر نقدی رو قرار نیست بپذیرم، بشنوم، و باهاش گفتوگو کنم.
۴. خودم انتخاب میکنم نقدها رو کی بشنوم و کی جواب بدم.
برنامه زندگی من دست منه. شما که مسئول زندگیم نیستی. من البته در چهارچوب جبر روزگار تصمیم میگیرم کی مطالعه کنم، کی کار کنم، کی غذا درست کنم، کی ظرف بشورم، کی با همسرم وقت بگذرونم، کی خودم با خودم خلوت کنم، کی تو گروه با دوستان حرفهای روزمره عادی بزنم یا بگم و بخندم، و کی به نقدها بپردازم. نقدپذیر بودن به این معنا نیست که هر روز و هر لحظهای که هر نقدی مطرح شد بدو بدو برم سمت نقد و سریع بپذریمش.
۵. پذیرش بدون گفتوگو و گفتوگو بدون ارزیابی اولیه مگه میشه؟
اگه در همون لحظه اول ببینم پرت و پلا گفتی چیکار باید بکنم؟ شاید واقعا پرت و پلا نگفته باشی، اما به هرحال ارزیابی من اینه که ارزش نداره با این نقد وارد گفتوگو بشم. چرا باید بشم؟ برای گفتوگو با این فرد با این نقدش باید از چه چیزی دست بکشم؟ شاید از یه پادکست خوب شاید از یه گفتوگوی خوب با دوستان شایدم از اینستاگردیِ بیهدف. شاید هر کدوم از اینا برای من چند برابر بیشتر از پرداختن به اون نقد شما که پرت ارزیابیش کردم ارزش داشته باشه. زمان و انرژی من محدوده و باید این منابع رو به طور بهینه به بخشهای مختلف زندگیم تخصیص بدم. اگه نوبت به تو رسید چشم حرف میزنیم.
۶. ذهن من و دغدغه من با تو متفاوته.
شاید چیزی که برای تو خیلی مهم و کلیدیه برای من مهم نیست. شاید به این خاطره که تو مطالعهای داشتی و به تناقضی تو مواضع من پی بردی که من سوادم بهش قد نمیده، اما فقط شاید! از اونجایی که سواد من بهش قد نمیده، نمیتونم بفهمم نقدت چقد خوبه و برای من از دیدگاه من با یک نقد رندوم و احتمالا پرت فرقی نداره. پس ردش میکنم. چون دغدغه من نیست.
۷. تو کی هستی؟
تو کی هستی واقعا؟ رئیس منی؟ مادر منی؟ همسر منی؟ چرا حتما باید به تو جواب پس بدم؟ چه چیزی من رو مقابل تو طوری مسئول کرده که تو باید جای من انتخاب کنی من چه زمانی با چه کسی درباره چه چیزی گفتوگو کنم؟ من خوشبختانه در زمانهای زندگی میکنم که منتقد کم نیست. چرا از بین تمام اینها تو رو باید انتخاب کنم؟ میتونم برم از مواضع مخالفم کتابهای گردن کلفت بخونم. میتونم با آدمای باسوادتری گفتوگو کنم و میتونم خودمو در معرض انتقاد کسانی قرار بدم که بهنظرم نقدشون دستکم پنج تای تو میارزه. حتی هوش مصنوعی میتونه بهتر از اکثر آدما نقدم کنه. تو کی هستی این وسط؟
۸. نقدپذیریِ من برای خودمه.
نقدپذیری برام یک ارزشه برای این که باعث میشه شخص من از ذهن خودم فراتر برم. باعث میشه طبیعتِ سوگیرِ خودم رو تا حدی شکست بدم و شاید یه حقیقت یک مرحله نزدیکتر بشم. نقدپذیریِ من از فشار بیرونیِ امثال تو نمیاد، از احساس مسئولیت درونی نسبت به حقیقت میاد. من از دانشِ واقعی لذت میبرم و نقدپذیری منو به اون لذتِ عمیقِ شگفتیِ دانش میرسونه. تو کی این وسط؟ نقدپذیری من ربطی نداره اصلا به تو. نقد در تمام زندگی من جاریه. و تنها شکل نقدپذیری این نیست که تو بگی منم گوش کنم! باز میپرسم، تو کی این وسط؟
در انتقادات خود متواضع باشید. نه این که اگه کسی کوبیدنی بود نکوبید. فقط فکر نکنید انقد مهمید که حتما و لزوما باید بهتون پاسخ بده و اگه نده پس نقدپذیر نیست.
به حدی از بیپولی رسیدم که داننده تاکسیا بدون این که من بگم با توجه به ساعتی که سوار شدم مقصدمو میدونن خودشون یاداوری میکنن که باید پیاده شم
تو دعوا ریدن بهت ولی تو میری حموم و تو تخیلت خودشو خاندانشو یک جا له میکنی
https://t.me/Laputa_6/36148
با عرض پوزش، کانالت انقدر مهمل شده که منم بد نمیبینم خودک_ رو با خودت عادی سازی بکنی.
این حجم از رندوم بودنم جالب نیست.
خب اینم از این دو گرم طلا داشتیم از ۱۸ شد حوالی ۲۲
ایران ینی عشق. سرزمین فرصتها. فقط باید عقل داشته باشی دارایی درست بخری.
به من بگو اصلاحطلب
من از این پرسش که چرا متحدین عزیزمون آمریکا و اسرائیل انستیتو پاستور رو دستکم ۳ بار بمباران کردن دست نمیکشم.
به من بگو اصلاحطلب
من از این پرسش که چرا رضا پهلوی درباره میناب سکوت کرد اما بابت مرگ سربازان آمریکایی در عرض یک میلیونوم ثانیه تسلیت گفت کوتاه نمیام.
بگو. بهم بگو اصلاحطلب
من از این پرسش چرا ایران اینترنشنال با شستوشوی مغزی مردم و رضا پهلوی با دروغهای خودش درباره ریزش نظامیان، مردم رو به کام مرگ فراخواندن عقبنشینی نمیکنم.
من تا زمانی که پاسخی بهم ندادید خواهم پرسید که چرا اسرائیل متحد عزیز مردم ایران سالها به دروغ در بوق و کرنا کرد که درحال حمایت از معترضین ایرانیه و خواهم پرسید که چرا از ما و جان ما به عنوان مهرههای کم ارزش بازی قدرتش استفاده کرد. حتی اگه بهم بگی اصلاحطلب.
تا زمانی که توضیح ندادید چرا رضا پهلوی بعد از کشتار ۱۸ و ۱۹ برای ۲۰ام و ۲۱ام دی ماه فراخوان داد و بعدا هم گفت «من مردم رو دعوت کردم که در خانه بمانند»، من خواهم پرسید.
تا زمانی که نگفتید چرا پهلوی از ارتش جمهوری اسلامی دعوت میکنه تا دشمنان کردش رو قتلعام کنن و چرا این ارتش رو وطنپرست میخونه خواهم پرسید.
تا زمانی که علت هدف قرار گرفتن مستقیم تمام مراکز غیرنظامی و اقتصادی که در حمایت از مردم ایران بمباران شدن توضیح ندادید خواهم پرسید.
اگه این پرسشها به معنای اصلاحطلبیه، پس بله من یک اصلاحطلب دو آتیشه هستم.
