[زنـدگی در رویـــا]
کانال بسته
سلام🍭 زهرا هستم دانشجوی سال پنجم پزشکیِ ساری به امید روزی که همه رویامون رو زندگی کنیم💞 INFJ 💬http://t.me/HidenChat_Bot?start=5739874968
نمایش بیشتر279
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
اون بیست دقیقهی رفتوبرگشت به بیمارستان، از قسمتهای موردعلاقهی روزمه
منم و پلیلیستم و فرصتی برای فکر نکردن به هیچی🪭
امیدوارم فراموش کنه قضیه رو🙏🏻
وگرنه مجبور میشم برگهی اسامیمون که تو جیبشه رو بدزدم🧌
رزیدنت درحالیکه ابیوزمون کرده و قراره کنفرانس بدیم چون تو درمانگاه رو صندلی نشستیم و الان سرپا منتظریم که استاد بیاد
Repost from 🦷🦋'nepenthe'🦋🦷
آدمها فکر میکنن برای خوب شدن فقط به زمان نیاز دارن، اما خیلی اوقات چیزی که واقعا نیاز داریم، تجربههای تازهایه که به سیستم عصبیمون نشون بده واقعیت میتونه متفاوت باشه از چیزی که قبلا تجربه کردیم...✨
و انقدر بوی بدی میداد بخاطر عفونت که نمیشد تحملش کرد
استادمون پرسید بوی چیه
جوابش میشد سودومونا
خلاصه که تجربهی استشمام بوی سودومونا، بسی افتضاح بود
از اتفاق ناجالب امروز بخوام بگم یه کیس سوختگی ناشی از برق گرفتگی داشتیم که دوتا دستش آسیب دیده بود
دست راستش که تخریب بافتی شدید و به دنبالش عفونت کرده بود که نیاز به آمپوتیشن داشت
چپش هم نیاز به پیوند پوست داشت و اونم خیلی آسیب شدیدی دیده بود
امروز دوتا مورد شات گان داشتیم که هردو از آمل اعزام شده بودن
یاد آهنگ گنگستر شهر آمل افتادم💀
جالبه ولی از همیشه زودتر خوابم برد
حالا شب قبلش که باید صبح میرفتم بیمارستان ۴ خوابیدم🙏🏻
این کتاب جدیدی که دارم میخونم اسمش هست قتل در خوابگاه دانشجویی اثر آگاتا کریستی که خیلی نويسندهی خفنیه
کتاب دیگه ای که ازش خوندم قتل در قطار سریع السیر بود که اونم کتاب خوبی بود تو سبک جنایی معمایی
قبول دارین یه بازه دمای طلایی برای چای وجود داره که اگه تو اون دما خورده بشه، حس آرامش و لذت عجیبی میده🫖🪽
