خوب زيستن|بابک عباسی
رفتن به کانال در Telegram
آموزش ْ پُر کردن ظرف نیست، برافروختن آتش است. مهر ۱۳۹۶ @BabakAbbaasi
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 884
مشترکین
-424 ساعت
-57 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
2 884
بحثی دربارهٔ کتاب #کامیابیهای_تجربه
[طولانیترین تحقیق تجربی دربارهٔ زندگیهای خوب]
(بخش اول)
۱ تیرماه ۱۴۰۱
آذرخش مکری
@eudemonia
@drazarakhshmokri
2 884
پنجه درافکندهایم با دستهایمان،
به جای رها شدن
سنگین سنگین بر دوش میکشیم
بار دیگران را، به جای همراهی کردنشان!
عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه
مارگوت بیکل/شاملو
عکس از پیتر لیندبرگ
@eudemonia
2 884
Repost from N/a
زندگی خود را تغییر دهید – یک قدم کوچک در هر نوبت
#زندگی، #تغییر، #Kurzgesagt
▪️مترجم: حمیدرضا بیدار
▫️آرشیو ویدئوها در آپارات
🌱
2 884
Repost from عقل آبی | صدّیق قطبی
آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟
«آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟» محور مناظرهای بود که در پاییز ۲۰۱۵ در تورنتو برگزار شد. متن این مناظره به صورت کتاب درآمده و به فارسی نیز ترجمه شده است(اینجا و اینجا). ویدئوی مناظره هم در یوتیوب موجود است(اینجا).
در این مناظره استیون پینکر و مت ریدلی، مدافع دیدگاه خوشبینانهاند و آلن دوباتن و مالکوم گلدون منتقد این نگرش.
استیون پینکر در این مناظره میگوید: «یک قرن و نیم پیش، میانگین عمر انسان، حدود سی سال بود. امروزه به هفتاد سال رسیده...دو قرن پیش، ۸۵ درصد از مردم در فقر شدید به سر میبُردند. امروزه این عدد به ده درصد رسیده است... در سال ۱۸۲۰، فقط ۲۰ درصد از مردم تحصیلات ابتدایی داشتند و امروزه این درصد به ۸۲ رسیده.»
آلن دوباتن که منتقد این دیدگاه است میگوید: «بسیاری از چیزها در شبکه آمار و ارقام از زیر چشم پنهان میمانند، به سادگی نمیتوانید خطی از وضعیت سلامت، درآمد، وضعیت اجتماعی بکشید و بگویید مردمی که بالای این خط قرار دارند خشنودند... نمیتوانید از طریق ثروتمند کردن مردم، ناخشنودی مالی آنها را از بین ببرید.»
از استیون پینکر که قائل به ایدهی پیشرفت است کتابی به فارسی ترجمه شده با نام «فرشتگان بهتر ذات ما» با عنوان فرعیِ «چرا خشونت کاهش یافته است؟». مترجم این کتاب دکتر مرتضی مردیها است که از همراهان و مروّجان این دیدگاه است. استیون پینکر دو سخنرانی مرتبط با این مسأله در TEDدارد: «افول شگفتانگیز خشونت» و «جهان رو به بهتر شدن است یا بدتر شدن؟ بیایید نگاهی به اعداد بیندازیم.»
دکتر ایمان فانی در پادکستی با نام «آلن دوباتن و روح زمانه: چرا مطالعه این فیلسوف در دوران ما مفید است؟» روایتی شنیدنی از این مناظره ارائه میدهد و به تقریر همدلانهی دیدگاه آلن دوباتن میپردازد. شنیدن این پادکست برای آشنایی با هندسه فکری آلن دوباتن سودمند است.
مصطفی ملکیان در ضمن درسگفتارهای «سنتگرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی» اشارهای دارد به «انسان مدرن و اندیشهی پیشرفت». در این گفتار، ایدهی پیشرفت را نقد میکند و آن را از اثرات علمزدگی میداند. مصطفی ملکیان میگوید از شش حیث میتوان قائل به پیشرفت انسان بود: «علوم تجربی»، «فناوری و صنعت»، «نیازهای اولیه و جنبههای رفاهی زندگی»، «آرمانهای اجتماعی»، «آرمانهای اخلاقی» و «ظرفیتهای روانی». و قائلان به پیشرفت در اینکه پیشرفت بشر ناظر به کدام یک از این حیثیات است اختلاف دارند.
دکتر آذرخش مُکری در اختتامیه سومین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران(۳۱ فروردین ۹۸) سخنرانی جذابی دارد با نام «آیا بشر پیروز میشود؟». که عنوان آن را از کتاب «آیا انسان پیروز خواهد شد؟» اثر اریک فروم برگرفته است. آذرخش مُکری در این سخنرانی به شیوه مدافعان ایده پیشرفت از بهبود وضع بشر در زمینهی امید به زندگی، کاهش بیسوادی، فقر، نابرابری و خشونت سخن میگوید. تقریباً همان دلایل استیون پینکر.
دکتر مرتضی مردیها در سال ۱۳۹۱ (یا ۱۳۹۲) سخنرانیای دارد با نام «نوستالژی» که در آن میکوشد نشان دهد گذشته بهتر نیست. در قسمت پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان نیز ملاحظاتی طرح میکند(از زمان ۰۲:۵۸ تا زمان ۰۳:۰۹) و میگوید به نظر میرسد اگر چه در گذشته لذات زندگی ما کمتر بود، اما رضایت ما از زندگی بیشتر بود. مرتضی مردیها در امتداد همین نگاه، مقالهی «بازنماییِ اخبار؛ تبیینی شناختشناسانه» را نوشته است تا نشان دهد چگونه اخبار، دنیا را بدتر از آنچه هست نشان میدهند: «با توجه به این که اخبار بد شانس بیشتری برای حادثهای و جذاب بودن دارند، به تدریج مخاطبان رسانه، دنیا را مکانی سیاه و غیراخلاقی و نامطلوب میانگارند؛ یعنی سیاهتر و غیراخلاقیتر و نارضایتبخشتر از آنی که واقعاً هست؛ چیزی که یک پیامد منفی و یک عارضهی منفی است. منفی، چون انسانها با تصور جهانی بدتر از آنی که هست دچار ناامیدی و افسردگی میشوند، و شاید حتی به روشهای افراطی و خشن در مقابله با آن گرایش پیدا کنند». در همین ارتباط، مقاله دیگری از مرتضی مردیها در اندیشه پویا(شماره ۱۹، شهریور ۱۳۹۳) منتشر شده است: «آیا دنیا همانطور است که اخبار میگوید؟». مت ریدلی هم در مناظرهای که در آغاز این یادداشت به آن اشاره شد به نقش اخبار اشاره میکند: «بیشتر اقسام پیشرفت به صورت تدریجی هستند و بنابراین خبرساز نیستند. اخبار بد اما ناگهان میآیند. تصادف اتومبیل خبرساز است. کاهش مرگ و میر کودکان اینگونه نیست.»
محمدمنصور هاشمی نیز سخنرانیای شنیدنی دارد با نام: «اخلاق، انحطاط، مدرنیته، دین؛ نقد چند تصور»(ویدئو ؛ فایل صوتی)
منصور هاشمی میگوید هم ایدهی انحطاط و هم ایدهی پیشرفت یک افسانه است. او این تصّور را که عصر جدید، عصر انحطاط اخلاقی است نقد میکند.
آیا جهان ما رو به بهتر شدن است؟ آیا روزهای خوشی در انتظار ما است؟
@sedigh_63
2 884
Repost from • لذت متن | ابراهیم سلطانی •
بودیسم بر Dukkha متمرکز است. این واژه را «رنج» ترجمه میکنند. اما بعضی مترجمان «نارضایتی» را دقیقتر میدانند. در بسیاری از موقعیتها، آنچه مایهٔ ناخشنودی ماست، رنجی عینی/بیرونی نیست، نارضایتیای ذهنی/درونیست که از نحوهٔ نگاه ما به خودمان/زندگی/جهان سرچشمه میگیرد. بودا امید داشت که آن نگاه را عوض کند.
.
2 884
Repost from احمد میدری
⭕️ در جستجوی سعادت عمومی
🔹 جلد دوم: درآمدی بر توانمندسازی حکومت و جامعه (مجموعه مقالات)
مدیر طرح: احمد میدری | دستیار: کمال رضوی
🔹 چاپ اول: مردادماه 1400 | تعداد صفحات: 493 | انتشارات روزنه
نگارندگان: احمد میدری، بهنام ذوقی رودسری، شهین رعنایی، فاطمه نصیری، آریاناز گلرخ، میثم امانی و حسین موسوی
در جلد دوم این کتاب، پاسخهای مرکز توانمندسازی حاکمیت و جامعه به این مسائل نیز تشریح شده است. شواهد و نظریههای مختلف در رد نظریه مستشرقین از تاریخ ایران در کتاب آمده است و توصیههای متفاوتی برای نظام سیاسی ایران از سوی مصاحبهشوندگان ارائه میشود.
هم بحث تاریخی و هم توصیه برای ایران نشان میدهد که گنجینهای از دقائق علمی در اندیشه متفکرین حاضر وجود دارد که برای همه ما میتواند مفید باشد.
#سعادتعمومی
@meidari
2 884
Repost from احمد میدری
⭕️در جستجوی سعادت عمومی
🔹جلد نخست: بازخوانی انتقادی مشروط سازی قدرت (مجموعه گفتگوها)
🔹مدیر طرح: احمد میدری | مصاحبه و تنظیم: حسین موسوی
🔹چاپ اول: مردادماه 1400، انتشارات روزنه | تعداد صفحات: 340
تحقق هدف توانمندسازی حکومت و جامعه، نیازمند نظریهپردازی در سطوح مختلف تحلیلی و کاربردی است. کتاب حاضر مشروطسازی قدرت را که ایده رایج تحولخواهان از مشروطه تاکنون بوده است، مورد بحث و بررسی قرار داده است. مشروط و محدودسازی قدرت ابزاری برای توانمندسازی مردم و درعینحال گسترش پایگاه مردمی حکومت و درنهایت توانمندسازی حکومت مفروض است.
مستشرقین قدرت حاکم در ایران را مطلقالعنان و ساختار سیاسی ایران را در طول تاریخ استبداد فردی معرفی کردهاند. از مصاحبهشوندگان خواسته شد که نظر خود را در خصوص نظریه استبداد شرقی بیان کرده و توصیه خود را برای امروز ایران ارائه دهند. آیا قدرت حاکمان در تاریخ ایران نامشروط بوده است و امروز برای مشروطسازی قدرت چه باید کرد؟ کتاب پیش رو حاوی متن تفصیلی پاسخهای صاحبنظران مصاحبهشونده در این زمینه است.
نویسندگان و مصاحبهشوندگان: حسین آبادیان، هاشم آقاجری، محمدعلی اکبری، تقی آزاد ارمکی، محسن خلیلی، علی رضاقلی، احمد زیدآبادی، محمد ستاریفر، احسان شریعتی، علیرضا صحرایی، ناصر صدقی، بهروز علیخانی، مقصود فراستخواه، حاتم قادری، رحمان قهرمانپور، حسن قاضیمرادی، حجت کاظمی، عباس منوچهری، احمد نقیبزاده، بهروز هادی زنوز، هادی صالحی اصفهانی.
#سعادتعمومی
@meidari
2 884
Repost from احمد میدری
⭕️ در جستجوی سعادت عمومی
🔹گروهی از اقتصاددانان دیدگاهی متفاوت برای دستیابی به نظام های فراگیر سیاسی و اقتصادی ارائه داده اند. در این دیدگاه که اقتصاددانانی مانند نورث، عجم اوغلو، کولیر با همکاری گروهی از پژوهشگران عرصه سیاست تبیین و تشریح کرده اند دستیابی به نظام های فراگیر با توانمندسازی حکومت و جامعه امکان پذیر است.
🔹برخی از حکومت ها و نیروهای اجتماعی در تاریخ جهان توانسته اند بازی برد برد با هم طراحی کنند. این کتاب نمونه های گوناگونی از تعامل حکومت ها و نیروهای اجتماعی را در تاریخ ایران و جهان جمع آوری کرده است.
🔹 مشروطه و نهضت ملی شدن نفت دو نمونه از شکست توامان حکومت و نیروهای اجتماعی در ایران است و دورانی از حکومت صفوی نمونه ای از توانمندسازی توام حکومت و جامعه محسوب می شود.
🔹در مشروطه، روند تضعیف حکومت قاجار که نتیجۀ منازعات درونی و مداخلۀ قدرتهای خارجی بود، به فروپاشی حکومت و هرج و مرج فراگیر در ایران منجر شد. از دل این وضعیت، حکومت پهلوی سربرآورد که بیراهۀ تضعیف جامعه را در پیش گرفت؛ بیراههای که در نهایت حکومت را نیز شکننده کرده و معرض انقلاب مردمی قرار داد. در میانۀ این دوره، نهضت ملی شدن نفت نیز گرچه دورهای کمنظیر در بازسازی اقتدار حکومت و توسعۀ جامعه بود، اما با تشدید منازعه نخبگان و جریانهای درونی، به بیراهۀ کودتا و براندازی منجر شد.
🔹نمونههای تاریخی انگشتشماری از رابطۀ تعاملی میان جامعه و حکومت در ایران میتوان نشان داد که رشد گروههای اجتماعی واسط نظیر ادیبان، دیوانسالاران، فقها و روحانیت، بازرگانان و اصناف، موجب تقویت جامعه و تسهیل رابطۀ حکومت با آن شده و اقتدار مقطعی حکومت را نیز رقم زده است. حکومت سامانیان و صفویه به طور نسبی در این دستۀ تاریخی از تعامل حکومت و جامعه میگنجند.
🔹 در بازخوانی تجارب جهانی، در نمونههای سوریه و لبنان، ما با نتایجِ بلاشرطِ غیبتِ دولت کارآمد و مقتدر مواجهیم. سوریهای که به میدانِ جنگ میان گروههای متخاصم بدل شده و لبنان تحت تأثیر دموکراسی فرقهای، با مانع ایجاد و تداوم هر شکلی از یکپارچگی نظام سیاسی روبروست، نمودهایی از دولت و جامعۀ ضعیف تومان هستند و نوعی موازنه باخت-باخت در نسبت حکومت و جامعهاند.
🔹در تجربه شوروی، میبینیم که چگونه اشتراکی نمودن نظام کشاورزی، برقراری اردوگاه های کار اجباری، ایجاد و تأسیس دستگاه های امنیتی، تضعیف اتحادیه های کارگری و فقیر کردن بیش از پیش جامعه، پایه های کمونیسم شورویایی را لرزان تر از پیش نمود و سرآخر به فروپاشی شوروی انجامید.
🔹در آلمان رایش سوم نیز مسائلی چون نسل کشی در طی جنگ دوم جهانی، رویکردهای نژادپرستانه، اقتصاد ورشکسته و تمایل توده های سرخورده به پیشوا، نادیده انگاری رفاه اجتماعی و کنترل بر اتحادیهها و سندیکاها، جامعۀ تحت سلطه را با بحرانهای جدی و متعددی مواجه ساخت. تضعیف جامعه در نهایت به مسیر خطا و فروپاشی دولت نیز منجر شد.
🔹روایت این تقابل و تعامل میان جامعه و حکومت را در کتاب در جستجوی سعادت عمومی به تفصیل میخوانیم. این کتاب حاوی تجاربی از ایران و نمونههای جهانی است و در آن سه مسیر ناکام بیراهۀ تضعیف جامعه، تضعیف دولت و بیراهۀ منازعه با نمونه هایی از تاریخ ایران و کشورهای دیگر تشریح شدهاند. در نهایت رویکرد توانمندسازی ائتلافی به عنوان بدیلی برای این بیراههها معرفی شده است؛ رویکردی که سرنخها و نمونههایی در گذشتۀ تاریخی ایران و در کشورهایی نظیر سوئد، لهستان، آفریقای جنوبی و شیلی داشته است.
🔹کتاب در جستجوی سعادت عمومی در دو جلد و توسط انتشارات روزنه منتشر شده است. کتاب را از پیوند زیر تهیه نمایید.
https://www.iranketab.ir/book/53686-in-search-of-public-happiness-2
2 884
Repost from سیاهمشق
شک ندارم اگر مادر ترزا یا سنت آگوستین یا ابوالحسن خرقانی یا ابوسعید امروز ناشناس میتوانستند نزد درمانگر بروند هیجده تا و نصفی اختلال دریافت میکردند.
عکس تورنسل دوستداشتنی است که هیجده تا و نصفی اختلال داشت.
@mashghesiah
2 884
[گلاویز شدن با روزمرگی و پنجه در پنجه شدن با ملال بعد از رسیدن به اهداف، خود کاری است قهرمانانه.
ای شهان کشتیم ما خصم برون، ماند خصمی زو بتر در اندرون
کشتنِ این، کار عقل و هوش نیست، شیر باطن سخرهٔ خرگوش نیست
برای همین بروکس مینویسد که اژدهای اصلی در پایان ظاهر میشود در ایام بازنشستگی قهرمان!]
🔹داستانهای قهرمانی معمولا سه پرده دارد. پردۀ اول، دعوت به ماجراجویی است، جایی که قهرمان آیندۀ داستان تحریک میشود تا کاری جسورانه انجام دهد، آنهم معمولاً عمل به وظیفهای مهیب است، مثلاً مبارزه با جالوت یا امپراطوری. بخش دوم امتحان سخت است، جایی که آزمونی دشوار از قهرمان گرفته میشود و او باید کاری نشدنی را به انجام رساند، مثلاً غولی را در میدان نبرد نابود کند یا «ستارۀ مرگ» را منفجر سازد. پردۀ سوم پیروزی است، جایی که قهرمان از پس امر تقریباً محال برمیآید و فاتحانه بازمیگردد.
🔹اما مشکل این روایت کجاست؟ در پایانبندیای که در زندگی واقعی رُخ میدهد، پس از بازگشت فاتحانه. هیچکس نمایشنامهای برای آن پرده ننوشته است. در هیچ دنبالهای از «جنگهای ستارگان» نمیبینیم لوک اسکایواکر تمام روز در خانه پرسه بزند، صدای داد و فریادش بلند شود چون کسی به ترموستات دست زده است، و ماجرای منفجرکردن «ستارۀ مرگ» را برای هزارمین بار برای نوههایش تعریف کند، نوههایی که با چشمهای گرد از سر کلافگی به او زُل زدهاند. برای همین قهرمانها خشمگین میشوند، و میکوشند زندگیشان را به هر ترتیبی که هست دوباره در آن پیرنگ داستانی جای دهند، که اغلب هم نتایج غمانگیزی دارد.
🔹منشأ این خشم یک سوءتفاهم دربارۀ مسیر قهرمان است. اگر تعریفی شبیه من از مسیر قهرمان ارائه شود که فقط سه جزء دارد، آخرین جزء حیاتی از نظر دور میماند. جوزف کمبل، استاد ادبیات و مؤلف قهرمان هزارچهره، اشاره میکند که در بسیاری از اسطورههای بزرگ، پس از پیروزی در نبرد، شاهد یک پیچ ماهرانۀ داستانی هستیم. او اسمش را «گذشتن از آستانۀ بازگشت» گذاشته است. کمبل مینویسد: «قهرمانِ بازگشته برای تکمیل ماجراجویی خود، باید زیر فشار جهان دوام بیاورد. نخستین مسئلۀ قهرمان پس از بازگشت این است که بعد از تجربۀ کامیابیای که روحش را ارضا کرد، واقعیت را بپذیرد: شادیها و غمهای گذرا، ابتذالها و زشتیهای پرهیاهوی زندگی». پایان مسیر قهرمان حقیقی آن است که به خانه برگردد و درگیر نبردی شود که نه علیه یک دشمن بیرونی، بلکه علیه هیولاهای درون خود اوست. اگر در این نبرد نهایی (که دشوارترین نبرد هم هست) برنده شوی، پیروزی حقیقی از آن توست.
🔹گرچه کمتر کسی در زندگیاش راه سرراستی را پیش میرود که مسیر قهرمان به ما آموخته است، باز هم میتوانید آن مسیر را یک چارچوب مفید برای تأمل پیرامون اهدافتان بدانید. اول از همه، یک رؤیا داشته باشید و دنبالش بروید. دوم، به یاد داشته باشید که اگر اهدافتان واقعاً ارزشمند باشند، دستیابی به آنها بیزحمت نخواهد بود. یعنی در این ماجراجویی رنج میکشید. پس آمادۀ فداکاری باشید. سوم، اگر به اهدافتان رسیدید، از پیروزیتان لذت ببرید.
🔹ولی پردۀ چهارم را فراموش نکنید: بوتۀ آزمون شخصی. اگر از ایام بهار عمرتان جان به در ببرید، پیروزیهایتان ناگزیر رفتهرفته رنگ میبازند، مهارتهایتان افول میکنند، و مشکلات زندگی بیخبر از راه میرسند. اگر سعی کنید آن شکوه و جلال را نگه دارید یا، وقتی که رنگ باخت، خودتان را به در و دیوار بکوبید، پیروزیهایتان بر باد میرود و یک پایانبندی ناشاد در مسیرتان رقم میخورد. اگر هنوز در میانۀ مسیر قهرمانی هستید، شایسته است هماکنون تدبیری عملی بیندیشید تا بتوانید قوّت و شخصیّت حقیقیتان را در پردۀ آخر به نمایش بگذارید. برنامهای بریزید که ایام واپسین عمرتان را صرف خدمت به دیگران، مهربانی به خانواده و دوستان، و برجاگذاشتن اسوهای نیک برای آنهایی کنید که هنوز در سه پردۀ اول مسیر قهرمانی خود هستند. شادی ایام بازنشستگی بسته به این است که چه روایتی را انتخاب میکنید.
@eudemonia
https://tarjomaan.com/neveshtar/9776/#02
2 884
Repost from نشر کرگدن
🎊📚 کدام کتابها پرفروش شدند؟
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران (حضور و مجازی)
۲۱ تا ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
#نشر_کرگدن
#پرفروشهای_نمایشگاه
#اردیبهشت_۱۴۰۱
2 884
دو کتاب از مجموعهٔ «خوب زیستن» در میان پرفروشهای نشر کرگدن در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
2 884
بحثی دربارهٔ کتاب ملت دوپامین، یافتن تعادل در عصر ارضا و ناپرهیزی ۴ خرداد ۱۴۰۱
آذرخش مکری
@eudemonia
@drazarakhshmokri
2 884
مزلو، نظریهٔ «زِد» و ارزشهای «بی»
🔹روانشناس انسانگرا، آبراهام مزلو، در اواخر عمر خود بر روی دیدگاههای جدیدی در مورد خودشکوفایی کار میکرد و متصور بود که انگیزۀ عالیتری به نام تعالی وجود دارد. او اسم نظریهاش را «نظریۀ زِد» گذاشت.
🔹آبراهام مزلو را معمولاً با نظریۀ «هرم نیازها» میشناسیم. هرمی که در قاعدهاش نیازهای زیستی مانند خواب و خوراک قرار دارد و در رأسش «خودشکوفایی». اما مزلو در اواخر عمرش، به نظریۀ دیگری میاندیشید که شاید امروز بیش از هر وقت دیگری به آن نیاز داریم. او در این «نظریۀ زِد» از فراانگیزشهایی حرف میزد که انسانیت را برایمان معنا میکنند: عدالت، نیکی، زیبایی، عشق و کمال. او معتقد بود بدون این افقهای تعالی بخش، نمیتوانیم به جامعهای انسانی دست پیدا کنیم.
🔹مزلو معتقد بود که انگیزۀ استعلائیان یا افراد دارای تعالی، معمولاً، با ارزشها و تجربیاتی برانگیخته میشود که فراتر از ارضای نیازهای اولیه و شکوفاییِ استعدادِ منحصربهفردِ شخص است. این فراانگیزشها شامل، ایثار در راه رسالتی فرافردی، طلب تجربۀ اوج و تعهد نسبت به ارزشهای وجودی یا «ارزشهای بی» میشود. صداقت، نیکی، زیبایی، عدالت، معناداری، سرخوشی، سرزندگی، کمال، بیآلایشی، وقار و تمامیت از جمله اهداف غایی «ارزشهای بی» محسوب میشوند.
🔹مزلو مشاهده کرد زمانی که از استعلائیان پرسیده میشود چرا اینگونه رفتار میکنند، یا چه چیز به زندگیشان ارزش زیستن میدهد، اغلب آنها به این ارزشها اشاره میکنند. هیچ دلیل دیگری وجود نداشت که توضیح دهد چرا آنها زمان زیادی را به کارهایشان اختصاص میدهند. این ارزشها در خدمت چیز دیگری نبودند و حتی نمیشد آنها را بهانهای برای دستیابی به اهدافی دیگر قلمداد کرد. مزلو باور داشت که «برای پرهیز از بیماری و دستیابی به کاملترین صورت انسانیت یا رشد، ارضای «فرانیازها» لازم است. در راه این ارزشها زیستن و مردن شایسته است. کسی که در آنها تعمق کند و با آنها یکی شود بیشترین شادمانی قابل درک برای انسان را دریافت خواهد کرد».
🔹جهانبینی نظریۀ زِد و پژوهش روانشناختی مدرن در زمینه خِرَد به نحو چشمگیری بایکدیگر شباهت دارند. در ادبیات روانشناختی، خِرَد را یکپارچگی میان ابعاد شناختی، احساسی و رفتاری تعریف میکنند. توانایی پذیرش چشماندازهای متعدد، توانایی واکنش غیرتدافعی در چالشها، توانایی ابراز طیف وسیعی از احساس برای رسیدن به معنا، توانایی ارزیابی انتقادی حقایق بشری و آگاه شدن از سرشت متناقض و نامطمئن مشکلات انسانی، همه و همه از عناصر مفهوم خرد است.
🔹جهانبینی استعلائیان نکات ژرفی برای فرد و جامعۀ خوب دارد و دیدِ الهامبخشی ارائه میدهد از آنچه آدمی میتواند باشد. بهترین انسانها همواره در زمانهایی ظهور کردهاند که سختترین دورهها برای انسانیت بوده است. حالا که جهان تا گردن در ناامنی و تردید فرو رفته است، بهترین فرصت برای جهانبینی استعلائیان فراهم شده است تا بیش از هر زمانی دیگری (احتمالا ًدر طول تاریخ بشر) گونۀ انسان را ارتقا ببخشد.
🔹تحقیقات نشان میدهد اگر افرادی که به لحاظ بالینی افسرده و مضطرب هستند، به مدت ده روز تحت مداخلۀ ارتقای اخلاقی قرار بگیرند -یعنی شاهد اعمال فضیلتمندانه، سخاوتمندانه و دلیرانه باشند- برای کمک به دیگران تلاش بیشتری را از خود به نمایش خواهند گذاشت. همچنین نزدیکی بیشتری با دیگران برقرار خواهند کرد، نشانههای اندوهشان کمتر خواهد شد و درگیری کمتری با اطرفیان خواهند داشت. گاه برای درمان ناخرسندی و استرس کافی است تا به ارزشهای بی و فرالذتطلبی روی بیاوریم که مثل دارو عمل میکند.
@eudemonia
برای مطالعۀ متن کامل به لینک زیر مراجعه کنید:
https://tarjomaan.com/barresi_ketab/9742/#02
