6 851
مشترکین
-624 ساعت
-177 روز
-7430 روز
آرشیو پست ها
6 850
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست،
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در می کنی،
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست
باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است؟
باز می خندم که خیلی. گرچه میدانی که نیست.
شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست.
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست.
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست.
رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست.
6 850
ته خنده ست برام
این جور ادما دم از عشق بزنن
تو عشق اصلا کلمه ای بعنوان کنار گذاشتن معشوق وجود نداره
6 850
برا من مهم نیست
ادمی که یه زمانی به بی رحمانه ترین شکل ممکن رهام کرده
الان ازم خوشش بیاد
یا متنفر باشه
عامو تو ثابت کردی نمیتونی آدم امنی باشی
6 850
از آدمایی خوشم میاد که یه کاری رو برات انجام میدن تو چشمات نگاه میکنن و میگن قول داده بودم بهت (:♥️
