پژوهشکدهٔ تاریخ، فلسفه، ادیان
رفتن به کانال در Telegram
✅ جُستاری مستندانه در شناخت ادیان و فِرَق و نقد پارادایم کنونی حاکم بر جوامع بشری با مبنای اصالت مالکیّت
نمایش بیشتر772
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
🔹هرگاه بحث از اصلاحات ارضی پیش میآمد، آیتالله بروجردی مخالفت خود را اعلام میکردند و به افرادی که از طرف شاه برای ملاقات با ایشان میآمدند، میفرمود:
«به من گفتهاند منظور شما خدمت نیست و میخواهید از این راه به کشاورزان و منافع مردم زیان برسانید … به طور کلّی تا من زنده هستم، این کار شما عملی نیست.
🔸روحالله حسینیان
📚بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۴۱۶، ۱۳۸۱.
——————————————-
پ.ن؛ با رحلت آقای بروجردی اعلیٰ الله مقامه الشریف، هم تقسیمات اراضی صورت گرفت، هم انقلاب شد.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹آیتالله بروجردی در برابر اصلاحات ارضی، موضع شدیدی گرفتند و فرمودند: «من در این مملکت غصبی، نمیتوانم بمانم. گذرنامه بدهید، میخواهم بروم. شاه هم بلافاصله گذرنامه را فرستاد. در این میان، بین مردم شایع شد، آقا میخواهند بروند و بر اثر سخنرانی یکی از وعاظ در قم در سال ۱۳۳۹، حوزه و بازار تعطیل شد و تهران هم تعطیل شد و دستههای عزاداری و سینهزنی و زنجیرزنی به راه افتاد. مردم مثل روز عاشورا زنجیر زدند! رژیم به وحشت افتاد و کسی را پیش آقا فرستاد و عذرخواهی کرد. از طرفی آقای بروجردی مسائل سیاسی را علنی نمیکردند.»🔸غلامرضا کرباسچی 📚تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزهی علمیهٔ قم)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۲، چاپ اول، ۱۳۸۰. https://t.me/ReligiousSchool
🔹آیتالله بروجردی در برابر اصلاحات ارضی، موضع شدیدی گرفتند و فرمودند: «من در این مملکت غصبی، نمیتوانم بمانم. گذرنامه بدهید، میخواهم بروم. شاه هم بلافاصله گذرنامه را فرستاد. در این میان، بین مردم شایع شد، آقا میخواهند بروند و بر اثر سخنرانی یکی از وعاظ در قم در سال ۱۳۳۹، حوزه و بازار تعطیل شد و تهران هم تعطیل شد و دستههای عزاداری و سینهزنی و زنجیرزنی به راه افتاد. مردم مثل روز عاشورا زنجیر زدند! رژیم به وحشت افتاد و کسی را پیش آقا فرستاد و عذرخواهی کرد. از طرفی آقای بروجردی مسائل سیاسی را علنی نمیکردند.»🔸غلامرضا کرباسچی 📚تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزهی علمیهٔ قم)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۲، چاپ اول، ۱۳۸۰. https://t.me/ReligiousSchool
🔹آیتالله بروجردی در برابر اصلاحات ارضی، موضع شدیدی گرفتند و فرمودند:
«من در این مملکت غصبی، نمیتوانم بمانم. گذرنامه بدهید، میخواهم بروم. شاه هم بلافاصله گذرنامه را فرستاد. در این میان، بین مردم شایع شد، آقا میخواهند بروند و بر اثر سخنرانی یکی از وعاظ در قم در سال ۱۳۳۹، حوزه و بازار تعطیل شد و تهران هم تعطیل شد و دستههای عزاداری و سینهزنی و زنجیرزنی به راه افتاد. مردم مثل روز عاشورا زنجیر زدند! رژیم به وحشت افتاد و کسی را پیش آقا فرستاد و عذرخواهی کرد. از طرفی آقای بروجردی مسائل سیاسی را علنی نمیکردند.»
🔸غلامرضا کرباسچی
📚تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزهی علمیهٔ قم)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۲، چاپ اول، ۱۳۸۰.
https://t.me/ReligiousSchool
🔹آیتالله بروجردی به شدت با اصلاحات ارضی مخالف بودند؛ زیرا ایشان مالکیت را به عنوان یک اصل ضروری اسلام به رسمیت میشناختند و قدرت شاه را نالایقتر از آن میدانستند که با دستاندازی به این اصل، به فکر اصلاح حال رعیت باشد.
🔸روحالله حسینیان
📚بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،ص ۴۱۶، ۱۳۸۱.
https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹طلیعه عصر اسلامی طبعاً مساوات و عدالت بسیار با خود همراه آورد؛ زیرا آئین اسلام با هر گونه اجحاف و تحمیلی مخالف بود.
🔸محمدرضا پهلوی
انقلاب سفید، اصلاحات اراضی، ص ۳۶، اردیبهشت ۱۳۴۶.
——————————————-
پ.ن؛ نکته اینکه متأسّفانه جناب سوسیالیست ایشان، با وجود باور به این مطلب، مبادرت به تحمیل تقسیمات اراضی و اجحاف در حقّ ملّاکین میکند!
البته در نگاه چپ و احول ایشان و دیگر سوسیالیستها، ظلم و اجحاف، صرفاً به معنای ظلم و اجحاف در حقّ رعایاست؛ نه ملّاکین!!
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹آقای كاشانى را، پس از كشتن پسرش؛ مصطفى كاشانى، كه نماينده مجلس شاه بود، به زندان بردند … سرانجام، آقای بروجردی در اثر فشار آقای خمینی و سایر علماى قم و تهران، اقدام نمود و آقاى كاشانى را از زندان آزاد كردند. 🔹شايد دستگاه شاه فهميده بود که مرجع تقليد؛ آيتاللّٰه بروجردى با فداييان اسلام رابطه و میانه خوبى ندارد و لذا آنها را گرفت و اعدام كرد و از اين حيث نگران نبود. همين كارها نيز موجب شد که آقای خمینی از بيت آقاى بروجردى فاصله گرفت و دیگر رفت و آمد خود را به آنجا عملاً قطع نمود. 🔹چون آقای خمینی و سایر علما در آن زمان، در درجه دوم قرار داشتند، لذا هر چند نامه كه نوشتند و به شاه گوشزد کردند که اين اعدامها به صلاح نیست، شاه به حرف آقايان گوش نكرد؛ زيرا مىدانست كه آقاى بروجردى اقدام جدّى نخواهد كرد.🔸صادق خلخالی 📚خاطرات صادق خلخالی، تکوین مبارزات در قم، ص ۴۸، موسسه الهادی. https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹در طول مدّتی كه آقای خمینی براى ما درس مىگفتند و انس ما با ايشان بيشتر شد، به خصوص در قسمت اجتهاد و تقليد كه مسائل حكومت اسلامى را تشريح كردند و وظايفى كه براى ولى فقيه است عنوان كردند، فهميديم كه ايشان آن بينش را دارا بودند و اين بينش از همان ابتدا در ايشان وجود داشت و همان طور كه خودشان هم زمانى به من گفتند، نظرشان از اوردن آیتالله بروجردى به قم اين بود كه با رژیم مقابله بكند و من در آن زمان با بينش ايشان آشنا شدم و دريافتم كه ايشان چنین بينشى دارند و در درسشان هم اين مطالب را میفرمودند. در جلسات خصوصى به شاه و به رژیم حمله میکردند و به طور كلّی از اين فكر كه روحانى براى اين ساخته نشده است كه تنها نماز جماعتى يا نماز میّتی بخواند حمايت میكردند و اين نوع بينش در ايشان مشهود بود، …🔸فضلالله مهدیزاده محلّاتی 📚خاطرات و مبارزات فضلالله مهدیزاده محلّاتی، ص ۸۸، مرکز اسناد انقلاب اسلامی. https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹در طول مدّتی كه آقای خمینی براى ما درس مىگفتند و انس ما با ايشان بيشتر شد، به خصوص در قسمت اجتهاد و تقليد كه مسائل حكومت اسلامى را تشريح كردند و وظايفى كه براى ولى فقيه است عنوان كردند، فهميديم كه ايشان آن بينش را دارا بودند و اين بينش از همان ابتدا در ايشان وجود داشت و همان طور كه خودشان هم زمانى به من گفتند، نظرشان از اوردن آیتالله بروجردى به قم اين بود كه با رژیم مقابله بكند و من در آن زمان با بينش ايشان آشنا شدم و دريافتم كه ايشان چنین بينشى دارند و در درسشان هم اين مطالب را میفرمودند. در جلسات خصوصى به شاه و به رژیم حمله میکردند و به طور كلّی از اين فكر كه روحانى براى اين ساخته نشده است كه تنها نماز جماعتى يا نماز میّتی بخواند حمايت میكردند و اين نوع بينش در ايشان مشهود بود، …
🔸فضلالله مهدیزاده محلّاتی
📚خاطرات و مبارزات فضلالله مهدیزاده محلّاتی، ص ۸۸، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹يك نكتهٔ دیگری هم آقای خمینی نقل كردند، گفتند: ايشان [آقای بروجردی] روحيهای داشتند كه مىتوانستند بر اين زمامدارها حكومت كنند. … 🔹آقای خمینی میگفتند اين روحيه در ساير آقایان به اين صورت نبود و در مورد يكى از آقايان فعلى كه صحبت مرجعيتش بود مىگفتند: ايشان اصلاً از یک پاسبان كنارهگیری مىكند، چه برسد كه بخواهد بر یک دولتى حكومت كند و چون اين روحيه در مرحوم آيتاللّٰه بروجردى بود، من فشار آوردم تا ايشان بيايد قدرتى در دست بگیرد و از قدرتشان استفاده كند تا حكومت اسلامى تشكيل شود تا بتواند رژیم را سركوب يا لااقل كنترل بكند. بعد گفتند: مع الأسف اين كار نشد و اطراف ايشان را بعضىها گرفته بودند، ايشان هم نمىدانست كه چقدر قدرت دارد و به هر حال از قدرت ايشان آن طور كه بايد و شايد به نفع اسلام و مسلمين استفاده نشد.🔸فضلالله مهدیزاده محلّاتی 📚خاطرات و مبارزات فضلالله مهدیزاده محلّاتی، ص ۸۵، مرکز اسناد انقلاب اسلامی. https://t.me/ReligiousSchool
🔹علامه طباطبايى دو برخورد ناجور با آيتاللّٰه بروجردى پيداكرد و هر دو هم، كوتاهى از ايشان و حق با آيةاللّٰه بروجردى بود، … 🔹علامه طباطبائى يكى دو جا در پاورقىهای بحار الانوار، با لحنی تند که مخصوص فلاسفه در برخورد با فقها و محدثين است، علامه مجلسى را در بيان مشرب حكما و فلاسفه و تخطئهٔ آن، مورد انتقاد قرار داده و نوشته است: مجلسى وارد مسائل فلسفى نيست، و لذا به چنین پرتگاهی افتاده است. حق اين است كه لحن تند است، و فقط تناسب با مباحثه خصوصى ميان علما دارد، نه نوشتن و به دست مردم دادن. آن هم از حوزه علميه كه بر اساس حفظ احاديث و اخبار و فقه و احکام دين استوار است؛ نه دانستن فلسفه و افکار حكماى يونان و باليدن به داشتن آن! 🔹هیچ نگفتم و گذاشتم استاد (علامه طباطبایی) كه شايد نمىتوانست با همه كس درددل كند آن قدر بگوید كه تا حدّی آسوده شود. خلاصه سخن ايشان اين بود که علماى نجف به آقاى بروجردى فشار آوردهاند جلو فلانى را بگیرد، و کار به آن جا رسيده كه آقاى بروجردى پیغام داده است: فلانى در مجلدات بعدى “اصول فلسفه و روش رئاليسم” كه روى جلد آن نوشته است: “سيد محمد حسين طباطبائى”، طورى بنویسید که با نام ايشان؛ “حسين طباطبائى”، اشتباه نشود. بعد ايشان (علامه طباطبایی) كه خيلى عصبانى بود گفت: بگو آقاى بروجردى مطمئن باشيد كسى شما را فيلسوف نمیداند تا مطلب بر وِی مشتبه شود. 🔹بر فرض كه علامه مجلسى در مباحث فلسفى، مانند علامه طباطبائى كه رشته تخصصى ايشان بود، وارد نبود، ولى نمىبايد به دفاع از بافندگیهای فلاسفه، عالم دينى بزرگی چون او را بدان گونه تخطئه كرد. اگر هم علامه مجلسى وارد مباحث فلسفى نبوده، كسر شأن او نيست. كار انتقاد از علامه طباطبائى به جائى رسيد كه گفتند آقاى بروجردى گفته است اگر ايشان ادامه دهند ناچارم حرفى بزنم. من آن روز هیچ نگفتم؛ ولى آمدم به رفقا گفتم آقاى طباطبائى را دريابيد، چون با اعصاب متشنجى كه دارد بيم آن مىرود که بيشتر ناراحت شود. 🔹هنوز ماجراى نوشتن پاورقى ايشان بر بحار فروكش نكرده بود که گفتند آقاى بروجردى فرمودهاند: اين همه فلسفهخوانى در حوزه چه خبر است؟! و چون در اين گونه موارد اطرافيان هم آتش بيار معركه بودند، از آن هراس داشتيم نكند آيتاللّٰه بروجردى سخنى در منبر يا جلسه استفتا بگویند، و آن را کش داده و ماجراى فدائيان اسلام براى علامه طباطبائى هم پیش بيايد.🔸علی دوانی 📚مفاخر اسلام، جلد دوازدهم، آیتالله العظمی بروجردی، علی دوانی، ص ۲۶۹-۲۶۷، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹. https://t.me/ReligiousSchool
🔹علامه طباطبايى دو برخورد ناجور با آيتاللّٰه بروجردى پيداكرد و هر دو هم، كوتاهى از ايشان و حق با آيةاللّٰه بروجردى بود، … 🔹علامه طباطبائى يكى دو جا در پاورقىهای بحار الانوار، با لحنی تند که مخصوص فلاسفه در برخورد با فقها و محدثين است، علامه مجلسى را در بيان مشرب حكما و فلاسفه و تخطئهٔ آن، مورد انتقاد قرار داده و نوشته است: مجلسى وارد مسائل فلسفى نيست، و لذا به چنین پرتگاهی افتاده است. حق اين است كه لحن تند است، و فقط تناسب با مباحثه خصوصى ميان علما دارد، نه نوشتن و به دست مردم دادن. آن هم از حوزه علميه كه بر اساس حفظ احاديث و اخبار و فقه و احکام دين استوار است؛ نه دانستن فلسفه و افکار حكماى يونان و باليدن به داشتن آن! 🔹هیچ نگفتم و گذاشتم استاد (علامه طباطبایی) كه شايد نمىتوانست با همه كس درددل كند آن قدر بگوید كه تا حدّی آسوده شود. خلاصه سخن ايشان اين بود که علماى نجف به آقاى بروجردى فشار آوردهاند جلو فلانى را بگیرد، و کار به آن جا رسيده كه آقاى بروجردى پیغام داده است: فلانى در مجلدات بعدى “اصول فلسفه و روش رئاليسم” كه روى جلد آن نوشته است: “سيد محمد حسين طباطبائى”، طورى بنویسید که با نام ايشان؛ “حسين طباطبائى”، اشتباه نشود. بعد ايشان (علامه طباطبایی) كه خيلى عصبانى بود گفت: بگو آقاى بروجردى مطمئن باشيد كسى شما را فيلسوف نمیداند تا مطلب بر وِی مشتبه شود. 🔹بر فرض كه علامه مجلسى در مباحث فلسفى، مانند علامه طباطبائى كه رشته تخصصى ايشان بود، وارد نبود، ولى نمىبايد به دفاع از بافندگیهای فلاسفه، عالم دينى بزرگی چون او را بدان گونه تخطئه كرد. اگر هم علامه مجلسى وارد مباحث فلسفى نبوده، كسر شأن او نيست. كار انتقاد از علامه طباطبائى به جائى رسيد كه گفتند آقاى بروجردى گفته است اگر ايشان ادامه دهند ناچارم حرفى بزنم. من آن روز هیچ نگفتم؛ ولى آمدم به رفقا گفتم آقاى طباطبائى را دريابيد، چون با اعصاب متشنجى كه دارد بيم آن مىرود که بيشتر ناراحت شود. 🔹هنوز ماجراى نوشتن پاورقى ايشان بر بحار فروكش نكرده بود که گفتند آقاى بروجردى فرمودهاند: اين همه فلسفهخوانى در حوزه چه خبر است؟! و چون در اين گونه موارد اطرافيان هم آتش بيار معركه بودند، از آن هراس داشتيم نكند آيتاللّٰه بروجردى سخنى در منبر يا جلسه استفتا بگویند، و آن را کش داده و ماجراى فدائيان اسلام براى علامه طباطبائى هم پیش بيايد.🔸علی دوانی 📚مفاخر اسلام، جلد دوازدهم، آیتالله العظمی بروجردی، علی دوانی، ص ۲۶۹-۲۶۷، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹. https://t.me/ReligiousSchool
+2
🔹جناب مستطاب حجة الاسلام آيتالله آقاى حاج آقا حسين طباطبائى بروجردى دامت بركاته؛ عارضه قلبى جناب مستطاب عالى را در بابل مطلع شدم و موجب كمال تأثّر و تأسّف ما گردید. اميد است با توجّهات الهى به زودی صحّت يافته، باعث خرسندى خاطر ما گردد. 🔸پنجم فروردين ماه ١٣٤٠ - شاه 🔹حضور مبارک اعلیٰحضرت همايونى دامت عظمته، پس از سلام و تهنيت، از وصول تلگراف اعلیٰحضرت همايونى متشكرم. حال حقير فى الجمله بهتر است. اميدوارم خداوند عزّ سلطانه كلّیهٔ مرضاى مسلمين را عافيت عطا فرمايد. موفقيت اعلیٰحضرت همايونى را در تقويت اسلام و اصلاح امور مسلمين مسئلت مينمايد. 🔸حسين الطباطبائى البروجردى.📚خاطرات زندگی آیتالله العظمیٰ آقای بروجردی، به قلم سید محمدحسین علوی (داماد ایشان)، ص ۱۳۵-۱۳۶، انتشارات اطلاعات. https://t.me/ReligiousSchool
✍️نکتهای چند و نگاهی دیگر (۳۰۶)؛
🔹بسیاری از اقدامات میرزا محمدتقی فراهانی؛ تحت عنوان اصلاحات، از افزایش مقدار و متعلَّقات مالیات و دولتی کردن گمرکها گرفته تا لغو بازار رقابتی قضا و امنیّت، معطوف به انحصارمحوری، تمرکزگرایی، کنترل هر چه بیشتر بازار، فربهتر نمودن قدرت مرکزی و مجموعهای از سیاستهای سوسیالیستی بود.
🔹شاید بتوان وی را از پیشگامان عملی سوسیالیزه نمودن این مرز و بوم قلمداد کرد.
#مصطفی_مطهری
https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹مراجع به اين نتيجه رسيده بودند كه سالمترین خطِّمشى براى آنان اين است كه از سياست عملى بركنار باشند. اين ترک و تسلیم آنان خوشايند دولتيان بود. به ویژه كه آيتاللّٰه بروجردى از محکومسازی كودتائى كه در سال ١٣٣٢ عليه مصدق به راه انداخته بودند، امتناع كرد. 🔹خاطرات ناخوشايند اين بیطرفی و بیعملی، علىالخصوص در زمينهٔ ناآرامیهای سیاسیی كه قيام روحالله خمينى در اوائل دههٔ چهل به دنبال داشت، در دل مسلمانان مبارز شک و شبههای راجع به اعتبار و ادامهٔ حيات نهاد مرجع تقليد ايجاد كرد.🔸حمید عنایت 📚اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرّمشاهی، نظری به تجدّدخواهی شیعه، ص ۲۷۹، انتشارات خوارزمی. https://t.me/ReligiousSchool
+1
🔹فلسفه حقوقى انقلابى جمهوری اسلامی ایران را تا حدّ زيادى مىتوان به حساب برداشت فدائيان از عدالت اسلامى گذاشت.
🔸حمید عنایت
📚اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدین خرّمشاهی، اندیشه حکومت اسلامی، ص ۱۷۱، انتشارات خوارزمی.
https://t.me/ReligiousSchool
